The first 200 lines.
قبلاً در «دیدهبان سوم»
سلام. سلام. من، اوه... من همسایهتون هستم.
فقط میخواستم خودمو معرفی کنم.
من جان سالیوانم. من تاتیانا هستم.
تاتیانا. اسم قشنگیه. یادم میمونه.
همه لیندا رو میشناسن؟ تبریک میگم. جیمی، این باورنکردنیه!
الکس: دوهرتی رو با دوستدختر لومباردو غافلگیر کردم.
بابی: خودش به زودی میفهمه. بروکه هم همینطور.
بعضی وقتا بعد از اینکه بابا رفت بهش فکر میکنم.
به اینکه چطور ما رو بزرگ کردی فکر میکنم.
تو هنوز کار میکردی ولی همیشه کنارمون بودی.
همیشه کنارمون بودی.
بوسکو: من هیچوقت به عشق زیاد اعتقاد نداشتم.
به درد فیلمای عاشقانه و کارتپستال میخوره.
اما اینجا چیزی نمیبینی که قانعت کنه واقعاً چیزی توی عشق هست.
یکی دو بار "دوستت دارم" رو گفتم وقتی یه دختر داشت نگاهم میکرد.
مثلاً اگه نمیگفتم، اون شب تنها میخوابیدم.
اما بیشترش فکر میکنم یه عالمه مزخرف احساساتیه که زنها ساختن.
تا سعی کنن مردا رو از دنبال کردن غریزشون باز دارن.
و دنبال زنبازی بودن هر لحظه از هر روز.
اما به قول یه مرد، این فقط نظر منه.
ممکنه اشتباه کنم. ولی، هی، بعید میدونم. آخ!
فِیث: بوسکو، ولش کن!
بوسکو، بیخیال!
بیخیال، بوسکو. فقط جیجیـه. بعداً میگیریمش.
لعنت بهت، بوسکو!
دارم میام، احمق. بهتره بترسی.
دارم میبینمت، نفهم. اینا همه مال توئه که از جیبت افتاده بیرون.
حالا میخوای کجا بری، جیجی؟
خب، حالا چی، ها؟ تو که نمیخوای بپری.
بپر. بپر دیگه.
بهت جرئت میدم.
چیه، فکر کردی میتونی فرار کنی؟
فکر میکنی داری کجا میری، ها؟
هی، نابغه. احتمالا شکستیش یا یه همچین چیزی.
حالا میخوای چی کار کنی؟ با یه پا بیای پایین؟
واقعاً داری عصبیم میکنی، جیجی، میدونی که؟
داری عصبیم میکنی.
فِیث: کجاست؟
اون احمق پرید.
پنج طبقه؟ نه. شاید دو طبقه.
حالا داره سعی میکنه از نردبون فرار از آتش بیاد پایین.
بلایی سر پات آوردی؟
آره، بلایی سر پام آوردم. دنبال شریک نفهمم رفتم.
وقتی اون پشت از گرند کانیون پرید.
حالا کجا داری میری؟
فکر کردم بگیرمش قبل از اینکه فرار کنه.
بیخیال، بوسکو. فردا پسفردا سر کوچه پیداش میشه.
عمراً. محاله.
میدونی اگه زخمی شده باشه، خودش تو اورژانس پیدا میشه.
و اگه نه، فردا باز میاد اینجا واسه فروش.
و بعداً دستگیرش میکنیم. این عوضی کارش تمومه.
میشنوی چی میگم؟ کارش تمومه. کیم: باحاله، نه؟
یکم زیادهروی نیست به نظرت؟ نمیخوای حالا حالاها از کی۲ بالا بری؟
نه. من میخوام پاهامو گرم نگه دارم.
گرونن؟ ارزش هر یه قرون رو داره.
آسترش هم نفس میکشه. این مهمه.
آه، هر چقدر میخوای بخندی، ولی التماس یه جفت از اینا رو میکنی.
دفعه بعدی که مجبور بشیم تو برف وایسیم.
کی ما مجبور شدیم دو ساعت تو برف وایسیم؟
هیچوقت. اونا دیگه چین؟
کیم داره تو مسابقه ایدیتارود شرکت میکنه.
امروز قرعهکشی سوپر بول رو میبندم.
هنوز چند تا مربع خالی اون بالا هست.
من دو سه تا دیگه میگیرم. امسال کی مهمونی داره؟
مرد ۱: آقای والش. والش؟
رفیق، فکر کردم زنت اتاق رسانه رو به خاطر بچه میخواد بده.
من بردمش تو گاراژ.
پارکا بیار. وایسا، صبر کن.
لعنتی، آخه چجوری یکی ۳۳ امتیاز میگیره؟
چهار تا تاچداون، یه فیلد گل و یه سیفتی.
سه تا تاچداون، چهار تا فیلد گل. مرد ۱: همینه.
یازده تا فیلد گل.
دو تا تاچداون، یه فیلد گل و هشت تا سیفتی.
درسته، ممنون. هشت تا سیفتی؟
والش: هی، جویی. چطوری؟
جیمی. هی، جوجو، داری میای خونه والش واسه...؟
مرد ۲: هی، هی، هی! مرد ۳: بس کن. بس کن.
جو: ولم کن. ولم کن.
عوضی! جیمی: چته تو؟
حرومزاده! من فقط اینجا وایساده بودم.
آروم باش. هی، ریلکس باش، باشه؟ من فقط اینجا وایساده بودم.
تو یه مرد بزرگی، نه جیمی؟ هر آخر هفته میای خونه.
بهترین دوستم. داری درباره چی زر میزنی؟
من چمه؟ چرا به همه نمیگی چی کار کردی؟
مهمونی نامزدی خودت؟ بگو، به بچهها بگو.
بگو دیگه. به همه بگو چی کار کردی.
تو حرومزاده. هی، هی، هی.
چی؟ یادت نمیاد؟
دوستدخترم لیندا تو دستشویی رستوران؟
درسته. اون بهم گفت.
بهتره تو پشت سرت هم چشم داشته باشی. شنیدی چی گفتم؟
چه خبره؟
فقط یه لحظه.
سلام. سلام. من اوه، تاتیانا هستم.
آه، نه. تو رو یادمه. اون سینک.
تلویزیونت کار میکنه؟
تلویزیون من؟ آره، مال من کار نمیکنه.
و فکر کنم شاید از کابل باشه.
اوه، ام، نمیدونم. میدونی که من امروز حتی مال خودمو روشن نکردم.
ولی خب بیا تو، با هم میبینیمش.
وای
چه بزرگه.
آه، آره آره. شانس آوردم. ۱۵ سال پیش پیداش کردم.
قبل از اینکه اجارهها واقعاً برن بالا.
شما ۱۵ ساله اینجایید؟
آره، خب...
خوبه.
قشنگه.
و شما موسیقیدانید؟
اوه نه. من فقط...
میدونی، همینجوری سرگرم میشم.
معمولاً تو اتاق خوابم داره خاک میخوره.
هیچ وقت نمیتونم اون ریموت لعنتی رو پیدا کنم.
چند وقته پلیس هستید؟
اوه، خیلی وقته.
من پیشخدمت ماریوت هستم. اوه، واقعا؟
ولی پلیس مزایای خوبی داره، مگه نه؟
نسبتاً خوبه.
شما چی؟
مزایا؟ نه.
ولی من دامن کوتاه میپوشم، برای همین انعام خوبی میگیرم.
آه. میدونی، ایناهاش.
باشه، بذار ببینم.
آه، آره، ببین. همشون هستن.
میخوای بهشون زنگ بزنم؟ نه، اشکالی نداره.
باشه. ممنون.
خواهش میکنم. من که فقط تلویزیونم رو روشن کردم.
میدونی، من موسیقی دوست دارم. قبلاً خونه همیشه به این گوش میدادم.
کجاست؟ خونه؟ اوکراین.
آها.
میدونی، اینجا تو شهر جاهای زیادی هست که میتونی بری موسیقی گوش کنی.
باید یه سر بهشون بزنی. آره. آره، باید برم.
سالی: باشه.
هوا سرده.
برو گمشو، کیم.
حالت خوبه؟
چرا لیندا باید بهش میگفت؟
احتمالاً دعواشون شده یا همچین چیزی.
بچهها چی میگفتن؟
زیاد نه. فکر نکنم کسی بدونه چی بگه.
همیشه همون موقع میدونم که فکر بدیه.
یه جوری خودم رو قانع میکنم که ازش قسر در میرم.
خیلی احمقانه است، نه؟
باید به بروک بگم، مگه نه؟
هر وقت یه چیز خوب تو زندگیم پیش میاد، باید گند بزنم بهش.
شما همین الان لاتاری رو بردی. بزن به چاک.
گمشو برو. جرسی اونوره.
هی، نفله!
منو یادت میاد، ها؟
تو. آره، تو.
اون کلاه رو بردار. چی؟
باسکو: آیلندرز بهترین تیم هاکی تو دنیاست و تیم منه.
تو حق نداری با اون کلاه مواد بفروشی.
من دنبال جیجی هستم.
دوست دختر داره، مامانا، چیه؟
ها؟
تا پیداش نکنم، هی میام اینجا.
هیچکس امروز و فردا و پسفردا یه قرون هم کاسب نمیشه.
کدوم گوری فکر میکنی داری میری؟ کونت رو بکش اونجا.
خب کی قراره بهم بگه جیجی رو کجا میتونم پیدا کنم؟
ها؟
تو، با اون موهای مسخره. اون کون زشتت رو بکش این ور.
فِیث: بیا اینجا، مکگرث.
شما دو تا خیلی با هم جورید. کجاست اون؟
من مادر لعنتیش نیستم.
خب، شبیه مادرا هستی، پسر خوشگل.
شرط میبندم آخرین بار که تو رایکرز بودی، بهت لباس زنونه پوشونده بودن.
کفش پاشنهبلند هم، ها؟
نه. فکر کنم اون تو بودی.
تو یه شورت بندی قرمز کوچیک پوشیده بودی، مگه نه؟ مگه نه؟
کونت رو بچسبون به دیوار. کونت رو بچسبون به دیوار.
دستاتو ببینم. برید عقب. همتون، برید عقب.
مواظب ژاکت لعنتی من باش. اوه. متاسفم.
اینجا چی داریم؟
ها؟ مواد مخدر غیرقانونی؟
من شوکه و ناامید شدم.
دستاتو بذار رو دیوار.
واقعاً عالی بود، باسکو. حالا حالت بهتر شد؟
همکار من اینجا فکر میکنه مواد مخدر باید قانونی بشه.
تو چی فکر میکنی؟
اون وقت به نون شب شما ضربه میزد، مگه نه؟
ها؟ نظری نداری؟
ایشون داره از گرفتن شغلت حرف میزنه. تو نظری در این مورد نداری؟
سریعترین راه واسه خلاص شدن از این وضعیت، مک، اینه که به ما بگی جیجی رو کجا میتونیم پیدا کنیم.
من به اسپری تنفسم نیاز دارم. برای چی؟
آسم دارم. خب، کجاست؟
نمیدونم. باید برم بیمارستان.
این عالیه، باسکو. داره هی بهتر و بهتر میشه.
زن: ۱۷-۲۵ وست، خیابان هشتم.
یک-هفت-دو-پنج وست، خیابان هشتم.
بریم.
از سر راهم برو کنار.
ما یه مجوز پزشکی داریم. این آقا میگه برای آسمش به اسپری نیاز داره.
پرستار: بیا اونجا. سعی میکنیم قبل از عید پاک بهش برسیم.
چسب زخم داری؟ زانوم خراشیده شده.
بوسکورلی. این یه اسم ایتالیایی رایجه؟
باسکو: نه واقعاً.
یه زن تو قسمت عقب داریم. انگار یکی کتکش زده.
میگه خورد به در. ام... رز.
No comments yet. Be the first to leave one.