The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
عالیه.
- یه جایی مثل… - اره.
میتونم کامل ببینمش. تو در ایندیانایی.
- ایندیانا؟ - اره.
خب، تو یه خویشتنداریه خاصی داری ... بیشتر از کلینت ایستوود...
خبرای خوب رفقای من.
کاتینکا حالش بهتره.
بهش یه شانس دیگه بدیم؟
چرا نه؟
احمق.
این بشر.
یوری!
کافیه.
کافیه! هی!
فکر میکنی داری چه غلطی میکنی؟
دستاتو از من بردار کله سیب زمینی
داری سعی میکنی شکستش بدی اینطور نیست؟
ما رو دوباره اسیر کنی تا بتونی جایزتو بگیری؟ همینطوره؟
شما دو تا کله فندقیا چی حالیتون میشه؟
شما الان مهندسین؟
میدونم خوب بنظر نمیاد.
برعکس، اون صداهایی که می شنوین،
اونا…
…اونا نشونه ی خوبین.
- نشونه خوب، ها؟ - اره.
زنهای من وقتی اونا رو خوشحال می کنم این صدا رو تولید میکنن.
تو نمیفهمی این چه جوریه... میفهمم
اما برای کسایی مثل من که میدونن چه چیزی و کجا رو لمس کنن،
صدا زیاده.
اره.
اینا کوچیکترینایی بودن که تونستم پیدا کنم
همینه.
اوه. خب…
بامزست.
یوری سلیقه خوبی داره. چی میتونم بگم؟
ام…
- اوه, متاسفم. - متاسفم.
- میام اینجا. - باشه.
اونا باهات چیکار کردن؟
اوه خدای من.
نه, خیلی هم بد نیست. این…
میدونی، من به هر حال باید یکم وزن کم کنم
یکم بهم وقت بده فکر کنم، میفهمی؟
در مورد این که کی بودم…
و چیکار کردم.
من نباید هیچوقت اون پیام و واست میفرستادم
تو که نمیدونستی قراره چه اتفاقیبیوفته
میدونستم ممکنه خطرناک باشه.
برای همین اینکار و کردم
من این انتخاب و کردم.
حتی اگه همیه این چیزا رو هم بدونم دوباره هم همین کار و میکنم.
همینکار و میکنم.
علاوه بر این، میدونی، ما اون تاریخ و برای رسیدن بهش داریم.
یادته؟
"یادته"؟
من مدام بهش فکر میکنم.
اوه, واقعا؟
اره.
من برای همش برنامه ریزی کردم.
دعا کن بگو
من دو سفارش نون می گیرم. دو تا
اونا تو رو شگفت زده میکنن
انزو روشون ادویه میزنه.
نمیدونم اصلا چیه، ولی خوبه
و تو روغن زیتون فرو می کنی؟ بیخیال
و اوه، من در مورد غذای اصلی بین گوشت گوساله و لازانیا دو دلم
اما من فکر می کنم باید با لازانیا رو انتخاب کنم، نه؟
پس، تو... تو در مورد نون و لازانیا خواب دیدی؟
من رژیم غذایی سوپ آبکی گرفتم، نان کپک زده و حشرات
خب، اره، من در مورد نون و لازانیا خواب دیدم.
یعنی از من شکایت کن
باید در مورد یه چیز دیگه خواب میدیدم؟
تو بهم بگو.
خب,
واین هست.
اوه, خب, واین خوبه.
داشتم به یک "کیانتی" خوب فکر می کردم.
- کیانتی. - باشه کیانتی.
- و بعدش هم دسر. - دسر هم بخور
دسر هم بخوریم.
و بعدش؟
نمیدونم.
از تخیلت استفاده کن.
کی به تخیل نیاز داره؟
- لعنت بهش! - یادت باشه، اونا دارن گوش میدن!
باشه. میخوام یبار دیگه امتحانش کنم
- فاز یک. - ما اریکا رو در زمین بازی ملاقات می کنیم.
وقتی ما اماده بودیم، به لوکاس و مکس علامت میده
- فاز دو - مکس یه وکنا حمله میکنه.
اون پشت سرش میره, که اونو گیج میکنه.
- فاز سه؟ - من و ادی خفاشا رو دور میکنیم
چهار.
به لانه تازه عاری از خفاش وکنا میریم و…
…فلمبه. *یک سبک اشپزی
تا وقتی ما همه رو تموم نکردیم هیچکس به فاز بعدی نمیره
هیچکس به هیچ دلیلی از برنامه منحرف نمیشه
روشنه؟
روشنه
- مراقب باش. - ممنون رفیق.
اینجا خبری نیست.
اون ازمون میخواد چی کار کنیم، کف بزنیم؟
خیلی خب.
بزن بریم.
گرفتم.
هی, بچه ها, گوش کنین
اگه یه وقت مشکلی پیش اومد منظورم اینه برای هر کسی
متوقف شید
باشه؟ توجه خفاش ها رو جلب کنین
یکی دو دقه سرشونو گرم کنین ما حواسمون به وکنا هست
بامزه بازی یا قهرمان بازی در نیارین
- باشه؟ شما بچه ها فقط... - طعمه این.
نگران نباش، تو میتونی قهرمان باشی استیو
منظورم اینه حتما میتونی,
به ما نگاه کن.
ما قهرمان نیستیم.
هی استیو؟
مجبورش کم تاوانشو بده
نه, نه. همونطور که گفتم, من… من همه تلاشمو کردم.
اره, TWA, Pan Am, Eastern.
نه، لازم نیست یک طرفه باشه
اگر تو داری، من یک صندلی می گیرم.
یعنی, لطفا, باید چیزی باشه که بتونی انجامش بدی
یکی از اعضای خانوادمون خیلی خیلی خیلی مریضه
و نمیدونم که میتونه امشب و پشت سر بذاره یا نه
راهی هست که تو فقط بتونی…
نه نه نه.
همونطور که قبلا گفتم, من… من همه رو امتحان کردم.
باشه, خب, راهی هست که بتونم با یک مدیر صحبت کنم؟
کسی… کسی اونجا نیست؟
نه مشکل همینه من نمی تونم تماس بگیرم.
نفس بکش. گل افتابگردن.
رنگین کمون. سه تا به راست. چهار تا به…
سه تا.
رنگین کمون.
دور شو!
- لعنتی. - اونا چی گفتن؟
زودترین وقت فرداست.
- مه. اون خیلی دیره. - لعنتی.
- میدونم. - هی رفقا؟
ازشون بپرس می تونیم در محفظه بار سوار شیم؟
محفظه بار؟
خفه میشیم
سگ ها همیشه اونجا سوار میشن مرد.
خفه هم نمیشن.
- یا خود خدا. - برگام
یه فکری دارم.
تا از مکس محافظت کنیم.
از اینجا.
این مکسه.
وقتی وان حمله می کنه در ذهنش خواهد بود.
ولی منم میتونم همیکار و بکنم.
رفتم تو ذهن مامان، تو ذهن بیلی.
میتونم تو ذهن مکس هم برم.
اون میتونه منو به وکنا برسونه
میتونم کولش کنم.
میتونم مراقبش باشم
از شر وان
ازینجا باهاش بجنگ.
دعوای ذهنی عالیه.
صبر کن، خب تو فکر میکنی این واقعا کار میکنه؟
یک وان حمام هم کمک میکنه
اره، باید تمیز باشی تا بری توی ذهن
چی؟ نه نه این یک مخزن محرومیت حسیه.
اون بهش کمک میکنه اروم بشه و روی نیروهاش تمرکز کنه
وایستا, ما… ما یه متل و رد کردیم
اره, ولی اونا نمک کافی ندارن.
خوب، ما اینجا چقدر نمک صحبت می کنیم، رفقای من؟
خب به سایز وان بستگی داره,ولی اره خیلی
600 پوند کافیه؟
جایی رو میشناسی که 600پوند نمک داشته باشه؟
بذار ببینم…
اره.
ممممم.
اره. کار میکنه.
چی کار میکنه؟
یه جای جادویی میشناسم که هرچیزی که لازم داری رو داره
دوست کوچک شجاع و فوق العاده قدرتمند من.
دعوای ذهنی روشنه.
یالا.
¡بزن بریم! بزن بریم! یالا!
هی!
- فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم. - رایان بفرستش.
نمیخوام با راهنماییای چرت و پرت وقت بیشتری هدر بره
فکر نمیکنم بخوای اینو برای رایان بفرستی.
خونه قتل روی سر مور رو می شناسی؟
اره.
در مورد چیه؟
باشه, و, اه, این زن مرموز دقیقا کی بوده؟
مطمئن نیستم.
منظورم اینه که اون دقیقا خانم وراج نبود.
میدونی؟ پنج دقیقه وقت صرف کردم تا اونو متقاعد کنم که من واقعیم.
باید مرده بودم, یادته؟
به هر حال, از اخر موفق شدم تا حدی قانعش کنم
شروع به کمی باز کردن میکنه، بعد میگه که اون…
یکی از دوستان دکتر
عالیه منم همینطور حالا منو به تلفنش وصل کن
می ترسم که دکتر غیرمجاز باشه
"غیرمجاز"؟
بد تر میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.