The first 178 lines.
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟
!واقعاً همین رو میخوای؟
بله؟
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟ !واقعاً همین رو میخوای؟
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
تو یه دکتر هستی؟
ببخشید؟
تو یه دکتر هستی؟
آخه پِیجر داری
آره. دکتر ام
الان نباید بری؟ - فقط اگه مورد اورژانسیای پیش بیاد -
جراح هستی؟
رادیولوژیست هستی
دندونپزشک هستی - روانپزشکِ مشاور و رواندرمانگر ام -
...چه جالب
الان مشورت با یه روانپزشک به کارم میاد
دوستدخترم از تاکسیِ درحال حرکتش پرید پایین
چیز مهمی نبود؟ - اگه دوستت مشکلی داره باید بره بیمارستان -
گوش کن
اصلاً متوجه نیستی دارم در مورد چی صحبت میکنم
ولی اگه بخوای برات تعریف میکنم
ببین، دوستدخترم یه موهبت خیلی خاصی داره
.بههرحال باید برات جالب باشه .تو که خِبرۀ این کاری
اینی که میگی دوستدختر دائمیت ـه؟
اینجوری باشه خوشحال میشی؟
توی شیلی با "لوز" آشنا شدم
توی یه مدرسۀ کاتولیک دخترانه
،ای پدر ما
چرا انقدر کیری هستی؟
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
ملکوتت بوی تعفن میدهد
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
خانم کارارا؟
من برتیلون هستم
ایشون همکارم، اولارته، هستن
ممکنه همراهمون بیای؟
...خانم کارارا - بچه که بودیم، باید نقاشی -
خودمون رو در قالب شغل آیندهمون میکشیدیم
من خودم رو به شکل یه راهبه کشیدم، تا نمرۀ بالاتری بگیرم
شما همیشه میدونستی که
میخوای پلیس بشی؟
پس میتونی آلمانی حرف بزنی
تو یه رانندۀ تاکسی هستی؟
موقتاً
یه بار، موقع ناهار تو مدرسه، لوز انگشت کرد تو دهن خودش
کلی مایعات بالا آورد
همهش رو درست ریخت روی میزش
لوز گفت
بوی ماهی گندیده حس میکنه
بعدازظهر همون روز، یه سری از دخترها حالشون بد شد
بعد از چند روز، اون تنها کسی نبود که توی سلف سرویس بالا آوردهبود
.دخترهای دیگه هم بوی ماهی حس میکردن .یه موجی بین بچهها راه افتادهبود
بعضی از دخترها تب کردن
آخر همون هفته، مدرسه کامل تعطیل شد
بیشتر از دویست تا از دانشآموزها از یه بیماری مرموز رنج میبردن
آشپزخونه رو بررسی کردن و دنبال منبع آلودگی و میکروب بودن
لولهکشی گاز رو بررسی میکردن ببینن نشتی داشته یا نه
با مرکز مدیریت بیماریهای واگیردار هم تماس گرفتن
حالا میفهمی دارم از چهجور موهبتی حرف میزنم؟
تو به یه مدرسۀ کاتولیک میرفتی؟
چرا که نه
خیلی از اون جاها خوشم میاد
یه دختری بود که فکر میکرد حاملهست
لوز پیشنهاد داد کمکش کنه
سه تا حدس میتونی بزنی که چرا
یه واسطۀ ارواح
فکر کنم لوز مدت خیلی زیادی دلش میخواست که با من آشنا بشه
اون شب صدام زد و گفت به کلیسای کوچیک مدرسهمون برم
دختری که ظاهراً حامله بود، مَست وسط یه حلقه از نمک دراز کشیدهبود
!وسط یه حلقه از نمک؟ - آره -
ایناش فقط به این بستگی داره که طرف چهجور فیلمهایی دیدهباشه
تنها چیزی که لازمه یه میزبان ـه که اون رو به جسمش فرابخونه و یه واسطۀ پذیرا
یعنی چی؟ چه فیلمهایی؟ - بعد لوز گفت -
"ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟" اون موقع بود که استرس گرفتم
"تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی" میدونی، قبل از این ماجرا اصلاً با من صحبت نکردهبود
"ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود"
حتی بعید میدونستم که بدونه من وجود خارجی دارم
"ملکوتت بوی تعفن میدهد" میخواستم بهش بگم چهقدر ازش خوشم میاد و براش احترام قائلم
"بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم"
...بعد لوز گفت
"آیا اینجا هستی؟"
من اسپانیایی بلد نیستم
میشه اینقدر نپری وسط حرفم؟
کجا بودم؟
مستخدم مدرسه مُچمون رو گرفت
من رو لُخت از تو کلیسا بُردن بیرون
میتونی تصور کنی که بعدش توی مدرسه چه خبر شد
لوز رو که اخراج کردن
دختر حامله چی؟ - ظاهراً حامله -
سر اون معلمها با هم یه جر و بحثی داشتن
بعد رسماً اعلام کردن که همون شب دختره خودکشی کرده
لوز گذاشت رفت
منم بدجور حوصلهم سررفت
،امروز بعد از اون همه سال این شانس نصیبم شد که باهاش صحبت کنم
تو اهل کلمبیا هستی؟
سوار تاکسی لوز شدهبودم
...اعتراف میکنم که
یه خُرده بیقرار و بداخلاق بودم
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟
ظاهرم همچین مطلوب و مناسب نبود
به هر حال که موقعیت ناجوری بود
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
.ملکوتت بوی تعفن میدهد ...ارادهات در بین
باید فوراً لوز رو میبوسیدم
...لوز گفت
من رو میرسونه بیمارستان
من رو لمس کرد
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟ ...تا دختری را میبینی
میدونی من ازش چی پرسیدم؟
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟ !واقعاً همین رو میخوای؟
لوز خودش رو از تاکسی پرت کرد پایین
ولی دفعۀ بعد بهتر عمل میکنم
به حمایت درمانیت هم نیاز دارم
حالا شاید بد نباشه یه نگاه به پیجرت بندازی
گندش بزنن
حالت زیاد خوش نیست؟
من میتونم کمکت کنم
میتونم کمکت کنم
ولی تو هم باید به من کمک کنی
باشه
...دستت رو - خونریزی داری -
دستت رو بده من
برتیلون، صدام رو داری؟
دکتر روسینی، صدام رو داری؟
دکتر روسینی، صدام رو میشنوی؟
دکتر روسینی؟
بله؟
آمادهاید؟
لوز، راست دستی یا چپ دست؟
مشروب خوردی؟
لطفاً جواب سؤال من رو بده
با هر دو دستم میتونم بنویسم
میشه دستت رو بدی من؟
.به خطوط روی دستت نگاه کن .روی یه نقطه تمرکز کن
،همینطور که دستت به صورتت نزدیک میشه
.رو چشمهات متمرکز میشی ببندشون و به خواب فرو برو. آروم باش
گردنت شُل و راحت ـه، شونههات شُل و راحت ـه
.همهچی به آرومی در جریان ـه .هرچهقدر آرومتر باشی، حس بهتری داری
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
ملکوتت بوی تعفن میدهد
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
...لوز
میخوام یه لحظه رو از موقع شروع شیفت شبانهت انتخاب کنی
صدام تو رو همراهی میکنه
صدام تبدیل میشه به صدای مردم در حال عبور
تبدیل میشه به صدای رادیو و
صدای درونیت
میخوام در حالی که توی تاکسیت نشستی به خودت بیای
خوبه
خیلیخب. تو همین حالت بمون
بعد چه اتفاقی میافته؟
چیزی نمیبینم
لوز، تصور کن یه مرد نابینا توی تاکسیت نشسته
چه صدایی میشنوه؟
توصیۀ امنیتی: لطفاً چمدانهای خود را بیتوجه
رها نکنید
جوش نیار بابا
لوز
رادیو داره چی پخش میکنه؟
!سلام
کجای میری؟
سلام
خب، میخوام برم به قسمت ماشینهای اجارهای
شوخیت گرفته؟
من چند ساعته اینجا علافم
!بزن به چاک
این چه کوفتیه دیگه؟
من ساکهاتون رو میبرم، خانم
لوز؟
بله؟
منم
!نورا
نورا وَندرکورت
سلام
!میبینی واقعاً؟
No comments yet. Be the first to leave one.