The first 200 lines.
...و آنگاه
مامان
مامان چه تيکه ايه
تو يه شکارچي هستي؟
!سلام، وينچستر
!حرومزاده
چطوري، سرجوخه؟
سلام آقاي دي
پدر؟
ممکنه يه کمي ديوونگي به نظر بياد
ماري مادر منه
ببخشيد؟
و من نوه شما هستم
والدينم ماري و جان وينچستر هستن
نمي دونم ماري توسط يه شيطان چشم زرد کشته ميشه
تو روح اينا رو نمي خواي
نه، من فقط بچه هاشون رو مي خوام
چرا اونا؟
ميخوام بالاي گهواره اشون بايستم و ميخوام از خون خودم بهشون بدم
يعني تو داشتي از احساسهاي مرموزت استفاده ميکردي؟
نه مطمئني؟
ببين، تو نميخواستي که من اون کارو انجام بدم، منم انجام ندادم
خب. بذار فکر کنيم همونجوري بوده
ما ميدونيم ازازل با برادرت چيکار کرد
چيزي که نمي دونيم اينه که چرا
برادرت راه خطرناکي رو انتخاب کرده، دين پس متوقفش کن
يا ما مجبور ميشيم اينکارو بکنيم
...و اينک
ليليت کجاست؟
گورت رو گم کن
اگه جاي تو بودم بيشتر مواظب خودم ميبودم
چرا؟
چون تو سم وينچستر هستي، قهرمان بزرگ؟
و هنوز اينجايي و داري با يه شيطان ميخوابي؟
عجب قهرماني
دهنت رو ببند
چرا در مورد اون ماههايي که برادرت نبود بهم نمي گي؟
در مورد اون کارهايي که با اين شيطان هرزه تو تاريکي کردي
بگو، قهرمان
چه احساسي داشت؟
خوب
ديگه سردرد ندارم
هيچي؟
خيلي خوبه
من هواتو دارم
چيزي نيست
حالا
چيزي هست که بخواي بهم بگي، سم؟
دين، صبر کن، باشه؟
...فقط بذار ميخواي بگي فقط بذار توضيح بدم؟
ميخواي اينو توضيح بدي؟
چرا با توضيح اينکه اون کيه و
اينجا چه غلطي ميکني شروع نمي کني؟
خوشحالم که دوباره ميبينمت، دين
روبي؟
اون روبيه؟
روبي، بسه
خب، ميبينم که فاحشه حرف گوش کني هستي
روبي
روبي
اون آسيب ديده
برو
فکر ميکني کدوم گوري داري ميري؟
بيمارستان، مگر اينکه بخواي
يه دعواي ديگه شروع کني
دين
!دين
دين، چيکار داري ميکني؟
چيه، داري...ميري؟
تو به من احتياج نداري
تو و روبي برين با شياطين بجنگين
صبر کن
دين، بيخيال، پسر
راضي شدي؟
مي دوني چقدر قانون ها رو نقض کردي؟
چقدر غيرعدي بودي؟
به نسبت انسانها؟
من فقط شياطين رو طرد ميکردم
!با ذهنت
ديگه چيکار مي توني بکني؟
ميتونم برشون گردونم به جهنم
اين فقط روي شياطين جواب ميده، همين
ديگه چيکار مي توني بکني؟
!بهت گفتم
و منم به اندازه کافي قانع !شدم که حرفت رو باور کنم
ببين، من بايد بهت ميگفتم
متاسفم، دين
واقعا
اما طرف ديگه قضيه رو هم ببين
طرف ديگه؟
من شياطين رو از انسان هاي بيگناه دور ميکردم
!با چاقو اينکارو ميکردي
!چاقو قرباني رو هم ميکُشه
!با کاري که ميکنم، بيشترشون نجات پيدا ميکنن
ببين، من در 5 ماه گذشته حتي بيشتر از
آدمهايي که در يکسال نجات داديم، نجات دادم
اين چيزيه که روبي ميخواد فکر کني؟
اينجوري گولت زده تا از توانايي هات استفاده کني؟
اين يه جور مغلطه است، برادر
وايسا و ببين
چون اين تارکتر و تاريکتر ميشه
و فقط خدا مي دونه به کجا ميرسه
من نمي ذارم به اونجاها برسه
همين الانشم به اونجاها رسيده، سم
اگه نميشناختمت
ميومدم و شکارت ميکردم
مثل بقيه شکارچي ها
تو مُرده بودي
من مونده بودم
بايد بدون تو به جنگ ادامه ميدادم
و کاري که ميکنم
جواب ميده
خب، بهم بگو
اگه اينقدر کارت فوق العاده است
چرا در موردش بهم دروغ گفتي؟
چرا يه فرشته بهم ميگه متوقفت کنم؟
چي؟
کاستيلو گفت اگه متوقفت نکنم، اون اينکارو ميکنه
ميبيني، يعني چي سم؟
يعني خدا نميخواد که تو اينکارو بکني
حالا، بازم ميخواي اونجا وايسي و بهم بگي همه چي خيلي خوبه؟
الو؟
سلام، تراويس، حالت چطوره
منم خيلي خوشحالم که صدات رو ميشنوم
ام، ببين، الان زياد وقت مناسبي نيست
آره، باشه
اه، فقط بهم جزئيات رو بگو، اه...کارتيج تو ميسوري
دنبال جک مونتگومري بگرديم
!جک، دارويي چيزي خوردي؟
چي؟
اين خوشمزه است
دارم از گشنگي ميميرم
دسر هم داريم؟
همينطوري اتفاق افتاده؟
هي، عزيزم
ديگه بقيه استيکت رو نمي خوري؟
شوخي ميکني، نه؟
تا الان دوتا خوردي
...نمي دونم من فقط
گشنمه
شايد کرمي چيزي تو معده اته
خواهش ميکنم
من هيچوقت جام به اين خوبي نبوده
باورم نميشه
مامان...شکارچي بوده؟
منم اگه خودم با چشماي خودم نمي ديدم باورم نمي شد
اون زن خيلي هم قوي بود
منظورم اينه که تقريبا داشت منو شکار ميکرد
چطوري بود؟
منظورم اينه که
خوشحال بود؟
آره، اون فوق العاده بود
بامزه و باهوش بود
خيلي اميدوار
پدر هم همينطور
...البته تا قبل از اينکه
چيه؟
هيچي
تا الان فکر ميکرديم فقط پدر و مادرمون بودن...حالا
فهميديم که پدربزرگ مادربزرگمون رو هم اون کُشته
کل خانوادمون کشته شدن، و براي چي؟
تا يه شيطان چشم زرد بياد بالاي گهواره ام و چندقطره خون بريزه تو دهنم
سم، من در مورد خون شيطان بهت نگفتم
تو از قبل مي دونستي؟
آره، يه يه سالي هست
يه سال تموم؟
بايد بهت ميگفتم، متاسفم
تازگي ها خيلي اين حرف رو تکرار ميکني، سم
اما حالا هرچي
نمي خواد بهم بگي، مجبور که نيستي
اشکالي نداره !دين
حالا هرچي
هي، عزيزم، شام کي ميخوريم؟
چهل و پنج دقيقه ديگه
!دارم ميميرم از گشنگي
جک، غذاي خوشمزه بدون مايکرويو و کاملا خونگي تو راهه
مطمئني خودشه؟
اين تنها جک مونتگومري شهره
...و ما دنبال
تراويس گفت ببينيم چيز عجيب و غريبي ميبينيم يا نه
عجيب و غريب؟
آره
خيلي خب، من عجيب و غريب زياد ديدم، عجيب و غريب
کم ديدم، عجيب و غريب همراه با ديوونگي هم ديدم
اما اين يارو
منظورم اينه که اين يارو کسل کننده است تا عجيب
نمي دونم، دين
تراويس که خيلي مطمئن بود
من که ميگم اين براي عجيب و غريب بودن کافيه
تراويس
ميبيني، سم، بهت گفته بودم بايد آبجو ها رو قايم کني
ژيگول
!بيا اينجا ببينم
اه، خيلي از ديدنتون خوشحالم
منم همينطور خيلي از ديدنت خوشحالم
منم همينطور
پسر شما خيلي دراز شدين
چند وقت ميشه؟
بايد يه 10سالي باشه
تو هنوز...اون چي بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.