The first 200 lines.
« تـرجـمه از یـاشـار جـماران » :::..::: TAMAGOTCHi :::..:::
خدایا! چرا تمومی نداره؟ - میشه یهکم دندون رو جیگر بذاری؟ -
کجا بودی تو؟ قرار بود تا 6 خونه باشی
بهتون که گفتم با اِمی تکلیفهام رو انجام میدادم
اونجات چی شده؟ بلایی سر خودت آوردی؟
.گربۀ امی چنگم انداخت .چیزی نیست
چیز مهمی نیست - چرا زنگ میزدم جواب نمیدادی؟ -
...ببین، ببخشید دیگه، فقطـ
فکرکنم ایاف5 باشه
تورنادو نیست، عزیزم
ولی ممکنـه ایاف5 باشه - ایاف5 چیه دیگه؟ -
اینطوریـه که دوتا تورنادو بهم پیوند میخورن و
یه تورنادوی عظیم رو بهوجود میارن
هرچی که سر راهش باشه رو تخریب میکنه - خدایا! راست میگه؟ -
.نه، فقط یه طوفان سادهست .اوضاع روبهراه میشه
!خدایا! چه صدایی داشت
یهخرده صداش بلند بود
مثل صدای شلیک بود
.شاید ایاف6 ـه ...وایسا ببینم
!اصلاً ایاف6 داریم؟
پسر گلم، تورنادویی در کار نیست
یه طوفان عادیـه و میگذره میره
اغلب چیزها بالاخره میگذرن، بد میگم؟
« !لطفاً باهام حرف بزن »
مامان، فکرکنم یه جای کار میلنگه
...منظورم همین طوفانـه .ممکنه اتفاق بدی بیفته
نه، میگذره
کی دوست داره «فرار بزرگ از هتل» بازی کنیم؟
هیچوقت موقع بازی نمیتونی کارتها رو بخونی - !میتونم بخونم -
...بچهها - مامان، بهش بگو میتونم بخونم -
مل، داداشت بلده بخونه
!دیدی گفتم
...مامان، دیدی مل چیکار کـ - !بس کنید -
« ...میترسم »
« تو حالِت خوبـه؟ »
کی بود؟ - هیچکس -
!عجب
کی دوست داره «گوتها و وندالها» بازی کنیم؟
فرار بزرگ از هتل بازی نکنیم؟ - فعلاً نه، عزیزم -
ببین، گوتها و وندالها بازی میکنیم و
شرط میبندم بعد از یک دست بازی
طوفان هم تموم شده رفته
مگه اینکه تورنادو خونهمون رو از جا بکنـه و
!با خودش ببره - !زر نزن -
فقط تو «جادوگر شهر اوز» همچین اتفاقی افتاد
!اینجام ممکنـه پیش بیاد
!وای که چقدر اُسکلی
مگه بهت نگفتم با داداشت اینطوری حرف نزن؟
متأسفم
واقعاً؟
« ...فکرکنم طوفان یه ربطی داره به »
« هشدار اضطراری | خطر وقوع تورنادو در این منطقه » « فوراً پناه بگیرید | پیگیر اخبار ایالتی باشید »
کیـه زنگ میزنه؟ - کسِ خاصی نیست -
راست میگه. کیـه زنگ میزنه؟ - !هیچکس -
،واقعاً خیال کردی وقتی یه تورنادوی عظیم
برسه به اینجا، توی این حموم در امانیم؟
خیال کردی اصلاً فرقی داره؟
خب، اگه دلت نمیخواد اینجا پیش ما باشی
راه باز جاده دراز - !وای! حالا دیگه حق انتخاب هم دارم -
!جریان چیـه؟
چیزی نیست، چیزی نیست
برق چرا رفت؟
...عزیزهای من، طوفانـه دیگه
احتمالاً رعدوبرق خورده به ترانس توزیع یا همچین چیزی
!الکی وحشت نکنید
!تورنادو ـه !تورنادو ـه! تورنادو ـه
بابی؟
!رعدوبرق خورد به خونه؟
!این دیگه چه کوفتی بود؟! خدایا! چی بود این؟ - !ای خدا -
نمیدونم. نمیدونم
!نه، بابا! نرو
فقط نور بنداز ببینم، خب؟
!این چه وضعشـه؟
چی شد؟ - باز نمیشه -
یعنی چی باز نمیشه؟
!یعنی درِ تخمی باز نمیشه
گوشیت رو بده من، ملیسا
نه. یعنی چی؟ چرا؟ - !گوشی وامونده رو بده من ببینم -
!وای، آخه این چه وضعیـه؟
!تو روحت
چیـه؟ - یه درخت -
چیچی؟ - فکرکنم یه درخت تخمی -
افتاده و جلوی در رو گرفته - !وای، خدا -
آخه کدوم درخت؟ نمیتونی جابهجاش کنی؟
!نمیبینی میتونم تکونش بدم یا نه؟ !لعنتی
شاید از درختهای حیاطپشتیـه
چی؟ - همونجایی که اسپات رو دفن کردیم دیگه -
!چی؟
خدا بگم چیکارت کنه، مل
!اسپات مُرده؟ - بعداً در موردش صحبت میکنیم، خب؟ -
!ولی اسپات که فرار کرده بود !اسپات فرار کرده بود
!گندت بزنن
!خدایا - گوشیم کو؟ -
جوش نزن - گوشیم کو، بابا؟ -
از دستم افتاد - !اه -
میشه الکی اینقدر عصبی نباشی؟ !فقط یه طوفانـه
!امی هم صحیح و سالمـه. ای خدا
!دنیا که به آخر نرسیده
!مل! در رو ببند
!در رو ببند
اینجا گیر افتادیم؟ - چه میدونم. سقف که خراب شده -
وای، خدایا! بیا ببینم
حالا باید چیکار کنیم؟
بالاخره باید یه کاری کنیم، مگه نه؟
!مگه نه؟
!رفقا
فکرکنم بهتره منتظر بمونیم
...امی
هی، منتظر بودم بیای پیشم
دمِ سکوها
اوه، شرمنده. ندیدمت
ولی یه چیز دیگه رو خوب دیدی، مگه نه؟
...خیلی ببخشید. نمیخواستم کهـ - نمیخواستی چی؟ -
زل بزنم
شاید از زل زدنت بدم نمیاومد
دستت چی شده؟
قبلاً اهل خودزنی بودم
چرا؟
چون قبلاً مُرده بهحساب میاومدم
اوضاعش تا چه حد ناجوره؟ درخت رو میگم
بهنظرت بیمه پولش رو میده؟
نمیدونم
گوشیت رو یه امتحان دیگهای نمیکنی؟
وایسا... بابا، میشه با گوشیت یه زنگی به امی بزنم؟
یه دردی داره. گوشی خودت رو امتحان کن
نمیشه
!نمیشه؟ - آره، نمیشه. شارژش تموم شده -
!گندش بزنن
آشغالِ کثافت
چیه؟
خب، میخوام اخبار رو چک کنم
!ولی این واموندۀ تخمی کار نمیکنه
خیلیخب... میخوای من یه نگاه بهش بندازم؟
!نه، نمیخوام تو بهش نگاه بندازی
باشه. همینطوری گفتم
بابا، میشه لطفاً با گوشیت یه زنگ بزنم؟
من جیش دارم
!تا شما اینجایید دستشوییم نمیاد
!چی بگم والا، مل
!صدای جیشت رو میشنوم ها، آبجی
!از دستِ تو، بابی !ای خدا
!عجب! واقعاً ایاف5 بود ها
آره. احتمالش هست
بهنظرتون دیگه تموم شده؟
بهنظرتون کسی هم مُرده؟
نه، عزیزم. کسی نمُرده
احتمالش خیلی بالاست
!شوخیت گرفتـه؟
!هی، بچهها! یه مار اونجاست
چی؟! بیا اینور، بابی - کجا؟ -
اونجا... همونجایی که دراور اینا داغون شدن
من که چیزی نمیبینم
فکرکنم مار زنگیـه
آخه تو از مارهای زنگی چی میدونی؟
!همونجاست
ماری در کار نیست، بابی
بابی، بیا تو و در رو هم ببند
!مرسی
یه بار تو یوتیوب مار زنگی دیدم
داشت یه تمساح رو میخورد
!چی؟
هیچ مار زنگیای تا حالا نتونسته تمساح بخوره
بچهتمساح بود
آها، پس بچهتمساح بوده. باشه
چرا که نه. اینطوری کاملاً منطقیـه دیگه
باید از اول اینشو میگفتی
تنها مارهایی که من تو عمرم دیدم، فقط
موش و اینجور چیزها میخوردن
!اینطوری منو نگاه نکن - !باروم نمیشه گوشی رو انداختی -
اتفاقی بود
خب، حالا چطور باید از اینجا بریم بیرون؟
چه میدونم
نمیشه در رو بشکونیم؟ دیوار رو چی؟
دیوار؟ - دیوار، در یا حالا هرجا -
نمیشه یه جایی رو سوراخ کنیم و بریم بیرون؟
...میشه فقطـ
نمیدونـ... آخه چطوری؟ با چی؟ - چه میدونم -
نمیشه با مشتی چیزی بزنی جایی رو خراب کنی؟
!نه، نمیتونم با مشت جایی رو خراب کنم
!اون در که تماماً از جنس چوب بلوط مستحکمـه
!اینور که شیشۀ سکوریت ـه .اونم که دیوار سنگی
!اینم که کاشی ـه .تمام این دیوارها 2 متر عمقشونـه
آخه چطور میتونیم همچین گوهی بخوریم؟
دلت میخواد دستت رو بشکونی؟
...ببینید، با همهتون هستم - !بفرما راحت باش -
.همهچی روبهراه میشه .هنوز خیلی نگذشته
بالاخره یه نفر میاد اینجا
!ای خدا! اینو ببین چه دلش خوشـه
مامان، اگه فقط یه طوفان ساده نبوده باشه چی؟
کسی اونجا نیست؟
اونو لازم داریم - کدوم رو؟ -
واسه آب خوردن لازمش داریم
ولی هنوز تمومش نکردم
!خب، میشه تمومش کنی؟
بیا، عزیزم
قشنگ شستمش. نگران نباش - ...ولی آخه، مامانـ -
!فقط آبت رو بخور، بابی !فقط کوفتش کن
یعنی چی؟ به ما سهمی نمیرسه؟
جوش نزن اینقدر! دارم مسخرهبازی درمیارم
مشکلت چیـه؟ دیگه جنبۀ یه شوخی ساده هم نداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.