The first 200 lines.
...آنچه در "وان تري هيل" گذشت
چيه؟ مشکلي داري؟ - آره، دارم -
تو بيماري اي به نام اختلالات چند شخصيتي" داري"
تو موقتا يه کس ديگه ميشي
چرا يه بچه اينجاس؟ - اون "لوگن"ه -
خانوادشو از دست داده - "باباي "ليديا -
"خيلي خب، به نظر مياد "نيتن اسکات ديشب توي پرواز 2326 بوده
تو گفتي همه چيزتو تو آتيش از دست دادي
پس چطوري اينو داري؟
ديگه درباره چي داري دروغ ميگي، "دن"؟
نيتن" کجاست؟"
باهاش چکار کردي؟
پليس، مشکلتون چيه؟
به کمکتون نياز دارم. يه قاتل توي خونمه
fmb و mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس
و اين چيزي بود که از کسي شنيديم
که آلبوم جمع مي کنه و در زيرزمين خونه مادرش زندگي مي کنه
ميلي"، ديگه چه اتفاقي در همين حوالي افتاده؟"
بذار ببينيم
خب، ظاهرا
کافه ي "تري هيل" ديشب بهم ريخته
و مثل اينکه
کار صاحب کافه "کرن"، "بروک ديويس" بوده
"مالک کافه "تري هيل"، "ترا ريچارد
شکايت نمي کنه
ولي خيلي ساده ميخواد همه بدونن
که "بروک ديويس" اين کارو کرده
ظاهرا
خيلي خب، نه ظاهرا يه سري شاهدها، تاييدش کردن
البته همه شاهدها قابل اتکا نيستن
دقيقا
باور نکردنيه
....اين "ترا"هه عجب عوض -
آدم بديه
هي، تو ميدوني که ماماني فقط داشت از بابايي محافظت مي کرد، خب؟
خب؟
شما پسرا حرفمو باور مي کنيد، نه؟ البته که مي کنيد
واي خداي من، چه شده؟
چيزي نيست. فقط يه دعوا توي بار بود من روي مبل خوابیدم
يه دعوا توي بار؟
حتي درد هم نداشت
خب، يکم درد مي کنه
بايد دراز بکشي، يکم يخ روش بذاري
من به پليس زنگ ميزنم و از اين يارو شکايت مي کنم
راستش نميتوني اين کارو بکني
چرا نه؟ - چون من شروعش کردم -
چرا بايد همچين کاريو بکني؟
چون من بچمون رو توي ماشين رها کردم
خيلي خب
فکر کنم بالاخره تنبيهي که
دنبالش ميگشتي رو پيدا کردي
چرا از "نيتن" نمي پرسي که چه اتفاقي توي دعواهاي بار ميفته؟
وقتي داشتي اين کارو مي کردي
اصلا براي 1 ثانيه به خانوادت فکر کردي؟
خانوادم تمام چيزيه که بهش فکر مي کنم
ميخواستم ازت بخوام که
بچه ها امروز ببري به مهدکودک
ولي نمي تونم بذارم بري اونجا
و همه بچه ها رو بترسوني پس خودم اين کارو مي کنم... دوباره
من ميتونم انجامش بدم - ميتوني؟ -
جولين" من دوستت دارم"
و واقعا ميخوام کمکت کنم که اين قضيه رو پشت سر بذاري
ولي نمي خوام دو تا بچه رو تنهايي بزرگ کنم
پس وقتي آماده بودي که دوباره يه پدر باشي
واقعا مي تونم از کمکت استفاده کنم
کجــــايي "نيتن"؟
عروستون گفته که "نيتن" از شما خواسته
که وقتي برگشت، شما خونش رو ترک کرده باشيد ولي هيچوقت برنگشت
پس، خوش به حال شما
مطمئن نيستم حرف شمارو متوجه ميشم يا نه
من فکر مي کنم ميشي
بيا در مورد آتيش سوزي توي رستوران صحبت کنيم
اون گفت که شما اقرار کرديد که رستوران خودتون رو آتيش زديد
فقط براي اينکه به اونا نزديک بشيد
و شما حرفشو باور کرديد
خب، آيا شما قبلا درگير آتيش سوزي مثل اين نبوديد؟
در نمايشگاه ماشينتون؟
درست مي گيد
من آتيش نمايشگاه ماشين رو روشن کردم
و تقريبا در اين بين خودم رو تاحد مرگ سوزوندم
فقط تا يه بهونه داشته باشيم که برادر خودم رو به قتل برسونم
و يه مدت کامل رو توي زندان خدمت کنم
آزاد بشم
و يه عمل قلب جهان سومي انجام بدم
بعد يه کتاب بنويسم
برنامه ي صحبت هاي انگيزشي خودم رو استارت بزنم
شانسي که تازه پيداش کردم رو ول کنم
و برم به يه رستوران راه دور
فقط براي اينکه بتونم بسوزونمش
و 65 هزار دلار حق بيمه رو بگيرم
بعد از شر پسرم خلاص بشم و برم پيش خانوادش
که ازم متنفرن
عالي بود کارگاه
مچ منو گرفتي
اين روزا، پليس "تري هيل" شدن چقدر هزينه ميبره؟
يه خودکار؟
الان بخشيه که شما يا منو متهم مي کنيد يا آزاد
و به همين خاطر، شما فقط وقتي بايد در بخش معلولين پارک کنيد
که معلول باشيد
مردم ديندار، توي کتاب چِکِش کنيد
اين نميتونه درست باشه
چيه؟
ما همين الان يه گزارش اوليه دريافت کرديم
"و ساکن "تري هيل NBA که بازيکن سابق "نيتن اسکات"
مفقود شده
اسکات" که يه نماينده ورزشي شده"
بخاطره NBA بعد از اينکه از مصدوميت کمرش بازنشسته شد
اين واقعيت نداره. نميتونه داشته باشه
جايي که استعدادهاي آينده رو
براي شرکتش "جوانمردي" جذب مي کرد
خيلي خب. من چيکار مي تونم بکنم؟
ميخواي "جيمي" رو براي امروز ببرم بيرون؟
.نه
بايد باهاش حرف بزنم
هي، خوبي؟
باباست؟ حالش خوبه؟
راستش، بايد در مورد اين قضيه باهات حرف بزنم
...اوم
.من ميدونم که تو چقدر شجاعي
و مي دونم که همه چيز درست ميشه
...ولي فقط فعلا
ما براي پيدا کردن پدرت، يکم به مشکل برخورديم
من مطمئنم که حالش خوبه
...اون احتمالا فقط گم شده
...يا يه همچين چيزي
ما پيداش مي کنيم
ما پيداش مي کنيم
قول ميدم
از اين لحظه به بعد"
اگه حرفام محکم نباشن
(هيچ ارزشي ندارن" (شکسپير
ما بايد اون ملافه هارو بسوزونيم
منظورت اينه که برنزشون کنيم قهرمان
سلام سلام
آره
امروز چيکاره اي؟
سلام
اينجا چيکار مي کني؟
نمي دونم. همين دور و برا بودم
با خودم گفتيم بريم يه غذايي بزنيم تو رگ
!خب، خب
يکم از اون کاراي "الکس نيستم"؟
اه شايد
و ما قبلا برنامه ريزي کرديم
رفيق، بپيچونش
يا تازه بهتر، منم با خودت ببر
رفيق، ما باعث ميشم خيلي بهتر بنظر برسي
"اه، بيخيال "کريس
تو بايد... تو بايد بري
نخير
رفيق، تازه من ميخوام ببينمش
ميدوني چيه؟ حق با توئه
بيا بپيچونيمش اون خودش ميتونه راه خروجي رو پيدا کنه
صبر کن ببينم، جدي ميگي؟
اون که مالک من نيست
تازه خوش شانس بوده که گذاشتم شب رو بمونه
اون فاحشه
!لعنتي
رفيق، تو بي روح تر از "کريس کلر"ي
اين کيه که چنگال داره؟
رفيق، تو بايد هم اسم دوم خودت رو بشناسي
اين "ولورين"ه. که به نام "لوگن" هم شناخته ميشه
چرا دو تا اسم داره؟
چون "ولورين" اسم مخفيشه
اين کيه؟
اين "سايکلاپس"ه از بين اين دوتا، اين بي حالَشونه
يه جورايي مثل دوستم "نيتن"ه
...ولي اونا واقعا نمي تونن باهم جور بشن
چون هر دوشون اينو دوست دارن
اين "جين گري"ه - خيلي باحاله -
و يه جورايي جذاب براي يه جيگر کتاب کميک
چيز ديگه اي هست که بخواي بدوني؟
تو چرا اومدي اينجا؟
خيلي خب، کاپيتان زرنگ
من... راستش دوست ندارم در موردش صحبت کنم
حتي با دکترت؟
راستش نه
پس قراره کلي مدت اينجا بموني
مثل اون پيرمرده که دکمه هاشو مي خوره
ممنون بخاطره نصيحتت
به خوندن ادامه بده
"سلام "جري يه لحظه وقت داري؟
هي گوش کن، من واقعا بابت "نيتن اسکات" متاسفم
مي دونم که شما دوست هستيد
...و اگه کاري هست که از دستم بربياد
خوشحالم که اينو گفتي
چون داشتم فکر مي کردم ميتونم يکم از برنامه صبحگاهي مرخصي بگيرم
و يه سري تحقيق بکنم
موقتا
نمي تونم اين کارو بکنم اينجا بهت نياز دارم
فقط براي چند روز. بيخيال
مشکلي براي برنامه پيش نمياد - فقط اين نيست -
ببينم، بخش اخبار داره پدرمو در مياره
و مونده که چرا شما داريد کار اونا رو بجاي اونا انجام ميديد
متاسفم
ولي اگه اتفاقي، چند ساعتي بعد از ساعت کاري موندي
لازم نيست من در موردش چيزي بدونم
!اه ه ه
خيلي متاسفم
همدستم حس شوخ طبعي داغوني داره
No comments yet. Be the first to leave one.