The first 200 lines.
!ثروتمند
!تقلب شده! تقلب شده
« فقیر »
حالام که بیدار خدمتِ شمام...
کل خواب شبانهم همینـه
.چقدره؟ پنج ساعت .واقعاً هلاکم از خستگی
به اندازۀ کافی کیک واسه میز «فقرا» نداریم
بازم هست؟
میز فقرا باید تمیز شه
سارا... بهنظرت توماس برام دعا میکنه، سارا؟
همیشه خیلی کمکم میکنه راحتتر بخوابم
میشه ازش بخوای برام دعا کنه؟ - معلومـه که میشه -
.حتماً، ادیت .تا ببینمش بهش میگم
ممنون
جنت، میشه کباببرهای که مالِ میز «ثروتمندها»ست رو
از فر دربیاری؟ .بذار یهکم خنک شه
ولی فویلش رو باز نکن، خب؟
برو میز فقرا رو بچین. سریع باش
لیا، برات کیک درست کردم
بفرما
!خب، اینم از این
.با خودت ببرش خونه !نذاری این خیّرینی که اینجان بخورنش
بیا. برات قایمش میکنم
یادت نمیره به پدر توماس بگی، سارا؟
آخه دلم نمیخواد خودم موقع ناهار مزاحمش بشم
حتماً میگم، ادیت. خیالت راحت
.همین امروز عصر بهش میگم میشه برنج رو بدی من؟
اوه، خب
« همیشه مهماننواز باشید، زیرا بعضیها با چنین کاری، بی آنکه خود بدانند، از فرشتگان پذیرایی کردند » نامه به عبرانیان، فصل 13 آیۀ 2
!پِخ
بگیرش
نه
بیا بابا
هی، لیا
به برایان بگو اسم خرگوشت چیـه
نخیر - آره، بگو ببینم -
!اسمش مریم ـه اونوقت دلیلش چیـه، لیا؟
خودت میدونی
اینطوری بوده که یه فرشته رفته دیدنِ مریم و
اون حامله شده
بدو دیگه، لیا. براش تعریف کن
آره، تعریف کن ببینم
هی، کجا میری؟
بیا بازی کنیم، بِکس
هی، لیا
دو حقیقت و یک دروغ
فقط توهمِ آسم داری
خدا دوستت داره
یه بچۀ لوسی که عقدۀ توجه داره
!متأسفم برات که اینقدر عقدهای هستی
!بسـه
!دخترها
...قرار بود
باید توی اون جریان کمکم میکرد
ولی الان چند هفتهست ندیدمش
مطمئنم میتونیم توماس رو راضی کنیم .یه تماسی بگیره
.حلش میکنیم، جنت .مطمئن باش
خونه رو ول میکنه براش و
پنج سالی هست باهاش ارتباط نداشته
تو که خبر نداری
اونو از کجا آوردی؟
لیلیان برام کیک پخته
!خب، قبل از شام که نباید کیک بخوری
بذارش سرِ جاش - آخی، جنت، اوضاعاحوال بهکام نیست؟ -
برو مشقهات رو بنویس و موهات رو بشور .فردا تمیز باشی
میخوای «استنفورد» رو بزنیم؟
.باید تمرین کنم میتونی مالِ دست راست رو بزنی؟
یک، دو، سه
ببخشید
اشکال نداره
بریم. وقتِ شامـه
پاشو بریم پایین
!نه، نکن
!نه، نکن، نکن
!نکن، نکن
.چیزی نیست .خواب دیدی
چیزیت نیست
بهزودی قراره یه نفر بیاد پیشمون بمونه
یکی که یه پسربچه داره
میشه یه چندتا از اسباببازیهات رو بدی بازی کنه؟
باشه - اینو آوردم بپوشی -
موهات رو نشستی، نه؟
نه
خب، پس باید صبر کنی بعد از من بری
اول من یه دوش میگیرم
!لیا، باید موهات رو خشک کنی
شونه پیدا نکردم
تو دراورِ اتاق من هست
بدو. بجنب
حالا چند ماه دیگه باز تماس میگیرم
.فراموشش کن .محالـه به هدفِ تعیینشده برسیم
...شدنی نیست
اُسقف دیر کرده
!اُسقف از امتیاز ویژه برخوردار ـه
به مامان نمیگی که؟ .فقط یه پُک زدم
سهتا. خیلیخب
بیا ببینم. یک، دو، سه
!دستها بالا! یوهو
پدر توماس
این مدت اصلاً نمیتونم خوب بخوابم
میشه برام دعا کنی؟
البته که میشه، ادیت
باهام بیا - ممنون -
متأسفم اینو میشنوم - ...مرسـ -
پروردگارا، بگذار خادمت بهوسیلۀ روحالقدس مورد تأیید قرار گیرد
لیا الیزابت
لیا الیزابت
خداوند تو را به اسم خوانده و تو به او تعلّق داری
پروردگارا، بگذار خادمت بهوسیلۀ روحالقدس مورد تأیید قرار گیرد
!سارا
...قابآویزم
لیا «تمامی مخلوقات پروردگار و سرورِ ما» رو انتخاب کرده
شمارۀ 263 تو سرودنامهتون
خب، همهـ... ببین، ببین
نه، نه، نه. شرمنده
نباید همچین حرفی میزدم - !غیبش زده -
پیداش میکنیم - میکنیمـ... چطوری؟ آخه چطوری؟ -
چطور قراره پیداش کنیم؟
حتماً قفلش شل شده بوده
یکی برشداشته
!سارا - میگم اینطور بوده -
کسی برشنداشته
.ببین، بیا بگردیم پیداش کنیم آخرین بار کجا دیدیش؟
!ازم نپرس آخرین بار کجا دیدمش
.باید یه جایی همینجاها باشه .حتماً افتاده زمین
سارا؟
چی شده؟
...قابآویزم
باز شده
بهت که گفتم قفلش خراب شده
سارا؟
خوابـه. بیا بریم
لطفاً بیا برگردیم سر جامون
!صورتت کبود شده ها
از هوش میری و با سر میخوری زمین
بیا
بیا بریم، میلی
میخوای از میونبُر بریم؟
بدو بیا، میلی
هیچوقت از اینجا نمیریم
اینقدر غر نزن
!اصلاً نمیدونستم اینجا میونبُر ـه
پس چرا هیچوقت از این مسیر نمیریم؟
بهخاطر ارواح
اسم هنریِ هشتم رو شنیدی؟
سربازهاش رو فرستاد اینجا تا همۀ صومعهها رو غارت کنن
و درست توی این مسیر یه صومعه بود
بعد تمام صومعهنشینها هرچی که میتونستن رو برداشتن و .پا به فرار گذاشتن
ولی سربازها مشخصـه چون سوارِ اسب بودن
خیلی راحت تونستن برن دنبالشون و
همون موقع فرار به خاکوخون کشیدنشون
خیلیهاشون توی این منطقه مُردن
.هنوزم شبها صداشون رو میشه شنید .صدای جیغ و فریادشون رو
به بابا میگم
چی رو به بابا میگی؟
اینکه میخوای منو بترسونی
خودت پرسیدی، منم جوابت رو دادم
!من مثل بقیه نازت رو نمیکشم
نخیر، تو راستش رو نمیگی
راستش رو نمیگم؟
میلی؟
!میلی، نری تو جاده
!میلی
میلی؟
دارم میبینمت
روبانم گره کور خورده
من ناخن دارم
اگه دوست داری میتونی بیای خونۀ ما
یه خرگوش دارم
،با اینکه هیچوقت بیرون نرفته .ولی حاملهست
!میلی
!وای به حالِت اگه به مامان بگی
قول بده - !قول میدم -
!آخ
!دردم میاد
کمک
بیا
چی شده؟
یه چیزی برام تعریف کن
چی؟
یه چیزی بگو که خوشحالم کنه
اون چیـه که سیاه و سفید و قرمز ـه؟
نمیدونم
یه راهبۀ آفتابسوخته
یکی دیگه
تق تق - کیـه؟ -
گاوی که میپره وسط حرف بقیه - ...گاوی که میپرهـ -
!موووووو
واسه چی گریه میکردی؟
بعضی وقتها چیزهای بدی به سرم میزنه
فکرهای بد
منم فکرهای بدی به سرم میزنه
واقعاً؟
اسم من لیاست
لیا - اسم تو چیـه؟ -
خب، پس چطور باید صدات کنم، خنگولخانم؟
گم شدی؟
میتونم به مامان و بابام بگم کمکت کنن
چرا نگم؟
فقط میخوام یهکم گرم شم
No comments yet. Be the first to leave one.