The first 200 lines.
سلام، عزیزم
بذار من موهاتو شونه کنم
مامان بزرگت حتماً الان داره از آسمونا ما رو نگاه میکنه و لبخند میزنه
وقتی همسن تو بودم اونم دوست داشت موهامو شونه کنه
سعی کن یهکم بخوابی عزیزم، باشه؟
!اوه، خدای من! ماری
ماری، چی شده؟ چی شده؟
هی
وای! اوه، خدایا
اوه، خدایا
نه
.اپراتور به کجا وصلتون کنم؟
!کمک! کمک الو؟
الو؟ الو؟
!نه
ماری
میخوای بیای بیرون بازی کنیم؟
میخوای آبنبات عمویی رو
بخوری، ماری؟
ماری
ماری
ماری
میخوای آبنبات عمویی رو بخوری، عزیزم؟
ها؟ ماری
!ماری
قراره بهت یه درس حسابی بدم
این چیزیه که لازم داری
آبنبات عمویی
این چیزیه که لازم داری، آبنبات عمویی
آره، آره
اوه، عزیزم اوه، عزیزم
اوه ماری، لذت ببر جندهی لعنتی
لذت ببر، جنده حال کن
تو هم حسابی داری حال میکنی ها
برو که رفتیم
ماری، ماری گریه نکن
اشکال نداره
حال کن، جنده
جندهی لعنتی
ماری همه چی مرتب ـه
ماری، ازت میخوام فشار بدی فشار بده
بهش بگو فشار دادن رو شروع کنه
باید فشار بدی ماری فشار بده
!دکتر - !آرومش کن -
!آرومش کن، فوراً - الان ترتیبش رو میدم -
گرفتمش - سریع -
مشکلی نیست، مشکلی نیست !آروم باش
آروم باش همه چی خوبه
مشکلی نیست، مشکلی نیست
مشکلی نیست، ماری همه چی خوبه خوبه، خوبه
میفهمی چی دارم بهت میگم، ماری؟
مشکلاتی موقع زایمان وجود داشت
بچهت زنده نموند
اون هیچ کدوم از اتفاقاتی که افتاد رو نمیفهمه
چطوری از اتاق اومدی بیرون، ماری؟
زود باش بیا بذار ببرمت تو اتاقت
!دستا بالا! فوراً - دستاتو نشون بده -
دستاتو ببر بالا - ببرشون بالا -
مجبورمون نکن بهت شلیک کنیم - دستاتو ببر بالا -
!دستا بالا !زود باش، خانم
مجبورمون نکن بهت شلیک کنیم - ببرشون بالا -
دستا بالا! فوراً
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!اونا نمیدونن خیلی بگایی ـه
پسر، این خیلی هوشمندانه ست - آره، خداییش -
!سلام، بچهها چه خبرا؟
چیه؟ - امشب برنامهای واسه شب خونین داریم؟ -
خب، مهمونی میگیریم
و تو به احتمال زیاد تو خونه داری جق میزنی
درسته؟ درسته؟
این اُسکل کوچولو واسه جن شق کرده
پسر، یعنی چی؟ !بیخیال، مرد
!ببین جدی دارم خواهش میکنم !ما هم راه بدین
متأسفم، داداش امشب فقط افراد خاص اجازۀ ورود دارن
!بچهها اجازه ندارن
نمیتونیم شما رو با پوشکتون راه بدیم
که تو این جشن ترسناک بشاشین تو خودتون، میتونیم؟
بیخیال، بچهها امشب قراره 20تا مهمونی گرفته بشه
مطمئنم میتونید یه مهمونی دیگه پیدا کنید و برید
آره، ولی اونا خیلی تخمی و مزخرف هستن
آره، مثل تخمهای کوچیک و باکرهی شما
حالا چطوره کونتونو جمع کنید و بزنید به چاک
بیا بریم
خیلی بهم میان - البته که میان -
شماها اصلاً آدمای خوب و مهربونی نیستین -
خواهرت امشب میاد؟
فکر کنم گفتش اول میره مهمونی دنیل
چرا؟ - نمیدونم، پسر، چرا از خودش نمیپرسی؟ -
چرا من همیشه باید واسطه باشم؟
!راستی، من یه فکری دارم چطوره زودتر باهم بخوابین
اونوقت دیگه من مجبور نیستم چرت و پرتهات رو بشنوم، نظرت چیه؟
بیشعور - خوشحالم که تصمیم گرفتین امسال هم -
باز خونهی ما دور هم جمع شیم - اگه مامان بابای منم برای جشن سالگرد ازدواجشون-
میرفتن لاس وگاس، خونهی ما جمع میشدیم
!امشب شب خونین ـه لعنتیا! آره
چه خبر، رفیق؟ - بچه پررو هم که اومد -
آره دیگه اینجوریاس، چه خبر دخترکش؟ چه خبر خانوما؟ چطورین؟
هی - پسر، من واسه امشب خیلی هیجانزده ام -
چی لازم دارید بیاریم؟ - کلی مشروب -
آره ایول - یوهو -
حواست باشه امشب باید زود شروع کنیم
من یه برنامه مخصوص دارم
حسابی میترکونیم
بعداً میبینمتون بچهها فعلاً سرمون گرم ـه
اوه، خدای من - کاندوم یادت نره -
!شب خونین مبارک
!شب خونین
...آره، تاحالا تو شب خونین با کسی خوابیدیـ
ببخشید، آقا
فکرکنم ما راهو اشتباه اومدیم
میتونین مسیر پارک آیزنهاور رو نشونمون بدین؟
البته - خب -
... اینجا رو برو پایین - خب -
چراغ رو بپیچ سمت چپ - سمت چپ -
...دو خیابون میری پایین بعد بپیچ راست
راست سمت راست
راست، باشه - همین؟ -
آره ، همینه، دقیقاً همونجا ست - اوه، این مال تو ئه افتاده زمین، خنگول؟ -
!برو! برو
هنوز نرسیدیم؟
برداشتی اون لعنتیا رو؟ - آره، برداشتم -
برو بریم - اوه، وایسا، وایسا، وایسا، صبر کن -
چی؟ چیه ؟ چیه ؟ - ... اوه، این -
من عاشق اینجام - خودشه -
اوه، پسر، صبر کنید یادم رفت بازی رو بردارم
چی؟ اه، رفیق، بازی؟
بازی - چی داره میگه؟ -
!چه بازی آخه !نکنه میخواییم سر قبرا تویستر بازی کنیم
اوه، دخترا که حسابی بازی تویستر رو دوست دارن مگه نه؟
بازیو آوردی؟ همه چی جوره؟
آره، فقط برو - چیه؟ چیه؟ -
وایسا ببینم، بازی فکریای چیزی آوردی؟
آره، عوضی
خب، سلام ماری خوشحالم میبینمت، خوشکل خانم
...تنها - دلم برات تنگ شده بود جندهی دیوونه -
جهنم خوش میگذره؟
بیخیال - اوه، آره -
به سلامتی تو، ماری
!امشب شب خونینه، عزیزم
!وای، خدای من
پسر تو خیلی کسکش هستی - نه، من که با خودم کنار اومدم -
!ولی این بدجور عاشق و توکف برادران پارکر ـه
من که این بازی لعنتی رو نمیکنم - منم همینطور -
خواهر دوست فامیلمون چند سال پیش با یکی از این صفحهها بازی کرد
یه اتفاقات وحشتناک و عجیبی افتاد
اون تسخیر شد و دیگه هیچ وقت به حالت عادی برنگشت
!آره، درست مثل وقتی که من اسید برداشتم
کسی پایه نیست یعنی؟ - نه، من که نمیخوام بازی کنم -
به هر حال قرار نیست جواب بده و واقعی باشه که - بازی باهاش دیوونگی ـه، من که خودم رو قاطی نمیکنم -
مشکلی نیست، من اینجا پیشتم !خودم مراقبتم، تو فقط بیا اینو بخور
خیلی حالبهمزن هستی - کثافت حشری -
!اوه، داره طوفان شروع میشه، چه ترسناک
هی، پسر، یه آبجو بهم بده
بگو لطفاً - لطفاً، لاشی -
باشه - این پنجمین آبجوت تو کمتر از یه ساعته -
اوه، معذرت میخوام ، مامان
خیلیخب، بچهها حالا وقتشه مُرده رو زنده کنیم
من باید برم بشاشم
!هرم رو ببین !خدایا
شماها بازی باهاش رو بلدین؟
آره، یجورایی
خیلیخب، انگشتاتونو بذارید روش
اصلاً فشارش ندین
دستاتون فقط برا راهنماییه - راست میگه -
زیاد فشار نمیدم، همینجوری خوبه
خیلیخب، با یه سری چرخش آروم شروع میکنیم
آیا روحی اطراف ما هست؟
آیا روح یک زن جذاب مُرده که میخواد بکنیمش هست؟
دوست داری یه زن جذاب مرده رو بکنی! نه؟
اه، حالبهمزن - حواستون رو جمع کنید -
!اوه، خدایا
ببخشید، پسر - !عوضی -
!پام گیر کرد داشتم میافتادم بابا خب، بچهها، مُرده رو زنده کردید یا نه؟
!خب، باشه مهم نیست
!خب، تو یجورایی گند زدی بهش ...مشغولیم، داریم روش کار میکنیم
خیلیخب، بذارید منم وارد عمل بشم
الان جنده رو احضارش میکنم
آیا روح ماری ماتوک بین ما هست؟
اگه هستی، دوست داری با ما ارتباط برقرار کنی؟
بیا بیرون و با ما بازی کن، جیگر
بچهها شما هم صدا رو شنیدین؟
اُسکلمون نکن، عزیزم
با جریان ماری بازی نکن - نه، جدی یه صدایی از اونجا شنیدم -
آره، منم شنیدم - من که هیچی نشنیدم -
...یا - این چی بود -
تو تکونش دادی؟ - من تکونش ندادم -
تو بودی؟ - !آره، من تکونش دادم -
بچهها، ببینید
آره - !مزخرفه -
...جدی
یا خدا! گاس - حسابی ترسوندمت -
هی، شما بچهها کار بهتری
غیر از بازی کردن با !یه تخته جادوگری و احضار ندارید؟
بیخیال، گاس این فقط یه بازیه
این چیزا واقعاً جواب نمیدن که - !اینطور فکر میکنی؟ -
روحهای عصبانی واسه
نجات پیدا کردن از عذابهای برزخیشون هرکاری میکنن
واسه همینه که میگن "روح پلید خستگی ناپذیره و در آرامش نیست"
بیخیال، گاس
برامون یه داستان باحال در مورد ماری تبر به دست بگو
No comments yet. Be the first to leave one.