The first 200 lines.
خب، پدر روحانی
واقعاً چرا واتیکان اخراجت کرد؟
از وقتی که کلیسای مقدس تأسیس شد
صدها مؤمن ظهور ضدمسیح (دجال) رو اعلام کردند
اونا هرگز مورد بررسی قرار نگرفتن، اما در سال 2010
گزارشهای افراد تسخیرشده بسیار زیاد شد
پاپ شخصاً اومد پیش ما و ،ازمون خواست
تا پروندههایی رو بررسی کنیم که کشیشهایی ازشون کنار گرفته بودن...
که تجربه داشتن در...
جنگیری
دیوشناسی
دماغش به تو رفته
خیلی خوشگلـه
بیا تو
سلام! والدین جدید چطورن؟
خیلی خوشحالیم، ممنون
بهش غذا دادیم و خوابش برد
اوه، چه ناز!
- میشه لطفاً دستبندش رو درست کنی؟ - البته، الان درستش میکنم
- عزیزم... - باید بچه رو ببرم
واسه چکاپ نهایی و .مرخص کردنتون
آه، عزیزم
مراقب سرش باش
بذار بوسش کنم
عزیزدلم
یهکم دیگه برشمیگردونم
من و تو باید استراحت کنیم
نمیذارم استراحت کنی
- باید بخوابم - ولی نه زیاد
چرا، باید زیاد بخوابم
- چیه؟ - رئیس ناجرا تو اداره باهام کار داره
- الان؟ - آره
چرا؟
باورم نمیشه
زیاد طولش نمیدم
امانوئل...
زیاد طولش نده، عزیزم
منتظرتیم
نگران نباش
ببینش، خیلی خوشگلـه
این خالهت الناست
خیلی خوشگلـه
اوه، بیتریز!
جاناتانِ من دیوونه میشه
- تبریک میگم - ممنون
خدا رو شکر! فکر میکردم قراره دو شیفت کار کنم.
- ببخشید دیر کردم - واقعاً دیر کردی
من باید برم
تو مرخصش کن
برش گردون پیش والدینش تو اتاق شمارۀ 37
حالِت خوبه؟
فردا میبینمت
- ممنون - به امید دیدار
فردا میبینمت
اسمش رو چی بذاریم؟
نه! این کار رو نکن!
کمک!
« ترجمه از تـورج پـاکاری و یـاشـار جماران » .:: TAMAGOTCHi & Stef@n ::.
« بَعلالذُباب »
- ستوان؟ - بله، کارمن؟
امانوئل!
لطفاً، نرو داخل
به من گوش بده. به حرفم گوش بده!
مارینا بهت نیاز داره. نیازی نیست بچه رو ببینی.
مارینا بهت نیاز داره، حالش اصلاً خوب نیست.
- باشه - باشه؟ لطفاً آروم باش
باشه
امانوئل!
برو بیرون
گهوارۀ اون کدوم یکیـه؟
سمت راست، دومی از آخر
بیا
کافیـه
ممنون
حال مارینا چطوره؟
اون...
خیلی بهش آرامبخش زدن
مدت خیلی زیادی قراره اینطوری باشه
فکرنکنم بتونه از این ماجرا بگذره
نمیخوام اون رو هم از دست بدم
نمیتونم جفتشون رو از دست بدم
« 5 سال بعد »
- پدر فرانکو؟ - بله؟
یکی گیرآوردیم
چی گیرآوردین؟
یه تیراندازی نزدیک مرز مکزیک
خب که چی؟
یه تیراندازی تو مدرسه، یه 12 ساله زده به سرش.
بیشتر قربانیها...
- بچههای خردسال بودن؟ - بله
4 ساله؟
- بله - کشیش چی؟
تو فیلم دوربینهای مداربسته .دارن دنبالش میگردن
باید پیداش کنید
پیگیرش باشین
یه تیراندازی وحشتناک اتفاق افتاده
اولین گزارش حاکی از اینه که 33نفر مُردن و 6 نفر زخمی شدن
در میان آنها، یک معلم مهدکودک نیز هست
اما نتونستیم این رو تأیید کنیم،
چرا که مقامات اطلاعاتی رو فاش نمیکنن
دانشآموزان در محوطۀ مدرسه باقی ماندهاند
با تعدادی از والدین صحبت کردیم
و اونا نه اطلاعاتی از مسئولین مدرسه دارن،
و نه از بچههایی که داخل ساختمون هستند
درحال حاضر، گزارش بنده در همین حد است. برمیگردیم به استودیو
اوه! اوه!
من کابوس دیدم
ایسا، باید تو تختت باشی، عزیزم
حالِت خوبه؟
میدونی چیه؟
بذار تبت رو چک کنم
هنوزم تب داری
اگه حالت خوب نشه، فردا نمیتونی بری شنا.
- من کابوس دیدم - اوه، عزیزم
- خوابت چی بود؟ - تو مدرسه با پسر خالهم بودم
و شیطون اومد دنبال ما و من داد زدم تو بیای کمکم کنی...
ولی صدام رو نشنیدی
عزیزم
این فقط یه خواب بوده. واقعی نبوده.
بریم تو اتاقت
- چرا تلویزیون رو روشن کردی؟ - کار من نبود
به من دروغ نگو، ایسا!
- کار من نیست - ایسا!
چه خبر؟
تا الان 33 تلفات جانی و 6 زخمی بوده
به رئیس ناجرا گفتی؟
بهمحض اینکه تونستی آدرس رو برام پیامک کن.
مقامات هنوز اطلاعاتی رو فاش نکردن
سلام النا، چطوری؟
حال ایسا بهتره؟ مطمئنی؟
آره، اون مدرسهست
سیر مورنو، کلاس نهمی
با یه کلت 9 میلیمتری برتا 28 تیر شلیک کرده. بیشتر بچههای مهدکودک رو کُشته.
بعدم مغز خودش رو با شاتگان ترکونده. انگیزهش نامعلومـه.
- ستوان، مادر قاتل اینجاست - بیارش اینجا. اون تنها این کار رو کرده؟
مسئله همینه. از اونجایی که کسی نیست مقصرش بدونیم، پرونده تو بد وضعیـه.
مگه کسی که بهش .اسلحه یا مواد فروخته رو پیدا کنیم
برفرض که آزمایش موادش مثبت باشه
رئیس ناجرای عوضی
!مجبور بود این پرونده رو بده من، نه؟
نیازی نیست اینجا باشی
من میتونم این رو دست بگیرم، تو فقط کاغذبازیها رو امضا کن.
حتی نیازی نیست اینجا باشی
من میتونم تحقیقات رو پیش ببرم
- نه! از پسش برمیام - مطمئنی؟
خانم. من ستوان ریتر هستم.
ازت میخوام جواب سؤالاتی رو بدی
و جسد رو شناسایی کنی
جسد رو میشناسی؟ .جواب سر راست میخوام
بله، قربان
- این کیه؟ - خودشـه
- خودش کیه؟ - پسرم، قربان
پسرت مواد مصرف کرده؟ بله یا خیر.
این ماریجوانا همراه با اسلحههاش تو کیفش بوده.
من نمیدونستم
- پسر من قاتل نیست - تو خونهتون سلاح گرم دارین؟
که اینطور؟!
واقعاً؟ پس از کجا شاتگان آورده که مغزش رو باهاش بترکونه؟
- نمیدونم - پس نمیدونی
رفتار عجیبی ازش دیدی؟
دوستهای غیرمعمول؟
اختلالات عاطفی یا روانی؟
اون تا حالا راجعبه کُشتن همکلاسیهاش...
یا کُشتن خودش حرف نزده؟
معلومه که نه، قربان
من یه لیست کامل از همۀ دوستها و آشناهای پسرت میخوام.
درضمن کلید خونهتون رو هم لازم داریم
چرا، قربان؟
چون باید وسایل پسر فرشتهت رو بگردیم
لطفاً، فرم رو پر کنین تا بتونیم وارد خونهتون بشیم.
باتیستا!
برو خونهش و اتاق بچه رو بگرد
بده تیم بالستیک رد منبع شاتگان رو بزنن
و یه چیزی هم براش ببر تا بخوره، حتماً بدجور گرسنهشـه.
ببخشید، خانم
ولی اگه قراره چیزی بهمون بگی، .لطفاً زود بگو
چند روز پیش، .یه مرد تو خیابون اومد پیشم
یه مرد خیلی عجیب
با لباس سیاه
یه کلاه سرش بود
پیر بود
گفت یه اتفاقی برای خواهرزاده و پسرم جاناتان میافته.
- و فقط اون میتونه ازشون محافظت کنه - چه شکلی بود؟
چهرۀ خیلی زشتی داشت
خیلی قد بلند بود، .کاملاً کچل بود
و روی سرش خالکوبیهای عجیبی داشت
خالکوبیها چه شکلی بودن؟
نمادها...
نمادهای شیطانی
مطمئناً اهل این اطراف نبود
- ازت پول خواست؟ - نه
ولی بهم گفت...
اتفاقات ناگوار دیگهای هم در راهـه
گفت یکی از این اتفاقها چند سال پیش رخ داده.
و پنج تای دیگه مونده
آروم باشین، لطفاً
همکارم اطلاعات بیشتری راجعبه...
چهرۀ این شخص نیاز داره، تا بتونیم طرح چهرهش رو بکشیم.
رئیس... تیم پزشکیقانونی خارجی اومده.
رسانهها هم اومدن. رئیس ناجرا میخواد به هر دوشون رسیدگی کنی.
No comments yet. Be the first to leave one.