Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

S04 E12 - Castles of Sandg
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 12 Third Watch زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-29
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...قبلاً در "گشت سوم"

.مامان، فقط می‌خواستم بهت بگم که اون مُرد

.هر گندی که زدم، مشکل خودمه

.لازم نیست تو دعواهای منو بکنی

...شماره تلفنی که توی گزارش نوشتی

.اگه لازم شد بهش زنگ بزنی، مشکلی نداره

خانم، با مایی؟ تو فرشته‌ای؟

.فقط می‌خوام ازت تشکر کنم

من حامله‌ام. - مطمئنی مال منه؟

!آنجی، هی! - نه، لعنت به تو

.من مشاور CISD شما خواهم بود

.اوه خدای من. این دختره عجب چیزیه

چی درباره من اینجا نوشتی؟

"از لحاظ عاطفی برای پیراپزشکی مناسب نیست؟"

.گفتی من زیادی حساسم

.پس مجبور شدم بهت نشون بدم که بی‌احساسم

.پس دروغ می‌گفتی؟ - بله

خب کدومشه؟ تو یه دروغگوی حرفه‌ای هستی؟

یا یه انسان ورشکسته از نظر احساسی؟

.اوه، پسر. باشه. - مم

.آماده‌ای؟ - من باید برم

"اوه، جوی، در مورد دخترم، من ازدواج نکرده‌ام."

.فقط در صورتی که بخوای منو با هم‌خونه‌ات ردیف کنی

.یا همچین چیزی

.متأسفم

.بیمار شانزده ساله توسط اورژانس منتقل شد

.اون گفت پیراپزشک توی عقب اتوبوس بهش دست‌درازی کرده

.شما حق دارید سکوت کنید

هرچیزی که بگید میتونه و... باید دستبند بزنید به من؟

.شما حق دارید وکیل داشته باشید

.نیتو. نیتو

بله. - "نوبت توئه."

.وکیل داری؟ - نه

.تو از FDNY هستی؟ - آره، اما پیراپزشکم

.خب، من رسیدگی اولیه رو انجام میدم

.اما اتحادیه‌ات باید کار رو ادامه بده

.اونا اینو می‌دونن؟ مگه اینکه تو بهشون گفته باشی

"مردم علیه کارلوس نیتو."

"شماره پرونده ۰۲۱۶۷۸۹."

"سواستفاده جنسی تحت عنوان اختیارات شغلی."

.ایشون یه پیراپزشکه که به یه بیمار دست‌درازی کرده، عالیجناب

."یه خردسال." - نه، من نکردم

.هیچی نگو. - اما من نکردم

"مدعی‌العموم درخواست وثیقه ۵۰,۰۰۰ دلاری خواهد کرد."

.آقای نیتو پنج ساله پیراپزشک FDNY هستند، عالیجناب

.ایشون یکی از اعضای محترم جامعه هستند

"با سابقه کاری درخشان و بدون هیچ سابقه قبلی."

"ایشون خطر فرار ندارند."

.این یک جرم جدی علیه یک خردساله

.او در حین درمان به سینه‌اش دست زده

.نه، اینطور نیست... داشتم دستش رو آتل می‌بستم، همین

فقط ساکت شو. - باشه. شما کی هستید دوباره؟

.وثیقه ۵۰,۰۰۰ دلار تعیین شد

"پرونده بعدی، لطفا."

اون گفت ۵۰,۰۰۰ دلار؟

.الان میان بهت توضیح میدن

.بریم. - اما من ۵۰,۰۰۰ دلار ندارم

هی. - تو وثیقه رو پرداخت کردی؟

حالت چطوره رفیق؟ ۵۰,۰۰۰ دلار رو از کجا آوردی؟

درصدش بود. فقط ۵ هزارتا بود. ۱۰

.باشه، ۵ هزارتا رو از کجا آوردی؟ یه کمی پس‌انداز داشتم

...مامانم یه مقداری بهم داد و

.بقیه رو از کارت اعتباری‌ام کشیدم

مامان، آره؟ بهش چی گفتی؟

فقط گفتم پول لازم دارم. حالت خوبه رفیق؟

.آره. هر وقت بتونم بهت برمی‌گردونم

.می‌دونم که این کارو می‌کنی

.باشه، تمام شب به این فکر کردم

.هرگز جواب نمیده. البته که جواب نمیده

.آبروی خوبم رو، سابقه خوبم رو برد

.اون موقع با یه پیراپزشک زن کار می‌کردم

.تمام کاری که باید بکنم اینه که همه چیز رو ردیف کنم

.خب، به نظر میاد ذهنت آروم شده

...اوه، آره. بین بچه‌هایی که باهاشون کار می‌کنم و ازم حمایت می‌کنن

.و سابقه کاریم، کار آسونیه

"این باورنکردنیه."

.خب، کاملاً باورکردنی به نظر می‌رسید

.وقتی پلیس داشت دستگیرش می‌کرد

.اون دستگیر شد؟ - آره

.یعنی، خیلی جدیه. دختره خردساله

چرا دیشب اینو بهم نگفتی؟

.دیشب فرصت زیادی بهم ندادی تا چیزی بگم

هنوز تو زندانه؟

.دیویس، هم‌خونه کارلوس، اون یه پلیسه

.گفت مراقبش باشه

.کارلوس بیچاره

اون دختر چی؟

یعنی، می‌تونی تصور کنی چقدر ترسناک می‌بود؟

.اگه اتفاق افتاده باشه. - آره، آره

...یعنی، خب، بهش حق میدیم تا خلافش ثابت بشه، اما

اما؟

مدام این سوال برام پیش میاد که چرا باید دروغ بگه؟

.شاید فقط می‌خواست جلب توجه کنه

.آره، خب، تحقیقات انجام میشه

.خب، به نظر میاد تو مطمئنی که اون این کارو کرده

.نه. نه، همونطور که گفتم، بهش حق میدیم

.آره، اما این فقط در صورتی کار میکنه که شکی وجود داشته باشه

.خب، من ۲۰ ساله که این کارم

.و هرگز چنین شکایتی نداشتم. هرگز

یعنی فکر می‌کنی تو این مدت با یکی دو مورد اینجوری سروکار نداشتم؟

.توی ۲۰ سال دیگه دنبال جلب توجهه

.واقعاً خوشحالم که تو پدرم نیستی

.اینجوری صدام نکن

.بابا، گفتم خوشحالم که نیستی

.ببین، قبلاً هم بهت گفتم، از اون خوشم نمیاد

چرا اینقدر به اون گیر میدی؟

...آخه

...امروز صبح فهمیدم که تو از نظر سنی بیشتر به اون نزدیکتری

تا به من، تا به اون بچه...

.همونی که کارلوس به خاطر دست زدن بهش رفت زندان

.آره، ولی من که بچه نیستم

ها؟ منظورمو متوجه نمیشی، مگه نه؟

.برای من مهم نیست که تو از من بزرگتری

برای من مهمه. خب؟

.برای من مهمه

.خیلی بهم خوش گذشت

خب، تو روز چند تا سرقت رو حل می‌کنی؟

سرقت؟

.اون خانم‌های مظلومی که به کمکت احتیاج دارن

.هیچ‌کس دیگه مثل تو پیدا نمیشه

.اگه منظورت اینه

پس با هر قربانی جرمی که ملاقات می‌کنی، نمی‌خوابی؟

دیوونه شدی یا چی؟

.مامانم حتماً از اتفاق دیشب ناراحت میشه

.اون منو یه دختر خوب می‌دونه

.باور کن، تو قطعاً یه دختر خوب بودی

.لطفاً اینو تبدیل به شوخی جنسی نکن

.من که این کارو نمی‌کردم

...ببین، من

.باید برم

.پس می‌بینمت

کی کارت تموم میشه؟

.یازده، یازده و نیم

پس تا دوازده اینجا میای؟

دوست داری تا دوازده اینجا باشم؟

.منتظرت می‌مونم

خیلی ترسیده به نظر می‌رسید. - باورپذیر بود؟

آره، خیلی. - پس فکر می‌کنی اون این کارو کرده؟

...می‌دونی، اگه هر کس دیگه ای جز کارلوس بود

من شک می‌کردم، ولی با کارلوس...

...بچه‌ها، بیاین بهش

فرصت بدیم، باشه؟...

چرا؟

.خوش شانس بود که اون دختر برادر نداشت

!شاید هم داره. - جیمی

.خب، پس بهتره مراقب خودش باشه

.برای سروکله زدن با کارلوس به کمک برادرم احتیاج ندارم

.مخصوصاً برادر تو. آه، دی‌کی، آروم باش

بابا، دارم شوخی می‌کنم. می‌دونی که، نه؟

"دوهرتی هستم."

"هی."

"چی؟ منظورت چیه؟"

کار من بود؟

.اوه، دیشب که مشکلی نداشتی

"خب، هی، موفق باشی. باشه."

!اَه، زنا

.اصلاً شروع نکن

.ووهو! امروز حالم خوبه

.زندگی چطوره، سالی، رفیق؟ عالی. هیچ‌وقت بهتر از این نبوده

.اوه، آره، حتماً

.ببخشید، رفیق. - آره، منم همینطور

.خدایا، برای یه روز زمستونی، واقعاً بیرون قشنگه

منم داشتم به همین فکر می‌کردم. - واقعاً؟

.هی

.شاید یه دقیقه یا بیشتر طول بکشه. داخل می‌بینمت

چرا؟ چه عجله‌ای داری؟

...نمی‌خوام وقتی این دو تا شروع می‌کنن اینجا باشم

به خوندن "قطره‌های باران روی گل‌های رز"...

.گفتم متاسفم

خب، بابت چی متاسفی؟

.نمی‌دونم

"اسکادران ۵۵ به آدام ۵۵-۳."

"یه آلارم در ۷۳۶۴ زده شده."

"آرتور، تو لابی."

چطوری؟

.هی. - هی

...آه، ببخشید، دیر کردم. قطار

...آه، نگران نباش. بذار وسایلمو بردارم

.عوض می‌کنم... - اشکالی نداره

.آه، تو به خیابون نمیری

.چی؟ - خب، به کارت شناساییت احتیاج دارم

.باید بذارمت روی وظیفه محدود

.تا وقتی که این، آه، این گند درست بشه

.سیاست احمقانه شهریه، هان؟ - آره

.اوه، من باید برم. به کارت شناساییت احتیاج دارم

.تو، آه، یونیفرمت رو هم نمیتونی بپوشی

!اوه، بیخیال

.هنوز هم حقوق می‌گیری

.می‌دونم این مهمترین چیز برای توئه

پس باید چیکار کنم؟ انبارداری، تمیزکاری؟

.هرچی ستوان جانسون لازم داشته باشه

پس الان شدم نظافتچی؟

.آره، بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

کیم، آه، پلیس در مورد اون دختر باهات صحبت کرد، درسته؟

می‌دونی که کردن. و تو هم ردشون کردی؟

.خب، بهشون گفتم چیزی ندیدم

صبر کن، منظورت چیه چیزی ندیدی؟

.ببین، ما یه ماموریت داریم. باید برم

کیم، این چه کمکی به من می‌کنه؟

.بعداً می‌بینمت. دکتر، اون تنها شاهد منه

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left