Warrior Nun

Warrior Nun

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Warrior Nun S01E03 WEBRip x264-ION10
A Commentary by TAMAGOTCHi
▓░╠⫸ علی اکبر دوست دار ، Tamagotchi يـاشـار ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tags

webrip
web
x264
BRip
Published on: 2020-07-03
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- اون مُرده بود ‫- آره

‫پس بازم می‌میره؟

معلوم نیست

‫نمی‌تونم تکون بخورم

‫خب، تا وقتی اینطوری بود، ‫اصلاً حال نمي‌داد

‫- هاله‌ اونو انتخاب کرد ‫- مال اون نیست

‫من که میگم از بدنش بیاریمش بیرون

‫اگه بمیره چی؟

‫اونش دست خداست

‫- تا حالا همچین کاری از شانون دیده بودی؟ ‫- نه

‫چی داره میشه؟

‫می‌فهمم ترسیدی، ولی باید آروم باشی

‫داره به احساساتت واکنش نشون میده

‫چی داره به احساساتم واکنش نشون میده؟

‫- هاله ‫- کدوم هاله؟

‫اصلاً معلومه چه خبره؟

‫قراره روز طولانی‌ای باشه

‫ایوا

‫حالت خوبه؟

‫نظرت چیه دوباره امتحانش کنیم؟

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و یاشار » .:: Ali99 & TAMAGOTCHi ::.

‫آریالا از کوردوبا،

‫یکی از بی‌رحم‌ترین جنگجویان تاریخ بود،

‫ولی توی قشر ضعیف جامعه به دنیا اومد

‫از همون بچگی باایمان نبود

‫وقتی که متجاوزین زمین خانواده‌ش ‫رو به زور تصاحب کردن،

‫آریالا یتیم شد

‫سال‌های سال سرگردان...

‫سردرگُم و بی‌هدف بود

‫تا اینکه اون رو پیدا کرد

‫لیام نیسون؟

‫تکراریه

‫از تمام کسایی که به آریالا ‫بدی کردن، انتقام می‌گیره

‫نه، لیام نیسون نه

‫پس راک؟

‫خدا

‫خدا رو پیدا کرد

‫لطفاً

‫ادامه بده

‫خیلی بدم میاد تو ‫ذوقت بزنم، ولی بلد نیسـ...

‫ترجمه‌شو اینجا نوشته

‫«آریالا تا آخر عمر در راه خداوند جنگید.

‫«در سال ۱۰۹۵، هنگامی که پاپ اوربان دوم ‫فرمان اولین جنگ صلیبی را صادر کرد...»

‫ببخشید. میشه بریم اونجاییش ‫که به من مربوط میشه؟ آخه...

‫داری می‌رسی

‫«آریالا بی‌باک بود و...

‫و حاضر بود در راه هدفش همه چیز رو فدا کنه...

‫حتی جان خودش رو

‫و دست آخر هم، جانش رو فدا کرد

‫اما زندگیش به سر نرسید

‫پیام‌آور الهی، فرشته عدریئیل، ‫نقشه‌های دیگری در سر داشت

‫نمی‌تونست بذاره آریالا بمیره

‫چونکه هنوز سفرش به پایان نرسیده بود

‫اما تنها یک راه برای نجات جانش وجود داشت

‫به همین خاطر، عدریئیل ‫بزرگ‌ترین فداکاری رو انجام داد

‫بخشی از خودش رو فدا کرد»

‫الان میگی که اون چیزه تو وجود منه؟

‫مشخصاً، نقشه‌ی ما این نبود

‫دست تقدیر باعثش شد، ‫درست مثل ماجرای آریالا

‫نقشه‌ی ما؟

‫ما از اعضای انجمن شمشیر صلیبی هستیم

‫زنانی متدین که زندگی‌شون رو ‫وقف جنگیدن با یه شیطان دیرینه کردن

‫تو و زن‌های متدین

‫وظیفه‌ی من اینه که ‫نیازهاشونو برطرف کنم

‫خب، همه‌ی نیازهاشون نه

‫قبلاً هم دیدیش. جونوره رو میگم

‫اسمش تاراسکـه

‫اونها نمي‌تونن خیلی تو دنیای ما بمونن، چون

‫جدا شدن از دنیاشون انرژی زیادی می‌خواد

‫دنیای اونها...

‫جهنمه

‫صحیح

‫بقیه‌شون،

‫اونهایی که در آنِ واحد اینجا هستن و نیستن؟

‫اشباح خبیث

‫اونها از تاریکیِ ذاتیِ روح انسان‌ها تغذیه می‌کنن،

‫انسان‌ها رو وادار به انجام خواسته‌هاشون می‌کنن

‫خودشون نمی‌تونن به کسی صدمه بزنن، ‫چون هنوز یه پاشون گیره توی...

‫جهنم؟

‫درسته

‫چیزی که پشتمه

‫واسه اونه که مي‌تونم ببینم‌شون؟

‫هاله بهت ‫قدرتِ دید میده

‫با این قدرت هم می‌تونی اونها رو ‫پیدا کنی، و هم بکُشی‌شون

‫باشه. خیلی بدم میاد بزنم تو ذوقت، ‫ولی من شکارچی نیستم

‫حتی جمع‌کننده هم نیستم. ‫یه هفته پیش، حتی نمی‌تونستم راه برم

‫می‌دونم، و به‌خاطر سختی‌هایی ‫که کِشیدی، متأسفم

‫ولی لابد یه دلیلی داشته که خدا ‫توی اون تصادف زندگیت رو نجات داده

‫یه هدف والاتر

‫نه. نه، نه. می‌دونی چیه؟

‫شاید ندونم کیـم یا ‫قراره چیکار کنم،

‫ولی مطمئنم قرار نیست با ‫شیطان‌ها بجنگم، خب؟

‫وارث هاله قهرمان جدیده

‫راهبه‌ی جنگجو

‫هزاران ساله که راه و رسم همینه

‫ما قسم خوردیم که ‫جلوی این شیطان رو بگیریم

‫جمع نبند. خودتون قسم خوردین

‫من تازه به زندگی برگشتم

‫الان دنبال مسئولیت نیستم

‫هضمش سخته

‫درک می‌کنم

‫می‌دونی چیه؟

‫شاید بهتره من آخر هفته استراحت کنم

‫می‌دونی؟... فکرهامو بکنم

‫اول هفته‌ی دیگه برمی‌گردم، ‫و بیشتر صحبت می‌کنیم

‫تا وقتی بلد نباشی قدرت‌های هاله رو مهار کنی،

‫برای خودت و تمام اطرافیانت خطرناکی

‫نمی‌تونم بذارم از اینجا بری

‫پس بگو زندانیم

‫گزینه‌ی دوم بدتره

‫خب، قانوناً نمی‌تونیم منو اینجا حبس کنین

‫بهش میگن آدم‌ربایی

‫اینجا در امانی

‫ولی نمی‌تونیم اون بیرون ‫ازت محافظت کنیم

‫دوست‌هام میان سراغمو می‌گیرن

‫همون دوست‌هایی که تو مهمونی ولت کردن؟

‫به خیالت اون بیرون چقدر دووم میاری؟

‫من ابَرقدرت‌هایی دارم

‫ولی بلد نیستی ازشون استفاده کنی

‫هر بار که ازشون استفاده می‌کنی، ‫خودتو به خاطر ميندازی

‫اشتباه نکن، تاراسک پیدات می‌کنه

‫وایسا. اون جونوره دنبال منه؟

‫دنبال هاله‌ست

‫تو فقط سد راهشی

‫تاراسک، جذب انرژی هاله میشه

‫مثل یه سگ شکاری که بو رو حس می‌کنه، ‫می‌دونی کجا بودی

‫ولی این که تنم باشه، بوی من ‫رو احساس نمی‌کنه، مگه نه؟

‫جلیقه‌ت آستر اسميمی داره، ‫مثل دیوارهای اتاق‌ امن

‫به‌عنوان میراگر انرژی عمل می‌کنه

‫به همین خاطر اون جونور ‫سر حادثه‌ی امروز احضار نشد

‫زهره‌ترک شدم منو میگی

‫می‌تونیم تمرکز کردن و کنترل کردن رو ‫یادت بدیم، تا دیگه همچین اتفافی نیفته

‫می‌تونیم عملکرد هاله رو بهت نشون بدیم ‫تا بتونی از خودت دفاع کنی

‫فکر کردم داری میاریم محل عشق‌بازی

‫واسه‌ت خنده‌داره؟

‫یه راهبه که شاتگان گرفته سمتم؟

‫پس مرتد شدی

‫دوستم مُرده، و خونش گردن توئه

‫باید دقیق‌تر بگی

‫اسکله. انفجار

‫- چیزی راجع بهش نمی‌دونم ‫- البته که نمي‌دونی

‫به گروه من پول دادن تا ‫یه محموله رو منتقل کنیم. فقط همین

‫- می‌دونی مبدأش کجا بوده؟ ‫- من فقط می‌دونم همه چیز ردیف بود

‫تا اینکه یه مشت زن آموزش‌دیده...

‫ریختن سر افراد من

‫آره، می‌دونستی اونها میان ولی باز ‫جعبه رو دستکاری کردی تا منفجر بشه

‫به خیالت جون افرادم رو ‫به‌خطرم میندازم؟

‫توی حیطه‌ی کاری من، ‫اعتبار حرف اول و آخر رو می‌زنه

‫پس نمی‌دونستی چی داخلش هست ‫و داشتی جابجاش می‌کردی؟

‫تا وقتی پولمو بگیرم، ‫برام مهم نیست چی توشه

‫شرکت فناوری آرک بهت پولشو داد

‫اونها پشت قضیه نیستن

‫تو از کجا می‌دونی؟

‫چون اونها بدجور چیزی که ‫تو اون جعبه بود رو می‌خواستن

‫اینو بهت گفتن؟

‫اینو از قیمت تحویل محموله فمهیدم

‫به جز دوستت، چند نفر دیگه ‫از شما کُشته شدن؟

‫فقط اون

‫پس هر کی جعبه رو ...دستکاری کرده یا ریده

‫یا یه حرفه‌ای به تمام معنی بوده ‫که دقیقاً می‌دونسته دنبال چیه

‫هدف شانون بوده

‫خب، خیلی خوشحالم که مفید واقع شدم. ‫ولی اگه مشکلی نداره، وقتم...

‫یه جورایی باارزشه

‫فکر کردی به همین سادگی میذارم بری؟

‫ولی بازم افرادت به ما حمله کردن

‫تو هنوزم یه راهبه‌ای

‫نباید دست به کُشت و کُشتار بزنی

‫حرکت باحالی بود که منو آوردی لبِ صخره...

‫ولی بازی تمومه

‫چی شد یهو؟

‫ما هم نمی‌دونیم

‫ولی... قبل از اینکه قطع بشه،

‫فـ... فکر کنم یه چیزیو دیدم

‫دوربین علائم حرارتی‌ای دریافت نکرده

‫شاید از یه جور فناوری مخفی‌کننده استفاده کردن

‫پس، کار لینگان‌ها... ‫( نام نژادی جنگجو در مجموعه‌ی پیشتازان فضا)

‫یا هری‌پاتر بوده

‫چه با دوربین، چه بدونش، بازم یه سرنخ داریم

‫کار کاردینال دورتی بوده

‫منظورم اون نبود

‫بیخیال

‫نکنه فکر می‌کنی بچه‌ها به اونجا نفوذ کردن؟

‫اون بچه‌ها دزدکی نیومدن داخل ‫تا اونجا رو بریزن بهم

‫واسه مشروب مفتی و ‫کوکتل میگو اومده بودن اونجا

‫شاید همینکه رفتن تو برنامه‌شون عوض شده

‫مسلماً درمورد همه چیز کنجکاو بودن

‫خب، انگار درباره‌ی همدیگه کنجکاوترن

‫لطفاً پا شو

‫کریستین، متوجهم که شک داری ‫این کار کلیسا باشه

‫وقتی کلیسا رو ترک می‌کنی، ‫بازم دلت باهاشه

‫- درک می‌کنم ‫- باور کن،

‫من و کاردینال از هم متنفریم

‫خیلی خوب می‌دونم که چه کارهایی ‫از دست واتیکان بر میاد

‫توی جمع‌شون بودم و دیدم

‫خوبه

‫من که میگم دلیلی نداره که ‫علم و ایمان با هم در تعارض باشن

‫ما اینجا قراره همین رو اثبات کنیم

‫چی...

‫اونجا

‫می‌بینیـش؟

More Farsi Persian subtitles for Warrior Nun

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left