The Rainmaker

The Rainmaker

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Rainmaker S01E06 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 The Rainmaker 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «وکیل‌ساز»...

اون دختره که اون توئه شوهر داره.

شوهری که کتکش می‌زنه؟

اینجا چی کار می‌کنی؟

تو اون مرد رو کشتی.

اون یه معتاد بود.

قراره یه درخواست الزام به افشای اطلاعات ثبت کنی...

در مورد این کمیته پزشکی.

ببین اسم ملوین توش پیدا میشه یا نه.

جناب قاضی، ما یه شاهد عینی داریم...

که دید یه پرستار چیزی می‌ذاشت...

توی کیسه سرم دانی رِی بلک.

سادگی آقای بِیلور وقت دادگاه رو تلف کرده.

درخواست الزام به افشای شما رد شد.

پس ویلفرد کیلی ما رو به شام دعوت کرده.

کجا می‌بینیمش؟

لندن.

از آشنایی باهات خوشحال شدم، رودی.

داری اخراجم می‌کنی؟

برو.

خوش آمدید، آقای دراموند. آقای نونان.

سلام، اَدلاین.

اَدلاین، ایشون همکار جدید ما هستن،

سارا پْلَنکمور. - سلام.

از آشنایی با شما خوشبختم.

ترتیب می‌دم که چمدان‌هاتون فوراً فرستاده بشن بالا.

اوه، راستش من... من چمدونی ندارم.

واسه همین باید یه کم خرید کنم.

فکر نمی‌کنم لازم باشه، خانم پلنکمور.

همه چیز مرتب شده.

اینجا اتاق ویکتوریاست.

آقای نونان سایزتون رو تخمین زدن، ولی برای اطمینان،

ما حداقل دو تا از هر قلم کالا تهیه کردیم.

پس حتماً بهم اطلاع بدید اگه چیزی هست...

که می‌خواید عوض کنید.

به لندن خوش آمدید، خانم پلنکمور.

بله، می‌دونم که الان فصل استخدام نیست.

نه، هنوز امتحان وکالت رو قبول نشدم.

هی، مشتری اومده.

آره، دو ثانیه.

فقط اگه لطف کنید منو مد نظر داشته باشید.

بله، متوجه شدم.

هی، اینجا که اداره کاریابی نیست.

ببخشید.

پرنس.

اِم... ممکنه یه کم پول قرض بگیرم؟

فقط تا وقتی که یه کار جدید پیدا کنم؟

ببین، رودی، من ازت خوشم میاد،

اما من اون آدمی نیستم که بخوای ازش پول قرض بگیری.

بهت پس می‌دم.

از یکی دیگه بپرس.

پرنس، خواهش می‌کنم. تو که منو می‌شناسی.

ببین، واسه همینه که دارم این حرفو می‌زنم.

نمی‌خوام بهت آسیبی برسه.

متوجهی؟

حالا، اگه شیفت کاری بخوای، من هستم.

چیز دیگه؟

بانک آمریکا.

متوجه شدم.

به نظرم بهترین ویژگی‌هام هوش،

جاه‌طلبی و سبکه.

ببخشید، گفتید «سبک»؟

به عنوان یه وکیل، فکر می‌کنم مهمه...

که چطور خودت رو ارائه می‌کنی.

اوهوم.

هوم.

من تو اون پرونده بزرگ علیه شورون حسابی درگیر بودم.

اوه، تو روی اون پرونده کار کردی؟

نه دقیقاً خودِ پرونده.

من بیشتر روی جنبه حمایتی قضیه بودم.

من طومار رو نوشتم.

امضاهای زیادی خورد.

هدف پنهان من اینه که نماینده کنگره بشم.

بابا گفت باید یه کم کار حقوقی تو رزومه باشه.

کار حقوقی؟

یا اون بود یا ارتش.

کی دلش می‌خواد اونو انجام بده، مگه نه؟

خدایا.

هنوز دلت براش تنگ شده؟

برو بابا.

می‌بینی چند نفر تو این لیست شهود هستن؟

انگار لیست بازیگرای «بن‌هور»ه.

می‌دونی، یه بار گفتی آدما رو بیرون نمی‌ندازی.

اون یه دروغ بود.

کِی من همچین حرفی زدم؟

اولین باری که گند زدم.

اون رفت پیش پلیس.

واقعاً اینقدر بد بود؟ - آره!

برویسر، یه قاتل آزاده.

فقط ماییم که می‌دونیم.

اصلاً ذهنت رو درگیر نمی‌کنه؟

هوم؟

چون عذابم میده.

آره، معلومه.

معلومه که عذابم میده.

ولی بهش گفتم کاری نکنه

تا وقتی که بیشتر از یه فرضیه داشته باشیم.

فرضیه‌ش درسته.

و چیز دیوونه‌کننده‌ اینه که تو باهاش موافقی.

کی گفته؟ - تو.

ملوین پریچر، دانی ری رو کشت،

و قصداً این کارو کرد.

من کِی اینو گفتم؟ - وای خدای من!

وقتی اشتباه می‌کنی، حافظه‌ت افتضاحه.

وقتی ۸۰ میلیون دلار از لئو خواستی، اینو بهش گفتی.

خب، اون موقع باورش داشتی؟

آره. - نه، این "آره" گفتنا رو تحویلم نده.

باشه، مگه "آره" چشه؟

اوه، عزیزم، دیشب سکس فوق‌العاده بود.

برات خوب بود؟ آره.

باشه، قبول.

آره، من قبولش دارم.

ولی... و نیازی نیست بهت بگم...

چیزی که من قبول دارم، مهم نیست.

خب، من فکر می‌کنم باید دوباره استخدامش کنیم.

اون زیادی احساساتیه.

اوه، تو مثلاً یه راهبی؟

اون برنی منفرد کیه دیگه؟

اولین نفره.

اون رئیس کنترل کیفیت یا همچین چیزیه.

اون با جکی یه جلسه داشته.

نمی‌دونیم در مورد چی حرف زدن،

ولی دو روز بعد اخراجش کرد.

این مهم به نظر میاد.

آره، خب.

پس باید توافق کنیم.

خب، به قول استاد،

ارزش توافق شما بالا و پایین می‌ره

مثل بازار سهام.

و سهام ما، همون چیزیه که بهش می‌گن یه چاقوی در حال سقوط.

گوش کن، لئو هم می‌خواد از این ماجرا بیاد بیرون، باشه؟

این قضیه بو میده، و اونم می‌دونه.

و دیگه از من نقل قول نکن.

چنگالمو برداشتی.

خیلی خب.

خب، این بهترین سوفله سوئیسه

خارج از پاریس.

چی توشه؟

پنیر پخته شده روی خامه غلیظ.

رگ‌گشایی مجانی هم روشه؟

نگرانش نباش، لئو.

بهت تخفیف میدم.

خب، به سلامتی شیر کوچولوی ما.

من؟

شنیدم حسابی تو جلسه اونو شستی پهن کردی.

تو جلسه.

اوه، من... من اینقدر هم نمی‌گم.

اوه، تعارف نکن.

لئو و برد منو خوب آماده کردن.

یه شیر زیرک.

به سلامتی سارا شیرزن.

هردو: سارا شیرزن.

حالا بیاین این سوئیسه رو بخوریم.

امروز یه خبر شنیدم.

بگو ببینم.

رودی بِیلر توی شهر زنگ می‌زده

و دنبال کار می‌گشته.

اون اخراجش کرد؟

نه، این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.

چرا که نه؟

لئو این کارو کرد.

اون یه جوون باهوشه.

اون... اون حتماً کارش رو خوب پیش می‌بره.

ولی بیا در مورد آینده‌ت حرف بزنیم.

خودتو تو ۵ یا ۱۰ سال آینده کجا می‌بینی؟

شریک تینلی بریت، البته.

این جواب خوبیه.

یالا، لئو. ناز نکن.

یه کم از اون نصیحت‌های باارزشت رو بهش بده.

بهش بگو چطور بهش برسه.

منم می‌خوام اینو بشنوم.

خب، تو هر شغلی یه زمانی فرا می‌رسه

که باید از خودت بپرسی،

آیا می‌خوام کارمند باشم یا مدیر؟

و بعد از اون هر انتخابی که می‌کنی

باید در راستای اون تصمیم باشه.

پس برای تو کدوم یکیش خواهد بود؟

"آیا قهرمان زندگی خودم خواهم بود

"یا این موقعیت در اختیار کس دیگری خواهد بود،

این صفحات باید نشان دهند."

اون خط اول رمان‌ها رو به خاطر میاره.

اینو می‌دونستی؟ این از کدوم کتابه؟

دیکنز.

"دیوید کاپرفیلد."

عالیه.

واقعاً عالیه.

تو اخراج شدی، رودی.

پیش میاد.

ازش درس می‌گیری و ادامه میدی.

میدونم، مامان.

همین کارو دارم میکنم.

بیشتر شبیه اینه که داری برای خودت دل می‌سوزونی.

خب، نیستم.

اینجا چیکار میکنی؟

اومدم دیدنت. اگه میخوای، میتونم برم...

منظورم اینه که تو این اتاق چیکار میکنی؟

باشه.

این بروزر،

گفت تو بی انضباطی.

من بی انضباط نیستم.

The Rainmaker subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Rainmaker

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left