The first 200 lines.
- اون مُرده بود - آره
پس بازم میمیره؟
معلوم نیست
نمیتونم تکون بخورم
خب، تا وقتی اینطوری بود، اصلاً حال نميداد
- هاله اونو انتخاب کرد - مال اون نیست
من که میگم از بدنش بیاریمش بیرون
اگه بمیره چی؟
اونش دست خداست
- تا حالا همچین کاری از شانون دیده بودی؟ - نه
چی داره میشه؟
میفهمم ترسیدی، ولی باید آروم باشی
داره به احساساتت واکنش نشون میده
چی داره به احساساتم واکنش نشون میده؟
- هاله - کدوم هاله؟
اصلاً معلومه چه خبره؟
قراره روز طولانیای باشه
ایوا
حالت خوبه؟
نظرت چیه دوباره امتحانش کنیم؟
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و یاشار » .:: Ali99 & TAMAGOTCHi ::.
آریالا از کوردوبا،
یکی از بیرحمترین جنگجویان تاریخ بود،
ولی توی قشر ضعیف جامعه به دنیا اومد
از همون بچگی باایمان نبود
وقتی که متجاوزین زمین خانوادهش رو به زور تصاحب کردن،
آریالا یتیم شد
سالهای سال سرگردان...
سردرگُم و بیهدف بود
تا اینکه اون رو پیدا کرد
لیام نیسون؟
تکراریه
از تمام کسایی که به آریالا بدی کردن، انتقام میگیره
نه، لیام نیسون نه
پس راک؟
خدا
خدا رو پیدا کرد
لطفاً
ادامه بده
خیلی بدم میاد تو ذوقت بزنم، ولی بلد نیسـ...
ترجمهشو اینجا نوشته
«آریالا تا آخر عمر در راه خداوند جنگید.
«در سال ۱۰۹۵، هنگامی که پاپ اوربان دوم فرمان اولین جنگ صلیبی را صادر کرد...»
ببخشید. میشه بریم اونجاییش که به من مربوط میشه؟ آخه...
داری میرسی
«آریالا بیباک بود و...
و حاضر بود در راه هدفش همه چیز رو فدا کنه...
حتی جان خودش رو
و دست آخر هم، جانش رو فدا کرد
اما زندگیش به سر نرسید
پیامآور الهی، فرشته عدریئیل، نقشههای دیگری در سر داشت
نمیتونست بذاره آریالا بمیره
چونکه هنوز سفرش به پایان نرسیده بود
اما تنها یک راه برای نجات جانش وجود داشت
به همین خاطر، عدریئیل بزرگترین فداکاری رو انجام داد
بخشی از خودش رو فدا کرد»
الان میگی که اون چیزه تو وجود منه؟
مشخصاً، نقشهی ما این نبود
دست تقدیر باعثش شد، درست مثل ماجرای آریالا
نقشهی ما؟
ما از اعضای انجمن شمشیر صلیبی هستیم
زنانی متدین که زندگیشون رو وقف جنگیدن با یه شیطان دیرینه کردن
تو و زنهای متدین
وظیفهی من اینه که نیازهاشونو برطرف کنم
خب، همهی نیازهاشون نه
قبلاً هم دیدیش. جونوره رو میگم
اسمش تاراسکـه
اونها نميتونن خیلی تو دنیای ما بمونن، چون
جدا شدن از دنیاشون انرژی زیادی میخواد
دنیای اونها...
جهنمه
صحیح
بقیهشون،
اونهایی که در آنِ واحد اینجا هستن و نیستن؟
اشباح خبیث
اونها از تاریکیِ ذاتیِ روح انسانها تغذیه میکنن،
انسانها رو وادار به انجام خواستههاشون میکنن
خودشون نمیتونن به کسی صدمه بزنن، چون هنوز یه پاشون گیره توی...
جهنم؟
درسته
چیزی که پشتمه
واسه اونه که ميتونم ببینمشون؟
هاله بهت قدرتِ دید میده
با این قدرت هم میتونی اونها رو پیدا کنی، و هم بکُشیشون
باشه. خیلی بدم میاد بزنم تو ذوقت، ولی من شکارچی نیستم
حتی جمعکننده هم نیستم. یه هفته پیش، حتی نمیتونستم راه برم
میدونم، و بهخاطر سختیهایی که کِشیدی، متأسفم
ولی لابد یه دلیلی داشته که خدا توی اون تصادف زندگیت رو نجات داده
یه هدف والاتر
نه. نه، نه. میدونی چیه؟
شاید ندونم کیـم یا قراره چیکار کنم،
ولی مطمئنم قرار نیست با شیطانها بجنگم، خب؟
وارث هاله قهرمان جدیده
راهبهی جنگجو
هزاران ساله که راه و رسم همینه
ما قسم خوردیم که جلوی این شیطان رو بگیریم
جمع نبند. خودتون قسم خوردین
من تازه به زندگی برگشتم
الان دنبال مسئولیت نیستم
هضمش سخته
درک میکنم
میدونی چیه؟
شاید بهتره من آخر هفته استراحت کنم
میدونی؟... فکرهامو بکنم
اول هفتهی دیگه برمیگردم، و بیشتر صحبت میکنیم
تا وقتی بلد نباشی قدرتهای هاله رو مهار کنی،
برای خودت و تمام اطرافیانت خطرناکی
نمیتونم بذارم از اینجا بری
پس بگو زندانیم
گزینهی دوم بدتره
خب، قانوناً نمیتونیم منو اینجا حبس کنین
بهش میگن آدمربایی
اینجا در امانی
ولی نمیتونیم اون بیرون ازت محافظت کنیم
دوستهام میان سراغمو میگیرن
همون دوستهایی که تو مهمونی ولت کردن؟
به خیالت اون بیرون چقدر دووم میاری؟
من ابَرقدرتهایی دارم
ولی بلد نیستی ازشون استفاده کنی
هر بار که ازشون استفاده میکنی، خودتو به خاطر ميندازی
اشتباه نکن، تاراسک پیدات میکنه
وایسا. اون جونوره دنبال منه؟
دنبال هالهست
تو فقط سد راهشی
تاراسک، جذب انرژی هاله میشه
مثل یه سگ شکاری که بو رو حس میکنه، میدونی کجا بودی
ولی این که تنم باشه، بوی من رو احساس نمیکنه، مگه نه؟
جلیقهت آستر اسميمی داره، مثل دیوارهای اتاق امن
بهعنوان میراگر انرژی عمل میکنه
به همین خاطر اون جونور سر حادثهی امروز احضار نشد
زهرهترک شدم منو میگی
میتونیم تمرکز کردن و کنترل کردن رو یادت بدیم، تا دیگه همچین اتفافی نیفته
میتونیم عملکرد هاله رو بهت نشون بدیم تا بتونی از خودت دفاع کنی
فکر کردم داری میاریم محل عشقبازی
واسهت خندهداره؟
یه راهبه که شاتگان گرفته سمتم؟
پس مرتد شدی
دوستم مُرده، و خونش گردن توئه
باید دقیقتر بگی
اسکله. انفجار
- چیزی راجع بهش نمیدونم - البته که نميدونی
به گروه من پول دادن تا یه محموله رو منتقل کنیم. فقط همین
- میدونی مبدأش کجا بوده؟ - من فقط میدونم همه چیز ردیف بود
تا اینکه یه مشت زن آموزشدیده...
ریختن سر افراد من
آره، میدونستی اونها میان ولی باز جعبه رو دستکاری کردی تا منفجر بشه
به خیالت جون افرادم رو بهخطرم میندازم؟
توی حیطهی کاری من، اعتبار حرف اول و آخر رو میزنه
پس نمیدونستی چی داخلش هست و داشتی جابجاش میکردی؟
تا وقتی پولمو بگیرم، برام مهم نیست چی توشه
شرکت فناوری آرک بهت پولشو داد
اونها پشت قضیه نیستن
تو از کجا میدونی؟
چون اونها بدجور چیزی که تو اون جعبه بود رو میخواستن
اینو بهت گفتن؟
اینو از قیمت تحویل محموله فمهیدم
به جز دوستت، چند نفر دیگه از شما کُشته شدن؟
فقط اون
پس هر کی جعبه رو ...دستکاری کرده یا ریده
یا یه حرفهای به تمام معنی بوده که دقیقاً میدونسته دنبال چیه
هدف شانون بوده
خب، خیلی خوشحالم که مفید واقع شدم. ولی اگه مشکلی نداره، وقتم...
یه جورایی باارزشه
فکر کردی به همین سادگی میذارم بری؟
ولی بازم افرادت به ما حمله کردن
تو هنوزم یه راهبهای
نباید دست به کُشت و کُشتار بزنی
حرکت باحالی بود که منو آوردی لبِ صخره...
ولی بازی تمومه
چی شد یهو؟
ما هم نمیدونیم
ولی... قبل از اینکه قطع بشه،
فـ... فکر کنم یه چیزیو دیدم
دوربین علائم حرارتیای دریافت نکرده
شاید از یه جور فناوری مخفیکننده استفاده کردن
پس، کار لینگانها... ( نام نژادی جنگجو در مجموعهی پیشتازان فضا)
یا هریپاتر بوده
چه با دوربین، چه بدونش، بازم یه سرنخ داریم
کار کاردینال دورتی بوده
منظورم اون نبود
بیخیال
نکنه فکر میکنی بچهها به اونجا نفوذ کردن؟
اون بچهها دزدکی نیومدن داخل تا اونجا رو بریزن بهم
واسه مشروب مفتی و کوکتل میگو اومده بودن اونجا
شاید همینکه رفتن تو برنامهشون عوض شده
مسلماً درمورد همه چیز کنجکاو بودن
خب، انگار دربارهی همدیگه کنجکاوترن
لطفاً پا شو
کریستین، متوجهم که شک داری این کار کلیسا باشه
وقتی کلیسا رو ترک میکنی، بازم دلت باهاشه
- درک میکنم - باور کن،
من و کاردینال از هم متنفریم
خیلی خوب میدونم که چه کارهایی از دست واتیکان بر میاد
توی جمعشون بودم و دیدم
خوبه
من که میگم دلیلی نداره که علم و ایمان با هم در تعارض باشن
ما اینجا قراره همین رو اثبات کنیم
چی...
اونجا
میبینیـش؟
No comments yet. Be the first to leave one.