The first 200 lines.
انکار فایدهای نداره خانم استارکوف
شما خورشیدخوانین
حق با شماست
تحسینبرانگیز بود
و من این رو خیلی به زبون نمیارم
بذار بریم. وگرنه 20 میلیون کروگه و کشتیت رو ازدست میدی
به خوبی مطلعم که میتونی همهمون رو به اعماق دریا بفرستی
اما باید این رو هم درنظر داشته باشی که خیلی از اسکله دور شدیم
علاوه بر اون، نمیخوام تحویل فیرداییها بدمت
واقعا؟
به جان قدیسان قسم
ببخشید، نباید این رو یه قدیس واقعی میگفتم، نه؟
خیلیخب
چی ازمون میخوای پس؟
از تو؟ هیچی
راستش اصلا نمیدونم کی هستی
...ولی خورشیدخوان
خودت باید بدونی که چه قدر ارزشمندی
خودت گفتی نمیخوای تحویلش بدی و جایزهش رو بگیری، دزد دریایی
سارق دریایی
و گفتم به فیرداییها تحویلش نمیدم
درباره «کرچ» یا «شو» که چیزی نگفتم
مقدار کمی پول دادم تا اسکله خالی باشه و مطمئن بشم سوار کشتی من میشین
و راستش فکر میکنم فیرداییها دستکم گرفتنت و بهای پایینی برات درنظر گرفتن
حق با توئه
چون میتونی از پادشاه راوکا دوبرابرش رو بگیری
پادشاه رو میشناسی؟
من خورشیدخوانم
به لطف کاری که جنابعالی و همدستت انجام دادین
طبق چیزهایی که میگن، ارتش اول الان به دنبال گریشاهاست
من و «تاریکین» همدست نبودیم
ممکنه عقیده دیگهای داشته باشی
اما وقتی شکاف رو نابود و راوکا رو بار دیگه متحد کردم
تمام جهان متوجه میشن که ما باهم همپیمان نیستیم
بهمون کمک کن پاداشت رو دریافت میکنی
برای از هم گسستن شکاف؟
دقیقا چطوری میخوای این کار رو بکنی؟
با شکار «تازیانه دریا»ـی موروزوا
آلینا
اگه گوزنه واقعا وجود داشت
پس حتما «تازیانه دریا» و «پرنده آتشین» هم وجود خارجی دارن
با یه تقویتکننده نتونستی از پسش بربیای
...ولی با دوتا
بدون تسلط سرهنگ کیریگان با اتکا به نیروی خودم
کمکمون میکنی؟
ماجراجویی، خطر و پول؟
حالا دارین کم کم زبونم رو یاد میگیرین
تفاوت دزد دریایی با سارق دریایی چیه؟
یوری! بهت که گفتم سیب بخوری کار میکنه
خیلیخب، همگی گوش بدین
ساکت شین - خدایا -
مهمان داریم
خورشیدخوان و... تو کی بودی؟
...ملیـ - مهمون خورشیدخوان -
انتظار دارم با تمام احترام و شایستگیای
که در توان شما دزدها و دروغگوها هست باهاشون برخورد کنید
بیاین عزیزانم
اون دوتا تخت عقبی مال شما
خصوصیترین سوئیتی که تو کل کشتی داریم
صبح میبینیمتون خانم استارکوف
نگهبانان شب، روی عرشه میبینمتون
چشم ناخدا
بالایی مال تو
مراقب باش
اونطور که خواستیم نشد و به «نووی زم» نرسیدیم
نه خب
حتی تصوراتی که راجع به امشب هم داشتم هم درست از آب درنیومد
این کار رو که انجام بدیم، بقیه عمرمون رو برای جبران زمانهای از دست رفته وقت داریم
من اول نگهبانی میدم
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
« مترجم: عاطفه بدوی » Atefeh Badavi
چرا برمون گردوندی تو گذشته؟
چون حاوی تمام اطلاعاته
زخمیه که التیام نمیابه
گذشته تو سبب تمام نابودیهاست
و مال تو باعث شده خیال کنی اون دوست یتیمت جزء اعضای خانوادهته
برای خودت آیندهای متصور شدی
چون آیندهای دارم - نه -
تو هر روز قدرتمندتر میشی
و اون پیرتر
به عشقمون حسادت میورزی
«عشق»
میدونم وقتی با اون پسره ردیابهای
چه احساسی داری
بعید میدونم
منظورم حس اشتیاق قلبیت که بعدا از بین میره نیست
حس تنهایی رو میگم
درک تدریجی وضعیت منحصر بهفردت
رنج و عذابش
نمیفهمم چی میگی
حسیه که هرگز رنگ نمیبازه
مهم نیست با چه سرعتی ازش فرار کنی روز به روز بیشتر حسش میکنی
و درنهایت میپذیری که فقط من و توئیم که پابرجا میمونیم
هیچکس شبیهمون نیست
و هرگز هم نخواهد اومد
ما شبیه هم نیستیم
دیگه هرگز لباسهات رو به تن نمیکنم
فکر میکنم کم کم داری حس تسخیر شدگی رو درک میکنی
اما هنوز مونده تا بفهمی بارها صحنهسازی مرگ خودت چه حسی داره
خودت رو از نو ساختن و از نو زاده شدن
اینکه بارها و بارها عزیزنت رو به خاطر بیماری، نومیدی، تنفر
و گذر زمان از دست بدی
اینطوری تمام کارهات رو توجیه میکنی؟
همه رو میندازی گردن تنهاییت؟ زخمی که التیام نمیابه؟
مونده تا ببینی آینده چی تو آستینش برات داره
آلینای عزیزم
داری توی لحظه زندگی میکنی
من هزاران هزار بار این لحظات رو زندگی کردم
تو همین الانش هم مُردی
بیا تو
جنیا
خوشحالم میبینم گریشاها در این راهروها قدم میذارن
مطمئنم اگه مالکهای قبلیش اینجا بودن همهمون رو سر میبریدن
زندهموندنت واقعا یه معجزهست
ما نجاتیافتگانیم
درسته
اگر معجزه رخ داده بود رحم و مروت بیشتری بهم میبخشید
زندهموندنم از سر مقاومت و ممارست بود
و با همین روحیه باید به پیش بریم
قشون رو افزایش بدیم
و از نو شروع کنیم
خبری از دیوید نشد؟
ناامید نباش
طلایهداران هر روز گریشاهای جدیدی رو به اینجا میارن
اگر زنده باشه، برات پیداش میکنم
ولی الان، همونطور که میبینی
نیازمند یاری خاص توئم
...متاسفم. فقط همینقدر
هیولاهای سایهت. اینجان
نیچهویاهام
همیشه همراهمن
...در تاریکی
شاید بهتر باشه وضعیتم رو ارزیابی کنی
...متاسفانه توانایی این کار رو
تلاشت رو بکن
لطفا
...باشه. احتمالا بتونم
متشکرم
باید اطمینان حاصل کنم که اتاقت در همین سمت ساختمون باشه
دوست دارم نزدیک خودم باشی
کز
کجا میریم؟
با تاجری به اسم جیکوب هرتزون آشنا شدم همینجا زندگی میکنه
میگه هر کسی میتونه ثروتمند بشه
تنها چیزی که نیاز داره، یهکم شانس و دوستان خوب و درسته
فکر میکردم قراره به عنوان پادو برامون کار پیدا کنی
پادو؟
ببین کجاییم
معلومه که حرفهایی که زده درسته و واقعا یه چیزهایی حالیشه
چشم بهم بزنی خودمون میتونیم تو همچین خونهای زندگی کنیم
آقای هرتزون، ایشون برادرم کزه
.یه آقای ریتولد دیگه خوشوقتم کز
برادرت مسیر خوبی رو پیش گرفته
چه حسی داری پسر جون؟
که خیلی خوششانسم
بشکههای مشروب مالتم کجان؟
برو بندرگاه ببین چی شدن
برو دیگه، باید تا حالا میرسیدن
چشم رئیس
یالا گشاد، تندتر از اینها میتونی بدوئی
اینجا کلاب دریگزه
سوالی بود؟
دنبال پر هاسکال میگردم
پس دنبال شر و دردسری، نه؟
پاتوق خودت و گنگت اینجاست
کسایی که از همه جا طرد شدن و تمام گروههای دیگه بارل جوابشون کردن
اینجا میپلکیم
آوازهت به گوشم رسیده
کز برکر
دنبال یه شریک کاری میگردم
یکی که هم زور بازو داشته باشه هم درایت
حتما پیدا میکنی
هنوز دلایلم رو کاملا برات شرح ندادم ایده خوبی دارم
اگه خواستی میتونی بشماریش
هرکس دیگهای بود قبول میکردم ولی با تو یکی شریک نمیشم
یعنی اینقدر از پکا رولینز میترسی؟
اینقدری سرم میشه که نباید بزنم کلاب رقیبم رو نابود کنم
میبینی، یه مقدار ترس باید تو وجود آدم باشه
اگه نداری، از روی بیعقلیته
ترکیب خشم و غرور به تنهایی کوکتل تندی رو میسازه
دیگه هیچوقت اینجا نبینمت
کم کم داشتم فکر میکردم درمورد جا یا زمان ملاقاتمون رو اشتباه کردم
کز بهم گفته بود بیام اینجا
میدونی دیگه، امروز وضعیت بدتر شده
از چه نظر؟ مجبور شدیم کف زمین وایلن بخوابیم
خدایی به یه تخت درست و درمون احتیاج دارم
میگن یه پاسبون رو هم کشته
چی؟ خدایا چهقدر سوال تو ذهنم ایجاد شد
چطوری؟ چرا؟ کی؟ کجا؟ کِی؟ ...فکر کنم
فکر کنم همه رو پرسیدم
دیشب، بعد از اینکه از واگن فرار کردی
اسمش سم بوده
با سلاح خودش بهش شلیک کردن
استدواچ داره تمام خبرچینها رو سین جیم میکنه
من هرگز کسی رو با سلاح خودش نمیکشم
تازه، اینطوری که اصلا نمیشه درست واسه کسی پاپوش ساخت
امروز ندیدیش؟
گمونم داره از زیر جواب دادن طفره میره
آره، از دست هردومون
...منفجر کردن کلاب کلاغ
No comments yet. Be the first to leave one.