The first 200 lines.
« Ali99 زیرنویس از علی اکبر دوست دار »
این چیه؟
آرمِ گُردان هواییـمه
بذار یه کار متفاوت باهاش بکنم
چطور متفاوت؟
میذاری منم واسهت خالکوبی کنم؟
کارِ کاملاً درستیه. این مادامالعمره
واقعاً؟ کجامو خالکوبی میکنی؟
اینجا؟
عمراً
نه
اینجا؟
شاید
اینجا چطوره؟
واسه همیشه؟
خب، آخه... مشروب خوردم
آره، میدونم
مشروب خون رو رقیق میکنه
مممم. ۱۲ بار
۱۲ بار چی؟
۱۲ بار سکس کردیم
۱۱ مرتبه نبوده؟
- نچ - ۱۳ بار هم نبوده؟
نه. ۱۲ مرتبه سکس
۱۲ تا سکس مَلَسِ ملس
ولی، میدونی چیه، ۸ روز پیشِ هم بودیم
بکوبی و بریزی همهش...
۲ بار مرخصی گرفتی، که تازه اونم تمام روز نبوده
پس میشه ۸ روز توی ۶ ماه
پس حرفت اینه که باید توی ماه
بیشتر با هم سکس کنیم
فقط میگم که: «تن لَشت رو بیشتر بیار اینجا»
- میبیـنیش؟ - آره، میبینم
عه، بازم وول خورد
خدایا، این بچه آتیشیه
آره، درست عین مامانش
خرس قهوهای، خرس قهوهای، چی میبینی؟
یه پرندهی قرمز رو میبینم که نگاهم میکنه
پرندهی قرمز، پرندهی قرمز، تو چی میبینی؟
یه اُردک زرد رو میبینم که نگاهم میکنه
اُرد...
اُرد...
اُردک زرد...
- بابایی؟ - جونم، عزیز دلم
با بابایی صحبت کن، فسقلی
- خجالت نکش - ۳۹ روز دیگه من...
- من میام کجا؟ - میای خونه
چی دارین درست میکنین؟
خورشت
خوشمزهست؟
- بیا، کوچولو - اون چیه؟
هویجه. واسه چشمام خوبه
درسته، خرگوشک مامانی
خیلی خب، عزیزم
خب، بابایی باید بره. بهم بگو دوستم داری
نع
دنیس
گوشی رو بده به مامانت
- سلام - سلام، خوشگلم
فقط دلم میخواد خودمو بچپونم داخل این تلفن و بیام پیشت
حتی اگه شده واسه چند دقیقه
جای خوابم خیلی تنگه
یه کاریش میکنیم
میتونیم بچسبیم به هم
آره، یه ماه و خرده دیگه،
قبل از اینکه حتی بفهمی، توی تختخوابمونم
دلم برات تنگ شده
منم دلم برات یه ذره شده، نفسم
نه. خوب نیست
کوشی؟
- کوچولو! چی... - مامانییی!
یا خدا، چیکار...
پاهام میسوزه! پاهام میسوزه!
پاهات رو بذار این تو، عزیزم
تُف
- میسوزن - میدونم، کوچولو
میدونم میسوزن
۹۱۱. مورد اضطراریتون چیه؟
دخترم، دچار سوختگی شده
پاهاش...
وقتی داشتم با سرعت ۲.۴ ماخ توی ارتفاع ۳۵ هزار پایی پرواز میکردم... (معادل با ۷۰۸ متر بر ثانیه)
و نزدیک بود کمپرسور دچار واماندگی بشه، برام زمان گرفتن که در حالت دماغه بالا، به ارتفاع ۷۰ هزار پایی برسم (حالتی که در آن میزان مکش هوای کمپرسور، بیش از توانایی موتور برای استفاده از آن باشد)
محمولهای در کار نبود، فقط من بودم و یه جنگنده تر و تمیز
مطابق با دادههایِ روتووسکی ویژهی جنگده عمل کردم، ارتفاع رو به ۶۸، ۶۹ هزار پا کاهش دادم، (روشی علمی مختص هر جنگنده، به کوشش روتووسکی که به کمک آن میتوان در کمترین زمان ضمن ایجاد توازن بین ِ انرژیهای جنبشی و پتانسیل، به حداکثر ارتفاع ممکن رسید)
و بعد ۲۰۰۰ پا از نقطهی آزمایش فاصله گرفتم،
جنگده تقریباً دچار واماندگی کامل شده بود،
دماغهی هواپیما رو دادم پایین و جنگنده رو به سمت مرکز زمین سرازیر کردم
تا اینکه به ارتفاع اولیهم برگشتم
- ارتفاع ۷۲ هزار پایی؟ - ۷۲,۳۰۰
لعنت
حداکثر ارتفاع من با اِف-۱۵، ۶۰ هزار پا بوده
خب، اینکه ۵ هزار پا بیشتر از حداکثر ارتفاع من با اِف-۱۵ بوده
خب، چقدر شَق کرده بودی؟
توی ۷۲ هزار پایی؟
هِی، ادب داشته باش
هی، دنیس، روی دیوار نقاشی نکن، عزیزم
- ولش کن بکِشه - دنیس، بیا اینجا
بیا اینجا. نباید اینکارو بکنی
اگه میخواد نقاشی بکِشه، بذار بکِشه
آره، دفتر نقاشی رو گذاشتن برای همین کار
بیا اینجا
اینجا
هر چقدر میخوای رنگیشون کن. داخل اینها نقاشی کن
از اینها... از اینها خوشم نمیاد
میدونم، منتها روی دیوار... دایان
داری چیکار میکنی؟ دایان
شرمنده
- هر جا دلت میخواد بکِش - واقعاً؟
من خلبانِ پروازهای داخلی شدم
فقط به این خاطر که بتونم بیشتر خونه باشم
- این خوشحالت نمیکنه؟ - داریم اینجا خفه میشیم
من... «داریم خفه میشیم»؟ نه
- تو شاید. ولی من نمیشم. دنیس هم نمیشه - چرا، میشه
وقتی خواستههاشو سرکوب کنی و توی محدودیت قرارش بدی، میشه...
من توی محدودیت نمیذارمش
داره با مداد شمعی روی دیوار لامصب نقاشی میکِشه
دیوونگی نیست که ازش بخوام...
ازش نخواستی. بهش دستور دادی
- قبول دارم که... - از اینجا برو
باید به حرفهام گوش بدی
من مادر خوبیم
آره، مثل همون موقعی که مجبور شدی ببریش بخش اورژانس
چون وقتی که حواست بهش نبوده
دیگ رو از روی گاز انداخته
تو و مامانی اینجا رو خیلی بیشتر میپسندین
و درست روبروی همون رودی هستیم که من نزدیکش بزرگ شدم
میتونی با یه صندلی تاتوکار شروع کنی و ببـینی چطور پیش میره
ببـین، عزیزم. اینجا مغازهی خالکوبی جدید مامانته
وای
خیلی بزرگه
خیلی باحاله، مگه نه؟
آره
- نظرت چیه؟ - وای!
اتاق من کجاست؟
درست اونجا
حدس بزن چی شده
چی شده؟
میتونی روش همهش نقاشی بکِشی
بفرما
- میخوای بهش ملحق بشی؟ - آره
- منم میتونم این کارو بکنم؟ - اوهوم
اوضاع چطوره؟
میدونی، خیلی سختتر از اونیه که فکرشو میکردم
بذار ببـینم
خب، اینطوری
آروم و یکنواخت
خوبه
میتونم ببـینمش؟
خیلی قشنگه. خودت طراحیش کردی؟
خب، مُوزه کاورِ آلبوم ولوت آندرگراونده
آلبوم مورد علاقهی مامانمه
- ولوت چی چی؟ - خدایی؟ گروهـ...
- نشنیدی؟ - آهنگ گروهها رو گوش نمیدم
ای بابا، خیلی خب، تو...
باید آهنگ «یه جور عشق» رو گوش کنی (اثر گروه کیلرز)
- محشره - خیلی خب، گوشش میکنم
- وای خدایا. اینم از وقتی که بابام فهمید خالکوبی کردم - نه، از اون موقع که فیلم نگرفتی
- چرا، گرفتم - این یه کارِ یهویی نیست
عمدیه، دایان
اگه من براش خالکوبی نميکردم، میداد یکی دیگه...
آره، باشه، پس لابد وقتی هم که یه شیشه 750 میلی لیتری ویسکی بخواد
- میری واسهش میخری دیگه؟ - این زمین تا آسمون با اون فرق داره
- هیچ فرقی نمیکنه! - وای. چوبش دست چپشه ها
میتونی سفت و سخت جلوش وایسی
- بدن خودشه - وای خدا... میگه «بدن خودشه»
- بدن خودمه دیگه - چی میخوای؟
- میخوای من کنترلش کنم؟ - راست میگه دیگه
- نه، میخوام ازش مراقبت کنی - وای، بهترین قسمتش اینجاست
- اون ۱۵ سالشه - هنوز داره حرف میزنه
- دائمیه - میگه «۱۵ سالشه»
تو فقط شبها پیدات میشه، اونم واسه اینکه بیای تو تخت خوابم و پیشم بخوابی
پس هیچ حقی نداری که تصمیم بگیری...
وای، خدایا، قیافهشو، درست همونجا
اون فقط یه بچهست
و، ظاهراً که، من فقط یه بچه ام
- وای - این دیوونگیه
...در حالی که خلبان تام هگرتی، در زمرهی اندک افرادی قرار میگیرد
که مفتخر به قدم گذاشتن بر روی سطح ماه شدهاند، اینجا،
در نیو اورلیانز، همسر و دختر وی، در حال تماشای این لحظهی تاریخی از منزلِ طبقهی دومشان هستند
پردهها رو بکِش
این، اولین راهپیمایی فضاییست
همینک، هگرتی در حال امتحانِ عملکرد لباس فضانوردیست
بگذارید مجدداً با وی همراه شویم
پخش زنده، به طور مستقیم از دوربین کلاه وی
اینجاست. درست اون بیرون، چسبیده به افق
همین الان داره بالا میاد. وای
به عنوان فضانورد... وقتی روی زمینـیم...
به نظرم قلب و ذهنمون اینقدر در فضا سِیر میکنه
که... از دنیای خودمون فاصله میگیریم
این بالا، در فاصلهی ۴۰۲ هزار کیلومتری،
فقط یه جورایی نزدیکتر به نظر میرسه
خودمونیه
محشره
میتونید لبهی دهانهی کپلر رو ببـینید (به حفره یا گودالی در خاک ماه که در اثر برخورد شهابسنگ پدید آمده باشد، دهانه گفته میشود)
میرم اون سمت چند نمونه سنگ جمع کنم
توی تلویزیون یه جور دیگه به نظر میاد
گسترهی مواد پرتابی ناشی از برخورد، از ۳۰۰ کیلومتر تجاوز میکنه
در حالی که من به طرف...
مامان؟
مامان
No comments yet. Be the first to leave one.