Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Third Watch - 2x20 - Man Enough DVDRip SAiNTS
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 20 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Published on: 2025-11-21
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

راوی: قبلاً در نگهبانی سوم

ممنون

برای چی؟ اینکه منو انتخاب کردی

دکتر دوباره ادای خدا رو درمی‌آورد. از یه قدیس رسیده به اون بالایی؟

چرا خفه نمی‌شی؟

مردم دارن نگاه می‌کنن؟ آره

فکر کنم نباید الان همدیگه رو ببوسیم؟ نه

دوست دارم بچه‌هامون وقتی کابوس می‌بینن، بیان اینجا

و بیان رو تخت

کجای زندگی من بودی؟

گفتن چقدر طول می‌کشه؟

همسایه‌ها زنگ زدن. تو هم همونقدر می‌دونی که من می‌دونم، رفیق

بوش میاد

لعنتی

دیسپچ، نیاز داریم برق این ساختمون قطع بشه

ای وای

ای وای

آه، چیکار کنیم؟

کارلوس: نه، تا برق قطع نشده بهش دست نمی‌زنیم

خب، تا اون موقع که مرده. کارلوس: آتش‌نشانی در راهه

دکتر، اگه اون تخته خیس باشه... نه، نه. برو عقب. عقب، عقب

داره وارد فیبریلاسیون میشه. بذار یه نگاه سریع بندازیم

سالی، بیا اینجا. بیا اینور

سالی: چیکار کنم؟ دکتر: باشه

می‌خوام هر پنج ثانیه یه بار فشارش بدی

به جیمی بگو یه بسکت استوکس و چند تا طناب بیاره

دکتر: اینم از این. کارلوس: دویست

خب، همه دور شید

بیشترش کن

سیصد و شصت. خب، دور شید

تاکی‌کاردی سینوسی. نبض داره

باشه، لوله‌گذاریش کن. مهر و موم رو محکم نگه دار و هر پنج ثانیه فشار بده

و من یه سرم با لیدوکائین وصل می‌کنم

به محض اینکه برسونیمش اورژانس، من باید برم چون دیرم می‌شه

هر چقدر هم که می‌بینم این کار رو می‌کنی، بازم محشره

چیز دیگه‌ای از ما می‌خوای؟ آره

می‌تونی یه لطفی در حق من بکنی؟ سالی: بگو

می‌تونی ما رو تا اورژانس دنبال کنی و بعد منو تا بالاشهر برسونی؟ دور نیست

باید عقب بشینی. مشکلی نیست

من با کارلوس تو مرسی می‌مونم تا گزارش رو شروع کنیم

سالی: پس تو رو بیمارستان می‌بینم. آتش‌نشان: می‌بینمت

دکتر: هی سالی، ببخشید که تو ماشینت لباس عوض می‌کنم

چی شده؟ زیاد خوب برنامه‌ریزی نکردم

بهش گفتم ساعت چهار اونجا می‌بینمش. می‌تونیم به موقع برسیم، نه؟

آره. کی؟

وای، خیلی بزرگه. زیادی نیست؟

در مورد زیادی بودن نمی‌دونم. ولی قطعاً باهات ازدواج می‌کنم

خب، قضیه تو و اون خانم روسی چیه؟

آه، دارم روش کار می‌کنم

راستی، از کجا می‌فهمی کی وقتشه که...

می‌دونی، از اون پرتگاه بپری پایین؟

راستش، فکر نمی‌کردم دوباره این کارو بکنم

ولی بعد از اینکه دبورا مرد، فکر کردم دیگه تموم کرده بودم. آره

سارا

اون کاملاً منو غافلگیر کرد

سلام. هی

کت و شلوار؟ چه خبره؟ دوستت دارم

منم دوستت دارم، دیوونه. بیا اینجا

اینجا چیکار می‌کنیم؟ سلام

اوم...

داشتم فکر می‌کردم که یه خبر برات دارم

آره، باشه. وایسا، وایسا. اول من، باشه؟ باشه

چون داشتم فکر می‌کردم که، اوم...

من می‌خوام بچه داشته باشم. یعنی، با تو

داشتم فکر می‌کردم باید... باید این کارو بکنیم. درسته؟

ولی

اول باید...

این برای توئه

آه، دکتر

آه، عزیزم

بازش می‌کنی؟ آره، یالا. بازش کنیم

بازش کن. باشه

یالا. یالا. بازش کن. باشه، باشه، باشه. خب. باشه

مورالس: وای خدای من

این خیلی بزرگه. تو عقلتو از دست دادی؟ عزیزم، این زیاده

این رو ببین. می‌تونم برش گردونم

اووه، عمراً

بیا. بده من. وای خدای من، این خیلی قشنگه

آه، وای

پس یعنی آره؟

سوال چی بود؟

آه، می‌خوای مجبورم کنی ازت بپرسم، هان؟

سارا کریستینا

با من ازدواج می‌کنی؟

آره، مطمئن باش که می‌کنم

وایسا، وایسا. بیا اینو ببریم تو

تو؟

یه رفیقی دارم، قبل از اینکه این خونه به بازار بیاد، اجازه داده بیایم ببینیمش

و ما بهترینشو انتخاب کردیم. چیزی که می‌خواستم بهت بگم این بود که...

یه مصاحبه کاری برای مدیر خدمات اورژانس دارم

خب، عالیه. عالیه. می‌تونیم...

می‌تونیم از پول اضافه استفاده کنیم تا یه پیش پرداخت بزرگتر بدیم. یالا

دکتر، کار توی فیلادلفیاست

آره، آره. فردا و پنجشنبه. من شیفت‌های اون رو جمعه و شنبه برمی‌دارم

شیفت‌هاتو با کی عوض می‌کنی؟

آره، با کارلوس

چی بگم؟ حواست به جاده باشه

اون کیه؟ باشه، آره. باشه، بهش می‌گم

ممنون

چی شد؟ تیلور قراره به جای من بیاد.

ولی تو باید همه کارای اون رو انجام بدی. کارای اون؟ نه.

اینجا مال منه وقتی تو نباشی. فقط باهاش کنار بیا.

چطور میشه از من نپرسن با کی کار کنم؟ درست نیست.

اگه حواست نباشه، من کنترل رو به دست می‌گیرم.

خوبم.

چرا به کسی نیاز داری که به جات بیاد؟

من دارم میرم فیلادلفیا برای چند روز.

چرا؟ سارا یه مصاحبه شغلی داره.

اونا قراره پول سفر با قطارمون رو بدن، فرست کلاس.

صبر کن ببینم. داری میری فیلادلفیای لعنتی؟

اون یه دوست جراح از دانشکده پزشکی داره که براش این مصاحبه رو جور کرده.

احتمالاً دارن سر کارش می‌ذارن، فقط به خاطر لطف به اون یارو.

محاله دوست پسرش رو هم با خودشون ببرن اگه واقعاً در نظرش نداشته باشن.

نامزد.

نامزد کردی؟ امروز بعد از ظهر.

مرکز: ۷۷۸۵ خیابان لنوکس، ۱۱۲.

آدام ۵۵۳. ۷۷۸۵ لنوکس. به راست بپیچ.

از کی تا حالا از این قضیه کار خبر داشتی، رفیق؟

وای خدای من!

همین الان فهمیدی.

اوه.

خب، می‌دونی، اگه اون مصاحبه داره یعنی رزومه‌ش رو فرستاده.

احتمالاً تلفنی با چند نفر صحبت کرده. این شغل چیه؟

مدیر خدمات اورژانس. هو!

خب، اون تو لیست نهایی برای یه ترفیع بزرگ هست و به تو نگفته.

مطمئنی به ازدواج بله گفته؟ منظورم اینه، این دختر اهل بازیه.

هی، هی. وایسا.

من آژیر روشن کردم.

دو روز. من که جایی نمیرم. تو از کجا می‌دونی؟

شاید قبلاً کار رو قبول کرده و تو از ماجرا بی‌خبری.

دکتر: ببخشید.

حالم خوبه. بهشون گفتم بهت زنگ نزنن.

خب، حالا که اینجاییم، بهتره یه نگاهی بهت بندازیم.

ما یه پناهگاه بی‌خانمان‌ها هستیم. ما از نظر قانونی موظفیم.

من از شما شکایت نمی‌کنم.

خب، به نظر میرسه تب داری.

ضعفی حس می‌کنی؟ یا تعادلت رو از دست دادی؟

بله، احساس ضعف کردم و افتادم. الان خوبم.

بارت بهت تنه زد، مگه نه؟ نه. نه. سرم گیج می‌رفت.

سرگیجه داشتی؟ یا از حال رفتی؟

نه.

خوبم.

باشه بچه‌ها. یه کم جا باز کنید، باشه؟

یه خوراکی چطوره؟ تو آشپزخونه کوکی هست.

میشه یه نفس عمیق بکشی؟

به جلو خم شو.

دوباره.

کارلوس: خوبی؟

هی، کوکی نمی‌خوای، رفیق؟ شرلی: بهش دست نزنید.

دوست نداره غریبه‌ها بهش دست بزنن. اون پسر منه.

باید ببریمت بیمارستان.

نه، نه. ممنون.

شاید ذات‌الریه گرفته باشی. اگه من اینجا نباشم، نمی‌ذارن بارت بمونه.

اون شکیل اونیل رو دوست داره.

آره. همونه که داره بهش گوش میده؟

شکیل اونیل ۳۱۵ پوند وزن داره.

آره. و قدش ۷ فوت و ۱ اینچه.

سایز کفشش ۲۲ تریپل ای.

LSU، اورلاندو مجیک، لس آنجلس لیکرز.

شکیل راشاون اونیل. راشاون؟

آر-اِی-اِس-اِچ-اِی-یو-اِن.

بارت. هی، اشکال نداره. باشه. سال ۱۹۹۳. ۸۱ بازی.

اورلاندو. ۸۱ بازی. باشه؟ اشتباه کردم. اشتباه من بود. من...

شش دو چهار سه دو. باشه.

اصلاً نمی‌دونستم اسم وسط شکیل راشاون بوده.

آر-اِی-اِس-اِچ-اِی-یو-اِن.

شکیل رو چطور هجی می‌کنی؟

بلدم شکیل رو هجی کنم. ولی اونیل "ای-اِی"ئه یا "ای-آی"؟

او آپاستروف.

اِن-ای-اِی-اِل.

درسته؟ درسته.

می‌دونستم که "ای-اِی" بود.

می‌دونستم "ای-آی" نیست. "ای-اِی."

باشه.

مورالس: هی، بارت.

هی، رفیق.

من دکتر مورالس هستم.

بارت، باید یه نگاهی به دستات بندازم-- وایسا.

دکتر: اشکال نداره، بارت. عیبی نداره.

پنج سی‌سی والیوم به من بده. ACS قراره اونو به مرکز باور منتقل کنه.

مرکز باور؟ چشه؟

به گفته مادرش، آسپرگره. آس‌برگر؟ سیب‌زمینی سرخ کرده هم می‌خوای؟

مورالس: آره، رفیق.

اوم، باید به دستات نگاه کنم. دکتر: اشکال نداره. بارت، هی. هی.

اشکال نداره، بارت. هی، گوش کن. اون فقط داره سعی می‌کنه کمکت کنه.

اشکال نداره، بارت. دکتر: هی، همه چی خوبه.

آره، من بهت کمک می‌کنم.

می‌خوام یه چیزی بهت بدم که آرومت کنه. باشه؟

خوبم. خوبم. دکتر: هی، بارت.

نگهبان: دور شو. نزدیک نشو. شلوغ نکن. دوست نداره بهش دست بزنن.

این اوضاع رو بدتر می‌کنه. باشه؟ باشه؟ بذار من فقط باهاش حرف بزنم.

باشه، امتحان کن. بارت؟

بارت، شکیل اونیل چند پوند وزن داره؟ ها؟

چی؟ ۲۷۰ئه؟ ۲۷۵؟ ها؟

۳۱۵. ۳۱۵، درسته.

و سایز کفشش چنده؟

بیست و دو تریپل ای. درسته.

سندرم آسپرگر رو چطور هجی می‌کنی؟

اِی-اِس-پی-- پی، نه بی. اِی-اِس-پی-ای-آر-جی-ای-آر آپاستروف اِس.

خوبه. BART: اِس-وای-اِن

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left