The first 184 lines.
،با پوشیدنِ این نه قانونی رو زیر پا گذاشتم
نه سوگندی خوردم، مگه نه؟
تضمین میکنم که اینطور نیست
خوبه
خوبه. فقط خواستم خیالم راحت شه
واسه محکمکاری
اینقدر با خودت ور نرو
راهبهها بیقراری نمیکنن
ببخشید
عادت بدی دارم
بهخاطر این کارت باید بهت شلیک کنم
!حق نداری به من شلیک کنی که
من رهبرتم
الان رهبریتون بر عهدۀ منـه
یه توضیح کمکی به خواهرت میدی؟
دفاتر و عمارتهای واتیکان
به حد کافی دور از کلیسای سنت پیتر و .کلیسای سیستین (مجمع انتخاب پاپ)
باید نسبتاً ساکت باشه
وقتی رفتی تو دیگه نباید از هاله استفاده کنی
باید نیروت رو ذخیره کنی
خودش میدونه
لطفاً خیلی جلب توجه نکن
نهایت تلاشت رو بکن که مثل یه راهبه رفتار کنی
زنده باشی، فرزندم
زیادهروی نکن دیگه
از این طرف بیا، خواهر
.پشت سر من باشید .نقطۀ کورمون فقط یک و نیم متره
پارازیتانداز تا 20 ثانیه دیگه قطع و از نو فعال میشه
حالا
کریستین گفت دو تا گارد سوئیسی هم .جلوتر از اینجا مستقرن
.گول لباسهای دلقکیشون رو نخورید .شدیداً خطرناکن
تنها برگ برندهمون مخفیکاریـه
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
افتخار دادین
خوشحالم دوباره میبینمتون
درود بر شما
آخرین کنترل امنیتی 4 دقیقه پیش بوده
که یعنی 26 دقیقه فرصت داریم تا .کار رو تموم کنیم و بریم
میشه مسیرمون رو نشون بدی؟
لطفاً صبر کن
اینم از این
با توجه به مشخصههای آقای شیفر
توی این مسیر کمترین تداخل رو داریم
تو کل مسیر یه قدم ازتون جلوتر پیش میرم
دوربینها رو میذارم رو تکرار و .کاری میکنم دیده نشین
توی اون راهپله من باید جدا شم؟
،درسته. وقتی تو میری سمت باسیلیکا
ما دو طبقه پایینتر تو فضای غارمانند هستیم
اونجا دیگه ارتباطم باهاتون قطع میشه
توی نکروپولیس هیچ دوربین مداربستهای نیست
ولی دوربینهای راهپله و فضای غارمانند رو
دستکاری میکنی تا مری بتونه برگرده پیشمون
25 دقیقه وقت داریم
سرداب رو که پیدا کنیم، نهایتاً 9 دقیقه وقت میخوام
یادتونه که توی تمرینات چه خوب و سریع انجامش دادم؟
یه دقیقه واسه رد شدن از دیوار و برداشتن استخوونها
7 دقیقه هم واسه شارژ دوبارۀ هاله
یه دقیقه دیگه هم واسه برگشتن بیرون - بعدش بهسرعت میزنیم به چاک -
موقع خارج شدن از هزارتو باز پوششمون بده و
ایوا هم به محض خارج شدن استخوونها رو نابود میکنه
هی
حلقهت رو بهم قرض بده
تا بئاتریس از دستم شاکی بشه؟ .فکرنکنم همچین کاری کنم
بده دیگه. میخوام مثل تو خفن و گردنکلفت باشم
هیچوقت نمیشه
میدونم، تمایل داره که ...یهکم تو راهروها بچرخه، ولی
.به عنوان مهمون من اینجاست .نیازی نیست نگران باشین
یه لحظه دیگه بهش دقت کن
خب، این تو رو یاد یه چیزی که قبلاً دیدیم نمیاندازه؟
روز نابود شدن آزمایشگاه
دقیقاً
الان کجاست؟
چیه؟
بیهوشـه دیگه. نقشه همین بود
نقشه این بود که از حلقهها استفاده کنیم که ،تا موقع تموم شدن کارمون
بیخطر بیهوش بمونن
اینجا جای ابتکار به خرج دادن نیست
پیش خودت چی فکر میکردی؟
واسه ورود به اون سرداب به کل نیروی هاله نیاز داری
اصلاً از هاله استفاده نکردم
...میدونم خودت اینطور فکر میکنی
ولی هاله همهش ترمیم و درمانت میکنه
چه بخوای چه نخوای داری ازش استفاده میکنی
فقط میخوام کمک کنم
آخه چجور رهبری جور خودش رو نمیکشه؟
اونی که رسیدن به هدف مأموریت براش ارجحیت داره
،اگه وقتی میرسیم به مقبره تمام توانت حفظ نشده باشه
همۀ این کارهامون هیچ و پوچ بوده
الان فقط باید یه کار بکنی
چه کاری؟
به تیمت اعتماد کن
میتونی؟
آره
خیلیخب
لیلیث
.دکتر سالویوس هستم. جیلیان .اول که اومدی همدیگه رو دیدیم
میخوام چند تا آزمایش انجام بدم
ببینیم میتونیم به روال بهبودیت کمک کنیم یا نه
راستش الان خیلی حالم بهتره
چای گیاه گزنه
عالیـه، ولی هنوز دمای بدنت خیلی پایینـه
میخوام دوباره بهت سرُم بزنم
نیازی نیست
جدی میگم
فقط منتظر دوستهام بودم که برگردن
ولی میتونم برم جای دیگه منتظرشون بمونم
دوستهات چون نگران سلامتیت بودن تو رو به من سپردن
لطفاً بمون و استراحت کن
باشه؟
میشه یه لحظه بیای؟ - با اجازه -
پیشرفتی داشته؟ - نه. هنوز نه -
چی شده، کریستین؟
خب، مایکل سراغت رو میگیره
مرسی. میرم پیشش
ولی قبلش باید یه چیزی رو بررسی کنم
حواست بهش هست همینجا بمونه؟
حتماً
خیلیخب. من اینجا دیگه باید برم
حس میکنم بلدی ازش استفاده کنی
مرسی
به محض اینکه برسم بالا، زنگ رو به صدا درمیارم
ما هم خودمون رو به محل مورد نظر میرسونیم - میدونم -
به غرایزت اعتماد کن
،البته تا وقتی که دستورشون .گوش کردن به همۀ حرفهای بئاتریس ـه
...از پسش برمیای
گردنکلفت
بیا بریم
اینجا جای ابتکار به خرج دادن نیست
توی زیرزمین غارمانندن
عیسی مسیح را شاهد میگیرم
زیرا او کسیست که مرا قضاوت خواهد کرد
امیدوارم رأی اکنونم مورد تأیید او باشد
چرا که به گفتۀ پروردگار تنها او سزاوار برگزیده شدن است
حالِت خوبه؟
تازه دارم میفهمم اصلاً میونۀ خوبی با قبرستون اینا ندارم
...کلاً با این مرگ و اینا
این چیزها یه خرده اساسی تحت تأثیر قرارم میدن
خب، الان زیاد شانس باهات یار نیست
نکروپولیس اصلاً یعنی شهر مردگان
چقدرش رو با خودمون ببریم؟
همهش رو
این دفعه جندۀ جنگجو رو باید طوری بزنیم زمین
که دیگه نتونه بلند شه
یه معمایی
!یه معمای زنده
.خیلیخب دیگه چی روت اثر نمیکنه و ترمیم میشی؟
حتماً خیلی نزدیک شدیم
برسیم اون گوشه 30 متر دیگه میمونه
امیدوارم هرچی که ممکنه لازم داشته باشیم رو آورده باشی
معلومه که آوردم
دیوینیوم. پناه بگیر - !اوه، گندش بزنن -
دنبال تو هستن. قایم شو
باشه
...به تیمم اعتماد کنم. اعتماد
بچههای تیمم دهنشون رو سرویس میکنن
!لعنت
.اعتماد. اعتماد. اعتماد. اعتماد !گندش بزنن
خیلیخب
سلام و بدرود
توی این مبارزه طرف ناحق رو گرفتی، مادر
!مثل حرفهای کاردینال بود
از اینجا ببرش
بیا بریم
باشه، خودم سریع میرم
ببین، به نفعتـه این کار رو نکنی
!همه میخوان واسه ما قهرمانبازی دربیارن
گوش کن، میدونم فکر میکنی وقتی دوستهام
دارن از جونشون مایه میذارن و میجنگن، من قایم میشم
ولی چیزی که نمیدونی اینه که منم دارم واسه یه چیزی .خیلی والاتر و مهمتر از خودم میجنگم
پس واقعاً... باید از دستم راضی باشی دیگه
حرفت رو باور میکنم
هرآن ممکنه دوباره حمله کنن
پشت من بمون
تا وقتی که دیوینیوم تو مجمع کاردینال باشه، هاله در خطره
...چی
تو هم یه راهبۀ جنگجو بودی
واسه یه مدت خیلی کوتاه
هنوزم زندهای. چطور؟
هاله من رو پس زد
همۀ کاندیداها شایستگی ندارن
ولی تو داری
یه زمانی یه حکیمی بهم گفت که .تو معجزۀ الهی هستی
باید حرفش رو گوش میکردم
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.