The first 200 lines.
!نه
!نه! نه
!نه
!نه
!نه
!نه
!نه
بله؟ - ،سلام -
بنده «دوین درکلی» هستم
آقای «ادوارد آیپوس»؟
خودم هستم. سلام
.سلام عرض شد از یتیمخانۀ «وودلند» باهاتون تماس میگیرم
درخواست اینترنتیِ مشخصاتِ والد خونیتون
به دستم رسید
بله، درستـه - مدارکتون رو -
توی بایگانی وودلند پیدا کردیم و
اسناد پذیرشتون بررسی شد
اسنادی که تمام اطلاعات شما توش به ثبت رسیده
چیز خاصی دستگیرتون شد؟
خب... قد و وزن نوشته شده
تاریخ تولد نامشخصـه
مشخصات والد خونیای هم ثبت نشده
...خلاصه اگه کمک دیگهای از بنده ساختهست
بهم ایمیل بزنید
مرسی - عشقِ منی -
راستی... فهمیدم که
احتمالاً امروز اصلاً تولدم نیست، ولی
بههرحال مرسی
با وودلند صحبت کردی؟ - آره -
پس انگار نباید اینو بهت بدم
...نه - نمیشه دیگه -
...چون کادوی تولد ـه و
،تازه با اینکه میدونستی تولدت نیست
آرزو کردی و شمع رو هم فوت کردی
!نکن... نامردیـه - نُچنُچ -
بدهش من - ...نخیر -
...باشه. تسلیم، تسلیم، تسلیم
میدمش بهت، ولی اینطوری خوشیمن نیست
!مُردم از استرس خدا
این چیـه؟
اوه
.بیا فکر کنم باید اِسکنش کرد
«ریشهیاب»
ریشۀ شما به کجا میرسد؟
لطفاً انگشت خود را در دستگاه ژنخوان قرار دهید
یک میکروقطره از خون شما گرفته میشود
یه سرسوزنـه
آره... انگار
با تشکر
ریشهیاب در حال تجزیهوتحلیل دیانای شماست
چیزی حس کردی؟
!هوم... چی بگم
سلام، ادوارد. سیلویا هستم از بخشِ امور مشتریانِ
«ریشهیاب ژنتیک»
خواستم به اطلاعت برسونم که دیانایت مورد بررسی قرار گرفته و
بخش ارتباطات خویشاوندی توی حساب کاربریت فعال شده
پزشک متخصصمون بهزودی باهات تماس میگیره و
جزئیات ارزیابی سلامتت رو در اختیارت قرار میده
ممنون
« !یک ارتباط خویشاوندی یافت شد »
« ۹۹.۹٪ مانوئل کاسترو | احتمال نسبت برادری »
...شاید پَنیک کردم
مثلاً بهخاطر یهویی پیدا شدنِ برادرم
ولی... همیشه دنبال همین بودم
شاید بد نباشه باهاش تماس بگیری
یا اگه میخوای وایسا من برگردم
بعد باهم بهش زنگ میزنیم
خیلی استرس دارم، متوجهای؟ - آره -
مشکلی پیش نمیاد
!اتفاق هیجانانگیزیـه
حق با توئه
سر راه که میام دامپلینگ هم میگیرم بخوریم، خب؟
دوستت دارم
منم دوستت دارم
خداحافظ
« مانوئل کاسترو: سلام | میخوای صحبت کنیم؟ »
سلام! ادوارد؟
الو؟ سلام... مانوئل؟
سلام! آره... مانوئلم
!خیلی عجیبغریبـه
!آره، واقعاً
...آره دیگه
راستی، ادوارد... چند سالتـه تو؟
.میتونی بهم بگی اِد سیویک سالمـه
...سیویک
!نه بابا
!خودِ خودتی
منظورت چیـه؟
،یهکم باورنکردنیـهها
ولی... من یه برادر دوقلو دارم
بچگی اونو دزدیدن و
مامان از همون موقع دنبالش میگرده
ادوارد؟
پشت خطی؟
نمیدونستم پرتغال اینقدر سرسبز ـه
...راست میگی - یکی دیگه بگو -
بفرما... حالت چطوره؟
...بفرما
حالت چطوره؟ - حالت چطوره؟ -
...خوبم. میل داریـ
ماهی کادِ خامهای میل داری؟
ماهی کادِ خامهای میل داری؟
معنیش چیـه حالا؟
«ماهی کادِ خامهای میخوام»
!ایوای! چندشـه یهکم
!نگو اینطوری... غذای ملیتونـهها
باید حسابی بهش عادت کنی
قراره چربوچیلیترین ماهیها
با کلی سس خامه رو بخوری
!وای، خدا! چقدر پروانه !چقدر قشنگ
!خدای من
محشره
حواست هست کجا داری میری؟
انگار جیپیاس درست کار نمیکنهها
نه، موقعیتمونو نشون نمیده
گندش بزنن - خیلیخب. اونجا نگهدار -
میگم کمکمون کنن
الان میام
باشه
سلام. صبحتون بخیر
سلام. صبح بخیر
امکانش هست یه کمکی بهمون بکنید؟
...ما
...گم شدیم
گم شدن
گم شدیم. بله
دنبال آدرس این خونهایم
چیـه؟
خونۀ آملیاست
!برو رد کارت - !خب پس -
!برو ببینم
!خیلیخب - !بزن به چاک -
!برو پی کارت
!خب دیگه... واقعاً ممنون
!چی شد؟
راه بیفت بریم
!برید پی کارتون
!چه وضعشـه؟
!خدایا! چقدر بزرگـه - !باورنکردنیـه -
!برادر اد
!باورم نمیشه اینجایی - !سلام -
!سلام
خوشوقتم
خیلی عجیبـه - واقعاً -
سفرتون راحت بود؟
...آره
چه حسی دارید؟ - !عالی -
!عجب
،برادرم
به خونه خوش اومدی
بیاید خونه رو نشونتون بدم
اینجا که هالـه
با اون شومینه حسابی گرمونرمـه
مناسبِ زمستونها
میخوام اینجا رو خونۀ خودت بدونی، برادر
البته مطمئنم همینطور هم میشه چون ما دوقلوییم و
خونوادگی یه ارتباط معنوی خاصی بینمونـه
عجیبـه، ولی عین حقیقتـه
.چیـه؟ جدی میگم چیز بدی نیست
اوه
اونا پرندههامن
!سلام
خیلی خوشگلن
داداشن؟
نُچ. جفتن - !آها -
از سینهبنفشه خیلی خوشم میاد
.اون اسمش کارلوس ـه اونیکی هم کاستاندا
!سلامسلام، کارلوس و کاستاندا !خوشوقتم
خیلی برام عزیزن
آره... اون مامانی ـه
!وای
چقدر زیباست
همینطوره
بیاید این نقاشی رو ببینید
این بئاتریس، مادربزرگِ مادربزرگمونـه
اثرِ «گویا»ست
.مال قرن هیجدهمـه خود اصل اثر ـه
راستی... مامان نیستش؟
چیزهـ... مامانی امروز زیاد حالش تعریفی نیست
فردا ببینیش بهتره
!خدا! عجب وضعیتی شد
شاید بهتر بود یه واحدی چیزی اجاره میکردیم
نه! چی میگی؟ مانوئل که خیلی باحالـه بابا
چی بگم
مشکلت چیـه، برادر اد؟
از من خوشت نمیاد؟
اینا پرندههامن
این کارلوس ـه، اینم کاستاندا
...جفتِ همن
مثل ما
تو دنیا هیچی رو قدِ تو نمیخوام
مرسی که مرخصی گرفتی همراه من بیای
!این چه حرفیـه، عشقم
ما یه خونوادهایم
!هی، برادر اد
برادر اد
ها؟
میخوای مامان رو ببینی؟
!چی... الان؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.