The first 200 lines.
نه
نه
خب، بهت بگم که، تو راهم
خدایا بهم صبر بده
این در گیر کرده
سیستمش جدیده
چی؟
باید کارت عضویتت رو بکشی
تازگیها کلی دزدی شده
واسه همین، این برای امنیت خودِ اعضاست
آره، یه حدسِ رو هوا، غرق شده
اما نمیتونم با اطمینان بگم
تا وقتی که ریههاش رو ندیدم
این لای مایوش گیر کرده بود
درسته، خب، لباس شنا تنشه
ممکنه اتفاقی بوده باشه؟
اون ممکنه، اما این نه
کبودیهای دور صورت، قفسه سینه و گردن همخونی دارن
با نگه داشته شدن با زور یا هل دادن، و ناخنهای شکسته
ناخن اشارهی دست راستش نزدیک بود کنده بشه
مقاومت کرده
آره، جای قشنگیه
و حدس میزنم جریان آب اونو آورده پایین رودخونه
با جزر و مد اینجا گیر افتاده
و خیلی وقت نیست که مرده
جمود نعشی هنوز شروع نشده
نه خبری از باد کردن و تجزیهست، نه اثری از حیوونا
چیزی نیومده بهش نوک بزنه
بسیار خب، مامورها از اینجا تا بیابونهای وانی
میخوام بدونم از کجا افتاده تو آب
همین الانم دارن دنبالش میگردن
نتونستیم پیدات کنیم
فکر نمیکردم بخوای ما همینجوری اینجا معطل بمونیم
من مال خودم رو رد میکنم بره
همین که شروع کنن به سرخود فکر کردن، دیگه اوضاع بیخ پیدا میکنه
کنیه، یه ماشین پیدا کرده
بسیار خب، پس من راه رو نشون میدم، باشه؟
گروهبان اَشورث، جیبِ پشت، لطفاً
اون چیه؟
برای کنیه، خودش میدونه چرا
دوستِ کوچولویِ کنی کیه؟
کارآگاه ویلان
کی؟
میدونستی که از امروز شروع میکنه، برامون یادداشت اومده بود
خب، با کنی چیکار میکنه؟
خب، نتونستم پیدات کنم
مجبور بودم یه جا بذارمش دیگه
رئیس
رئیس
قبلاً بارون باریده
اما زیر ماشین کاملاً خشکه
پس چند ساعتی هست که اینجاست
بگو که فقط همین نیست
بله رئیس، از این طرف لطفاً
یه حوله اینجاست
کنارهی رودخونه گِلیه، نخواستیم زیاد نزدیک بشیم
یه وقت اگه ردِ پایی بود، خراب نشه
اما کارآگاه ویلان از صخرهها رفت پایین یه نگاهی بندازه
ورزشکارها
از شاخه آویزونه، انگار عمدی اونجا گذاشتنش
پلاک؟
آره، ماشین به اسمِ جنی لیستر ثبت شده
خیابان ییل، شماره ۲، فیربک
بسیار خب، نوار بکشید دورش، به پزشکی قانونی هم زنگ بزنید
چشم رئیس
تا وقتی برسن، تو نگهبانی بده
از طرفِ بیلی
اوه، درسته، ممنون
نه کسی سگ میگردوند، نه پرندهشناسی اونجا بود، نه هیچ ماهیگیرِ لعنتیای
چی؟
همش داری دعا میکنی
که یه بچه در رو باز نکنه، مگه نه؟
جنی لیستر اینجا زندگی میکنه؟
متأسفانه سرِ کاره
کمکی از دستم برمیآد؟ من دخترشم
ما از پلیس نورثآمبریا هستیم
بهتره بیایم تو، عزیزم
پس کیفِ مامان رو پیدا کردین؟
کیف؟
گزارش داده بود که دزدیدنش، شما هم که گفتین پلیسین
من بازرس کارآگاه ورا استنهوپ هستم
ایشون هم گروهبان جو اَشورث هستن، و شما؟
هانا
هانا، این مالِ مامانته؟
این تو کیف نبود، امروز صبح تنش بود
میخوام بشینی، عزیزم
متأسفانه یه جسد کنار رودخونه پیدا کردیم
خیلی متأسفم
اون غرق نمیشد، غیرممکنه
فکر میکنیم به قتل رسیده
ببین هانا، این سخته، میدونم که سخته
اما وظیفهی منه که بفهمم کی این کار رو با مامانت کرده
باید چند تا سوال ازت بپرسم
کسی هست که بخوای بهش زنگ بزنم؟
یا کسی که بخوای پیشت باشه؟
پدرت؟
سایمون، سایمون رو میخوام
نمیدونم چی بگم
سایمون، دوستپسرته؟
سایمون، ایشون بازرس کارآگاه ورا استنهوپ هستن
پلیس نورثآمبریا
ببخشید
من قند نمیخورم
فقط همین یه بار رو بخور، عزیزم
چقدر طول میکشه سایمون برسه اینجا؟
زیاد نه، اگه مادرش بذاره بیاد
اونا همون تهِ دهکدهان
موقع اومدن حتماً از جلوش رد شدین
یه خونهی بزرگ کنار رودخونه، فقط خودش و مادرش
مثل من و مامانم
مامانت همسر یا شریکی نداشت؟
خیلی وقت بود که نداشت
شغلش چی بود؟
مددکار اجتماعی بود، بخشِ سرپرستی و فرزندخواندگی
نمیفهمم چطور کسی دلش اومده بهش صدمه بزنه
اون قوی بود، همیشه شنا میکرد
برای اینکه هیکلش رو رو فرم نگه داره؟
اهل اینجور افادهها نبود، فقط عاشق شنا بود
اصلاً مهم نیست چند تا سوال ازم بپرسی
این اصلاً با عقل جور در نمیآد
زنِ خوبی بود، به بقیه کمک میکرد
هیچکس نمیتونست همچین چیزی بخواد
هانا، باشه، من پیشتم
چیزی نیست، آروم باش
سایمون، پیشش میمونی؟
آره، مشکلی نیست
من پیشتم
پس تایید شد که غرق شده؟
تو ریههاش آب بوده، با آثاری از سموم دفع آفات
پسآبِ مزارعِ اون بخش از رودخونهست
جایی که ماشین پیدا شد
پس، یا دوست داشته دور خودش بچرخه و شنا کنه
یا تازه رفته بوده تو آب
شاید کسی تعقیبش کرده
چیز دیگهای هم هست؟
برای صبحانه غلات خورده، همونی که من میخورم
ظاهراً مدلِ کرنبریش هم هست
ای خدا، این یارو چقدر رو نِروه
چیکار میکنیم؟
خونهی بزرگ کنار رودخونه
و مادری که دوست نداره پسرش
بره دیدنِ اون دخترِ کوچولوی پایینِ جاده
حالا به نظرت علتش چیه؟
متأسفم، من دمِ در چیزی نمیخرم
مخصوصاً دین و مذهب
اوه، این لباسهای گروهبانمه
آدم رو به اشتباه میندازه
نه عزیزم، ما مُبلغِ مذهبی نیستیم، پلیسیم
بازرس ورا استنهوپ، گروهبان جو اَشورث
ورونیکا الیوت
همین الان پسرتون رو تو خونهی لیستر دیدیم
آدمِ بی شیله پیلهایه، نه؟
صاف میره سرِ اصلِ مطلب، بدونِ حاشیه
بازم، هانا الان به این اخلاقش نیاز داره، مگه نه؟
حالا که مامانش به قتل رسیده
جنی؟
جنی لیستر مرده؟
سایمون بهتون نگفت؟
خیلی عجله داشت، حالا میفهمم چرا
یا خدا
ببخشید
با هم دوست بودین؟
تو گروههای متفاوتی بودیم، همدیگه رو فقط
به واسطهی بچهها میشناختیم
آره، به نظر خیلی صمیمی میآن
بله، متأسفانه به نظرِ من کلِ این رابطه ناسالمه
بیش از حد تو نخِ همدیگهان
و نظرِ جنی چی بود؟
یه مددکارِ اجتماعیِ واقعی بود
عدمِ مداخله براش یه جور سبکِ زندگی بود
قطعاً کارِ زیادی برای منصرف کردنشون نکرد
سایمون دانشگاهه، جایِ دور
تعطیلات که میشه
اجازه میده اون پایین مدام با هم باشن
من یکم قدیمیفکرم. جنیِ بیچاره
هرچند نباید تعجب کرد
که کار به خشونت کشیده، با اون تیپ آدمایی که باهاشون سر و کار داشت
ما فکر میکردیم اون با بچهها کار میکنه
اما حتماً میدونید که
اون مددکارِ ارشد تو پروندهی الیاس جونز بود
خفه شو
خفه شو، اون صدا رو قطع کن
بسه دیگه، ولش کن
سالگردِ مرگِ پسرشه
خب نباید اون پسرِ لعنتی رو میکشت، نه؟
بیا بریم
صبح بخیر
آه کنی، تحت تاثیر قرار گرفتم. تولدت مبارک جو
این تمامِ هنرت بود؟
پنج پوند از بیلی گرفتی
بعد کار یه نوشیدنی مهمونت میکنیم تا این ماگ رو افتتاح کنیم
دمتون گرم
بسیار خب، جنی لیستر، ۴۱ ساله
مددکار اجتماعی، عاشقِ شنایِ آزاد
حالا طبقِ گفتهی بیلی
با ضربهای به سرش، احتمالاً با سنگ، بیهوش شده
و بعد زیر آب نگهش داشتن تا غرق شده
الیاس جونز، ۶ ساله
دو سال پیش همین هفته، توسط مادرش تو وانِ حمام غرق شده
جنی لیستر مددکارِ ارشدِ این پرونده بوده
No comments yet. Be the first to leave one.