High Potential

High Potential

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

High Potential S02E03 Eleven Minutes 1080p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 High Potential 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

چند نفر؟ یه میز برای دو نفر لطفا.

منتظر یه آدم خاصی؟ خیلی خاص.

چه بامزه. خب، بفرمایید، بشینید.

اوه. وای. بعضی آدما چقدر بی‌ادبن.

اشکالی نداره. بهترین جای سالنه.

بذارید شما به این نگاه کنید تا من اینجا رو تمیز کنم.

اِ، ببخشید.

خوب به نظر میام؟

به نظرم خیلی خوش‌تیپ به نظر میای. ممنون.

بچه‌ها، یالا، بریم.

لودو هر لحظه ممکنه برسه. صبحانه حاضره.

می‌بینم که نگاه قضاوت‌گرای منو به ارث بردی.

فکر می‌کردم فقط آوا اینطوریه، همونی که اتفاقاً عاشق وافل تُستیه.

اینو بهت بگم...

اوه، وافل تُستی!

یکیشون دوست داره. دیگه نمی‌تونم یادم بمونه.

داغ، داغ، داغ. بفرمایید.

اینا چین؟

فقط یه پروژه کوچیکه که دارم روش کار می‌کنم.

حالا که یه پولی دستمون اومده...

فکر کردم یه کمک پاره‌وقت بگیرم.

من اینو پیشنهاد می‌کنم. اوه، آره؟

اون لیزر تگ بازی می‌کنه. دید جانبیش قویه، رفلکس‌های سریع داره.

ویژگی‌های مهمی که کلویی شروع به راه رفتن کنه.

احساس می‌کنم به خاطر خوشگل بودنش انتخابش کردی.

ولی خوب داری پنهونش می‌کنی.

اوه، من اونو می‌شناسم. اون سال بالایی بود وقتی من سال اولی بودم.

آره؟ چی در موردش می‌دونی؟ نمی‌دونم.

سال بالایی‌ها با سال اولی‌ها حرف نمی‌زنن.

خب، شاید تو شبکه‌های اجتماعیش یه چیزی پیدا کنی.

دارم به استخدام یه نفر پاره‌وقت فکر می‌کنم.

اوه، درسته. امروز دوباره تمام‌وقت سر کار.

درسته. و وقتی سر کارم، می‌خوام مطمئن شم...

...که شماها حمایت لازم رو تو خونه دارید.

لودو به کمک احتیاج داشت، براش گرفتم. خب، شماها بگید چی نیاز دارید.

هنوزم دوست دارم از سردخونه بازدید کنم. اون ایده‌ات رو دوست دارم، می‌دونی.

چرا به من نشون نمی‌دی که می‌تونی پوشک کلویی رو عوض کنی...

...بدون اینکه از بوش غش کنی، تا بعد بریم سراغ فرمالدهید؟

تو چی، آوا؟

دوست دارم یه خبری از بابام بشنوم.

منظورم اینه، اشکالی نداره.

می‌دونم واقعاً فرصت پیدا نکردی با ستوان سوتو حرف بزنی.

ولی حالا که برگشتی شاید خبری داشته باشه.

حتماً پیگیرش میشم.

ولی الان باید برم سر صحنه جرم. تو کارا رو دست بگیر، باشه؟

ببین می‌تونی اینا رو زنده نگه داری تا لودو برسه؟

دوستت دارم. خداحافظ. دوستت دارم.

پولی که می‌خوای به اون بدی، به من بده. اوه، حتماً.

اون فاکتور رو بفرست به حسابداری، باشه؟

خداحافظ. خداحافظ.

فکر می‌کنم منظورش از "حسابداری" اینه که...

آره، آره، آره. فهمیدم.

اسم قربانی ناتان گولد، ۴۶ ساله.

آدرس گواهینامه‌اش نشون میده همین نزدیکی‌ها زندگی می‌کرده.

خدمه کافه پیداش کرده پشت این سطل‌های زباله، با یه کیسه چسب‌زده شده رو سرش.

پول و کارت‌های اعتباریش هنوز اینجاست.

آره. گوشیش هم هست. به نظر سرقت نمیاد.

شاید یه چیز شخصی‌تر؟

زنده می‌مونه؟

وقتی رسیدیم، ایست قلبی کرده بود. نه نبض داشت، نه نفس می‌کشید.

ضربان قلبش برگشت ولی هنوز به هوش نیومده.

دستگاه تنفس مصنوعی داره براش نفس می‌کشه.

پس ممکنه مرگ مغزی شده باشه.

تو بیمارستان می‌تونن بیشتر بگن.

فقط نمی‌دونیم چقدر قبل از رسیدن ما بدون اکسیژن بوده.

شانس این بیچاره شاید بالاخره تموم شده باشه.

بالاخره؟ اینو می‌شناسی؟

ناتان همیشه تو لیست مریضا بود. بیشتر از یه بار با ما اومد.

سابقه جراحات مشکوک.

مشکوک چطور؟ بهمون گفت افتاد و پاش شکست.

قبل اون، دستش رو اجاق گاز سوخته بود.

همیشه فقط می‌گفت دست و پا چلفتیه.

ولی فکر می‌کنی کس دیگه‌ای کمک کرده؟

ناتان آدم خوبی بود.

امیدوارم کسی که این کارو کرده رو پیدا کنید.

گفتی یه خدمه پیداش کرده؟

آره، یکم شوکه شده ولی فکر کنم بتونه به چند تا سوال جواب بده.

اون خیلی عصبی بود.

گفت داشت با یه آدم خاص ملاقات می‌کرد.

اون مرد بیچاره.

اینجا جاییه که نشسته بود؟

رفتم تو تا لوازم تمیزکاری بیارم.

و وقتی اومدم بیرون، فکر کردم رفته.

اون سنجاق رو پیدا کردم و تو خیابون دویدم دنبالش.

بعد کار زیاد شد و من دیگه یادم رفت تمیز کنم.

خوشحالم که این کارو کردی.

کارادک، اینو ببین.

تا حالا شده سر این میزا نوشیدنی بریزی رو خودت؟

اِ، نمی‌تونم بگم یادم میاد این کارو کرده باشم، نه.

البته که نه. تو دوست داری لباس محافظ شیمیایی بپوشی...

...وقتی یه چیز تُرد و پُروک می‌خوری.

ولی فقط برای یه ثانیه وانمود کن...

...که یه آدم معمولی هستی و یه وعده غذای معمولی می‌خوری، باشه؟

آها، اینم تو، یه نوشیدنی خنک توی یه روز گرم تابستونی می‌نوشی

که، اوه اوه، همه‌ش می‌ریزه رو میز

از لای درزا چکه می‌کنه و می‌ریزه رو شلوار بی‌دفاعِ تو

نه!

آره، می‌دونم.

ولی به این لکه‌ها نگاه کن. همه‌شون یه اندازه پخش شدن

روی زمین، روی صندلیا

حتی کسی اصلاً اونجا ننشسته بود

این ریخت و پاشا صحنه‌سازی شده بود

یکی می‌دونسته که نیتن قراره اینجا باشه

و می‌خواسته مطمئن بشه که اون کنار کوچه بشینه

حدوداً چه ساعتی ایشون رو نشوندید؟ و کی جنازه‌ش رو توی کوچه پیدا کردید؟

فکر کنم حدود یک ربع به هشت رسید اینجا

باشه، پس چطوری جسد رو پیدا کردید؟

صدای اردک شنیدم. اردک؟

اردکا یه جایی توی کوچه قارقور می‌کردن

رفتم دنبالشون بگردم، و...

و پیداش کردم

فکر کنم فعلاً همیناست که داریم

اگه سوال دیگه‌ای باشه حتماً بهتون اطلاع می‌دیم

باشه

چی؟

فکر کردم می‌خوای وارد یه تحلیل جامع بشی

از الگوهای مهاجرت اردک‌ها توی منطقه لس آنجلس

این‌جوری فکر می‌کردی؟ هوم. آره

خب، می‌تونستم، ولی بی‌فایده بود چون هیچ اردکی توی اون کوچه نبود

اثری از اردک دیدی؟ فضله‌ای نبود

اردکا فقط همین کارو می‌کنن. فضله می‌ریزن

نمی‌دونم چی شنیده ولی فکر نکنم اردک بوده باشه

باشه، بحث اردک‌ها رو فعلاً می‌ذاریم کنار

آپارتمان قربانی فقط چند کوچه از اینجا فاصله داره

اگه اورژانس مطمئن بود که یکی بارها بهش آسیب می‌زده

بریم ببینیم کیه

خب، کتابای آمار بازیکن‌ها، ده‌ها برنامه بازی تیم‌ها

نیتن گولد واقعاً عاشق ورزش بود

آره؟ تیمش کیه؟ روشن کن منو

من؟ من حتی نمی‌تونم بفهمم ورزش مورد علاقه‌ش چیه

من همه جای اینجارو گشتم

نه یه کلاه بیسبالی، نه یه لباس ورزشی، نه یه پرچم رو دیوار

ولی اینجا خیلی عجیبه‌ها

اگه کسی اینقدر که به آمار وسواس داره، واقعاً اهل ورزش بود

می‌دونی اینجا چه شکلی می‌شد؟

شبیه داخل یه مغازه کادویی استادیوم می‌شد

ولی این توده خیلی چشمگیر رو هم دیدم

از قبض‌های عقب‌افتاده؛ یه رشته‌ای که من خودم توش حرفه‌ای‌ام

ظاهراً نیتن چند هفته فاصله داشته

تا همه‌چی قطع بشه براش

پس تو فکر نمی‌کنی نیتن عاشق ورزش بوده، فکر می‌کنی عاشق قمار بوده

و فکر نمی‌کنم قمار هم عاشقش بوده باشه، که این می‌تونه توضیح بده

اون همه آسیب مرموزی که امدادگرا داشتن ازش حرف می‌زدن

نیتن از بدهی‌هاش عقب افتاده بود و به آدم‌هایی بدهکار بود که کارشون بدتر از اینه

که وقتی دیر پرداخت می‌کنی، آب رو قطع کنن

هوم

فکر می‌کنی چیه؟

نمی‌دونم. می‌تونه یه حساب بانکی یا رمز عبور، شماره تلفن بین‌المللی باشه

هوم

باشه، اون آدمای ترسناکی که الان ازشون حرف می‌زدی

همون طلبکارا، آدرس خونه رو می‌دونن؟

هیس

ما که آدمای خوبی هستیم. می‌تونستید در بزنید

آخ!

به ستوان زنگ بزن. بگو نیروی کمکی بفرسته

حرکت کن

وای، وای، وای

خوبی؟ خوبه؟ آره

به ستوان سوتو وصل شدید

لطفاً پیام بذارید، و من در اسرع وقت با شما تماس می‌گیرم

هی! پلیس!

اوه

رو شکمت. رو شکمت

دستات پشت سرت

آها

"مارکو دِلیون."

رفیقت که خیلی سریع ولت کرد رفت، مارکو. ناراحت شدی؟

اون رفیق من نیست. خب، نه، بعد از یه همچین کاری که نیست

فکر کنم منظور مارکو اینه که اونا فقط شریک تجاری‌ان

مگه نه مارکو؟ اوه

نگا کن اینجا رو. یه چیزی پیدا کردم

پس فکر ما اینه، مارکو

تو و شریک تجاریت برای کسی کار می‌کنید که نیتن گولد بهش پول بدهکار بوده

و تو یا یه نفر دیگه که برای رئیست کار می‌کنه

امروز صبح یه کیسه پلاستیکی کشیده سر نیتن

راستی، اون هنوز زنده‌ست. ولی احتمالاً زنده نمی‌مونه

به هر حال، با دونستن اینکه نیتن هرگز قرار نیست بدهی‌هاشو بده

رئیست تو رو فرستاده اینجا تا هرچی از اموال دزدیده شده می‌تونید، جمع کنید

درسته؟

چیز دیگه‌ای توی جیبش داره؟ اسلحه، یه ویال چیزی برای تزریق؟

نه. چرا؟ به چی فکر می‌کنی؟

فکر کنم اینجا درباره دوست عزیزمون مارکو اشتباه قضاوت کرده بودیم.

و اگه حق با من باشه...

واقعاً دوست داری ما رو به رئیس‌ات معرفی کنی.

هی. ما یه...

هی، رِی. ما اینجاییم که چند تا سوال درباره نِیتِن گُلد بپرسیم.

من با پلیس حرف نمی‌زنم.

مشکلی نیست. من که پلیس نیستم.

و اگه این یکی کلاً حرف نزنه، بدم نمیاد.

اوه، خدای من! این وایپِرشو اولتراست؟

اوه. دستگاه برقی ورق‌بهم‌زن. اینا خیلی باحالن.

همه میزای اینجا از اینا دارن؟

آره دارن. وای، کاش بچه‌ام اینجا بود.

الان حسابی درگیر کارت‌بازی شده.

همین چند روز پیش، مجبورم کرد یه ویدئوی کامل یوتیوب رو تماشا کنم...

High Potential subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left