The first 200 lines.
مایه ی تاسفه
اون چیه؟ - نزدیک صحنه تصادف پیداش کردم -
معمولاً بچهها از این کارا میکنن
اگه کیف رو نذاری زمین، میمیری
تو دیگه کدوم خری هستی؟
فرار کنین!
اگه این قتل به کارتل مربوط باشه،
مسئله از چیزی که ما فکر میکردیم، خیلی بزرگتره
به نظرم یه ربطی به دیتریک داره
مهندس نقشهبردار زمین گفت یه نفرو تو یه کلبهای
تو دوردستها دیده که با مشخصات رونالد تطابق داره
یه خانومی هم همراهش بود
خیلی شبیه اسکارلت بود
ملاقات زناشوییت با رونالد
چطور بود؟
هنوز میخواد فرار کنه
اون...
دیتریکه
اوه! آه!
داشتن جاسوسی تورو میکردن
ولش کن - فکر خوبی نیست، خوشگله -
بگو ببینم چرا تعقیبم میکردین؟
چون پلیسن
وای، پسر. این جالبه
اسلحه رو بنداز و ما میریم
چرا داشتین تعقیبم میکردین؟
یه شب دخترونه داشتیم
بهتره هممون راهمونو بکشیم و بریم. بندازیمش تقصیر الکل
باشه؟
نظرت چیه خودت اسلحهت رو بیاری پایین؟
یالا. کسی قرار نیست صدمه ببینه
دیدی؟ اونقدرا هم سخت نبود
حالا شما خانوما برین و شب خوبی داشته باشین
برین! شنیدین که چی گفت
مرسی که بهم قرض دادین
این دیگه چه کوفتی بود؟
داشتن تعقیبمون میکردن!
ای احمق، دوربینهای امنیتی رو نمیبینی؟
اگه میخوای یه پلیس رو بکشی
اینجا، جای مناسبش نیست
: مترجم « SubMatrix »
«آسـمـان بیـکـران»
سلام، بابا
دیشب چطور بود؟
بهتره نپرسی. باور کن
باشه. انگار تکیلای زیادی در کار نبوده
اتفاقی افتاده؟ این چیه؟
فکر کنم برای پرستار بچهته
بین کوسنهای مبل پیداش کردم
این قیافه رو میشناسم
باید برم، بابا
هی، بعدا میای پیشم دیگه. آره؟
بهت که گفتم میخوام یه چیزی رو نشونت بدم
آره، حتما
سلام
برای نجات دادنمون خواستم ازت تشکر کنم
از اولش نباید اونجا میبودین
چرا داری به ما کمک میکنی؟
به خودم مربوطه
مرسی
قرار نیست دست از سرتون بردارن
میدونم
سلام، مکس
سلام، کسی
چه خبر؟
سلامتی. ببخشید که سر زده اومدم
ولی یه چیزی رو تو خونهم جا گذاشته بودی
وای خدای من
همه جا دنبال این بودم
نجاتم دادی
این مهره تزئینی رو از کجا گرفتی؟ خیلی باحاله
یکی تو مدرسه مُدش کرد
آره، خیلیامون دارنش
نشون میده که سینگلم
باشه - آره -
احمقانهست. میدونم
بفرما
مهمون داریم؟
کسی، ایشون دوست پسر مامانم هستن، تریسی
تریسی، ایشون خانومی هستن که من از بچهشون پرستاری میکنم، کسی دوول
تیلاک هستم
میخوای بیای داخل، کسی؟
داشتم اسموتی درست میکردم
راستش من باید برم
با چندتا از دوستام قرار دارم
خیلی ازت ممنونم که کلیدا رو برام آوردی، کسی
واقعا ممنونم
خواهش میکنم
مطمئنی نمیخوای قبل رفتن یه اسموتی بخوری؟
بمونه برای بعد - خیلی خب -
باشه. روز خوبی داشته باشی
تو هم همینطور
منظورت چیه که نمیتونی پیداش کنی؟
نمیدونم. همیشه تو یه ظرف کوچیک کنار تختم نگه میدارم
ولی الان اونجا نیست
ممکنه یه جایی تو اتاقت باشه
آره، دقیقا
منظورم اینه، هنوز درست و حسابی دنبالش نگشتم
خیلی ذهنم درگیر بود
تو خونه هاروی انداختیش؟
شاید
چون طوری که کَسی داشت نگاش میکرد...
اون میدونه
یه چیزی دربارهش میدونه
مکس، تو گفتی کَسی خودیه. درسته؟
شاید بتونه کمکمون کنه
دیگه کار از کمک گرفتن گذشته
تو این قضیه تنهاییم
پس خودمون حلش میکنیم
با هم
هوم
انگار داریم به یه روح نگاه میکنیم
ترسناکه
اوهوم
برام سواله درباره ریک چیزی میدونست یا نه
تو و جری هم فکرین
قبل از اینکه بره، آدرسش رو درآورد
اوه، امروز صبح باهاش صحبت کردم. درباره این چیزی نگفت
آره، خب، احتمالا چیزای دیگه ذهنش رو درگیر کرده بودن
میدونی، براش یه بسته ی مایحتاج اولیه میفرستم
به خدا قسم، اگه باز درباره منقضی شدن
گارانتی ماشینم باشه، اعصابم خورد می...
شرکت دوول اند هویت، دنیس هستم
مخزن آب گرم دوباره مشکل ساز شده
عالیه - سلام -
تو هم که اینجایی
آره، دارام کارای جری رو انجام میدم
شوخی کردم
میتونم از کمکت استفاده کنم
یه چیزی از دفترم برمیدارم
بعدش میتونیم بریم ناهار بگیریم
حتما. بدم نمیاد ناهار بگیریم و بهت کمک کنم
حالت خوبه؟
اگه خماری شدید رو حساب نکنیم، حالم خوبه
دیشب جالب بود
انتظار داشتی چیکار کنم؟
گل کاشتی
تفنگت رو نشونه گرفتی رو سر کَسی
به دیتریک گفتی من پلیسم
اگه دیتریک هویتم رو میفهمید
کارای بدتری باید میکردم
نمیخوام اتفاقی برات بیفته
بهتره یکم فاصله بگیریم
منظورم این نبود
نمیخوام دوباره مثل دیشب تو اون وضعیت ببینمت
برای هر دوتامون دردسر میشه
حرومزاده
انگار یه نفر رازهایی داشته، مکسی
عزیزم
باید صحبت کنیم
بهش گفتی
چطور تونستی؟
قول دادی بهم
تیلاک تحویلش میده به پلیس
با تلفن عمومی زنگ میزنم
کاملاً ناشناس
تلفن عمومی؟
دههی هشتاد که نیستیم، تریسی. باشه؟
اصلا نقشهی خوبی نیست
مکس، بس کن. لطفا
لطفا. فقط بهش بگو چی پیدا کردی
مشکلی نیست. اگه برات راحتتره با
پلیس صحبت کنی، بفرما
باشه
باشه. میگم. یه کیف پُر از مواد پیدا کردم
چیزی دیگهای هم بود؟ مثلا پولی چیزی
آره، یکم
ولی همه رو سر دندونش خرج کردم
باشه
الان کجان؟
موادا رو میگم
خونهی دوستم
باید همین الان بیاریشون اینجا
هرچقدر بیشتر نگهشون داری، خطر بیشتری تهدیدت میکنه
نگران نباش
خودم ترتیب همه چی رو میدم
مشکلی پیش نمیاد، عزیزم. قول میدم
حق مطلب ادا نمیشه اگه بگم داداشم عجوله
وقتی بچه بودیم با لگو
یه قلعههایی میساختیم
ولی اگه یه قطعه خوب به نظر نمیرسید یا جا نمیخورد
جگ میزد همه چی رو خراب میکرد
روزها تلاش به خاطر بینقص نبودنش میرفت هوا
از طرف دیگه، من
همیشه مشکل رو پیدا میکردم و درست میکردم
بدون اینکه بزنم چیزی رو خراب کنم
ولی شد یه بار بهم گوش بده؟
نه
این چیه؟ چی پختی؟
نیمروهای همزدهشده - توشون چی هست؟ -
خردل به مقدار زیاد
میبینی. منظورم همینه
شما مردا فقط میخواین تغییر ایجاد کنین و همه چی رو خراب کنین
تو با این تخممرغهای خردلیت
جگ با اون منطق خراب کردن و سوزوندن همه چی
بچه گونهست - ولی خوبه. مگه نه؟ -
موضوع این نیست - قبول کن که خوبه -
آره، باشه. خوبه
با دیتریک میخوایم چیکار کنیم؟
خب، دوست ریشوی زیبای من
No comments yet. Be the first to leave one.