The first 200 lines.
ما از کجا آمدهایم؟
داستان ما واقعاً کِی شروع شد؟
اولین انسانهای خردمند (هوموساپینسها) چه کسانی بودند؟
نه فقط انسانهایی که شبیه ما بودند
بلکه انسانهایی که مثل ما فکر میکردند و رفتار میکردند
انسانهایی که واقعاً آنها را جزو خودمان میدانستیم
ما، انسانهای خردمند، اولین بار بیش از ۳۰۰ هزار سال پیش ظاهر شدیم
ما اولین گونه انسان نبودیم
ما نه بزرگترین بودیم، نه قویترین
ما فقط آخرین حلقه از زنجیرهای طولانی از انسانهای دیگر هستیم
با این حال، چند صد هزار سال بعد، ما تنها بازماندگانیم
و مسلطترین شکل حیات روی این سیاره
چطور شد که این اتفاق افتاد؟
من الا الشماحی هستم، یک باستانانسانشناس
مردم تمام عمرشان را صرف پیدا کردن
فسیلی به اهمیت این میکنند
شاید فکر کنید داستان تکامل انسان را میدانید، اما حالا
کشف میکنیم که از آنچه تصور میکردیم عجیبتر و دراماتیکتر است
این چیزی بود که ۱۳ نفر از یک خانواده را از بین برد
به لطف علم جدید و پیشگامانه، ما داریم
داستان ریشههایمان را از نو مینویسیم
از اولین گامهای محتاطانه ما
تا مهاجرتهایی که ما را در سرتاسر قارهها برد
و برخوردهایمان با گونههای دیگر انسانی که در طول مسیر با آنها مواجه شدیم
کوچک است، واقعاً خیلی ریز است
میفهمم چرا اسمش را هابیت گذاشتهاید
از اولین نشانههایی که روی دیواره غارها گذاشتیم
تا ظهور شهرها
اینها رویدادهای غیرمنتظرهای هستند که ما را شکل دادند
لحظاتی از شانس، اما همچنین نبوغ و خلاقیت
از زیبایی و تخریب
این ما هستیم، این داستان ماست و این اتفاقی است که افتاد
در ۹۹ درصد از تاریخ ما قبل از اختراع خط، زمانی که داستانمان
در کتابها نوشته نشده بود، بلکه در استخوانها و DNA ما نگاشته شده بود
این داستان این است که چگونه ما تبدیل شدیم به
انسان
این داستان در آفریقا، در زمانی بسیار دور، آغاز میشود
در دنیایی که اصلاً وجود نداشتیم
از بسیاری جهات این دنیا آشنا به نظر میرسید
پر از حیواناتی که آنها را میشناختیم
اما یک تفاوت حیاتی وجود داشت
این دنیا مسکون بود، نه فقط توسط یک
بلکه توسط گونههای مختلفی از انسان
ما عادت کردهایم در دنیایی پر از گونههای دیگر زندگی کنیم
بیش از هشت میلیون گونه سیاره ما را با ما به اشتراک میگذارند
اما فقط یکی از ما وجود دارد، فقط یک گونه انسانی: هوموساپینس
و بنابراین، خیلی راحت میشود فراموش کرد که همیشه اینطور نبوده است
جهان قبل از ما، پر از فعالیتهای انسانی دیگر بود
حدود شش میلیون سال قبل از ظهور انسان خردمند
برخی نخستیسانان درختان را ترک کردند
آنها شروع به راه رفتن روی دو پا کردند و با گذشت زمان، استفاده از ابزارهای سنگی را آغاز کردند
این ابزارسازان به اولین شکل انسان تبدیل شدند
طی میلیونها سال، این انسانها به تکامل خود ادامه دادند
و یک شجرهنامه متنوع از گونههای مختلف انسانی را تشکیل دادند
این انسانهای دیگر چه کسانی بودند و چه ارتباطی با آنها داریم؟
خب، همه آنها بخشی از خانواده بزرگ ما هستند
یعنی پدر و مادرها، پدربزرگ و مادربزرگها، عمهها و خالههای بزرگ، و عموزادهها
بعضی از آنها اجداد ما بودند، برخی دیگر فقط خویشاوندان
اما همه آنها بخشی از دودمان ما، شجرهنامه خانوادگی ما بودند
که هزاران سال را در بر میگرفت
تقریباً در زمانی که انسان خردمند پدیدار شد
حداقل شش گونه مختلف انسانی وجود داشت
و با استفاده از جدیدترین دادههای علمی
میتوانیم بازسازی کنیم که آنها چگونه به نظر میرسیدند
گونههای انسانی بسیار زیادی وجود داشت
انسان راستقامت (هومو ارکتوس) وجود داشت، یکی از اجداد ما، و گونهای به طرز باورنکردنی
موفق، چون حدود دو میلیون سال زندگی کردند
خب، هومو ارکتوس در واقع اولین گونه از سرده ما بود که از آفریقا خارج شد
و همچنین فکر میکنیم که آنها اولین کسانی بودند که از آتش استفاده کردند
همچنین انسان نئاندرتال (هومو نئاندرتالنسیس) نیز وجود دارد
که شما احتمالاً آنها را با نام نئاندرتالها میشناسید
نئاندرتالها در اروپا و تا آسیای مرکزی زندگی میکردند
آنها با سرما سازگار شده بودند
و شکارچیان ماهری بودند
همچنین انسان فلورسی (هومو فلورسینسیس) نیز وجود داشت
که برخی از مردم با علاقه به آن هابیت میگویند
چون قدشان فقط حدود یک متر بود
یعنی حدود سه و نیم فوت
کوچک، و با این حال برای زندگی در جزیره سازگار شده بودند
به نظر میرسد دنیایی خارقالعاده باشد و نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم،
یاد ارباب حلقهها میافتم
فقط به جای دنیایی با اِلفها و کوتولهها
یک مکان جادویی با انسانهای دیگر داشتید
شجرهنامه انسانی شاخههای زیادی داشت
اما انسان خردمند اولین بار از کدام شاخه پدیدار شد؟
ما به طور قطع نمیدانیم
اما بیش از همیشه به یافتن آن نزدیک میشویم
برای مدت طولانی، فکر میکردیم ریشههای گونه خود را میشناسیم
فکر میکردیم ۲۰۰ هزار سال پیش در شرق آفریقا شروع شدیم
اما یافتههای جدید از اینجا، از مراکش
از بخشی از آفریقا که مردم واقعاً به آن توجهی نمیکردند
ما را مجبور میکند تا اولین قدمهایمان را در این سیاره بازنگری کنیم
در غاری دورافتاده در شمال غرب آفریقا
یک کشف اتفاقی بقایای انسانی مرموزی را آشکار کرد
شخصی غیرمنتظره در اینجا زندگی میکرد
هزاران سال زودتر از آنچه تصور میکردیم
این جبل ایغود ۱ است و یک راز تمامعیار بود
زیرا برخی از ویژگیهای آن بسیار شبیه ماست،
بسیار انسان خردمند، و برخی دیگر بسیار قدیمیتر، بسیار بدویتر هستند
پس، اگر به صورت این فرد نگاه کنید،
صورتش خیلی شبیه ماست.
صورت هومو ساپینسها فوقالعاده ظریف است.
ما ویژگیهای فوقالعاده ظریفی داریم.
اونها یه جورایی زیر کاسه مغز ما جمع شدهاند.
اگر یه انسان ماقبل تاریخ رو تصور کنید،
همیشه یه جورایی یه صورت خیلی جلوآمدهتر رو تصور میکنید،
ما میگیم، یه صورت خیلی برآمدهتر به سمت جلو.
صورت این فرد خیلی جمعتر و کوتاهتره.
اما بعضی ویژگیها هست که مال ما نیست.
به این برآمدگی ابرو اینجا، این ساختار بالای کاسه چشم دقت کنید.
حالا، به من نگاه کنید.
امروز آدمهای مدرن رو نمیبینید که با این...
...چیزهای عظیم روی چشماشون راه برن.
منظورم اینه که، اگه امروز اینو میدیدیم، واقعاً خیلی ترسناک میشد.
خب، کاسه مغز هم مال ما نیست.
میبینید کاسه مغز من چقدر گرده؟
کرویه، در حالی که این تقریباً کشیده شده.
انگار یه نفر کاسه مغز منو برداشته ولی یه جورایی...
...پشتش رو کشیده.
انگار از روبرو صورت هومو ساپینسه،
ولی از زوایای دیگه، مال ما نیست.
این یافتهها یه معما ایجاد کردند.
اونها ناهنجاریهایی بودند که به خوبی توی درخت خانوادگی انسان جا نمیگرفتند.
بخشی شبیه هومو ساپینسها بودند،
و بخشی شبیه یه انسان اولیه.
خب، سؤال این بود که آیا این یه گونه متفاوت بود؟
یا میتونست یه نسخه اولیه از ما باشه؟
چند دهه بعد از کشفیات اولیه، یک پیشرفت بزرگ رخ داد.
باستانشناسها ۱۶ فسیل دیگه رو کشف کردند،
همه با همون ترکیب از ویژگیها.
با هر یافته جدید، شواهد بیشتر میشد.
اینها گونههای دیگه نبودند، بلکه هومو ساپینس بودند،
با رگههایی از یه جد اولیه.
اما فقط وقتی باستانشناسان تونستند با دقت بیشتری...
...قدمت بقایا رو تعیین کنند، آخرین قطعه پازل سر جایش افتاد.
باستانشناسها، با استفاده از تکنیکهای جدید و بهبود یافته تعیین قدمت،
تونستند تاریخ این فسیلها رو به ما بدن، و این تاریخها به ما میگن...
...که این افراد حدود ۳۰۰ هزار سال پیش زندگی میکردند.
و این واقعاً باورنکردنیه.
چون ما فکر میکردیم گونه ما فقط حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت داره.
چیزی که این فسیلها به ما میگن اینه که گونه ما، هومو ساپینس،
۱۰۰ هزار سال قدیمیتر از اون چیزیه که فکر میکردیم.
ما یکسوم قدیمیتر از اون چیزی هستیم که میدونستیم.
این فسیل از یه چیز معماگونه،
و در واقع یه راز،
به یکی از مهمترین فسیلها در کل زمینه کاری ما تبدیل شد.
هزاران مایل دورتر از شرق آفریقا که فکر میکردیم شروع ما اونجاست،
و خیلی قدیمیتر از حد انتظار،
اینها اولین هومو ساپینسهایی هستند که تا به حال پیدا شدهاند.
و اینها ما رو مجبور کردهاند که درباره سایر یافتهها در سراسر آفریقا تجدید نظر کنیم،
که دارن تصویری کاملاً جدید از منشأ ما ارائه میدن.
این نشون میده که جبل ایرهود،
فقط یکی از جمعیتهای زیادی بود که در حال ظهور بودند،
و همه در حال شکلگیری.
این...
این یه جورایی مثل یه نگاه دزدکی پشت پرده تکامله.
این یه مرحله توی سفر ما برای تبدیل شدن به خود امروزیمونه.
کنجکاوم بدونم چه حسی داره که رو در رو بشی با...
...یکی از مردم جبل ایرهود؟
اگه به چشماشون نگاه میکردیم،
به اون ویژگیهای نسبتاً ظریف،
آیا خودمون رو توی اونها میدیدیم؟
جواب اینه که اونها مثل ما انسان مدرن نبودند.
هنوز نه.
اونها یه مرحله اولیه توی سفر تکاملی ما بودند،
که شکاف بین ما و اجداد انسانی باستانیمون رو پر میکردند.
ظهور ما در واقع کُند بود و راستش، در ابتدا،
ما خیلی هم خاص نبودیم.
حالا، نسخههای اولیه هومو ساپینس، مثل جبل ایرهود،
در سراسر آفریقا در حال ظهور بودند.
ما زمانی به یک منشأ واحد، یک گهواره تنها برای بشریت اعتقاد داشتیم،
در شرق آفریقا، اما داستان ما خیلی غنیتر و جالبتره.
جدیدترین شواهد نشون میده که ما به تدریج ظاهر شدیم،
در سراسر هزاران مایل، و در طول صدها هزار سال،
ذره ذره ظاهر شدیم،
مثل یه سری جرقه،
که در سراسر قاره آفریقا شعلهور میشدند.
و با این حال، هومو ساپینس به راحتی میتونست بدون هیچ اثری ناپدید بشه.
چون درست وقتی که داشتیم جای خودمون رو توی دنیا پیدا میکردیم،
چیزی تهدید میکرد که ما رو کلاً از بین ببره.
این توی دره بزرگ ریفت آفریقای شرقی هست که میتونیم رد...
...فصل بعدی داستانمون رو بگیریم.
این منظره پویا برخی از واضحترین...
...شواهد رو در مورد نیروهایی که گونه ما رو به مسیری کاملاً جدید انداختند، در خودش داره.
وقتی میگن دره بزرگ ریفت آفریقای شرقی یه جای چشمگیره،
شوخی نمیکنن.
منظورم اینه که، بهش نگاه کنید.
من واقعاً میتونم صدای جوشیدنش رو پشت سرم بشنوم، و این...
...نتیجه یه فرایند زمینشناسیه که توش سه ورقه تکتونیکی
از هم جدا میشن، که نتیجهاش یه منظره پویائه.
و حتی با اینکه این قسمت خیلی قابل سکونت به نظر نمیرسه،
برای مدت خیلی طولانی خونهای برای مردم بوده.
این یکی از غنیترین مناطق آفریقا از نظر فسیله.
زمینشناسی غیرعادی اون نه تنها بقایای انسانی رو حفظ کرده،
بلکه نگاهی اجمالی به نیروهایی هم ارائه میده که تکامل ما رو به جلو بردند.
خب، توی کف دریاچههای اینجا اگه عمیق حفاری کنید، میتونید...
...در واقع نمونههای رسوبی استخراج کنید.
حالا، یکی اینجا در اتیوپی حدود ۲۸۰ متر عمق داشت.
بنابراین این نشاندهنده بیش از ۶۰۰ هزار سال...
و درون این رسوبات، کمی شبیه یک ماشین زمان است.
No comments yet. Be the first to leave one.