The first 200 lines.
!سلام
لوک؟
لورا؟
داری چیکار میکنی؟
لوک؟
!لوک! خدای من
!لوک
لوک، لوک
!لوک
!لوک
.آه، بیا دیگه، دو دقیقه از وقتتو بگیر
.اون حقش این نیست، میدونی، هیچکس حقش نیست
.تو هیچوقت ندیدیش
.نه، حق با توئه
.فقط نمیدونستم دیگه از کی کمک بخوام
.آره، بیا اینجا، بیا اینجا
.بده من اینجا
.خب بیا دیگه
.ممنون عزیزم
خب پس دعا کنم یا چی؟
پس نمیای؟
چی؟
...نه، من فقط
!بیا دیگه
!حالتون خوبه
...من فقط
.بفرمایید
.آره. بخور
!به سلامتی
.آره. خوشحالم که تموم شد
چرا اینجا؟
.بابا همیشه صبحونه کامل دوست داشت
الو؟
.کارآگاه ارشد ورا استنهاپ
ورا؟
زمان مرگ؟
.نیمهشب، کم و بیش
!خدایا، دوباره
.اوه، ممنون عزیزم
.خواهش میکنم
.وقتی اون عوضی رو پیدا کنم که این سرماخوردگی رو بهم داد
.اوه، ببخشید
.خب، یه معما حل شد
.به زن و بچههات از طرف من سلام برسون، بیلی
جک کوچولو الان چند سالشه؟
.اسمش ریموند هست
.پس خودکشی رو رد کردیم
.معلومه، یه خراش نازک دور گردن
خفه شده؟ با سیم یا چی؟
.پوست پاره نشده، پس بعیده
.یه جور طناب نازک، فکر کنم
پس غرق نشده؟
.نه، مرگ درست لحظاتی قبل از ورود جسد به آب بوده
.و من حدس میزنم تو خونه بوده
.بعد آوردنش اینجا، انداختنش تو وان
.نه انداخته، بلکه گذاشته، با دقت
.و اون گلها رو از مغازه خریدن
.اوه، نه، نه، گلهای وحشی
.حتماً. گلهای صحرایی
.یه متخصص نیاز داریم
.باشه
.خوشقیافه
.لوک آرمسترانگ، آوریل گذشته ۱۵ ساله شد
.تقریباً جوونتر به نظر میاد
...مگه نه؟ بعد از، هوم
.باشه
پسر تنها تو خونه بود؟
.نه، لورا، خواهر کوچیکش
.اون اونجا بود. خب
ورود؟ قاتل ما؟
.پنجره آشپزخونه باز بوده ظاهراً
این عادی بود؟ پنجره رو باز میذاشتن؟
.خب، دخترش آسم داره
.پس قاتل از پنجره میاد تو
اثر انگشت؟
.اثر کفش جزئی
باید یه جور چکمه پیادهروی باشه، آره؟
.آره، همینطور به نظر میاد
و اون دختر چی؟
باید چیزی شنیده باشه؟
.ظاهراً بیهوش بوده
خواب بوده؟ و ما اینو باور کنیم؟
.اونا نوجوونن، هرچیزی رو باور میکنن
.برای رسانهای شدن خوبه
.باهاش حرف میزنم
و مامان؟
مامان کجاست؟
باید به مدرسه زنگ بزنم، مگه نه؟
این کاریه که میکنی؟
.خب، به همهاش رسیدگی شده
.خب
...نه، میدونم که این اواخر دلمرده بود، ولی من
.جولی، پسرت خودکشی نکرده
.مرد در رادیو: باشه آمادهایم جسد رو منتقل کنیم
.خب، بیاین
.بیاین یه کمی بریم کنار
.بیا عزیزم
.رسیدم خونه
.باید ۱۱:۳۰ بوده باشه
اتوبوس یا تاکسی؟
.آره، با اتوبوس بود، گری
.اون تو «سیج» پشت میز صدا کار میکنه
یارت؟
.آره. باید برمیگشت و بعد از نمایش کمک میکرد
.واسه همین ما رو کنار اسکله، سر ایستگاه تاکسی پیاده کرد
.راستش، یکم پولم کم بود
.نمیخواستم دستمو جلوی کسی دراز کنم
.واسه همین صبر کردم تا حواسش پرت شه
.پس به جاش با اتوبوس اومدی. آره
چیزی به چشمت خورد؟ ماشینها، چهرهها؟
.پایین خیابون یه چیزی شبیه جیپ بود
.جیپ؟ آره
منظورت لندرور بود؟
.آره، خودشه
رنگش؟
.سبز؟ شاید قهوهای؟ نمیدونم
.اگه یه کم کمتر میخوردم، سرم صاف بود، شاید
.گفتی لوک این اواخر یکم ناراحت بود
...اوه، خب اون خیلی
اون بود،
.خیلی حساس
.میدونم همیشه اینو میگیم، مگه نه؟ ولی اون بود
چرا دقیقاً الان؟
.خب دوستش تامی تابستون غرق شد
.و لوک بیچاره خودش دید که چه اتفاقی افتاد
تامی شارپ؟
.آره، آره
همش بهش میگفتم، "پسر، تقصیر تو نیست."
...فکر میکنی اگه فقط منتظر اون تاکسی میموندم
.این فکر رو نکن
پوند از کنار اسکله، حتی... ۲۰
.من لیاقت بچه ندارم
.ندارم
.اوه، پسر زیبای من
.اوه، متاسفم
.اوه خدای من
حالا چی میشه؟
.سعی کن یکم استراحت کنی
.اگه چیزی یادت اومد، شمارم رو داری
اون اینجا چیکار میکنه؟
گری؟
.خیلی متاسفم
!سلام! مامان
اوه، سلام. ای وای! روز خوبی داشتی؟
خوب بود. آره، خوب پیش رفت؟
.هوم، نمیدونم. نه؟ هنوز تصمیمی نگرفتن
.شما باید مادر جیمز باشید
سلام، آره، فلیسیتی هستم. سلام، حالتون چطوره؟
.من لیلی مارش هستم. آهان
.معلم جدید جیمز
اوه، واقعاً؟ در مورد اون کلبه ساحلی؟
چی شده مگه؟
بهتون که گفت، نه؟
چی؟
.جیمز؟ باورم نمیشه
...متاسفم. فقط اینکه تو کلاس داشتیم صحبت میکردیم
...راجع به اینکه کجا زندگی میکنیم و من اتفاقی گفتم
.میتونم بگم در حال جابجایی هستم، میدونید
.و جیمز پرید وسط حرفم و گفت که شما دنبال مستاجر هستید
.اوه، تو شیطون بلا
.خب، میدونید، نمیدونم
!هی
پس دنبال مستاجر نیستید؟
.خب در موردش صحبت کرده بودیم، فکر کنم. میدونید
.واقعا متاسفم
...باید مستقیم زنگ میزدم. اگه بدوم
.شاید هنوز به اون اتوبوس برسم
...نه، نه، گوش کن، هی، میدونید
فکر کنم بتونیم شما رو تو برنامه شلوغمون جا بدیم، مگه نه؟
واقعاً؟ هی جیمی؟
!یالا! باز کن
!جیمی، کلید زیر پادریه
!پس بیا تو. اوه، ببخشید
.اوه، خیلی قشنگه
اوه، آره، آرومه، میدونید؟
حریم خصوصی زیادی داره، اگه این چیزیه که دنبالشید؟
.خب اینجا نشیمن داره
.دوش، یخچال
!همه امکاناتش به روزه
.ممنونم
.شما خیلی مهربونید که اینجوری منو راه میدید
.خواهش میکنم
.گلهای قشنگی هستند
من همیشه عاشق گل رز بودم، شما چی؟
.اوهوم
.باشه
!پاشو ببینم
هالی، اینا بازاری بودن یا چی؟
.به گفته پزشکی قانونی، با دست چیده شدن
.ولی من حدود یک ساعت پیش با یه گیاه شناس تو دانشگاه صحبت کردم
.اون تا آخر روز سرش شلوغه
.ولی من تلفنی براش توصیفشون کردم
...و اون گفت که اینا
.گلهای وحشی بودن که تو هر گودالی تو نورثامبرلند پیدا میشه
.اساساً آره
ساله. ۱۵
اون هدف قرار گرفته بود. چرا؟ هیچی؟
.با مدیر مدرسهاش صحبت کردم. لوک مشکل یادگیری داشت
.گزارشهای رفتاری داره که مال یک یا دو سال پیشه
.خب. اون حوصله نداشت
No comments yet. Be the first to leave one.