The first 184 lines.
!کــــــــاوایـــــــی
...یه هیوری چانِ کوچولو
!مینی هی
!مینی: کوچک + هیوری= مینی هی
مینی هی؟
بچه بودی موهاتُ خرگوشی میبستی نه؟
تو چی؟
این کیه؟
.منم، منم
کُپ فرشته ها، شور ناز بودنُ درآورده بودم، مگه نه؟
اون حجم از ناز بودن الآن کجا رخت بَر بَسته دقیقا؟
.اوه، یه کوی چان کوچولوعم اینجاست .کاوایــــــی
این کیه؟
.اسمش ناتسوکیه .اون داداش کوچیکمه
،حسابی بچهی شَّری بود! از اینور اونور شنیدم که .بهش میگفتن پدر سوختهی شمارهی 2
.خیلی بیشور بود، کُلی داستان داشتم باهاش
.خیلی بیشور بود، کُلی داستان داشتم باهاش
.ولی، بازم دوستداشتنی بود
،وقتی کوهارو کوچیک بود
مادر و برادر کوچیکشُ تو یه .تصادف از دست داد
،وقتی از پدرم قطع امید شده بود ،بهم گفته بودن که چقدر زمان واسش مونده
ولی...واسه کوهارو همهچی یهویی اتفاق اقتاد...مگه نه؟
جشن آغاز تحصیل
ولی...واسه کوهارو همهچی یهویی اتفاق اقتاد...مگه نه؟
جشن آغاز تحصیل
یعنی وقتی که اینطور ناگهانی خانوادشُ از دست داده بود، چه حسی داشت؟
جشن آغاز تحصیل
.اگه بحث، بحثِ کوهاروعه، مطمئنم عین ابر بهار واسشون اشک ریخته
.اگه بحث، بحثِ کوهاروعه، مطمئنم عین ابر بهار واسشون اشک ریخته
...ولی من
میگم، بقیشون کجان؟
.ببخش ببخش
،کُلی عکس دیگه هم داریم .ولی اصلا همّت جمعجور کردنشونُ نداشتم
برعکس من بابام سر این مسائل .خیلی خوبه
.که اینطور
راستی، هیوری چان، این چیچیه؟
!دارید رو قایق ماهیگیری میکنید
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
X_30na & Yasin :مترجمین
حلقه آهسته
قسمت سوم ازت ممنونم
اها، اون مال موقعهایه که .رفته بودیم کمپ ماهیگیری
.همیشه با کویچاناینا از این حرکتا میزدیم
.کمپ ماهیگیری؟ چه ترکیب حقی
!من برگشتم
یکم کیک خریدم. میخورید؟
!...اوهــهه، بسمالـ
.باشه، پس میرم واستون چایی بریزم
!دستتون مرسی
راستی، هنوزم بعضی وقتا با مامانم .رسمی حرف میزنیا
یه جورایی تعجب کردم. درسته که گفته بودی ،یکم سختته ولی فکر میکردم
.زودی باهاش جور بشی
اوممم...یه جورایی حس میکنم با .یه خانوم غریبه دارم تو یه خونه زندگی میکنم
!جانم؟
هـــــا؟ آخه مگه توهم این احساسُ نداری که داری با یه آقای غریبه تو یه خونه زندگی میکنی؟
...خـ-خب، آره یه جورایی
هاهاها
هاهاها
فکر نمیکنم بشه با این سرعت با کسی خودمونی شد، مگه نه؟
فکر نمیکنم بشه با این سرعت با کسی خودمونی شد، مگه نه؟
،یه مدت بود ذهنمُ مشغول کرده بود ولی
کوهارو دقیقا هرچی که تو کَلَش میگذره رو ...به زبون میاره
.آیندهـشُ خدا به خیر کنه
!همینه
...پس یعنی که
،واسهی نزدیک تر شدنِ روابط خانوادگیتون تصمیم گرفتید که یه سفر به کمپ ماهیگیری ترتیب بدید؟
!اوهوم
ولی، حالا حتما نیاز بود خانوادهی منم بیاد؟ ...هرچی بیشتر بهش فکر میکنم میبینم با عقل جور درنمیاد
هــههه؟ چرا؟ مگه نگفته بودی که همراهمون میای ماهیگیری؟
!راست میگه، کوی .انقدر یُبس بازی درنیار
منُ تو حق گفتن همچین چیزی رو نداریم، مگه نه؟
...بیخیال، بیخیال
،همچنین، اگه هدف سفرتون این بودش عجیب نیست که پدر مادرتون اینجا نیستن؟
خب، تنها گذاشتن هایاتو با اون دوتا ،وروجک یکم سخت بود
...ما یه کار دیگه میکنیم
واسه همینم از پدر و مادرشون خواستم .که مراقبشون باشن
،اگه وقتمونُ سر چادر زدن هدر میرفت !تایم بیشتری رو واسهی ماهیگیری از دست میدادیم
...پس این دستِگُل توعه ها
!آی، آی، آی
.اشکال نداره کوی چان .به هرحال هنوز خودمونم یکم معضبیم پیششون
.خب، اگه تو باهاش مشکل نداری، اشکال نداره
،ولی
.جفتتون باید حداقل یه ماهی بگیرید
.اگه نتونید، امشب از شام خبری نیست
!چشم
!چشــــــــــم
...چَشم
!کوی! اونوری! تیز باش
...باشه، باشه
.چه سریعه
.کوی چان همیشه باباشُ اینور اونور میبره .تو قایقرانی رو دست نداره
یه جورایی انگاری حسابی بهم نزدیکن، مگه نه؟
.یوش، ماهم دیگه بریم
.اوهوم
.تو همونجا بمون
.باشه
ا_اوکیای؟
...اوکیم
.اووووو
.خبدیگه، راه بیوفتیم
.مـ-من میخوام پارو بزنم
.باشه
.یکم سنگینه همینطوری بود
.عه، کوهارو .داریم برمیگردم به ساحل
ژانـــــــــــــــم؟
اون دوتا دارن چیکار میکنن؟
!چـ-چه خَفَـــــــــــــــــــــــــنه
ببخشید، کوهارو سان؟ مرگت چیست؟
پرستیدن
ببخشید، کوهارو سان؟ مرگت چیست؟
!محشر بود !پرتابت خیلی خوشکل بود
بعدش، چرا یهویی محل پرتابتُ عوض کردی؟
هاه؟ .چون سایهی چندتا ماهی رو دیدم
هــهه...من وقتی ماهیگیری کردنتُ میبینم !حسابی کیف میکنم
.حالا وقتی خودت ماهیگیری کنی، بیشترم کیف میکنی
!چادر زدن تموم شــــــد
!ایول
.خبدیگه، بیاید یکم ناهار بخوریم
بابایی کجاست؟
نهچان، کجاست؟
.اونا رو قایق غذاشونُ میخورن
!عهــهه، نامردیــــه
!ماهم میخوایم رو قایق غذا بخوریم
!غُر زدن بسه
...چشـــم
! تاداااا ،چون میدونستم قراره رو قایق غذا بخوریم
یه سری غذا درست کردم که .بشه با دست خوردشون
!اوههـه
...بسمالـ
،غذا خوردن تو قایق وسط طبیعت ته خوشبخیته، مگه نه؟
،تازه تو پاییز همه جا رنگُ وارنگ میشه .خیلی منظرهی قشنگیه
جدا؟
! پس، بیا وقتی پاییز شد دوباره بیایم اینجا
.بـ-باشه. بیا بعدا اینُ به ماماناینا بگیم
!اوهوم
.یه جورایی تازگیا، ماهیگیری خیلی خوش میگذره
...احتمالا بخاطر اینه که
!هومــم، واسه خودم یه پا سرآشپزم
...مطمئنم...
.آلو توشه
اوه، نکنه ازش خوشت نمیاد؟
نه. آخه این اولین بارمه که .موقع ماهیگیری از اینا میخورم
ببین. آلویی که توشه به هضم غذا .کمک میکنه و از مسمومیت غذایی جلوگیری میکنه
فاقد سالمونا
.سالمونا: نوعی باکتری که باعث مسمومیت غذایی میشه
ببین. آلویی که توشه به هضم غذا .کمک میکنه و از مسمومیت غذایی جلوگیری میکنه
فاقد سالمونا
.واسه همینم دشمن سالمونا صداش میکنن
فاقد سالمون
سالمون: نوعی ماهی
.واسه همینم دشمن سالمونا صداش میکنن
فاقد سالمون
واسه همینم تو سفر ماهیگیری .آلو یه جور چیز نحس حساب میشه
فاقد سالمون
،همچنین میگن که .خدای ماهیگیری، ابیسو ساماهم از چیزای تُرش بدش میاد
،همچنین میگن که .خدای ماهیگیری، ابیسو ساماهم از چیزای تُرش بدش میاد
...این یه دلیل دیگهشه نحس میدوننش
!چـ-چه خاکی تو سرم کنم؟ .نکنه بخاطر این اونیگیریا نتونیم هیچی ماهی بگیریم
،اینا همش خرافاته بابا .ما که همین الانشم تا حالا دوتا گرفتیم
بـ-بقیش چی؟ بقیهی غذاها خوبن؟
.خوبن، خوبن
.که اینطور
...راستی، واسه دسر تارت موز درست کردم
!اوه
واسه موزم حرفُ حدیثی هست؟
دیگه هیچی نگرفتیم، مگه نه؟ .من که از اولشم هیچی نگرفته بودم
یعنی هنوز زمان تغذیهـشون تموم نشده؟
زمان تغذیه؟
.مواقعیه که ماهیا میرن دنبال غذا .تو این تایم ماهیه خیلی کمی صید میشه
!وقت غذاست، بروبچ
.مواقعیه که ماهیا میرن دنبال غذا .تو این تایم ماهیه خیلی کمی صید میشه
.مواقعیه که ماهیا میرن دنبال غذا .تو این تایم ماهیه خیلی کمی صید میشه
.پس یعنی که بخاطر اون آلوها نیستش
وایسا، بارون گرفت؟
.انگار که اینطوره
!واو، خیلی شدیده
.کوهارو! این لباسو بپوش
میتونیم برگردیم؟
،آب و هوا همیشه توی کوهستان تغیر میکنه .پس فکر کنم به زودی بند بیاد
!هیوری، ببین
.اینجا کلی ماهی هست
.درسته، فکر کنم ماهی کوی باشند
.اوه، ماهی کوی کوچولو
.فکر کنم اوناهم منتظرن بارون بند بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.