High Potential

High Potential

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

High Potential S02E01 Pawns 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 High Potential 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-27
Downloads: 5
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

اشتباه کردید، من درستشون کردم. نیازی نیست شلوغش کنیم.

چه اشتباهاتی دیدی؟

یه جور اجبار دارم که همه چیزو درست کنم.

اگه اشتباهی ببینم، باید درستش کنم.

تا دا!

من آی‌کیوم ۱۶۰ئه.

اصطلاح فنیش میشه «فرد با پتانسیل فکری بالا».

یعنی توانایی‌های شناختی پیشرفته داری.

بیا تمام‌وقت اینجا کار کن. بهت نیاز داریم.

این خانومو می‌شناسی؟ - من شریکشم.

ما شریک نیستیم.

اون در واقع فقط یه مشاوره‌ست.

وقتی من و تو از هم جدا شدیم، توافق کردیم

مهم نیست چی بشه، ما یه خانواده می‌مونیم.

لودو تو رو مثل دخترش می‌دونه.

این فرق داره. - پدرت دوستت داشت.

واسه همین رفت.

می‌خوام یه نفر رو پیدا کنی. رومن سین‌کوئرا.

اون ۱۵ سال پیش ناپدید شد. - قبوله.

اینو برای پدرت ساختی؟ - اگه پیداش کنی.

معلوم شد رومن به عنوان خبرچین اف‌بی‌آی کار می‌کرده.

«دو ساعت وقت داری حرکت کنی.»

مثل یه جور بازی می‌مونه.

آدم‌ربا می‌خواد طبق قوانین خودشون بازی کنیم.

اونا دارن ما رو می‌بینن.

آز تلفنشو جواب نمیده.

گرفتمش.

این آدم‌ربا واقعاً داره باهام بازی می‌کنه.

داره فرار می‌کنه.

من اینو برات می‌برم. - ممنون.

من و آوا دیگه برای این بازی خیلی پیر شدیم.

و کلوئی هم چند سال دیگه لازم داره.

مورگان، می‌دونم کجاست. رومن. اون زنده‌ست.

هی، اونجا چطوره؟

خوبه. تازه سومین قصه شبشو براش خوندم.

چی؟ فقط سه تا قصه شب؟ راحت خلاص شدی.

خیلی ممنون بابت بچه‌داری. امشب واقعاً بهش نیاز داشتم.

خواهش می‌کنم. داری میای خونه؟

آره. آره، دارم میام. - باشه. مراقب باش.

حتماً.

دوستتون دارم. خداحافظ. - دوستت دارم.

«بیایید بازی کنیم.» ۳۴ دقیقه وقت داریم حرکت کنیم.

«بازی تازه شروع شده.»

مجبورم کردن بازی کنم.

اونا یه ماسک سفید انیمه‌ای زده بودن.

و دارن ما رو می‌بینن.

هرکی که داره با ما بازی می‌کنه، دیوید روی پِک نیست.

خب، پس این یارو کیه لعنتی؟

مامان، کمک! کمکم کن!

چی؟ چی شده؟

هیچکس نمی‌تونه کمکت کنه.

داری چیکار می‌کنی؟ جدی میگی؟

اون... اون داره تقلب می‌کنه. بالشتای من، قوانین من.

بسه دیگه، باشه؟

اولاً، این یه جنگ بالشته.

راهی برای تقلب نیست.

ثانیاً، اینا بالشتای تو نیستن.

وای، وای، وای!

اون منو گول زد. - تو دو تا داری، این منصفانه نیست!

سلام! من دارم سعی می‌کنم برای خواهر کوچولوم قصه بخونم تا بخوابه.

اوه، باشه، یواش انجامش میدیم. هیس. - آخ!

می‌دونید، شاید اگه یه هفته تو این خونه گیر نکرده بودیم،

مثل حیوونا رفتار نمی‌کردیم.

حیوونای وحشی. نمی‌تونم. - حمله مار!

رئیست اینجاست.

اوه!

چه موقع خوبی. الان خوابت گرفته، نه؟

برو بخواب. باشه.

زحمت نمیشی؟ خودم حواسم بهش هست.

ممنون. خودم حواسم بهش هست، خودم حواسم بهش هست.

خب... چطور پیش میره؟

خیلی خوب نیست. در واقع، خیلی افتضاحه.

نمی‌دونم چی بدتره، اینکه یه روانی دیوانه تعقیبم کنه

یا اینکه مجبور باشم در موردش به بچه‌هام دروغ بگم.

لازم نیست بترسونیشون. به زودی این یارو رو می‌گیریم.

همه چیز به حالت عادی برمی‌گرده. - امیدوارم.

فقط مسئله زمانه تا اونا بفهمن

لودو به خاطر آفت سوسک خرما رو کاناپه نمیمونه.

اونا بومی محله اونه. فکر کردم الیوت چک می‌کنه. چک کرد.

غیر از این تکالیف، چیز دیگه‌ای برام داری؟

کاش اطلاعات بیشتری در مورد رومن داشتم.

ما تقریباً مطمئنیم که رابط جیو اطلاعات خوبی داشته.

اون جایی در هندرسون، نوادا اقامت داره.

نیروهای اونجا رو آوردیم تا کمکمون کنن بهش نزدیک‌تر بشیم.

آدرسی داری؟

هنوز نه، ولی گیر میاریم.

ما حلش می‌کنیم.

حالش چطوره؟

کارادک؟

حاضره که برگردی.

همه مون.

وای، وای! دَف، کجا میری؟ - برنامه دارم.

واقعاً؟ این وقت شب؟

آروم باشید.

فقط یه دوسته. شماها هم باید از اینجا برید.

نمیتونیم پشت سر هم شب‌کاری کنیم.

آره، میدونی چیه، اوز؟ حق با اونه. برو خونه.

چرا؟ مگه قراره بخوابم اصلاً؟

نه تا وقتی که اون حروم‌زاده رو بگیریم.

خب، از این حس خوبت ممنونم،

ولی فرسوده کردن خودت به این پرونده کمکی نمیکنه.

آره، تو چی؟

منم پشت سرت میام.

دروغگوی افتضاحی هستی. - آره، خوب نبود.

بعداً میبینمتون، بچه ها. - میبینمت.

باشه.

هی، چرا این وقت شب زنگ زدی؟

اینم از اون بداخلاق من.

صدای تو رو هم شنیدن خوبه.

چرا اینقدر دیر کار میکنی؟ از کجا میدونی دارم کار میکنم؟

خب، ساعت ۲ صبح جواب تلفن رو دادی و زندگی اجتماعی نداری.

آره، میدونی، این یارو رفته سراغ یکی از خودمون.

به تو نزدیک شده. به بچه‌هات نزدیک شده.

برای همین هیچ کدوممون نتونستیم آروم بگیریم.

واقعاً فکر میکردم تا الان پیداش کرده بودیم،

خصوصاً با اون عکس شماتیکش که تو همه اخبار پخش شده.

آره. منم همینطور. میدونی، خیلی با جزئیاته.

آره، خیلی با جزئیاته. با دو تا هنرمند مختلف سخت روش کار کردم.

نه، بینی خیلی عقابیه. استخوان گونه‌هاش هم که اصلاً داغونه.

داری چیکار میکنی؟ اوه، فکر کردم گفتم یه چاک کوچیک و یه گودی ریز،

ولی ظاهراً گفتم جان تراولتا، و یادم نمیاد.

کلاً پاکش کن.

خدایا، فقط باید یاد بگیرم چطور نقاشی کنم.

این حس رو دوست ندارم، کارادک.

گندیه. ازش متنفرم.

آره. منم همینطور.

آره.

یکم بخواب.

تو هم همینطور.

صبح بخیر، چستر. - هی. چی داری اونجا؟

خب، هیچی مثل این نیست که بگی "ممنون که از خانواده‌ام مراقبت کردی،"

تا یه جعبه بیسکویت کره باز شده.

چیزی که برای صبحونه کلوئه درست کردم رو می آوردم، ولی چندش‌آور بود.

آره، ستوان سوتو نگفت این مأموریت مزایایی هم داره،

پس ممنون.

شب آرومی بود؟ آره، آره، همه چی خوب بود.

هی، اینقدر شیک کردی، کجا میری؟

فقط باید برم یه سری کارها رو انجام بدم.

بعداً میبینمت. - باشه.

کسی نیومد اینجا؟

نه، فقط معمولیا. بچه‌ها، سگ‌ها، میدونی.

چرا؟

آدرس اشتباهی.

همه چی خوبه، مورگان؟

آره، فقط برای یه لحظه میرم سر کوچه.

میخوای زنگ بزنم یه اسکورت پلیس بیاد؟

اشکالی نداره. نه، سریع برمیگردم.

حواست به خونه باشه.

چرا هیچ کس جواب تلفنش رو نمیده؟ مثل دیوونه‌ها دارم پیام میدم.

بچه ها، این کار گیم میکر (Game Maker) هست.

اون این نامه رو برای من فرستاده تا من از کنار یه خونه خیلی خاص رد بشم.

میدونم کار اونه.

اصلاً میدونی چقدر نادره که اداره پست آمریکا

نامه رو به آدرس اشتباهی تحویل بده؟

بین سیستم تشخیص کاراکتر نوری،

اسکن بارکد و سیستم کد پستی ZIP+4.

فوق‌العاده نادره. و اون میدونه که من اینو میدونم.

و اون اینم میدونه که خیابون کناری خونه من بن‌بسته.

پس میدونست که من باید از کنار اون خونه رد بشم تا به این آدرس برسم.

میدونم کار اونه.

صبح بخیر، مورگان. خوش برگشتی.

با عجله اومدم تو؟ - یه کم.

خیلی تند بود.

متاسفم.

صبح بخیر، دافنه.

اوز، واقعاً خوشحالم که برگشتی سر کار.

تو هم همینطور.

حالت خوبه؟ - آره.

منم همینطور.

و آره، مورگان، ما همه پیام‌هات رو دریافت کردیم.

و دو تا وویس نوت (پیام صوتی).

که یه جورایی شنیدنشون سخت بود چون انگار داشتی میدویدی؟

آره، چی؟ آروم آروم راه برم یا یواشکی؟

معلومه که دارم میدوم. مهمه. لطفا این رو اثر انگشت‌گیری کنید.

دیگه چی تو این کیف هست؟

احتمالاً بیسکویت دندونی یا یه چیز دیگه.

نمیدونم. اینقدر بزرگش نکن.

ضمناً، اون کیف به نظر میاد خیلی بیشتر بشه ازش استفاده کرد.

وقتی کارتون تموم شد بهم پسش بدید.

باشه، پس واقعاً فکر میکنیم که این میتونه کار گیم میکر باشه؟

آره. مطمئن نیستم.

من مطمئنم. شما چطور؟

چون هفته پیش هم پرونده‌های دیگه‌ای بود که شما خیلی مطمئن بودید--

می‌فهمم، باشه؟

آره، چند بار زود قضاوت کردم، اما شماها فکرشو بکنید.

آهنگ "شیر امشب می‌خوابه"، با اون بازی جورچین حیوانات جنگل

که گذاشت تو کیسه خرید من کنار بچه‌هام. خودشه.

تا الان چی داریم؟ - هنوز داریم اطلاعات جمع‌آوری می‌کنیم،

از اون شخصی شروع می‌کنیم که تو اون آدرس زندگی می‌کنه.

فقط یه اسم تو اجاره‌نامه هست. مایا پرایس. امروز صبح براش پیام گذاشتیم.

امیدواریم به زودی خبری ازش بگیریم و حالش خوب باشه.

مایا پرایس خواهر منه. پیداش نمی‌کنیم.

خیابان ولز، ۱۵۲۲؟

مامان کجاست؟

High Potential subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left