The first 200 lines.
مکسین عزیز
پول درست سر بزنگاه رسید
خداحافظ، چوی. همیشه یادت میمونم
موندن توی یه جا برای مدت طولانی امن نیست
من برای کسایی که دوستشون دارم، زیادی خطرناکم
خدا رو شکر
با یه عده از رفقای مارکسیست چوی سوار هواپیما شدم
کا.گ.ب یه اسم جدید بهم داد
اولگا ریچبیچسکایا
و یه کار جدید بهم محول شد
یه کار شریف و نجیبانه
شستن لباس زیر رقصندههای باله بولشوی
چه هنری، چه ظرافتی مکسین. ارزش هر سرمازدگی دردناک رو داره
و همون موقع بود که دیدمش
ولادیمیر نوریف
درسته. پسرعموی ناتنی رودلف
مکسین، من عاشق شدم
چند هفتهی آینده توی کیروف برنامه داریم
بعدش کی میدونه؟
ورشو؟ سمرقند؟ دنیا در برابر ماست
این همه کشور و مرد برای گشتن و تجربه کردن
شاید این حق واقعی منه؟
یه زن آزاد و در عین حال تحت تعقیب در دنیا؟
منم همون آزادی رو برات آرزو میکنم
داسویدانیا، اولگا
لیندا آزاده و دوباره عشق پیدا کرده
در حالی که من اینجام، طلاق گرفتم و گیر شوهر سابقمم
اون فقط چون سکس نداشته بدخلق شده
اوه، تو داشتی؟ چون اون چیزی نیست که من شنیدم
ما اینجاییم چون اون خونه اجدادی منو داد
به یه گنگستر واقعی
تنها دلیلی که این کارو کردم این بود که پینکی نکشتت
من به محافظت نیاز ندارم، مکسین. از من محافظت نکن
شاید اگه تو با ناخنکار من از محافظت استفاده میکردی
اصلاً اینجا نبودیم
همیشه برمیگرده به همین موضوع
شماها باید این گندکاری رو با هم حل کنید
چون الان دارید برای ما کار میکنید
شما اینقدر اینجا پلاسید که منو مامور پروندهتون کردن
خواهش میکنم
من فقط نمیدونم چرا باشگاه من باید آهنربای تبهکارا باشه؟
خب، این قضیه بزرگتر از پینکیه
جی. ادگار اینجا مطمئنه که یه مامور شوروی توی پالم بیچ هست
یه نفر بالاتر از پینکی که تمام این سالها اونو میچرخونده
به من نگاه نکن. من نیستم
یه نفر بانفوذ و باهوشه
پس میخواید ما پینکی رو بذاریم به جرم و جنایتش ادامه بده تا جاسوس روس خودشو لو بده
و بعد شما گیرش بندازید؟
باشگاه شما طعمهی ماست
چرا لیندا باید همهی خوشگذرونیها رو تو روسیه داشته باشه؟
من پایهم
این قضیه جدیه، مکسین
جدیش هم بینالمللیه
گوش به زنگ باش. سرپرست پینکی میتونه هر کسی باشه
جز اون
عالیه. دیرم میشه برای دیدن میتزی. داینا داره براش جشن "برابی" میگیره
فکر کنم منظورت "بیبی" بود
نه، مکسین. "برابی." ترکیبی از جشن عروسی و "بیبی شاور" (جشن نوزاد) هست
خیلی باحال به نظر میرسه
آره. خوش میگذره. خیلی خوش میگذره
خب، منم دیرم شده
دارم میرم شریک جدیدم، پینکی رو ببینم
تا در مورد جنایت و بهترین راه برای انجام دادنشون حرف بزنیم
من عاشق این خودمِ گنگستری شدم
و من عاشق "برابیها" هستم
همه چی سر و ته شده بود
داگلاس ازدواج کرده بود و بچه در راه داشت
من هم زندگی دلکورت، یه زندگی جنایی و یه نقش جدید برای بازی داشتم
به سختی خودمو میشناختم
این یکی چطور؟ خیلی بازه یا نه؟
بهتر از قبلیه
هی، یه قلپ دیگه از اون "آب اعصاب" بده به من
مرسی
این منِ جدید، دارم میام
باید دراز بکشم
رابرت
کی روی مبله؟
تویی
چی؟
مکسین؟
تو کی هستی؟
من میرابل هستم
خواهرت
خواهرم؟
نزاکت و شان
هر دو توی پالم رویال افت پیدا کردهاند
اما یه بازی جدید توی شهره
و اسمش هم هست: "اولین رولینز-مارتینز هیچ مزخرفی رو قبول نمیکنه"
فردا، اولین مراسم مهم و پر سروصدامون رو برگزار میکنیم
جشن "برابی" خانم داگلاس دلکورت
باید بدون هیچ مشکلی برگزار بشه
و ممکنه بهتون یادآوری کنم که فقط یک خانم دلکورت توی پالم بیچ هست
اگه این بربر سروکلهاش پیدا بشه
باید ممنوعالورود بشه
همون دم در
مفهوم شد؟ بله خانم
بلندتر. بله خانم
یه میلیون و ده تا سؤال ازت دارم
از کجا اومدی؟ رنگ مورد علاقهات چیه؟
نژاد سگ؟ شکل ماکارونی؟
ظهر کله پاچه اینجوری مست کردی؟
تنسی. سبز. اشناوزر. ماکارونی آرنجی
من معمولا اینقدر زیادهروی نمیکنم تو نوشیدن
من... یه خورده مضطرب بودم، میدونی، برای دیدن ماکسین معروف
معروف؟ خب ادامه بده
اسم شما همه جا تو روزنامههاست. ملکه بعدی پالم بیچ
شوهرت که بهت خیانت کرده جلوی همه ولت میکنه
بسه راجع به من. برگردیم سر صحبت تو
تو هم مثل من تو یتیمخونه بزرگ شدی؟
مامان و بابا بزرگم کردن
حدس میزنم فقط برای یکی جا داشتن
اینی، مینی، مینی... میرابل
اه. این گانگستر منه
مسئله امنیت ملیه
تو همینجا بمون و استراحت کن من برمیگردم
و ساعتها با هم حرف میزنیم
باشه بابا. باشه
من فقط میخوام بخوابم و
یه چرت کوچولو بزنم و... بعد
اون یه آدم مست شبیه خودته که از ناکجاآباد پیداش شده، ماکسین
تمومش کن
دیگه نمیتونم صبر کنم تا معرفیش کنم به پالم بیچ
شاید حتی بذارم پیشم زندگی کنه و بتونه تو کارای کلاب کمکم کنه
میتونیم... میتونیم اسمش رو بذاریم M&M's
سلام، عشقای من
به راکلز خوش اومدین
اون دیوار میاد پایین تا جا برای فواره باز شه
صبح بخیر، ایولین
اومدم حق و حسابمو بگیرم
فکر میکنی اون وامهای مزخرفی که تسویه کردی دست کی بود؟
دقیقاً. من تسویهشون کردم
تو بدهی اون آدم مزخرف رو به من دادی، نه پول محافظت از من رو
که بابتش ازت باج میگیرم
هر هفته
نقد
راکل، با پیست مسابقه سگ تو حیاط پشتی موافقت کردم
ولی یه کم تو اسمش گیر کردم
خب چی شده؟
داشتم فکر میکردم شاید اسم من اولش باشه. "ماکسینز."
چرا باید به جای راکلز، اسم اونو بذارن این؟
اولاً، این خونه منه و من... من یه شریکم
ولی من یه زنم. و حرف زن از همه بالاتر
و اگه من بگم نه چی؟
کارمندای تو عضو اتحادیهان. من بگم برن، میرن
داری ما رو تهدید میکنی؟
دعوتمون نکرده مهمونی خوک کبابی که، ادی
خب، تقریباً وقت سونا دو ظهر منه
بهترین فکرهام تو عرقخونه به ذهنم میرسه
کلاب حداقل میتونه مثل پالم رویال باکلاس باشه؟
ما هر دو میخوایم اینجا ایولین رو داغون کنیم
راکلز یه مقصد برای بعد از غروب آفتاب میشه
اون هیچوقت نمیتونه با پالم رویال پیر و پر افاده رقابت کنه
فقط یه جنازه تو استخر میتونه اونجارو از رونق بندازه
ماکسیمو
ممنون
پالم رویال روزا. راکلز شبا، آره؟
خدا آمریکا رو حفظ کنه
اون مرتیکه فکر میکنه کیه؟
به کی زنگ میزنی؟ نمیخوای بدونی
راکلز. ماکسین صحبت میکنه
ماکسین، من یه مشکل پینکی دارم یعنی ما یه مشکل پینکی داریم
اوه، نه. تو اون انگشت کوچولوتو تو یه حادثه عجیب گلف زخمی کردی؟
وای که چه فاجعهای، ایولین
داری در مورد چی چرت و پرت میگی؟ شنیدی چی گفتم؟
خب، هیچکس دلش نمیخواد اون انگشت له و لورده رو ببینه
فکر کنم فقط دستکش جدید چارهکاره
سکته کردی؟
تو سیلز میبینمت. در اسرع وقت
ویرجینیا. ایولین منظورش چیه
که یه مشکل پینکی داره؟
ایولین با خودِ پینکیِ گانگستر مشکل داره، نه با یه انگشتِ پینکیِ استعارهای
یه مصدومیت عجیب تنیس. من شنیدم گلف
میدونستی مصدومیتهای ورزشی، قاتل خاموش شماره ۱۲ آمریکا هستن؟
بریم سیلز. خداحافظ ویرجینیا
اینا چکهای "بربی" هستن؟
نه عزیزم. اینا کمکهای مالی سیاسی هستن
بعد از سخنرانی من تو رقص مربعی مارجوری مری ودر پست
پاکتها دارن سرازیر میشن
بیشتر اسکناسهای پنج و بیست دلاری از چپگراهای بیبضاعت
ولی نگاه کن، میتزی. اینجا یه چک پانصد دلاریِ توپه
از سازمان ملی زنان
کی فکرشو میکرد؟
داگ باید الان اینجا میبود
هر وقت از چشمم دور میشه نگرانم که پینکی گیرش انداخته باشه
این پینکی نیست که باید نگرانش باشی
ماکسینه
وقتی که جذابیت دختر جدید از بین بره
یه مرد همیشه یادش میاد که چی رو تو اون قدیمی دوست داشت
من هنوز جذابم
من میدرخشم
من باردارم و جذابم و میدرخشم
"بمیر، داینا، بمیر." چی؟
"بمیر، داینا، بمیر."
نمیبینی؟ این از طرف نورماست
چرا نورما بخواد تو بمیری؟
اون میدونه که من میدونم اون آکسل رو کشته
داره سعی میکنه منو ساکت کنه
دمکرات بودن خطرناکه
چیزی جا گذاشتی
دلت برام تنگ شده بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.