The first 18 lines.
امروز هم یه روز زیبای دیگه در لس آنجلس خواهیم داشت
صبح بخیر......صبح بخیر ، دوست دارم دوست دارم
وقتی همه چی تموم شه چیکار میخوای بکنی؟
خب ما گاراژ داریم پس دیگه لازم نیست شما احمقا پیداتون شه
بدترین بخشش همینه ، میدونی؟
همسرا از شوهراشون دور شدن پدر مادر ها از بچه ها
رفتنش به اندازه کافی بد هست
اما اینکه می بینم هر روز از من متنفرتر میشی بدتره اون پسر منم بود
میدونی با خونواده "مهاجر نشین" ها چیکار می کنن؟
بیا... ، راه بیوفت - من هیچ کاری نکردم -
تو 38 ـمین نفری هستی که میفرستم اصلا نگران نباش
میخوام پسرم رو پیدا کنم اون اوایل از هم جدامون کردن
اوه - هفته پیش 12 سالش شد -
شما وارد بخش خروجی شدین از خودروتون خارج نشین
از جعبه های من هیچ اشعه و راداری رد نمیشه عمرا بدونن اینجاییم
همونجا بمون تکون نخور
دستات رو بگیر بالا سرجات بمون
چرا من اینجام؟ - تا این بحران رو به یه فرصت تبدیل کنی -
No comments yet. Be the first to leave one.