The first 198 lines.
چرا اعتراف کردی؟
اینجا کسی حرفم رو باور نمیکنه اون بیرون که دیگه هیچی
کسی باورش نمیشه کار ایوان بوده باشه ولی من محکوم شدم
کارمن نشونم داد مردم تو شبکههای اجتماعی چیها پشت سرم گفتن
گفت اگه گردن بگیرم خانوادهم رو تامین میکنن
چی؟
داره سعی میکنه ایوان رو نجات بده
.ولی تو هم جول رو نکشتی نباید بیفتی زندان
این همه ماجرا نبود
سعی کرم با یه ویدئو از کارمن باج بگیرم ولی جول درگیر شد
میخواست کمکم کنه که بتونم توی اسپانیا بمونم
وایسا ببینم جریان اخاذی چیه؟
با کدوم فیلم؟
لطفا همه چی رو بهمون بگو دالمار
فیلم مرگ رائول
توی فیلم کارمن بعد از سقوطش داره از پشتبوم پایین رو نگاه میکنه
یعنی فکر میکنی کارمن جول رو کشته؟
شاید
ولی اون شب تو انجمن دانشآموختگان
اریک و کلویی سرش چاقو کشیدن
درست نمیشه دید ولی دونفر از سمت انجمن دارن میان
متاسفم بچهها
ولی اینکه دالمار گفته کار اریک و کلویی بوده بهنظرم عجیبه
مگه اعتراف نکرده بود؟
اعترافش از سر فشار شبکههای اجتماعی و بهخاطر رشوه بوده
ببخشید میپرم وسط حرفتون ولی اینجا رو ببینید
ولی اگه تو جشن حاضر بوده باشن میتونیم به راحتی احتمالش رو رد کنیم
ولی هیچی تو فیلم مشخص نیست
آره خب. تو یه پسر خوشتیپ و ثروتمند سفیدپوستی
که پرداخت پول وثیقه براش مثل آب خوردن بوده واسه همین سریع تبرئه شدی، مگه نه؟
ببخشید؟
الانم مشتاقانه کنترل کامپیوتر رو دستت گرفتی
نکنه داری چیزی رو مخفی میکنی؟ - منظورت چیه؟ -
چهارتایی پشت کامپیوتر نشستیم دیگه
ایوان بیگناهه. تمام شد و رفت - آره. دالمار هم همینطور -
الان مسئله مهم اینه که میشه به اریک و کلویی اعتماد کرد یا نه
خیلیخب. بذارین ماجرا رو خوب تحلیل کنیم
یه دعوا با چاقو، اخاذی و اریک رو داریم
که میدونیم پاک خل و چله
ولی پلیس قبلا ازشون بازجویی کرده - و؟ -
.من میگم کار اون فاشیستهای کثافت بوده کشتنش و کشیدنش بیرون
هرکاری لازم باشه برای دستگیریشون میکنم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
مطمئن نیستم
درسته هکتور و امیلیا خیلی مادرجندهن
ولی یعنی میتونن قاتل هم باشن؟
اگه واقعا کار اریک و کلویی بوده باشه چی؟
«الیت»
تف
عمر! تو حالت خوب نیست نباید وسیله جابهجا کنی
الان وقت همچین تغییر بزرگی نیست
تنهایی از پس اجارهی اینجا برنمیام
چه کار کنم؟ برم خودم رو خلاص کنم؟
این رو چه کار کنیم؟
ببریمش با خودمون یا بندازیمش دور؟
چیه؟
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
چی شده؟
نباید میومدی
تحملش رو نداری
بیا بریم بیرون
همه چیزم رو از دست دادم
هنوز خانوادهت رو داری
باید قرصهام رو بخورم - نه -
نمیشه همهش خودت رو ببندی به قرص و دارو که
چشمهات رو ببند
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
وقتی کوچیک بودیم مامان این لالایی رو برامون میخوند
آره. وقتی تو کما بودی هر روز میومدم برات میخوندمش
بهش واکنش نشون میدادی انگاری میتونستی صدام رو بشنوی
...و میتونم قسم بخورم که حتی لبخندت رو دیدم
از این لحظه به بعد پذیرش باز است
پرواز شما به نیویورک ۲۴ ساعت دیگر حرکت میکند
به جون مادرم قسم نکشتتش
حتی برای کلویی؟
کلویی رو انگشت کوچیکهش میچرخونتش
صرفا داره بازیش میده تا به خواستهش برسه
ولی خودش اصلا متوجه نیست
اصلا حواست هست چی میگی؟
.اریک فقط دیوونه نیست که دیوونهی کلوییه
اینقدر بهش نگو دیوونه
ببین خودت هم میدونی
پسرداییت حالت عادی نداره یه تختهش کمه
آره. میدونم
و به راحتی میشه گولش زد
ولی اجازه نمیدم کسی به اینخاطر مسخرهش کنه
درضمن اونی که ۲۴ ساعته
حواسش پی دوستپسر سابق مُردهشه اریک نیست
اگه حرف من ذرهای برات ارزش داره لطفا چیزی نگو
باشه
نمیگم
چون نمیخوام تو آسیبی ببینی
ولی از زیر سنگم هم شده اون فیلمه رو پیدا میکنم
و اگه دست اریک تو کار بوده باشه متاسفانه اون هم باید دستگیر بشه
بهت که گفتم، دست من نیست
اگه دست کلوییه بهش بگو همین حالا باید از شرش خلاص شه
بابا اون فیلم کیری نه دست اونه نه من
حالا چته؟ چرا رنگت پریده؟
چون میترسم آخرش تمام کاسه کوزهها سر تو بشکنه
چی شده؟
به کسی چیزی گفتی؟ - نه -
.دیدم داشتی با سارا بحث میکردی بهش که نگفتی؟
نه اریک. نه
یهکم خایه داشته باش پسر
من که می شناسمت. کافیه یه دختر سر سوزنی بهت توجه کنه حاضری کلید خونهت رو دو دستی تقدیمش کنی
واقعا که! خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم بهم اعتماد نداری
من صرفا نگرانت شدم
نیکو اصلا دروغگوی خوبی نیست
تمام حالاتش رو از برم
نه تنها داشت بهم دروغ میگفت بلکه عذاب وجدان هم داشت
می فهمم چی میگی عزیزم ولی همیشه هوات رو داشته و داره
بهنظرم بهتره این بار هم بهش اعتماد کنی
خب؟
باشه. بیا فرض کنیم دهن گشادش رو باز نکرده
اگه اون شب که با جول دعوا میکردیم کسی دیده باشدمون چی؟
امکان نداره
لعنتی. شرط میبندم بهش گفته شاید هم دالمار زبون باز کرده باشه
نه عزیزم. نمیخواد وحشت کنی
ما به پلیسها گفتیم جول رو ندیدیم
.حتی اگه دالمار چیزی هم بگه کسی باور نمیکنه پس اهمیتی نداره. مشکلی پیش نمیاد
خودت چی؟ گوشیت رو پیدا کردی؟
آره
باید شارژش کنم
درست هم وسط ماجرای جول گمش کردی
اگه پیداش میکردن کارمون تموم بود
میدونم
.بهمون زل زدن باور کن میدونن. همهشون
نه عزیزم. نمیدونن
.آروم باش اگه دستپاچه بهنظر بیایم بهمون شک میکنن
من صرفا دنبال انتقامم
یاد جول که میفتم دیوونه میشم میخوام کار هرکی بوده همون بلا رو سرش بیارم
آروم باش عزیزم
عصبانی هستی واسه همین داری بدترین چیزها رو تو ذهنت تصور میکنی
.طبیعیه ولی میدونم که همچین آدمی نیستی
درضمن، کلویی و اریک دوستهای صمیمیمونن
...خب
نه راستش بهنظرم صمیمی دیگه یهکم زیادهرویه
بهت گفته بودم کلویی چه کار کرده؟
برای اینکه تو کانون دانشآموختگان عضو شه من رو فروخت
و صورتحسابهای شخصیم رو نشون امیلیا داد
مدرکی ندارم ولی مطمئنم کار خودش بوده
لعنتی بد مادرجندهایه
برای رسیدن به چیزی که میخواد حاضره هرکاری بکنه
اریک پسر خوبیه ولی بیچاره مخش درست کار نمیکنه
اما فکر نمیکنم کلویی با خودش چاقو حمل کنه
،آخه تصورش رو بکن. بهش نمیاد نمیتونه
ولی میدونی به کی میخوره؟
بهنظرم که اریک رو مجاب کرده این کار رو بکنه
پشمهام
کار خودشون بوده
ولی... چرا؟
محافظت از خود
خودش و مادرش
کاملا مشخصه
مامان و بابا کجان؟
.بابا سرش گیج میرفت یه سر رفتن بیمارستان دکتر ببینتش
ولی نیازی نیست نگرانشون باشی
جفتشون خیلی خسته شدن
سنشون هم دیگه رفته بالا
حالت چطوره؟
داغون
دالمار بیگناهه. کار هکتور و امیلیا بوده
قتل رو انداختن گردنش و تمام دنیا رو علیهش شوروندن
ولی نمیتونیم این رو ثابت کنیم
حتی اگه مدرکی هم داشتیم
کی میخواد بیفته دنبالشون؟
.حتی تو هم ازشون میترسی خودت گفتی شیاد و عوضیان
آره ولی قاتل نیستن
اگه تقاص قتل رو هم ندن حداقل باید تاوان لت و پار کردن من رو پس بدن
چی؟
صداش رو درنیاوردم چون تهدید کردن
که کارآموزیت رو لغو میکنن
ولی میبینی که چه کارهایی ازشون برمیاد
حالا این رو هم فهمیدی. که چی؟
حاضری آینده روشنت رو بهخاطر کمک به من فدا کنی؟
ببخشید نادیا. درخواست خودخواهانهای بود
.برو. برو و از زندگیت لذت ببر لیاقتش رو داری
سلام. مامان. بابا چطوره؟
خوبم عزیزم
جدی میگم
خوبیم. نگران نباش
داریم میریم خونه
تا بعد - تا بعد -
بیا گزارششون کنیم
چی؟
نه نادیا. نمیشه
راه نداره - نگران آیندهی من نباش -
هرجا برم آیندهم رو میسازم
حتی اینجا
ترجیح میدم نزدیک خانوادهم باشم
هک؟
...باید - برو بمیر -
باید بریم جشن آخر سال کانون دانشآموختگان
باهم، به عنوان مدیر و معاون کانون
لغوش کن
دانشآموختهها دارن از سراسر دنیا برای مراسم میان
باید جلوشون یکپارچه و متحد ظاهر بشیم - اگه تنها چیزیه که برات مهمه خودت تنها برو -
موفق باشی
No comments yet. Be the first to leave one.