The first 200 lines.
این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده
با این حال، برخی از شخصیتها ،نامها، حوادث، مکانها و دیالوگها
برای اهداف نمایشی، تخیلی هستن
،با این حال، مرگ پسرم، پاتریک تخیلی نیست
...اون در سن 24 سالگی درگذشت
پس از مصرف تنها یک اکسیکانتین
و بهتون میگم که زمان همهی زخمها رو التیام نمیبخشه
غم و اندوه یک فرآیند نیست
یک وزن مادامالعمر بر قلب و روح ماست
بیش از حد مصرف کردی
،ما الان بهت سرم متادون وصل کردیم
اما در حدود چهار ساعت دیگه ،سرعت تزریق رو کاهش میدیم
و یه کم خماری رو تجربه میکنی
خماری؟ - تهوع، عرق کردن، لرزش -
اما ما مراقبش هستیم
این همون چیزیه که دیشب وقتی قرصهاش رو از دست داد براش اتفاق افتاد
اکسیکانتین، درسته؟ - اکسی، آره -
چندتا مصرف میکنه؟
...آم
دو یا سه، شاید بیشتر باشه
مقدار زیادیه
...پس اگه فقط ناگهان قطع کرده - یه مشتری این پایین -
!زودباش! یالا! باهامون بمون
ما تیم سم زدایی اینجا میاریم
سم زدایی؟ سم زدایی؟
،فکر نمیکنم متوجه شده باشی این فقط یه نسخه است
،این مواد واقعاً میتونن کنترل رو به دست بگیرن حتی اگر از دستورات پزشک پیروی کنی
و اون دوزش رو دو برابر کرد - هر چند اون یه اتفاق بود -
اون معتاد نیست
...اسمشو هرچی دوست داری بذار - ،نه، ببخشید -
...اما دکتر هارتمن گفت که این فقط در
آه، یک درصد از مردم اعتیاد آوره
خب، من یه بخش اورژانس پر شده با یک درصد دارم
میتونیم با دکتر هارتمن صحبت کنیم؟ - فورا پیداش میکنم -
« مـسـکـن »
سابقهای طولانی از حکومت وجود داره
که اجازه میده به مردم تا چیزهای مضر برای آدمها رو بفروشن
یک هنر برای دستکاری اون فرآیند وجود داره
،آرتور سکلر این عمل رو اختراع نکرد اما اون رو به یه علم تبدیل کرد
.تو یه داستان مزخرف نوشتی اون داستان تو رو دوست نداره
خودم میدونم
میدونی این چه معنی داره؟ موششون کن
واقعا؟ - کاملا -
اون حرامزادهها رو موش کن
موش
موش
نمیفهمم که چطور از مطالعات حیوانی اضافی سود میبریم
،وقتی سیآیاِی میخواد کسی رو طرف خودش کنه یکی از این چهار چیز رو هدف قرار میده
اِم-آی-سی-ای(موش)
«اِم، برای «پول
چقدر پول میخوان؟
آی، «ایدئولوژی». اونا به چه چیزی اعتقاد دارن؟
سی، «اجبار». چه چیزی اون رو میترسونه؟ ...«و ای، «غرور
چه چیزی باعث میشه که اونا حس کنن یه آدم بزرگ واقعی هستن؟
کورتیس رایت مسئول بازبینی پزشکیه
که بین اکسیکانتین و آمریکا ایستاده
بین رنج کشیدن و رستگاری
خب، ما قصد داریم کورتیس رایت رو هدف قرار بدیم
مخصوصا غرورش رو
...نمیدونم واقعا چی شد
کورتیس رایت؟
اما مطمئناً ارتباط غیرعادی ...بین کورتیس رایت و پردو
لطفا اینجا رو امضا کنید - وجود داشت... -
البته ملاحظات اخلاقی وجود داره
.البته که وجود داره اونا بیش از ملاحظات هستن
ما باید هر تعاملی رو مستند کنیم، هاوارد
باید مطمئن بشیم که همه چیز آشکار و علنی باشه
میزان غیر طبیعی - بله، قربان -
چیزی که من هیچوقت مثلش رو ندیدم - من معتقدم چیزی که رایت میخواد -
مهمتر از همه اینه که احساس کنه بهش نیاز دارن
خب، از شانس خوبش، این حقیقته
دکتر رایت؟
آه، بله، بله
صدام رو میشنوی؟ - بله، میشنوم -
اتصال از سمت تو خوبه؟
آره، میدونید، یه تماس تلفنی هم خوب میبود
اما این هم در واقع یه جورایی باحاله
مزخرفه، دکتر رایت
ما میخوایم همه چیز رو توی ،این درخواست به درستی انجام بدیم
و میخوایم با تیمی که روی اون کار میکنن ملاقات کنی
باشه. خیلیخب
حالا، چند نکته داریم که میخوایم با جزئیات بهشون بپردازیم
شما مشکلی ندارید، دکتر رایت؟
حتما، حتما - آره؟ -
...خب، اول، ازتون میخوام که
به دکتر رایت صبحبخیر بگید
!صبحبخیر، دکتر رایت
...ها. وای
...عجب، آه
نمیدونستم که تعداد زیادی ازتون اونجاست
خودت رو دست کم نگیر، دکتر رایت
تو یکی از کارشناسان برجسته در این زمینه هستی
اینجا کسی نیست که نتونه یه چیزی از شما یاد بگیره
،حالا، میدونم که سرت شلوغه پس بیا سریع بریم تو کارش، اجازه هست؟
اوه، باشه. شروع کنید
پردو به یک چیز از کورتیس رایت نیاز داشت
اونا ازش میخواستن تا زبانی رو تایید کنه ،که بهشون اجازه میده
،تا با تایید کامل دولت ایالات متحده بگن
که اکسیکانتین بیخطرترین مواد افیونی موجود در بازار بوده
،و اگر میتونستن اون رو بگیرن دیگه بازی تموم شده بود
،اما کورتیس به راحتی تسبیم نمیشد چون کورتیس یه دانشمنده
و علمی اونجا نبود
دوباره اینو میگم
اما اونا زیر دست مردی افتادن ...که اهمیت میداد، پس
باید به تلاششون برای متوسل شده به غرور اون ادامه میدادن
...من واقعا هیچ دوستی خارج از
پردو ترتیبی داد که رایت مقالهای با دکتر رابرت کایکو منتشر کنه
رئیس تحقیق و توسعه بالینی ریچارد سکلر
...مثل یه نیروی دریایی
احتمالا باعث شده که کورتیس واقعاً احساس خاصی بودن بکنه
.کلا یه چیز دیگه بود ...یه یوزی توی دستش بود
مثل اسهالی که یکدفعه !از باسنت بیرون میاد، مثل... پوف
یه جور تف میکنی انگار یه بازیکنی
فقط تف شیرینه، درسته؟
چیزهای خوبی نوشته. «یک مولکول کوچکترین بخش نامرئی یک ماده شیمیایی خالصه
که مجموعهای منحصر به فرد از خواص شیمیایی خودش رو داره
«یعنی پتانسیلش
آنک، داری گوش میدی؟
کورتیس رایت حتی بعد از انتشار مقاله هم تسلیم نشد
غرور
...مرتیکه - خواهش میکنم -
!بس کن، فقط نفس بکش - !...اون میگه -
بیا فقط نفس بکشیم - !...اون میگه -
میگه جواب میده، باشه؟
،غرور جواب نمیداد پس مجبور شدن برن سراغ نقشه دوم
!بو
هاورد؟ - سلام، کورتیس -
چطور رفتی اونجا؟ - ناهار چی داری؟ خوب به نظر میرسه -
،برامون سوال پیش اومده بود... فکر میکردیم
،که ممکنه کارآمدتر و موثرتر باشه
اگه بتونیم همگی حضوری با هم ملاقات کنیم
میدونی، ریز ریزش کنیم، کارش رو تموم کنیم
ریز ریزش کنیم؟ - آره، میدونی -
ریز ریزش کنیم
آره، آره. حدس میزنم خوب باشه
دوست داریم رابطه غیر رسمیتری داشته باشیم
اشکالی نداره، رفیق؟
کورتیس با یه رابطه غیررسمیتر موافقت کرد
تیم پردو یک اتاق برای سه روز توی یک هتل رزرو کردن
جایی بین واشنگتن دیسی و نورواک، کنتیکت
فکر میکنید توی اون اتاق چه اتفاقی افتاد؟
هیچکس نمیدونه
،اما مدتی بعد از اون جلسه
کورتیس رایت زبان مورد نیاز پردو رو تایید کرد
برنامه بازاریابی اونا برای اکسیکانتین به چند کلمه
از درخواست دارویی که توسط سازمان غذا و دارو امضا و مهر شده بود بستگی داشت
اون رو حفظ کردم، توجه کنید
تاخیر در جذب، همونطور که» ،توسط قرص اکسیکانتین ارائه شده
اعتقاد بر اینه که «مسئولیت سوء مصرف دارو رو کاهش میده
اون به این معنیه که سازمان غذا و دارو رسماً گفته
اعتقاد بر اینه که اکسیکانتین از هر چیز مشابه دیگهای ایمنتره
«همه چیز به اون کلمات ختم میشه: «اعتقاد بر اینه
اعتقاد بر اینه
بیایید یه لحظه اون رو تحلیل کنیم
اعتقاد چه کسی بر اینه؟
این تنها باریه که اون کلمات توی یه درخواست دارویی ظاهر میشن
چرندیات آدمکُشی
هیچکس نمیتونه ثابت کنه که ،اتفاق غیرقانونی رخ داده
اما من دو چیز رو میدونم
،کورتیس رایت یک سال بعد از تایید اکسیکانتین سازمان غذا و دارو رو ترک کرد
و در نهایت، رفت برای پردو کار کنه
حتما داری شوخی میکنی - نچ -
ریچارد سکلر دیگه غیرقابل توقف بود
پس او کاری رو انجام داد که هر انسان عاقلی انجام میده
یه مهمونی برگزار کرد
،چند هفته پیش
تمام ساحل شرقی پوشیده از برف بود
اون رو کولاک قرن نام بردن
متشکرم که اومدید. این رو نگاه کن
،امشب دیر اومدم چون در ارتفاعات هیمالیا بودم
،در اعماق تبت، در کنارههای آناپورنا
،یکی از دور افتادهترین کوههای هیمالیا
...داخل صومعهای که ساکن اون
حکیم» بود»
خیلیا مشارکت کردن
ممنون - خیلی خوش اومدی -
مجبور بودیم شیپور بیاریم؟
«خواندم و گفتم: «ای حکیم
«معنی این همه برف چیست؟»
این همه برف»؟»
«جایی که باید برف کم بباره یا اصلا نباره»
،دود عود غلیط بود بود
جو سوزان برقی داشت که حکیم چشمانش رو بست
و در حالت خلسه پرسید: «شاعر هستی
«یا رهبر بزرگترین نیروی فروش روی زمین هستی؟
!آره
درخواست برای اکسیکانتین بیشترین تقاضا برای مسکنی بود
که تا حالا عرضه شده
و توسط سازمان غذا و دارو در ۱۱ ماه و ۱۴ روز تایید شد
این همینطوری اتفاق نیُفتاد
این یه کار گروهی بینظیر بود
از تیم محصول و تیم تایید سازمان غذا و دارو
اهمیت کولاک قرن اینه که
راهاندازی اکسیکانتین با یک کولاک
از نسخههایی که رقابت رو دفن میکنن همراه خواهد بود
این کولاک تجویزی اونقدر عمیق ،و متراکم و اونقدر سفید خواهد بود
که هیچوقت نمیتونی پرچم سفید تسلیم شدن اونا رو ببینی
!الان، الان
!الان برین اون بیرون و بفروشین
!آره - بفروشین، ها؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.