The first 200 lines.
.... من بالاخره از شر اون شبح 20
ساله خلاص شدم
اينا همش از اول نقشه بود درسته؟
ملاقات تصادفیمون تو کنسرت،
اون جوري که منو از شر اراذل و اوباش نجات دادي
اگه اتفاقات مدام ادامه پيدا کنه؛ اين سرنوشته؟
تو نمي دونستي که من دختر يه نماينده مجلس بودم؟
! تو به نفوذ پدرم نياز داشتي نه من
همش سو تفاهمه؛ اين جوري نيس
! بله ؛ همين طوره
... تو يه زن و
بچه رو مخفي کردي
ديگه همه چي بين مون تمومه
ميرم به پدرم همه چي رو ميگم
مين آه؛به حرفام گوش کن
من نمي دونستم؛ من تازگي فهميدم که بچه داشتم
! بهم دست نزن! تو يه کلاهبرداري
تو الان چي گفتي؟ - اشتباه ميکنم؟ -
همه چيز تو دروغ بود
حالمو بهم میزنی؛ تو يه کلاهبردار آشغالي
! چي؟ کلاهبردار آشغال؟ هي؛ هي
چرا اينو يه بار ديگه نميگي؟
... چرا تو - ! تمومش کن -
! مين آه؛ مين آه
سلام ما چان؛ منم؛ يه کار خوب واست پيدا کردم
چي فکر مي کني؟ خوشت مياد؟
بابا - بله؟ -
دوباره سر يکي ديگه رو کلاه گذاشتي؟
من توبه کردم
من سرپرست اينجام؛ پس با هم زندگي مي کنيم
نظرت چیه؟
راست ميگي؟ - البته -
بيا بريم
اينجايي
هنوز واسه تو آماده اش نکردم
چي کار داشتي مي کردي؟
پس خودت دیدی
هرکاری بخوای برات میکنم
اثر انگشتت رو بهم قرض بده
! بمير ، بمير
اگه پيشنهادم رو رد کني؛ منم چاره دیگه ای ندارم
... تو همسر منو کُشتي
و بعدم خودت رو کشتی باشه؟
گريزلي؛ اين کارو نکن
گريزلي خواهش ميکنم
بمير؛ بمير
! بمير
... بعد از اون حمله
گوم ته وونگ؛ عوضي
تو ساما چون رو هم کُشتي
.. درسته
ولي تو مثل يه راسوي کوچيک خودت رو کشيدي بيرون
چو سونگ دو رو آوردم
باشه؛ بيارش داخل
قربان؛ ملاقات با شما مايه افتخاره
بشين - بله؛ قربان -
ولي چرا مي خواستين منو ببينيد؟
... تو
میدونی پدر ومادرت کی اند؟
مادرم فوت کرده؛
و نمي دونم پدرم کيه
... چي ... اين
اين قطعا من و مامانم هستيم
اون پدر توئه
پدر بيولوژيکي تو
چي؟
... امکان نداره؛ بي خيال؛ شوخي تون
... يکم زيادي
اين حقيقت داره؟
گوم ته وونگ
... اون آشغال کثيف
مادرت رو مريض کرد و تو رو نابود
و داماد من شد
اون من و دخترم رو فريب داد
امکان نداره
حالا متوجه شدی؟
اگه متوجه شدی،برو و خوب زندگی کن
... من هيچ وقت نمي تونم همچنين پدري رو ببخشم؛ ولي
.. اون بچه
واسه گوم ته وونگ مثل يه بمب ساعتي ميشه
شما کي هستين؟
من يکي از دوستاي همشهريش هستم
اخبار رو شنيدم
حالا مي خواي چيکار کني؟
مي خوام صف جلو رو ببندم
صف جلو رو ببندي؟
یعنی مي خواي وانمود کني که چيزي نمي دوني؟
آره
وانمود ميکنم که چيزي نمي دونم؛
... برای اینکه کارم رو به نحو احست انجام بدم
... وقدرشناسیمو نشون بدم
تا زماني که اون آشغال رو با دستاي خودم بکُشم
! سا دو چان
دو چان؛ حالت خوبه؟
خطرناکه که اينجا باشي؛ چرا اينجايي؟
گوم ته وونگ هر کاري مي کنه تا تو رو بگيره
ميدونم
اون دفعه خيلي ناراحت شدم که فريب نقشه اش رو خوردم
سا دو چان
سا دو چان کيه؟
تو کي هستي؟ چرا فرار کردي؟
تو دنبالم اومدي؛ براي همين فرار کردم
منم الان خوردنم تموم شد
همه چيز برنامه ریزی شده؛
من حتما متهم به اقدام براي قتل ميشم
من اين اجازه رو نميدم؛ من هر جوري شده گوم ته وونگ رو مي گيرم
و بي گناهي تو رو هم ثابت مي کنم
هر اتفاقي هم بيافته؛ اين دفعه بايد از قانون استفاده کنيم
ها را
من قوانين اين بازي رو مشخص مي کنم
واسه من؛ عدالت يعني مجازات کردن گوم ته وونگ
من الان مي فهمم چي احساسي داري - ولي احيانا -
يادت مياد قبلا چي بهت گفتم؟
بهت گفتم که خيلي بهم نزديک نشو
اونجا يه استراحتگاه بود؟
فکر مي کني دو چان حداقل خوب غذا مي خوره؟
دو چان رو که مي شناسي
مطمئنم که حالش خوبه
کل کشور سعي دارن که دوچان رو بگيرن
اون که گير نيافتاده درسته؟
هي؛ اين چرت و پرتا رو نگو
امکان نداره که من گير بيافتم
! دو چان - دو چان -
چرا بهم زنگ نزدي؟
از بس نگرانت بودم داشتم ميمُردم
بشين؛ بشين
خيلي خوشحالم که حالت خوبه؛ خوبي نه؟
بقيه چشون شده؟
چرا قيافه ها آويزونه؟
ميدونم که اين حتما واست سخت بوده
همه نگرانت بوديم - چرا آخه؟ -
همتون شنيدين نه؟ گوم ته وونگ زنده اس
فکر مي کردم به خاطر اسم مستعارش يه کودنه
اون يه روباه مکاره؛ کاري کرد که گولت بزنه
نقشه ات چيه؟ - نقشه ام؟ -
باید یه لطف رو جبران کنم
قراره براش نقشه بکشيم؟
خيلي خب؛ هکر نابغه مون ؛ بهم نشون بده چي پيدا کردي
هي ؛ جون سو؛ حالت خوبه؟
خداي من ؛ خودت رو ببين؛ وحشتناک به نظر مياي
... هي ؛ من از دو چان تعريفت رو شنيده بودم
يعني خوب غذا نمي خوري؟
قربان؛ به خاطر ما گوم ته وونگ رو دستگير کنيد
دو چان بايد بميره
هي ؛ منظورت چيه؟
چرا اون بايد بميره؟
.... بعد از اين که شنيدم چه اتفاقي براش افتاده
بچه بيچاره
... هي ؛ جون سو؛ تو بايد
حتما هزارجور فکر و خیال کردی چون حالت خوب به نظر نمیرسه
گريزلي؛ براي دستگيري گوم ته وونگ؛
دو چان به يه مانع تبديل شده بود
هارا؛ تو و من حتي باهاش کار هم کرديم
يعني اين که دو چان بايد ناپديد بشه؛
و فقط من؛ بک جون سو ؛ بايد بمونه
وقتي اين اتفاق بيافته؛
لطفا تحقيقات رو هدايت کن
اس پوکي؟
هي ؛ جک ؛ خيلي وقته که نديدمت
پسر ؛ خيلي وقته که خبري ازت نشنيدم
... وقتي از سيستم خارج شدي تصور کردم
يا همچين چيزي رفتي FBI به
سرم گرم يه سري کارا بود
هنوز اون برنامه رو داري؟
رو باهاش هک کني FSB همون که تونستي سرور
اگه داری؛ مي توني بهم بديش؟
اون برنامه رو
گير آوردنش که سخته؛ خيليييي گرونه
ولي چون تويي ... چرا که نه؟
همين الان واست مي فرستم
ممنونم
اگه اين مطابق نقشه ات پيش بره؛ واقعا مي توني حسابش رو خالي کني؟
هي ؛ خودت که مي دوني همه اينا به کائنات بستگي داره
هي چي راجع به من فکر کردي؟ فقط بهم اعتماد کن
تو بهش اعتماد داري؟ - آره دارم -
شماها بهش اعتماد دارين؟ -
! بهش اعتماد داريم - ! يه چيزي بگو -
"در بزن؛ در بالاخره باز ميشه"
"من حتما ميکُشمت" -? @sunflowermag ?-
چي؟ يک ميليون دلار؟
اين چيه؟
آقاي کيم
پول هایِ ت حساب مخفي ناپدید شدن
ببخشيد؟ - ببین چه اتفاقي داره مي افته -
بله قربان
کار کرد؟ - اين چند تا صفر داره؟ -
1, 2, 3, 4, 5...
کارت خوب بود؛ عالي بود
خيلي باحاله - عالي بود -
يه هکر کره اي اين کار رو کرده
يه هکر کره اي؟
حتما یه ردی ازشون هست
ما الان داريم آدرس آي پيش رو دنبال مي کنيم
! برو پيداش کن؛ همين الان
بله قربان
منم
چکار دارین؟
به نظرم دلیلی نداره که باهم حرف بزنیم
دویست میلیون دلار
...شما از کجا
No comments yet. Be the first to leave one.