The First

The First

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The First S01E05 Two Portraits 720p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-AJP69
The First S01E05 Two Portraits 1080p HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-AJP69
The First S01E05 HULU WEB-DL AAC2 0 H 264-AJP69
The First S01E05 iNTERNAL 1080p WEB h264-BAMBOOZLE
The First S01E05 720p WEBRip x264-TBS
The First S01E05 WEBRip x264-TBS
The First S01E05 WEBRip x264-ION10
The First S01E05 XviD-AFG
The First S01E05 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
The First S01E05 720p HEVC x265-MeGusta
A Commentary by Ali99
▒░╠▷‌علی اکبر دوست‌ دار ¦¦ [email protected]

Tags

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
TS
1080
x265
HEVC
Published on: 2018-09-16
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« Ali99 زیرنویس از علی اکبر دوست دار »

‫این چیه؟

‫آرمِ گُردان هواییـمه

‫بذار یه کار متفاوت باهاش بکنم

‫چطور متفاوت؟

‫میذاری منم واسه‌ت خالکوبی کنم؟

‫کارِ کاملاً درستیه. این مادام‌العمره

‫واقعاً؟ کجامو خالکوبی می‌کنی؟

‫اینجا؟

‫عمراً

‫نه

‫اینجا؟

‫شاید

‫اینجا چطوره؟

‫واسه همیشه؟

‫خب، آخه... مشروب خوردم

‫آره، می‌دونم

‫مشروب خون رو رقیق می‌کنه

‫مممم. ۱۲ بار

‫۱۲ بار چی؟

‫۱۲ بار سکس کردیم

‫۱۱ مرتبه نبوده؟

‫- نچ ‫- ۱۳ بار هم نبوده؟

‫نه. ۱۲ مرتبه سکس

‫۱۲ تا سکس مَلَسِ ملس

‫ولی، می‌دونی چیه، ۸ روز پیشِ هم بودیم

‫بکوبی و بریزی همه‌ش...

‫۲ بار مرخصی گرفتی، که تازه اونم تمام روز نبوده

‫پس میشه ۸ روز توی ۶ ماه

‫پس حرفت اینه که باید توی ماه

‫بیشتر با هم سکس کنیم

‫فقط میگم که: «تن لَشت رو بیشتر بیار اینجا»

‫- می‌بیـنیش؟ ‫- آره، می‌بینم

‫عه، بازم وول خورد

‫خدایا، این بچه آتیشیه

‫آره، درست عین مامانش

‫خرس قهوه‌ای، خرس قهوه‌ای، چی می‌بینی؟

‫یه پرنده‌ی قرمز رو می‌بینم که نگاهم می‌کنه

‫پرنده‌ی قرمز، پرنده‌ی قرمز، تو چی می‌بینی؟

‫یه اُردک زرد رو می‌بینم که نگاهم می‌کنه

‫اُرد...

‫اُرد...

‫اُردک زرد...

‫- بابایی؟ ‫- جونم، عزیز دلم

‫با بابایی صحبت کن، فسقلی

‫- خجالت نکش ‫- ۳۹ روز دیگه من...

‫- من میام کجا؟ ‫- میای خونه

‫چی دارین درست می‌کنین؟

‫خورشت

‫خوشمزه‌ست؟

‫- بیا، کوچولو ‫- اون چیه؟

‫هویجه. واسه چشمام خوبه

‫درسته، خرگوشک مامانی

‫خیلی خب، عزیزم

‫خب، بابایی باید بره. بهم بگو دوستم داری

‫نع

‫دنیس

‫گوشی رو بده به مامانت

‫- سلام ‫- سلام، خوشگلم

‫فقط دلم می‌خواد خودمو بچپونم داخل این تلفن و بیام پیشت

‫حتی اگه شده واسه چند دقیقه

‫جای خوابم خیلی تنگه

‫یه کاریش می‌کنیم

‫می‌تونیم بچسبیم به هم

‫آره، یه ماه و خرده‌‌ دیگه،

‫قبل از اینکه حتی بفهمی، توی تخت‌خواب‌مونم

‫دلم برات تنگ شده

‫منم دلم برات یه ذره شده، نفسم

‫نه. خوب نیست

‫کوشی؟

‫- کوچولو! چی... ‫- مامانییی!

‫یا خدا، چیکار...

‫پاهام می‌سوزه! پاهام می‌سوزه!

‫پاهات رو بذار این تو، عزیزم

‫تُف

‫- می‌سوزن ‫- می‌دونم، کوچولو

‫می‌دونم می‌سوزن

‫۹۱۱. مورد اضطراری‌تون چیه؟

‫دخترم، دچار سوختگی شده

‫پاهاش...

‫وقتی داشتم با سرعت ۲.۴ ماخ توی ارتفاع ۳۵ هزار پایی پرواز می‌کردم... ‫(معادل با ۷۰۸ متر بر ثانیه)

‫و نزدیک بود کمپرسور دچار واماندگی بشه، برام زمان گرفتن ‫که در حالت دماغه بالا، به ارتفاع ۷۰ هزار پایی برسم ‫(حالتی که در آن میزان مکش هوای کمپرسور، بیش از توانایی موتور برای استفاده از آن باشد)

‫محموله‌ای در کار نبود،‌ فقط من بودم و یه جنگنده تر و تمیز

‫مطابق با داده‌هایِ روتووسکی ویژه‌ی جنگده‌ عمل کردم، ‫ارتفاع رو به ۶۸، ۶۹ هزار پا کاهش دادم، ‫(روشی علمی مختص هر جنگنده،‌ به کوشش روتووسکی که ‫به کمک آن می‌توان در کمترین زمان ضمن ایجاد توازن بین ِ ‫انرژی‌های جنبشی و پتانسیل، به حداکثر ارتفاع ممکن رسید)

‫و بعد ۲۰۰۰ پا از نقطه‌ی آزمایش فاصله گرفتم،

‫جنگده تقریباً دچار واماندگی کامل شده بود،

‫دماغه‌ی هواپیما رو دادم پایین و جنگنده رو به سمت مرکز زمین سرازیر کردم

‫تا اینکه به ارتفاع اولیه‌م برگشتم

‫- ارتفاع ۷۲ هزار پایی؟ ‫- ۷۲,۳۰۰

‫لعنت

‫حداکثر ارتفاع من با اِف-۱۵، ۶۰ هزار پا بوده

‫خب، اینکه ۵ هزار پا بیشتر از حداکثر ارتفاع من با اِف-۱۵ بوده

‫خب، چقدر شَق کرده بودی؟

‫توی ۷۲ هزار پایی؟

‫هِی، ادب داشته باش

‫هی، دنیس، روی دیوار نقاشی نکن، عزیزم

‫- ولش کن بکِشه ‫- دنیس، بیا اینجا

‫بیا اینجا. نباید اینکارو بکنی

‫اگه می‌خواد نقاشی بکِشه، بذار بکِشه

‫آره، دفتر نقاشی رو گذاشتن برای همین کار

‫بیا اینجا

‫اینجا

‫هر چقدر می‌خوای رنگی‌شون کن. داخل این‌ها نقاشی کن

‫از این‌ها... از این‌ها خوشم نمیاد

‫می‌دونم، منتها روی دیوار... دایان

‫داری چیکار می‌کنی؟ دایان

‫شرمنده

‫- هر جا دلت می‌خواد بکِش ‫- واقعاً؟

‫من خلبانِ پروازهای داخلی شدم

‫فقط به این خاطر که بتونم بیشتر خونه باشم

‫- این خوشحالت نمی‌کنه؟ ‫- داریم اینجا خفه میشیم

‫من... «داریم خفه میشیم»؟ نه

‫- تو شاید. ولی من نمیشم. دنیس هم نمیشه ‫- چرا، میشه

‫وقتی خواسته‌هاشو سرکوب کنی و توی محدودیت قرارش بدی، میشه...

‫من توی محدودیت نمیذارمش

‫داره با مداد شمعی روی دیوار لامصب نقاشی می‌کِشه

‫دیوونگی نیست که ازش بخوام...

‫ازش نخواستی. بهش دستور دادی

‫- قبول دارم که... ‫- از اینجا برو

‫باید به حرف‌هام گوش بدی

‫من مادر خوبیم

‫آره، مثل همون موقعی که مجبور شدی ببریش بخش اورژانس

‫چون وقتی که حواست بهش نبوده

‫دیگ رو از روی گاز انداخته

‫تو و مامانی اینجا رو خیلی بیشتر می‌پسندین

‫و درست روبروی همون رودی هستیم ‫که من نزدیکش بزرگ شدم

‫می‌تونی با یه صندلی تاتوکار شروع کنی ‫و ببـینی چطور پیش میره

‫ببـین، عزیزم. اینجا مغازه‌ی خالکوبی جدید مامانته

‫وای

‫خیلی بزرگه

‫خیلی باحاله، مگه نه؟

‫آره

‫- نظرت چیه؟ ‫- وای!

‫اتاق من کجاست؟

‫درست اونجا

‫حدس بزن چی شده

‫چی شده؟

‫می‌تونی روش همه‌ش نقاشی بکِشی

‫بفرما

‫- می‌خوای بهش ملحق بشی؟ ‫- آره

‫- منم می‌تونم این کارو بکنم؟ ‫- اوهوم

‫اوضاع چطوره؟

‫می‌دونی، خیلی سخت‌تر از اونیه که فکرشو می‌کردم

‫بذار ببـینم

‫خب، اینطوری

‫آروم و یکنواخت

‫خوبه

‫می‌تونم ببـینمش؟

‫خیلی قشنگه. خودت طراحیش کردی؟

‫خب، مُوزه کاورِ آلبوم ولوت آندرگراونده

‫آلبوم مورد علاقه‌ی مامانمه

‫- ولوت چی چی؟ ‫- خدایی؟ گروهـ...

‫- نشنیدی؟ ‫- آهنگ گروه‌ها رو گوش نمیدم

‫ای بابا، خیلی خب، تو...

‫باید آهنگ «یه جور عشق» رو گوش کنی ‫(اثر گروه کیلرز)

‫- محشره ‫- خیلی خب، گوشش می‌کنم

‫- وای خدایا. اینم از وقتی که بابام فهمید خالکوبی کردم ‫- نه، از اون موقع که فیلم نگرفتی

‫- چرا، گرفتم ‫- این یه کارِ یهویی نیست

‫عمدیه، ‌دایان

‫اگه من براش خالکوبی نمي‌کردم، میداد یکی دیگه...

‫آره، باشه، پس لابد وقتی هم که ‫یه شیشه 750 میلی لیتری ویسکی بخواد

‫- میری واسه‌ش می‌خری دیگه؟ ‫- این زمین تا آسمون با اون فرق داره

‫- هیچ فرقی نمی‌کنه! ‫- وای. چوبش دست چپشه ها

‫می‌تونی سفت و سخت جلوش وایسی

‫- بدن خودشه ‫- وای خدا... میگه «بدن خودشه»

‫- بدن خودمه دیگه ‫- چی می‌خوای؟

‫- می‌خوای من کنترلش کنم؟ ‫- راست میگه دیگه

‫- نه، می‌خوام ازش مراقبت کنی ‫- وای، بهترین قسمتش اینجاست

‫- اون ۱۵ سالشه ‫- هنوز داره حرف می‌زنه

‫- دائمیه ‫- میگه «۱۵ سالشه»

‫تو فقط شب‌ها پیدات میشه، اونم واسه اینکه ‫بیای تو تخت خوابم و پیشم بخوابی

‫پس هیچ حقی نداری که تصمیم بگیری...

‫وای، خدایا، قیافه‌شو، درست همونجا

‫اون فقط یه بچه‌ست

‫و، ظاهراً که، من فقط یه بچه ام

‫- وای ‫- این دیوونگیه

‫...در حالی که خلبان تام هگرتی، ‫در زمره‌ی اندک افرادی قرار می‌گیرد

‫که مفتخر به قدم گذاشتن بر روی سطح ماه شده‌اند، اینجا،

‫در نیو اورلیانز، همسر و دختر وی، در حال تماشای ‫این لحظه‌ی تاریخی از منزلِ طبقه‌ی دومشان هستند

‫پرده‌ها رو بکِش

‫این، اولین راهپیمایی فضایی‌ست

‫همینک، هگرتی در حال امتحانِ ‫عملکرد لباس فضانوردی‌ست

‫بگذارید مجدداً با وی همراه شویم

‫پخش زنده، به طور مستقیم از دوربین کلاه وی

‫اینجاست. درست اون بیرون، چسبیده به افق

‫همین الان داره بالا میاد. وای

‫به عنوان فضانورد... وقتی روی زمینـیم...

‫به نظرم قلب و ذهن‌مون اینقدر در فضا سِیر می‌کنه

‫که... از دنیای خودمون فاصله می‌گیریم

‫این بالا، در فاصله‌ی ۴۰۲ هزار کیلومتری،

‫فقط یه جورایی نزدیک‌تر به نظر می‌رسه

‫خودمونیه

‫محشره

‫می‌تونید لبه‌ی دهانه‌ی کپلر رو ببـینید ‫(به حفره یا گودالی در خاک ماه که در اثر برخورد ‫شهاب‌سنگ پدید آمده باشد، دهانه گفته می‌شود)

‫میرم اون سمت چند نمونه سنگ جمع کنم

‫توی تلویزیون یه جور دیگه به نظر میاد

‫گستره‌ی مواد پرتابی ناشی از برخورد، از ۳۰۰ کیلومتر تجاوز می‌کنه

‫در حالی که من به طرف...

‫مامان؟

مامان

More Farsi Persian subtitles for The First

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left