The first 200 lines.
« آرکانزاس، 1999 »
،شیفت امروز خیلی خستهکننده بود .این رو با اطمینان میتونم بگم
...هوم
یه کیک تو اتاق استراحت هست
تولدِ یه نفره، یادم نیست کی
یکی از کیک تختهایهای فروشگاه "کروگر" ـه
،ولی بهنسبت کیک حاضری بودنش .خیلی خوشمزهست
البته تو که اصلاً بهت نمیاد کیک بخوری، میخوری؟
کیک هم میخورم - ...هوم -
میدونی، مامانم همیشه میگفت هیچوقت به زنهای لاغر اعتماد نکن"
،وقتی ما سرگرم خوردنیم "اونا مشغول نقشهریختن هستن
خب، حالا اگه اهل کیک خوردنی پس چرا اینقدر لاغری؟
!پوست و استخوونی، دختر
بهخاطر سیگار ـه؟
.نُچنُچ، سیگار آدم رو لاغر نمیکنه .منم سیگار میکشم
میدونی... هیچوقت نفهمیدم وقتی کسی ساکتـه
نشونۀ اینـه حرفی برای گفتن نداره یا
کلاً کلهش کار نمیکنه
البته تو که بهنظر میاد اوضاعت روبهراهـه
منظورم از لحاظ مالیـه - تو از کجا میدونی؟ -
چون همیشه با کفشهای خوشگل میای سرِ کار
دیدم کفشِ "کندیز" میپوشی
!اونا که ارزون نیستن
...خب
شیفت خوبی داشته باشی، مَندی
هی، کتی
بله؟
!گمشو اینقدر گوه نخور
« شیفتِ 12 ساعتی »
اوه، بالاخره اومدی
خب، من خیلی سرگیجه دارم، باشه؟
با کارن هم حرف زدم ولی !اصلاً گوش نمیکنه ببینه چی میگم
باید فوراً با یه دکتر صحبت کنم
اگه بیفتم لگنم بشکنه چی؟
اگه بیفتم سرم بشکنه و
دچار عفونت استاف شم چی؟ - اینجا کار پذیرشت رو انجام دادی؟ -
آره
...آقای کِنت - کارن -
بهت که گفتم هروقت تختِ آماده داشتیم .خبرت میکنیم
باید بگیری بشینی
میدونید... اینجا هوا گرمـه ،پس تا آماده میشید
.میرم بیرون منتظر میمونم !بهنفعتونـه که هوا بارونی نباشه
!دلم نمیخواد خیس شم
الان کارت رو شروع میکنی؟
.خودت که باید بدونی !خودت برام برنامه ریختی ها
اوه، آره - قراره دو شیفت کار کنم -
خب، شاید بهتر باشه از 202 شروع کنی
و احتمالاً بهتره بری یه نوشابه هم بگیری
.من نوشابه نمیخورم، کارن !خودت که میدونی
حدود نیم ساعت وقت داری
« ترجمه از یـاشـار جماران » .:: TAMAGOTCHi ::.
!یه نفس برو بالا، برو بالا، برو بالا
این آمادهست که ببریش
باورت میشه دلاندرونمون این ریختیـه؟
!این دل و رودۀ ماست
اینطور بهنظر میاد که ممکنه
هر لحظه ار بدنمون بپرن بیرون
"اینطوری که "اوپس، لوزالمعدهم پرید بیرون
!رجینا
هوم؟ - پول رو بده من -
...باشه، ولی قبلش
.بذار یه چیزی رو نشونت بدم .از این کار خوشم میاد
خوشم میاد با نوشابه .فضای این تو رو حسابی سرد کنم
همیشه شعارم اینـه "حفظ خونسردی اصلیترین نکته تو کارمـه"
از خودم درآوردم
تازه وقتی کارم تموم شد میتونم بخورمشون
انگار جشن میگیرم
راستش این چیزها اصلاً برام مهم نیست، رجینا - ببین، ما فامیلیم، مگه نه؟ -
آخه مگه چند تا فامیل همسنِ خودت داری؟
فامیل سببی - درسته -
تازه کی فکرش رو میکرد علایق مشترک داشه باشیم؟
...میدونی، خون و اندامهای بدن و
.علایق مشترک نداریم .پول رو بده، رجینا
آخه نیکُلاس خیلی فوری یه کلیه لازم داره
ولی من گیرِ یه کاری بودم
وین رو میشناسی؟
واسه انجام تمرینهای درس علومش .کمک میخواست
خبر داری دیگه تو کلاس پنجم بهشون سیر تکامل رو درس میدن؟
!اونم تو مدرسۀ دولتی - !رجینا -
وای، ببخشید
خب تو این کیسه کلیه هم بود؟
بود؟
!خوب بلدم یه کلیۀ وامونده چه شکلیـه
شبیه لوبیاست؟ لوبیا قرمز؟
!خدایا! جندهخانمِ بداخلاق
!هی، جندهخانم
!مادرت رو گاییدم، اُسکل
شما پرستار مادرمی؟
شما بودی گفتی احتمالاً رفته تو کُما؟
شما چند ساعت پیش اینجا بودی؟
من تازه اومدم
خیلیخب
نمیدونی جواب آزمایشهاش کِی میاد؟
دکتر دیگه تا فردا نیست که
جواب آزمایشها رو بررسی کنه - ولی جواب آزمایشها اومدن؟ -
من که نمیبینم اینجا باشن، خانم
یعنی من باید امشب کلاً اینجا بمونم؟
مجبور نیستی بمونی
.متأسفم .مشکل اینـه بچهم خونه تنهاست
و تازه... به شوهرم هم تو کار کمک میکنم
رستوران "کتفیش کینگ" توی "ساوث گرند" رو بلدی؟
اوهوم
خیلی عذابوجدان دارم که نمیتونم پیشش بمونم
آخه شاید بههوش بیاد و ممکنه ندونه کجاست
آخه زوال عقل داره یا شایدم آلزایمر
!درست نمیدونم اسم جدید این مریضی چیه
...اگه ندونه کجاست، ممکنه
کنترلش خیلی سخت باشه
...خیلی هم قویـه و
اونا وسایل مادرت واسه اینجا موندنـه؟
یه سری از وسایل شخصیشـه
خیلی سریع جمعشون کردم
میدونی، من عاشق غذاهای "کتفیش کینگ" هستم
!بهبه! اسنکهای "هاشپاپی" رو خیلی دوست دارم
هنوزم خیلی خوشمزه درستشون میکنن - اوهوم -
اصلاً نگران نباش
خدای مهربون تمام شب حواسش به مادرت هست
بهت قول میدم
نه
!عمراً اگه بههوش بیای
اتاق 218 نظافت میخواد
قبلاً تمیزش کردم
شاشیده رو تخت
.همین چند دقیقه پیش ادرار کرده بود .واسه همین رفتم تمیزش کردم
!دوروتی، برو ملافهها رو عوض کن
جریانش چیه؟ - از زندان ایالتی آوردنش -
سعی کرده خودش رو بکُشه ولی زنده میمونه
طفلکی
با اینکه بیهوشه بازم باید
!با دستبند ببندنش به تخت؟
.یه نفر رو به قتل رسونده مگه خبرش رو تو روزنامه نخوندی؟
ایشون چیزی جز انجیل نمیخونه
یا از اون نشریههای خبرهای خوش که
وقتی در رو باز نکنی .میاندازن دم در خونۀ آدم
خب
.دیالیز اورژانسی .مرد 67 ساله
ماهی سه بار. با توئه
آقای کالینز؟
.آره، وضعیتش بحرانی نیست .فقط تو اولویت باشه
از این اتاق خوشم نمیاد
میشنوی چی میگم؟
گفتم از اینجا خوشم نمیاد
وقتی دیالیزت تموم شد میتونی بری
...مشقت و غصه .اینجا همچین بویی میده
تا حالا بوی غصه به مشامت خورده؟
هر روز خدا
میدونی، بهم گفتن فقط سه ماه وقت دارم
شاید الان شده باشه دو ماه و نیم
.نصفش رو هم که تو این خرابشدهام .دلم میخواد برم خونه
میشه تلویزیون رو روشن کنی؟
باشه
همسرم از ماشین تر و تمیز خوشش میاد
دیگه چه میشه گفت؟
خب، شنیدی که قدیمیها در مورد
آب و هوای آرکانزاس چی میگن؟ اگه از آب و هواش راضی نیستی"
"فقط چند لحظه صبر کن
مادربزرگم همیشه این رو میگفت
مادربزرگ منم همینطور
خب، بهخاطر گزارش هوا ممنون، وندی
برگردیم سر عناوین اصلی خبریِ بعدازظهر امروز
نمایشگاه علمی محلی .برای دانشآموزان کلاس هشتم
...این بچهها حسابی بااستعدادن
...میدونی
غمانگیزترین چیز در مورد مرگ اینـه که .زمان خیلی دیر میگذره
آدم قدر لحظات دیگۀ عمرش رو ندونسته و
الان تنها چیزی که براش مونده .این لحظههای گنده
هی، مندی، یه اُوِردوزی آوردن، من سرم شلوغـه
خوب میشه اگه کمکشون کنی
لعنت
،سلام. مرد، 30 و خردهای ساله .اُوِردوز کرده، هویتش هم نامعلومـه
.تو یه مسافرخونه پیداش کردیم .ضربان قلبش 28 ـه
.وضعیت تنفسیش بحرانیـه .نالوکسان بهش تزریق شده
چیه؟
هیچی - میشناسیش؟ -
یهجورهایی
خیلیخب. باید کاملاً پاکسازی بشه
باشه
حالِت خوبه؟ - آره، خوبم -
وای، لعنتی، حمله بهش دست داد
.یه مورد ایست قلبیتنفسی داریم .یکی یه اتاق رو حاضر کنه
.اُفت اکسیژن خون .یه مورد ایست قلبیتنفسی داریم
دیر کردی
هیچی رو بیشتر از اینکه پول نقد دستم باشه .دوست ندارم
من یه چیزهایی رو خیلی بیشتر از پول نقد .دوست دارم
راستش منم همینطور
یا شایدم نه
اتاق 202 خیلی دردسر داره
.من یه فکر بهتری دارم .آقای کالینز، بخش دیالیز
فقط باید حواسمون باشه کسی فضولی نکنه
!بهبه، ببین چه ابتکار عملی بهخرج میده
!خودمم از ابتکار عملم راضیم
خب، فکرکنم بشه به اون فامیل خُلوچلت بگم
فردا بیاد یه سِری دیگه تحویل بگیره
!اون دختره هیچ نسبتی با من نداره
!بیا به خودش این رو بگو
!رجینا، کدوم گوری بودی؟
ای بابا، نیک، بهت که گفتم دیر میشه
پیش خودم گفتم حتماً اینجا مشغول پوکر بازی کردن یا
چه میدونم... کارهای خودتونید دیگه - نه، من چند ساعت پیش برنده شدم -
.آره، بازی چند ساعت پیش تموم شد ...تو
No comments yet. Be the first to leave one.