The first 200 lines.
کی میتونه به من بگه بزرگترین اشتباهی که آدما توی بحران میکنن چیه؟
اومم؟
.عدم برنامهریزی
.مدیریت بحران فقط برنامهریزی نیست
.مربوط به عمله، تصمیمات لحظهای و فوری
.یه استراتژی ارتباطی بیاثر
.گفتن حقیقت
.مردم فکر میکنن کار ما دروغه
.در حالی که، حقیقت اغلب بزرگترین سلاح ماست
کس دیگهای؟
.اینکه ندونن درگیر بحران هستن
.خیلی خوبه
.خانم؟ کیتینگ. آنالیز کیتینگ
.- خانم پاپ. خانم کیتینگ
اون جواب قبلی خیلی آگاهانه بود. از روی تجربه گفتین؟
.من یه وکیل مدافعم. سالها توی دانشکده حقوق میدلتون تدریس میکردم
.پروفسور کیتینگ
.- متاسفم. اوه، نه
.خوشحالم که کارای من هیچوقت توجه شما رو جلب نکرد
.من وکالت یه پرونده حقوقی جمعی رو به عهده دارم
.که پتانسیل اصلاح کل سیستم عدالتیمون رو داره
.حدود صدتا خواهان دارم
.همگی عمدتاً فقیر، رنگینپوست و زندانی شدن
.به خاطر وکلای تسخیری که منابع مالی کافی نداشتن
.پرونده همین الان توی دادگاههای پنسیلوانیا رد شد
.امم
براتون آرزوی موفقیت میکنم. موفقیت؟
.حقوق اساسی مردم هر روز داره نقض میشه
.توی هر دادگاهی در سراسر کشور
.موفقیت برای غلات با مارشمالوئه
.به کمک شما احتیاج دارم
.مطمئن نیستم چطور میتونم. من وکیل فعال نیستم
.من به یه وکیل دیگه نیاز ندارم
.من نیاز دارم که این پرونده سریعاً به دیوان عالی ایالات متحده بره
.اوه
.نمیدونم شنیدین یا نه
.ولی من چند ماهه که از کاخ سفید بیرون اومدم
.اخبار گفتن که شما با شرایط خوب رفتین
.همینطوره، ولی من دارم از... استراحتم از سیاست لذت میبرم
.کی داره از سیاست حرف میزنه؟ من از عدالتم حرف میزنم
.پایان دادن به جیم کرو جدید. بفرمایید، این پرونده رو بخونید
.- من... فقط یه نگاه بهش بندازین، بعد میتونین بگین نه
.خانم پاپ
.کشورمون در بحرانه
.با هم میتونیم درستش کنیم
.بانکدار خوشگذرون رو برای فردا وقتش رو تنظیم کردم
.پس امروز فقط سناتور "اشعه ایکس شرمآور" رو داریم
.و لابیگر نفتی با اون وضعیت کوچیک پولشویی
.من دارم همه دستگاهها رو هم تبدیل میکنم
.به یه پروتکل رمزگذاری قویتر که ما رو آفلاین میکنه
.برای چند ساعت، فقط باید بگین کی
.ما فکر میکردیم شاید جمعه شب
کوئین. چیزی از حرفایی که زدیم رو شنیدی؟
.امروز سناتور "اشعه ایکس" و لابیگر نفتی پولشویی
.فردا بانکدار خوشگذرون. همچنین، چارلی با چندتا بازپرس خصوصی تماس گرفته
.برای کمک بیشتر با همه تعقیبایی که داریم
.باید باهاشون بشینیم. اومم
.پس، شاید هفته بعد، یا... باشه
.خب، زودتر بهتره. باشه
چارلی میتونه مسئولیتش رو به عهده بگیره، درسته؟
.امم
.احتمالا. چک میکنم
متاسفم، چیز دیگهای بود؟
داری دوباره "لیو" رو گوگل میکنی، مگه نه؟
داره توی کالج تدریس میکنه. تدریس؟
...خب، خودت که میدونی چی میگن. کسایی که نمیتونن کاری انجام بدن
.- تو بدی. لیو بدتره
خلاص شدیم، مگه نه؟
.آره
.آنالیز کیتینگ
همون آنالیز کیتینگ توی کلاس درس تو پیداش شد؟
.- پس اسمش رو شنیدی؟ لیو، اون آنالیز کیتینگه
.آنالیز کیتینگ، بهترین وکیل مدافع
و استاد خفن دانشگاه میدلتون توی فیلادلفیا؟
.البته
.من به خاطر اون درخواست دادم برم اون دانشکده حقوق
.اون یه هیولاست
.گوگل میگه اون یه مجرمه
.به یه سری چیزا متهم شده
ولی خب، مگه همهمون نشدیم؟
.اون برای یه پرونده از من کمک میخواد
.متهمین پرونده حقوقی جمعی زندانی شدن
.- به خاطر... وکلای تسخیری پرمشغله
.آره... در مورد این خونده بودم
.این ایده رو به فیتز گفتم ولی مسیرمون عوض شد
.با یه پروژه دیگه
داری قبولش میکنی؟ نه. جدّی میگی؟
...مردای سیاهپوست به زندان میرن چون حقوق اساسیشون
.نقض شده؟ آره، جدیم
.مارکوس، من دیگه توی این بازی نیستم
.آره، حتماً
.تو یه معلم مدرسهای. حواست باشه
.فقط فکر نمیکنم بتونم انجامش بدم
.پس انجامش نده. هیچ کاری نکن. زندگیتو هدر بده. من باید برم
مارکوس، چرا تو... چرا من جواب تماسهات رو میدم؟
میای برای نوشیدنی؟ میای برای دیدن بازی؟
.آره
بعد از همه چیزایی که اتفاق افتاد، چرا تو اینجایی؟
.ما سیاهپوستیم
.یعنی من همیشه برای تو اینجا خواهم بود
.و من همیشه هواتو دارم
.ما این کارو اینطوری انجام میدیم
.پرونده خوبیه
.مستنداتت قویه، بیعدالتیها واضحه
.واضحه که حقوق اساسی این زندانیها نقض شده
.بعضی از داستانهاشون... خیلی تأثیرگذاره
.حس میکنم یه "اما" در راهه. ولی یه مشکل هست. خود شما
.آنالیس کیتینگ نمیتونه چهره این پرونده باشه. من یه کم تحقیق کردم
.شوهر به قتل رسیده، یه دوره زندان
.منم مثل خیلی از موکلهام به ناحق متهم شدم
.دوره حضورت تو میدلتون باطل شد، نزدیک بود ازت سلب صلاحیت بشه
.به خاطر الکلیسم. من الان پاکم
.خانم کیتینگ
.شما تبدیل میشید به سرفصل خبرای رسانههای ملی
.تقریباً برای یه ماه
.اتهام آتشسوزی برای شام، قتل برای دسر
...حتی اگه میتونستم این گذشتهی به قول معروف "رنگین" شما رو جور دیگهای جلوه بدم
...باز هم باید یه معجزه میکردی تا دیوان عالی کشور رو
اصلاً به این پرونده نگاه کنه. پس داری میگی من یه افتضاح تمامعیارم؟...
.بله
.فکر میکردم میتونی کوهها رو جابهجا کنی
.واسه همین اومدم اینجا دنبالتون
.قرار بود شهرتت خودش گویای همه چیز باشه
.سفرتون به فیلادلفیا بیخطر
...اگه قراره با هم کار کنیم
.پس یه چیز رو باید بفهمی
.اینجا شهر منه. بازی من، قوانین من
.متوجه شدی؟ متوجه شدم
.ایده خوبی نیست. میدونم
.اون نمیخواد شما رو ببینه. میدونم
.من هیچ ربطی به این نداشتم. ما هیچ وقت با هم حرف نزدیم
.میدونم
.سلام
الیویا، چطور میتونم کمکت کنم؟
.دعوای جمعی. صد تا خواهان
.حقوق اساسیشون نقض شده
.باهاش آشنا هستم
چرا به کمک ما احتیاج دارید؟
.پرونده بزرگیه. یه جنگ تمامعیاره
.نمیتونم تنهایی انجامش بدم
!الیویا پاپ داره کمک میخواد؟ این که اولین باره
.من برای بخشش اینجا نیومدم
.میدونم از من خوشت نمیاد
.ولی اینم میدونم که تو میخوای دنیا رو تغییر بدی
...اینکه حالت از اینکه آدمهایی هستن بهم میخوره
تو این کشور که به معنای واقعی کلمه مجازات میشن...
به خاطر کمبودهایی که باهاش به دنیا اومدن...
.واسه همینه که این مؤسسه رو تأسیس کردی
...تا بهشون امید بدی که کابوس آمریکاییشون
میتونه تبدیل به یه رویای آمریکایی بشه...
.این کاریه که تو انجام دادی. واسه همین من اینجام
.پس بله، الیویا پاپ از شما، فیتز، کمک میخواد
باشه؟
.زود اومدید. من زود نیومدم
.جلسه تا ساعت ۹ شروع نمیشه. درسته
.پس شما زود اومدید. من زود نیومدم... من آمادهام
.صبح بخیر. صبح بخیر
.خانم پاپ، باعث افتخاره. ایشون دستیار منن
...مایکللا پِرَت. حتی نمیتونم ابراز کنم
که این چقدر برام ارزش داره. البته همین الان ابراز کردید...
.از دیدنت خوشبختم، مایکللا. آنالیس، ایشون مارکوس واکر هستن
.به دی. سی. خوش اومدید، خانم کیتینگ. ممنون که دعوتم کردید
.صبح همگی بخیر. آقای رئیسجمهور
.صبح بخیر، قربان
.شما حتماً آنالیس هستید. بله. سلام آقای رئیسجمهور
.فیتز صدام کن. نه ممنونم قربان، آقای رئیسجمهور
.سلام. من... چهل و چهارم
.ببخشید؟ چهل و چهار. چهل و چهارمین رئیسجمهور
.چهل و چهار. منم
.آقای رئیسجمهور، قبل از اینکه شروع کنیم، میخواستیم ازتون تشکر کنیم
.برای اینکه قبول کردید کمک کنید. این مسئله... مهمیه. میدونم
.خوشبختانه، رئیسجمهور گرانت هم همینطور فکر میکنه
رئیسجمهور گرانت؟
.اون یکی رئیسجمهور گرانت
.ایشون قبول کردن ما رو ببینن؟ بله
...عالیه! اگه بتونیم کاخ سفید رو
پشت پروندهمون داشته باشیم، اون وقت دیوان عالی کشور بدون شک پروندهمون رو بررسی میکنه...
.بزن بریم سر کار
!خوش اومدید، بفرمایید داخل
.خیلی خوشحالم همه رو میبینم. فیتز، مارکوس
.خانم رئیسجمهور. خانم کیتینگ، از آشنایی باهاتون خوشبختم
این اولین باره که کاخ سفید میاید؟
.بله. ممنون که باهامون ملاقات کردید. ممنون که اومدید
.مشتاقم در مورد این پروندهتون بشنوم
همهی این آدما بیگناهن؟ کی میدونه؟
.اونا هیچ وقت دفاع عادلانهای نداشتن چون نمیتونستن هزینهش رو پرداخت کنن
...اگه بتونیم دیوان عالی کشور رو قانع کنیم پرونده رو بشنوه، اگه بتونیم برنده بشیم
میتونیم سیستم رو عوض کنیم و همین الان هم میتونیم این کارو بکنیم...
.من و شما با هم موافقیم، خانم کیتینگ
.سیستم واقعاً نیاز به تغییر داره
.ولی اینطوری اتفاق نمیافته
.خانم رئیسجمهور، پرونده محکمیه
.اگه فقط کاخ سفید به قضات فشار بیاره که پرونده رو بررسی کنن
.اشتباه برداشت نکنید. من پرونده رو دوست دارم
...فقط از دادگاه خوشم نمیاد. اگه این پرونده رو
جلوی ترکیب قضات فعلی بگذاری، برنده نمیشی...
...زمزمههایی هست که حداقل چند تا
از قضات محافظهکارتر ممکنه به بازنشستگی فکر کنن...
.مارش، شاید کنزینگتون
.سال دیگه همین موقع ممکنه با یه وضعیت کاملاً جدید روبرو بشید
No comments yet. Be the first to leave one.