The Suspect - First Season

The Suspect - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Suspect 2022 S01E02 1080p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-NTb
The Suspect 2022 S01E02 1080p STV WEBRip AAC2 0 H264-BTN
The Suspect 2022 S01E02 720p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-NTb
The Suspect 2022 S01E02 720p WEBRip x265-MiNX
The Suspect 2022 S01E02 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
A Commentary by AtefehBadavi
🟣عاطفه و فاطیما | NightMovie.Top 🟣هماهنگ با تمامی نسخه‌ها 🟣

Tags

other
Published on: 2022-09-06
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تشخیصی که هفته پیش دادم هنوز سر جاشه

پارکینسون زودرس

چند سال پیش بیمارشون بودم

مدتی هست که با کارا و بقیه صحبت می‌کنیم

ازم خواستن ویژگی‌های رفتاری یه قاتل رو تجزیه و تحلیل کنم

که در اون یه نفر زنی رو مجبور کرده ‏21 ضربه چاقو به خودش بزنه

قبلا راجع‌به اهمیت این عدد باهم صحبت کردیم، درسته؟

.راستش یه اتوبوسه شماره اتوبوسیه که بابام می‌روندش

شما همون لحظه توی همون قبرستانی بودین که ما جنازه رو پیدا کردیم؟

همون لحظه‌ای که شما جنازه رو پیدا کردین

آگهی یه گم شده - لیورپول -

لطفا یه نگاهی به این لیست می‌اندازین؟

ببینین کدوم یکی از این افراد برای منشی شدن واجد شرایطن؟

توی سردخونه شناختینش؟

نه، نشناختمش

ما توی اتاق کاترین یه سری مدارک پیدا کردیم

مبنی بر اینکه شما بهش تعرض جنسی کردین

و من کاملا بی‌گناه بودم

چرا دوباره پاش به زندگی‌مون باز شده؟ دیگه چی رو داری ازم مخفی می‌کنی؟

دکتر - پرستار؟ -

!وای! خدای من

با من بیا

ببخشید، دکتر اُلوگلین

...من

می‌خواستم درد بکشم تا همه چیز رو فراموش کنم

کاترین، داری به خودت آسیب می‌رسونی

اگه کمک من رو می‌خوای باید بیای مطبم تا به عنوان پزشک مداوات کنم

باید به طور منظم مراجعه کنی، باشه؟

فقط اینطوری می‌تونم کمکت کنم

ممنون

...وقتی کاترین اومد دیدنم

معلوم بود که خودآزاری‌هاش بیشتر شده

.ولی این چیز‌ها زمان می‌بره درمانش طول می‌کشه

روند بهبودیش کُند بود ولی دیگه خودش رو زخمی نمی‌کرد

به گمونم ده ماهی می‌شد که بیمارم بود

تا وقتی که بهتون اتهام زد

که وقتی داشتین هیپنوتیزمش می‌کردین ...بهش تعرض جنسی کردین

نه - بعدش گواهی طبابت‌تون به حالت تعلیق در اومد -

توی اتهامات جدی همچین اتفاقی میفته

توی تحقیقات مشخص شد ...که اتهاماتش بی‌اساسه

پس چرا بهتون اتهام زد؟

...نمی‌دونم چرا بهم اتهام زد، من

...ببین، اینطور نیست که

این طبیعیه که بعضی از بیمارها

،شیفته‌ی روان‌درمانگرشون بشن و این اتفاق افتاد

من اولش متوجه نشدم

ولی بعدش که میومد مطب آرایش می‌کرد و عطر می‌زد

جلسات‌مون رو گذاشته بود آخر کارش

تا بتونه با لباس شخصی بیاد

یه بار خواست من رو ببوسه

و من جلوش رو گرفتم

یه بار دیگه هم

می‌خواست لباسش رو در بیاره که باز هم جلوش رو گرفتم

شاید چون دست رد به سینه‌اش زده بودم عصبانی بود

اصولا با بیمارهاتون رابطه دوستی برقرار می‌کنین؟

نه، نمی‌کنم

آره - کارا ولاسکو -

همون فاحشه‌ای

که وقتی داشتم راجع‌به کاترین تحقیق می‌کرد

شما باهاش جلسه داشتین

درسته، کارا یکی از بیمارهای سابقم بود

راستش، سال‌ها پیش بیمار من بود

با بیمارهای آقاتون هم درتماس هستین؟

یا فقط در مورد بیمارهای خانم صدق می‌کنه؟

فکر کنم می‌دونین که کارا ...داشت توی تحقیقاتم بهم کمک می‌کرد

کارا هم مثل کاترین زیباست و آسیب دیده

به جرم تعرض زندانی بوده ...و بعد از تلاشش برای خودکشی

توی بخش روان بستری شده

...این‌ها چه ربطی به موکل من

دکتر اُلوگلین داره؟

در مورد اون جمعه یعنی 23ام بگین

همون تاریخی که کاترین غیب می‌شه؟

یه روز معمولی بود

تا ساعت سه بیمار داشتم

ساعت چهار

رفتم بیمارستان تا دکتر اونز رو ببینم

اون تشخیص داد که پارکینسون دارم

و حدودا ساعت پنج از بیمارستان اومدم بیرون

بعدش رفتم قدم زدم

همونطور که قدم می‌زدم سعی می‌کرد بیماریم رو هضم کنم

رسیدم خیابون سوهو و رفتم توی میخونه

کدوم می‌خونه؟

راستش، یادم نمیاد

...داشتم سعی می‌کردم باهاش کنار بیام لحظات سختی رو داشتم می‌گذروندم

خبرهای بدی به گوشم رسیده بود

و مثل احمق‌ها مست کرده بودم

چند ساعتی توی شهر وول خوردم

و قبل از نیمه شب رفتم خونه

همسرم می‌تونه تایید کنه

از پنج سال پیش که کاترین اون اتهاهامت رو بهتون زد

هیچ ارتباطی با هم نداشتین؟

...ببینین

یه چیزی هست که بهتون نگفتم

...چند هفته قبل از تموم این اتفاقات

اون درخواست داده بود تا منشی من بشه

دکتر اُلوگلین بهتون تذکر می‌دم

شما حق دارین سکوت اختیار کنین

چنانچه هنگام بازجویی به موضوعی اشاره نکرده اما بعد در دادگاه به آن استناد کنید

بی‌شک این امر به دفاعیه شما در دادگاه آسیب خواهد رساند

هر چه بگویید می‌تواند در دادگاه به عنوان مدرک علیه شما استفاده گردد. روشنه؟

بله، روشنه

وقتی که متوجه شدین چیزی به ما نگفتین؟

...من می‌خوام با موکلم یه کلمه حرف بزنم

نه، دقیقا همون حسی رو داشتم که توی سردخونه داشتم

حس می‌کردم این‌ها واقعیت نداره

حس می‌کردم به اشتباه اونجام

...و

و همه‌ی این‌ها بلافاصله بعد از تشخیص ابتلای من به پارکینسون بود

مغزم درست کار نمی‌کرد ...و اگه من

شما به ما نگفتین همون لحظه‌ای ...که ما جسد رو پیدا کردیم

شما هم توی قبرستان بودین

وقتی توی سردخونه شناختینش چیزی به ما نگفتین

و بهمون نگفته بودین که برای کار کردن با شما درخواست داده بود؟

موضوع مهم دیگه‌ای هم مونده

که نگفته باشین؟

نه

چطور زنی که قبلا شما رو به تعرض جنسی محکوم کرده

می‌خواسته منشی‌تون بشه؟

!نمی‌دونم چرا درخواست کار داده بود

شاید هنوز ازم عقده داشته - ...آره اونقدر عقده داشته -

که دقیقا توی همون روز از سال ...که شما می‌رید قبرستون

جنازه‌ش پیدا میشه؟ پس اینطوری‌هاست؟

قبل از اینکه 21 ضربه چاقو به خودش بزنه

همه چیز رو از قبل برنامه‌ریزی کرده بود

و بعد یکی جنازه‌ش رو دفن می‌کنه؟

...سر بازرس - نه، منم همین فکر رو کردم -

!بذارین افکارش رو بلند بلند بگه

!باعث میشه بیشتر مسخره به نظر برسه

نه، همه‌شون شل شدن

فکر می‌کنم قبلا یکی دست کاریش کرده

کاملا مشخصه جایگزین شده ...ولی نمی‌تون بگم

ببخشید، عذر می‌خوام

سلام

سلام - چطور پیش رفت؟ -

آره، همه چیز ردیفه

منظورم اینه که هیچ‌کدوم‌مون متوجه نشدیم ...جریان چیه، ولی

ولی گذاشتن بری؟

معلومه که گذاشتن برم

خدا رو شکر

ببین، عشقم، باید برم سرکار

...الان حالم خوبه، پس

بعدا باهات تماس می‌گیرم، باشه؟

دوستت دارم

منم دوستت دارم - خدا حافظ -

به گمونم روانشناس‌ها عادت ندارن اتفاقات رو تصادفی بدونن؟

نه راستش

...ببین

من احتمال می‌دم

که یکی از بیمارهام یه جورایی توی این پرونده دست داره

وقتی دارن راجع‌به قتل تحقیق می‌کنن نباید اطلاعات رو پیش خودت نگه داری

نه، من هیچ مدرکی ندارم و فقط یه سری حدس و گمانه

تو همین الانش هم با نگفتن این که قربانی رو توی سردخونه شناختی

اون‌ها رو بدبین کردی

به لحاظ فنی نمی‌تونم راز بیمارهام رو فاش کنم

اگه پلیس بخواد دوباره باهات حرف بزنه

دیگه چاره‌ای نداری و باید بگی

.سایمون، ممنون متشکرم

و پدرت؟

من هشت سالم بود و اون رفت سرکار

و برنگشت

چه اتفاقی براش افتاده بود؟

می‌دونی، هیچی اون رو زمین نمی‌زد

حتی اون اسب‌ها

اسب‌ها؟ - آره -

موقع دیدن بازی فوتبال می‌نشستم روی شونه‌اش

بازی مخصوص خودمون بود

خیلی‌ وقت‌ها می‌رفتیم چلسی مسابقه‌ها رو ببینیم

و گاهی بین هوادارها دعوا می‌شد

...و پلیس‌هایی که سوار اسب بودن

می‌دونم که باید می‌ترسیدم

...ولی

.من هرگز نترسیدم وقتی با پدرم بودم نمی‌ترسیدم

چه اتفاقی براش افتاد؟

تقصیر اون نبود

ولت کرد؟

ولم کنه؟

!جو، هیچی ازش نمی‌دونی‌ها

اگه در مورد مادرت حرف بزنی بیشتر حس راحتی می‌کنی؟

نمی‌خوام یادش بیفتم

چون؟

چون سال‌هاست که ندیدمش

به خاطر سرطان مُرد

و من خوشحالم

خوشحالی؟

آره

شب‌ها با همه‌ جور مردی بیرون می‌موند و باهاشون می‌خوابید

من و بابام منتظر می‌شدیم تا صبح بیاد خونه

پدرت چطور با این قضیه کنار اومده بود؟

مـ..مـ..مـــن می‌دیدم که کم کم داره غیب می‌شه

مرگ با هزار ضربه چاقو

"مرگ با هزار ضربه چاقو؟"

منظورت چیه "مرگ با هزار ضربه چاقو"؟

‏ باید اینطور می‌مرد

باید زجرکُش می‌شد

و دوست داشتم زجر کشیدنش رو ببینم

چی بهش می‌گفتی؟

اگه شاهد مرگش بودی؟

لام تا کام حرف نمی‌زدم

به نظرت قبل از مرگش

باید چندبار به خودش چاقو می‌زد؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left