The first 200 lines.
... آنچه در پیامدها گذشت
یه بخش از تحقیقاتم اینجاس
پیداش کن و بفهمش
شاید کمکت کنه
من دخترمو میخوام
اون کوچولوی خوشمزه رو انداختیم
خواهش میکنم نه
تو چکار کردی؟ - دوین ، این کارو نکن ، خواهش میکنم -
دوین
این بیش از حد گرمه ، نمیخوام شروع کنم
ما حتی به یه جای امن هم نزدیک نشدیم
نه ، ما کیلومتر کیلومتر ازش دوریم
باید چکار کنیم؟
فکر نکنم انتخابای زیادی داشته باشیم
منظورم اینه ، تا وقتی سرده فکر نکنم شروع کنه
میتونید بیایید تو ماشین من به اندازه کافی هم جا داره
اونم نظر خوبیه
وقتی اینو راه انداختم خودمو بهتون میرسونم
ولی ما بدون تو جایی نمیریم
نمیتونم اینو اینجا ولش کنم نمیتونم تحقیقاتمو ول کنم
فکر کنم اینا بهترین شانسمون واسه خلاص شدن از کل این چیزاس
آره - بچها رو ببر -
ما بدون تو نمیریم
تو با مارتین برو
مأموریتمون هنوز سر جاشه ، صبر میکنیم
اون درست میگه ، مأموریت سر جاشه
گیر اُفتادی
میرم ... یه نگاهی به اطراف بندازم
هی؟
حالت چطوره؟
عالیم ، دانا
میدونی ، هرکسی رو دوست داشتم کُشتم، ولی مرسی که پرسیدی
خیلی عالیم
تو اونا رو نکُشتی ، بری
میتونستم نجاتش بدم
چطور؟
با بیشتر عشق ورزیدن بهش
... بری ، بهش فکر نکن
یکم حرفت خیالی نیست؟
واقعاً ، دانا؟
خیالی؟ میخوای به اونا برسونیش؟
دوست پسرت چند سالشه؟ چیه ، شبیه ، 32سالس؟
میدونی ، همیشه فکر میکردم وقتی که تو شروع کنی
میتونه ، مثل ، ادم حسابی یا چیزی حرف بزنی ، نه این که چیزی پرت کنی
اون چیزی پرت نکرد
بری ، ببین ، میدونم ضربه خوردی
ولی هیچکدوم از ما تو رو به خاطر این سرزنش نمیکنه
بله ، میکنن
تقصیر منه ، دانا
من کسیم که باید سرزنش بشم
دوین مُرده و این تقصیر منه
دختر بیچاره ، کل شبو گریه کرد
نگرانشم
من نگران توم - چرا من؟ -
منظورت چیه چرا من؟
دیروز تو 4 نفر رو کُشتی
چهار نفر رو توی سیاتل کُشتی
قضیه رو میدونستی؟ - البته -
دانا همون شب بهم گفت - پس چرا بهش اشاره نکردی؟ -
ببین ، کار درستو کردی ، بهت افتخار میکنم
برنامت برای این چیه؟
آتشفشان هر لحظه ممکنه فوران کنه
ده کیلومتر نیومده زمین گیر شدیم
فقط ...یکم زمان خریدیم
باشه - میتونیم صحبت کنیم -
صحبت
آره ، نه ، میخوام ، منم میخوام
وقتی که از این ماجرا رفتیم بیرون
خدایا ، مامان ، شده یه بار در بزنی؟
اصلاً نیاز به در زدن ندارم اینجا ون منه ، اینطور نیست؟
بیا جلو ، آقا - به خبردار واسادن جلوی مادرم خوش اومدی -
سالهاس که این کارو میکنم
من باهاش مشکل ندارم
بزار ببینم ، اسمت چی بود؟ - جیمز مارتین وینترز -
بونر رو از کجا میشناسی؟
یه دوست تکاور شش ماه پیش منو بهش معرفی کرد
تکاورها رو میشناسی؟- شش ساله تکاورم ، خانم -
کدوم گردان بودی؟ - محرمانه ـس -
درسته ، کجا ها بودی؟
عراق و افغانستان - مدال چی؟ -
مدال کمپینگ ، ستاره برنزی، قلب صورتی
قلب صورتی ، کجات؟ - ... پای راستم ، خانم -
کجا و کجاش؟ - بالا و پایینش -
بلاش - اون جای زخم رو دیده؟ -
مامان، آره ، من... جای زخم رو دیده ام
دختر کوچولو ها از جای زخم خوششون میاد چون هیچ چیزی رو بهتر ازش نمیدونن
مامان ، من دیگه یه دختر کوچولو نیستم
با دخترم خوابیدی؟
نه ، خانم - خودت به خاطرش داوطلب شدی -
به خاطر دخترم؟ - بله ، خانم -
چرا؟
اینو جواب نده - جواب بده -
... چونکه اون زیباس خانم
وخیلی هم باهوش، و من نمیتونم بهش فکر نکنم
بله، اون باهوشه . نظر تو در مورد این پسر چیه؟
آره ، آره ، آره . همون که اون گفت
به علاوه ، من با حالم
من باحالترم
اون یه طور دیگه باحاله
اینجا هزاران راه برای مُردن هست... و شما هردو میدونید
اگر پدرت این چیزو درست نکنه که بریم ، آتشفشان بترکه
همه مون همین جا میمیریم
... با موجهاش
با هم خوب باشید
باشه - بله ، خانم -
خواهشاً
عالی شد
آره
دوست داشتم قیافتو ببینم، ولی حدشو میزدم
فقط با دانا صحبت کردی؟
درمورد اون میدونستی؟
آره ، از آلامو میدونستم
و تو بهم نگفتی؟
آخه فکر کردم یه جورایی تابلوه
اون پسر خوبیه
یه پسر خوب .آره ، باشه ... اون پسر خوبیه
اون ازش بزرگتره دوسش دارم ، دوسش دارم
باید یه برداشتی از صحبت هامون داشته باشیم - نه ، نداریم -
...به اندازه کافی خوب نیست - چی؟ -
که ما بخوایم این طور زندگی کنیم
مگر اینکه زنده بمونیم پس میشه همه چی واسه هیچی
خُب ، قانون شماره یک : زنده موندن یعنی نمُردن
باعث میشه کسای دیگه بمیرن
نوع های مختلفی از مرگ هست
:واقعاً ؟ شماره دو
اگه هممون از این طریق بریم ، قیمتی داره
اینه که باید آخرتمون بمیره؟
این ریسکیه که موقع کُشتن مردم داریم انجام میدیم
جاش ، من به خاطر هممون دارم با چیزا سروکله میزنم، این کاریه که دارم انجام میدم
این کار منه ، من آدم اعتقادی نیستم
اون چیزای اون دنیایی رو ، من واقعاً درک نمیکنم
باید راه بیاُفتیم ، باید راه بیاُفتیم
باشه
موتور در حال خُنک شدنه
کوه داره بخار میده بیرون - نه ، چیزی نیست -
تا وقتی که لرزشا هستن ، مشکلی نیست
... عزیزم
Sajjad-SJJB مترجم : سجاد بیرانوند Telegram:@Sajjad_SJJB تاریخ ترجمه : 1395/10/13 For HDTV-FLEET
فقط نمیخواستم با دانا سوار یه ماشین شم
مثل اینه که ، همه چیز رو دوش منه اونا هم باید شاد و خوشحال باشن
... این فقط ، برام
خیلی سنگینه
آره ، میدونم
اون کیه؟
پسرمه
آه ، خوشگله - آوو، جیگره-
قبل از همه اینا ، حدود یه سال پیش فوت کرد
جین ، خدا رحمتش کنه - نمیدونستیم -
خیلی متأسفم
قرار بود اوضاش بهتر بشه
پس یه جایی مستقرش کردم
و بعدش دیگه ندیدمش
و هیچوقت هم فرصتی واسه خداحافظی پیدا نکردم
باباش کجاس؟
کجاهه کسی که دیدگه ندیدمش؟
متأسفم ، جین ، متأسفم
ببین ، میخوام یه چیزی بهت بگم
به خاطر اینکه دیروز یکی رو از دست دادی
اگر جای تو بودم ، باهاش کنار میومدم
و من نتونستم
اهمیتی به یارو ماه سگی میدی؟
براساس فوران آتشفشان یا زنده میمونیم یا میمیریم
و اون ممکنه بدونه
"روز ها مثل شیشه ان"
"و من مستقیم بهشون میگم"
و من هردو رو با کم و زیادش بهشون میگم
"این یه هیولا از شرقه"
"جایی که خدای رآ با قایقش هر روز صبح بالا میکشه"
"اُوه ، جوجه و شکلاتای من"
"70کیلومتر تا مرگ در سه جهت"
"10تا20کیلومتر به غرب"
"پس اون گریلی دروغگو رو یادتون باشه"
"برو به غرب ، مرد جوون"
"چون اگه به شرق بری ، خواهی مُرد"
لعنتی - چیه؟ -
داریم میریم شرق - برگرد ، برو به غرب-
نمیتونیم ، نمیتونیم این کارو بکنیم
با کله میریم طرف آتشفشان
باشه ، شمال و جنوب - جاده دیگه ای اون ورا نیست -
"بهمون یادآوری میکنم که زندگی یه بوسه شیرینه"
"و بعد از اون سعادت خاموش میشه"
"و مطلب بعدی که باید بگم"
"به تمام غریبه هایی که تو جاده ها هستن"
"دنبال یه جای اُتراق واسه امشبتون بگردید"
"خدا موفقتون کنه ، مسافرا"
حق با تو بود ، جاده ای به شمال و جنوب نیست
بزار ببینم
بابا ، حواست باشه
چه مرگشه این ؟ - به خاطر خدا -
اُوه ، تو هم دیدیش؟
کجا رفت؟
صبر کن ، مت . باشه
باشه
جا واسه یه نفر دیگه دارید؟
چرا اول تو یکم نمیری عقب؟
تو کی هستی؟
منم تازه رسیدم
اسمت چیه؟
"راهب"
کفشات کجان؟
No comments yet. Be the first to leave one.