Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

S04 E05 - Judgement Day Part Ig
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 5 Third Watch زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-29
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...قبلاً در «شیفت سوم»

تو با کی داری حرف می‌زنی، هان؟

.من پلیسم

فکر کردی من باید از این بترسم؟

!این باید از من بترسه

.این دست بود

.اون گرفتتش

!"اون؟" - یا مسیح

.پسرناتنی‌ت ممکنه تنها شاهد زنده باشه

.می‌دونی سرگئی هیچ ترسی از من نداره

.چهارده سالم بود، با مادرم دعوا کردم

.ولی هیچ‌وقت نخواستم بمیره

.شاید داری زیادی واکنش نشون می‌دی

.آره، خب، بهتره خودشو جمع کنه

.وگرنه پامو می‌کنم تو کونش

.یه ساعت دیگه برمی‌گردم، بیدارت می‌کنم

.می‌خوان باهام همکاری کنم

با چی؟ - "با تاتیانا."

.می‌خوان تعقیبش کنن

.فکر می‌کنن اون می‌تونه اونا رو به چفچنکو برسونه

."بله؟" - داره میره

می‌خوای چیکار کنی؟

.کارت. هرچی بخوای، مال توئه

.چیزی نمی‌خوام، قربان

.اینجا داره یکم سرد میشه

بریم تو، باشه؟

.باشه

.برو

.گفتی دوشنبه. امروز دوشنبست

.می‌دونم امروز چه روزیه

.پس بذار تمومش کنیم

می‌تونم یه نصیحت کوچیک بهت بکنم؟

.نه. - مواظب باش

.نذار احساساتت کنترلت کنه

.پولمو بده

شرکت‌های درخشان و ساحلی من

.دیگه پلیس مزاحمشون نمیشه

.از طرف افراد من مشکلی برات پیش نمیاد

.بقیه اداره مشکل خودته

.من وقت زیادی ندارم. تقریباً کارمون تمومه

.همه چیز امروز فیلمبرداری شده

.معامله کوچیک ما فیلمبرداری شده

.و به اون نوار اضافه شده

.این نسخه توئه

.اضافه شده؟ - بچه‌هات

.تو حیاط مدرسه، حیاط پشتی دارن فوتبال بازی می‌کنن

.ویکتور ورزشکار خیلی خوبیه

.واکنش‌های سریع

!حرومزاده

.آه-آه-آه، کارآگاه

.خودتو کنترل کن

دیشب تو خوابیدن مشکل داشتی؟

.یکم آره

.بازم ازت ممنونم برای کارتم

.خیلی برام مهمه

.تو هم برای من خیلی مهمی

می‌خوای بریم بیرون صبحونه بخوریم؟

بریم بیرون؟ - "آره."

"فکر کردم شاید بریم همون بالا پیش آسیاب."

.و مثل قدیم پنکیک بخوریم

.من عاشق پنکیکم

.می‌دونم

.باشه

.باشه. میرم لباس بپوشم

"اوم."

"آره."

واقعاً؟

.نه

.نه. فقط تعجب کردم، همین

.آره، منتظر می‌مونم

"برو چارلی!"

.امیلی، بابات امروز میاد خونه

.واقعاً؟ - آره

.من امروز بعدازظهر میرم دنبالش

.گفتی تا هفته بعد نمیشه

.فکر کنم حالش بهتر از اون چیزیه که فکر می‌کردیم

.بیا اینجا تو

.بیا اینجا

برای من؟

.این یه هدیه‌ست برای اینکه وقتی بابات مریض بود خیلی کمکمون کردی

.و همچنین برای اینکه می‌دونم یکی می‌خواستی

اس‌ام‌اس می‌فرسته؟

.نمی‌دونم. فکر کنم آره

خب، وب بی‌سیم چی؟

"شاید."

.خب، اینا خدماتن. باید درخواست کنی

.وقتی که داری فعالش می‌کنی

.امی، این یه گوشیه. کارهای گوشی رو انجام میده

.و خواهش می‌کنم

.ممنونم

.آره

.باشه

.باشه. می‌تونم انجامش بدم

.خیلی ممنونم. خداحافظ

.امی، جدی می‌گم

.ممنونم. تو خیلی بهم کمک کردی

.فکر نمی‌کنم بدون تو می‌تونستم انجامش بدم

.در واقع، بدون تو نمی‌تونم انجامش بدم

.می‌خوام امروز بعد از مدرسه چارلی رو از مدرسه بیاری

.بعد از مدرسه، تمرین فوتبال داره

.می‌دونم. فقط نمی‌خوام باباتو اینجا تنها بذارم

.باشه، اشکالی نداره

.و اگه مشکلی داشتی می‌تونی با گوشیت بهم زنگ بزنی

.باشه. بیا، من همه چی رو برات آماده کردم

این شماره توئه، این پشتشه، باشه؟

.نمی‌خوام تا بعد از مدرسه روشنش کنی

.و بذار نشونت بدم

.این دکمه‌ایه که وقتی می‌خوای روشنش کنی فشارش میدی

.آره، من می‌دونم چطوری یه... رو روشن کنم

!چارلی

.من حاضرم

هی چارلی، حدس بزن چی شده؟

.بابا امروز داره میاد خونه

!هورا! - هورا

.باشه، دیرمون می‌شه

.فعلاً

."تو زود اومدی؟" نمی‌خواستم دیر کنم

.خب، فکر نکنم موفق بوده باشی

امروز حالت خوبه؟

.آره، واقعاً خوبم

.باشه

.تاتیانا دیشب اینو بهم داد

.واسه چی؟ - نمی‌دونم

.باعث شد بفهمم چرا اینقدر شاکی بودم

.بخاطر گذشته‌ش نیست، بخاطر اینه که دلم براش تنگ شده

...حق با اونه. و وقتی اون پرونده رو دیدم، من

.نمی‌دونم، حس کردم دیگه از دستم رفته بود

.ولی هیچ‌وقت اینطور نبود. مشکل از من بود

..."دلم برات تنگ شده." این، آه

"به نظر چیز خوبی میاد، گمونم."

خیلی هم چیز خوبیه. خب، وقت صف جمع شدنه؟

آره، آره. - کجا می‌ری؟

.الان برمی‌گردم

.هی دیویس، یوکاس رو دیدی؟ - نه

.اون مرخصی اضطراری گرفته

.شوهرش داره از بیمارستان مرخص میشه

.من پشت میز نیستم

"ماشین اس‌پی-۱۰. فقط جرایم و شکایات گذشته."

"هیچی در حال انجام نیست."

.روحیه مثبتت رو حفظ کن

ماشین کاغذی؟

.دارم میام. ممنون

.باید باهات حرف بزنم. تا خرخره درگیرم اینجا

.یه جسد روسی دیگه تازه پیدا شده

.من دیگه نیستم

منظورت چیه که دیگه نیستی؟

.دیگه جاسوسی زنم رو نمی‌کنم

.متاسفم. این خیلی مهمه

.من ازت درخواست نمی‌کنم

.پس چی می‌گی؟ - هیچی

.فقط دارم بهت میگم وضعیت چجوریه

.بیخیال سالیوان

.می‌دونی اون قبلاً چی بود

.قبلاً بود

داری یه تحقیقات بزرگ در مورد جرایم سازمان‌یافته رو به باد میدی،

چون اسیر یه فاحشه سابق شدی؟

.من دیگه نمی‌تونم بهش دروغ بگم

.فکر کردم تو هم شفچنکو رو می‌خواستی، مثل من

!دیگه برام مهم نیست. - نزدیکیم

.این یارو یه اشتباه کوچیک بکنه، گیرش می‌ندازیم

.خب، پس باید بتونی بدون ما هم از پسش بربیای

منظورت از "ما" چیه؟

حالا قولت به یه همکار دیگه هیچی معنی نداره؟

سالیوان، می‌خوای شغلمو خراب کنی؟

.می‌دونی، مجنسکی، باید یه کم آروم بگیری

.نگه داشتن اون همه خشم تو دلت نمی‌تونه برات خوب باشه

.باورم نمیشه چقدر حس خوبی دارم

.باورم نمیشه چقدر وسیله جمع کردی

.من یه آدم خیلی محبوبم

.یعنی، ما داریم با یه عالمه... از اینجا می‌ریم

.ساک پر از وسایل

.وقتی اومدی اینجا حتی... خودتم نداشتی

...چیه؟ - هیچی. من

.من فقط داشتم، فقط داشتم فکر می‌کردم

...درباره اون شبی که اومدی اورژانس، و من

.لباساتو پاره کردن

.و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که ما از اینجا با هم میریم

.هی، هی

فقط فکرهای خوب، درسته؟

.درسته

.سلام، خانواده یوکاس

"سلام." - "هی. ببین کی اینجاست."

.ما تمام اطلاعات بعد از عمل رو باهاتون مرور کردیم

یادتون باشه، رژیم کم‌چرب و کم‌نمک،

.و ورزش مهمه

...مشکلی نداره من، اِم، اون رو تو خونه تنها بذارم

وقتی باید برم سر کار؟

.خانم یوکاس، ما اون گرفتگی رو برطرف کردیم

.شوهر شما احتمالاً الان حالش بهتر از سال‌های اخیرشه

.دیدی؟ بهت گفتم. بهت گفتم

.دیدی؟ اون بهم گفت

.با این حال، برای چند روز اول آروم باشید

...حالا، اگه می‌خواید ماشین رو بیارید

.فرانسیس فرد رو با ویلچر براتون میاره بیرون

.باشه

.فقط بهم، مثلاً، ده یا پونزده دقیقه وقت بده

چی، تو تو پارکینگ نیستی؟

...نه، هستم، فقط من

.من از پله‌ها میام

!بسیار خب، دیگه تمومه! بیرون حواستون جمع باشه

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left