The first 32 lines.
.هر ایالت فولکلور خاص خودش رو داره .قصههای باورنکردنی و افسانهها
...اما بعضی از قصهها مرموز و ترسناکترن .قصههایی که بیشتر در خفا نقل شدن
« ایالت آیووا » « چیزی نمونده برسی »
« فورت داج، آیووا » 1999
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
...هیس
سؤالی در کار نباشه
مامان؟
چیزی نمونده برسیم
« پلِ بنوِل »
وقتِ رفتنـه
بپر - نه -
هانا... چیزی نمونده برسی
نه
« شرکت برق »
...هانا استالفیسـ
« 20 سال بعد »
ببخشید... میشه بلندتر صحبت کنی؟ .با هانا سالیوان کار دارم
اوه... شرمنده. نه، خودم هستم
!خدا رو شکر ،خب، میدونم که کار عملی نمیکنی
ولی الان تنها مهندسی هستی که در دسترسـه
شما؟
بلیک بنتنر هستم
.واسه شرکت برق کار میکنم .تو بخش تعمیرات کار میکنم و همکار رئیستم
!میدونی الان ساعت چنده؟ - دوازده و هیفده دقیقۀ بامداد -
.وسایل و دو تا ردبول بردار و بیا .یه مورد اضطراری پیش اومده
از جادۀ 140 به سمت پل بنول برید
تغییر مسیر
!آهای! بیا اینجا
!تقریباً دیروز بود که میخواستم کمکم کنی !چرا اینقدر لفتش دادی؟
مسیر رو گم کرده بودم - ردبولهایی که گفتم رو آوردی؟ -
باورت نمیشه چقدر تائورین باید به بدنم برسه !تا از خستگی هلاک نشم
No comments yet. Be the first to leave one.