The first 200 lines.
مترجم: Negar FD
ممنونم
-گیهون، صبر کن! -ها؟
هیچی
تو نجاتم دادی!
چی؟
تو دلیلی این هستی که این مرحله رو گذروندم.
-آقایون موفق شدین! -اوه!
خوشحالم که زنده موندین.
خیلی نگران بودم.
خیلی بیشتر از اینا برای کشتن گیهون لازمه!
من خون سانگمون دونگی تو رگامه!
حالتون خوبه آقا؟
خوبم، بله.
همش به خاطر فکر سریع تو.
متاسفم
نگران بودم سر جدا شدن از هم.
این حرف رو نزن
چطور ممکن بود بدونی چیه؟
انتخاب چتر تصمیم من بود.
نگران نباش، باشه؟
بله، کل تیم موفق شد.
بازیکنها، توجه کنید.
هم اکنون نتایج بازی دوم رو اعلام میکنم.
از بین 187 بازیکن
79 بازیکن حذف شدن.
پول جایزهای که در این مرحله جمع شده، 7.9 میلیارد وون هست.
مجموع پولی که تا این لحظه جمع شده، 34.8 میلیارد وون میباشد.
«بازی مرکب»
توجه، هم اکنون زمان تغذیهتون شروع شده.
تمام بازیکنها، لطفا یک صف در وسط اتاق تشکیل بدن.
فقط همینقدر میگیریم؟
عوضی.
همین الان نزدیک بود بمیرم!
و براش چی میگیرم؟ یه تخم مرغ به عنوان یه وعده.
شوخیشون گرفته؟
هی، ببخشید... دارم رد میشم.
دارم رد میشم.
ببخشید، ممنون.
ببخشید.
هی خانم، چی کار داری میکنی؟
دهنت رو ببند و یه تخم مرغ بردار.
من چیزی گیرم نیومد.
بقیش کجاست؟
هی، ما هم غذایی نگرفتیم!
یک، دو، سه، چهار، پنج.
پنج تا وعده گم شدن آقا
ما برای تعداد دقیق بازیکنها غذا آماده کردیم.
پس مال ما کجاست؟
لطفا، آقا ما باید غذا بخوریم!
-به اندازهی تعداد آماده شده بود. -ببخشید.
اونا بودن! اونا...
صف رو جلو زدن و دوباره غذا گرفتن، خودم دیدم.
هی مشکل چیه؟ ای بابا...
تا حالا ندیدین یه مرد غذا بخوره؟ آره؟
لعنتی.
فکر کردی کی هستی؟
اون غذای من بود که الان خوردی!
عه؟ پس این مال توئه؟
اسمت روشه؟
چون من مطمئنم چیزی نمیبینم!
متاسفم.
بدش به من!
پسش بده! مال منه!
پسش بده بهم!
عوضی! لعنت بهش!
چرا شکستیش عوضی؟ این چطوره؟ ها؟
چطور یه مرد لاغری مثل تو اینقدر نسبت به غذا طمعکاره؟
عوضی!
هی گوش کن! باید شریک شدن رو یاد بگیری!
خیلی سخته احمق؟
حرومزاده! چه غلطا؟ آشغال!
لعنتی
هی حالت خوبه؟ هی پاشو!
مرده.
نگهبانا!
میشه یکی یه کاری کنه؟
هی، نشنیدین؟
یکی مرده!
اون مرد اونجا مرده!
ببینین، اون مرد کشته شده!
اون حرومزاده... اون حرومزاده کشتش!
همین الان یکی رو اونجا کشت!
مرد!
صدامو میشنوین؟
همین الان کمکمون کنین!
یه مرد مرده!
نباید همدیگه رو اینطوری بکشیم!
بازیکن شمارهی 271، حذف شد.
هی تو!
چرا داری کارت رو انجام نمیدی؟
متاسفم قربان.
چطور میتونم کمکتون کنم؟
قوانین رو فراموش کردی؟
صحبت نمیکنی مگر اینکه مافوقت اجازه بده.
کارکنان، توجه کنید.
-تا 30 دقیقهی دیگر، چراغها خاموش میشوند. -زودباش! کم کم وقت خوابه.
لطفا به اقامتگاه برگردید.
امشب نمیتونیم بخوابیم، باشه؟
کی میدونه دیگه ممکنه بقیه چه کاری رو امتحان کنن؟
نگاهشون کن! انگار دارن یه برنامهای میچینن!
اگر سعی کردن به کسی حمله کنن
بیاین گروه شیم و باهاشون بجنگیم.
اگر اتفاقی افتاد، بیا سمت ما.
باشه، میام.
آقا، بیدار شو!
بیدار شو آقا!
ببخشید، ولی واقعا نمیتونی بعد از خاموشی بخوابی! فهمیدی؟
چرا؟
باید حواسمون باشه. خطرناکه!
و اگر اتفاقی افتاد میایم اینجا.
باشه.
هی جیببر!
حالت خوبه؟
به نظر میومد تو و اون خلافکاره خیلی با هم مشکل دارین.
خب که چی؟
امشب، اگر چیزی شد، هممون کنار تخت من اونجا جمع میشیم.
پایهای؟
من به آدما اعتماد ندارم.
و این قضیه برای آدمایی که اینجان دو برابر راسته! فهمیدی؟
فکر کردی اینطوریه؟ ها؟
گوش کن، تو دلیل اعتماد نکردنت به بقیه این نیست که میتونی اعتماد نکنی
اعتماد نمیکنی چون کس دیگهای رو نداری.
شمارهی 28، چرا تنهایی؟
شمارهی 29 نیومد.
-اتفاقی افتاده؟ -نمیدونم.
پس باید اینو تنهایی برسونی.
نمیتونم خودم تنهایی برم. خطرناکه.
بسه! همین الان بهم بگو!
بازی بعدی... چیه؟
مطمئنی؟
اگر حذف بشم، نمیتونم هیچکدوم اینا رو انجام بدم.
بعد از اینکه شب رو زنده موندی نگران اون باش.
امشب چه خبره؟
دعواشون بالا میگیره.
ما از قصد غذای کمتری دادیم تا بینشون دعوا بشه.
قبل از شروع بازی بعدی، ضعیفا خود به خود حذف بشن.
همش بخشی از بازیه.
میدونی که نمیتونیم ازت مراقبت کنیم وقتی اون تویی.
برگرد پیش بازیکنها و یه راهی برای زنده موندن پیدا کن.
راه برای زنده موندن؟
بچسب به قویترینا.
تنها راه زنده موندن همینه.
شما تیم قویای هستین،
بزارین منم بیام.
چرا باید این کارو بکنیم؟
بهمون بگو، تو چه کاری خوبی؟
من اون بیرون یه دکترم.
ممکنه نیازم داشته باشین.
خب که چی؟
اگه مریض شم بهم آمپول میزنی؟
برو یه گوشه بشین، خاموشی که شروع شد بیا اینجا.
هیچ صدایی در نیار، نفس هم نکش.
اگر صدای نفس کشیدنت رو بشنوم
میام سراغت.
من میدونم بازی بعدی چیه.
بازیکنها توجه کنید، خاموشی تا دو دقیقهی دیگر آغاز میشود.
کارکنان توجه کنید، بازی ویژه تا دقایقی دیگر آغاز میشود.
لطفا تمام مدیران، سربازان و کارگران
به سمت مکان های تعیین شده حرکت کنند.
فرمان رو تکرار میکنم.
لطفا تمام مدیران، سربازان و کارگران
به سمت مکان های تعیین شده حرکت کنند.
خاموشی تا 30 ثانیهی دیگر، آغاز میشود.
ده، نه، هشت، هفت، شش،
پنج، چهار، سه، دو، یک.
که ما رو دیدی؟ آره؟
انجامش بده.
عوضی!
-گیهون، حالت خوبه؟ -آره، ممنون سانگوو.
پیرمرد کجاست؟
-مطمئن نیستم. -گیهون!
-اینجا نیست! -اوه نه!
هی، پیرمرد! اونجایی!؟
پیرمرد!
بزارین بیام بیرون!
تو اینجایی!
خودت گفتی!
هی! سانگمون دونگی! چی کار داری میکنی؟
فقط داریم جمعیت رو کاهش میدیم!
اون همتیمی ماست! فهمیدی؟
همتیمی؟
همتون تمومش کنین!
من... من ترسیدم!
هممون اینجا میمیریم!
هممون! تک تکمون قراره بمیریم!
لطفا! من ترسیدم!
این دیوونگی رو تموم کنین!
-تمومش کنین. - اگر اینو ادامه بدین
هممون اینجا میمیریم.
اسلحهتون رو بندازین!
برگرد!
بازیکن شمارهی 277، حذف شد. بازیکن شمارهی 74، حذف شد.
بازیکن شمارهی 198، حذف شد.
بازیکن شمارهی 87، حذف شد.
-بازیکن شمارهی 456 - بازیکن شمارهی 222 حذف شد.
-مردی به اسم هانگ اینهو اینجاست؟ - بازیکن شمارهی 301، حذف شد.
-بازیکن شمارهی 416، حذف شد. -اینجا از اسمامون استفاده نمیکنیم.
بازیکن شمارهی 361، حذف شد.
No comments yet. Be the first to leave one.