The Very Late Afternoon of a Faun (Faunovo velmi pozdní odpoledne)

The Very Late Afternoon of a Faun (Faunovo velmi pozdní odpoledne)

Faunovo velmi pozdní odpoledne

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Very Late Afternoon Of A Faun 1983 Farsi Persian
A Commentary by Cinemahistory
:جهت سفارش و ترجمه ی زیرنویس به آدرس زیر ایمیل بزنید [email protected] :کانال تلگرام معرفی فیلم t.me/lostincinemaa

Tags

other
Published on: 2022-10-14
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

: واقعا خیلی دیره؟ فائون : طبق افسانه های رومی رب النوع مزارع و گله ی .گوسفندان است

.نه...نه

.لعنتی

خب,همین الان هم پاییز شده

...و هوا هنوز بده

.این تصور من از زندگیه

همین الان تمومش کن .نیاز دارم تمرکز کنم

خب,امروز برنامه چیه؟

.من یه لیست دارم

...ولی من نمی تونم

.پاره ش کن

.خب اونطوری دیگه هیچ برنامه ای ندارم

.زمان می گذره و می گذره

حالا من چی بپوشم؟

این یکی خوبه؟

.خیلی خودنمایانه ست

.کیرم یخ می زنه

این نه,اون چی؟

.این خیلی نوئه .نمی خوام ثروتمند بنظر بیام

.ولی فقیر به نظر اومدن هم خوب نیست

.و اگر هم ثروتمندی,نشون دادنش خوب نیست

خب,بهتره که هیچ جوری به نظر نیای

: به سمت روشن زندگی ...نگاه کن

افسوس, این ظرف رو از همه بیشتر دوست داشتم

.بهتره که همه چیز رو فراموش کنی

.امیدوارم که چیزی رو فراموش نکرده باشم

...اوه خدای من .دوباره بارون نیاد

.من هیچوقت از چتر خوشم نمی اومده

.چتر زیباییه

.هیچ چیز قطعی نیست

.تنها چیز قطعی مرگه

.من هنوز هم شبیه پسر بچه هام

اون عفریته ای که اون پایینه باید دهنش رو بسته .نگه داره

.بازم اون

.اون دوباره منو دلقک صدا می کنه

.ولی خواهیم دید

خدا حفظت کنه,خانم خانه دار

.امروز عالی شدی

چی کار کردی؟

خوب.امروز دلقک نیستم

اون دوچرخه چطوره؟

دوچرخه؟

کدوم دوچرخه؟- !اون یکی-

من و دوچرخه؟

من رو دوچرخه سوار شم؟- هممم,تو نه-

.اونجوری بیشتر شبیه دلقک ها می شی .منظورم برای دوست هات و آشناهات بود

.این دیگه خیلی زیاده رویه

!اون عجوزه ی بی مزه

من به سرتاسر دنیا سفر کردم بعد اون با من .اینطوری رفتار می کنه

اون کل روز منو خراب می کنه

چند سالش می تونه باشه؟

...خب....بذار بگیم

لعنتی,اون باید هم سن و سال من باشه

.دقیقا هم سن من

.اون عجوزه ی نفرت انگیز

زن ها چقدر می تونن موذی باشن

همین یکی کم بود ...باورم نمی شه

.غیر ممکنه

.حداقل کسی ندید

...از بین این همه آدم

.باید برای من اتفاق می افتاد .اونم منی که انقدر محتاطم

خب,دوست من,باید مواظب قدم هات باشی

.که در امان بمونی

الان صدمه دیدن برات خیلی خطرناکه

تو دیگه یه پسر جوون نیستی .مرد جوون

.تو مثل قبل نیستی

.و خیلی بدتر هم می شه

باورم کن,من یه تجربیاتی دارم

: به هوش بیاریدش!

...به هوش بیاریدش- :واو! (با خنده)-

!ما دلمون برات تنگ شده بود اون ونکل احمق داره ازدواج می کنه

بگو ببینم ,اون احمق نیست؟- .و حتی نگران هم نیست-

ولی من نگرانم اگر مریضی بگیرم چی؟

اگر تنها بمونم چی؟می فهمی؟- چند سالته؟-

چی فکر می کنی؟ .الان باید بازنشست بشم

باورت نمی شه که یه زن 50 ساله چی کار می تونه .بکنه

اون از همه چیز لذت می بره,اینطور نیست؟- : ریسکش زیاده-

!سکوت

بله؟یه دقیقه لطفا

تو اینجایی؟- آره- نیستی-

...خواهش می کنم- خب؟-

بهتره که آدم هیچ جا نباشه,می فهمی؟

من اینجا نیستم- شروع کنیم-

.هیچکس اینجا نیست

خب,نمی دونم

ولی اون اینجاست,نیست؟- چرا-

تو که واقعا فکر نمی کنی این روزها می تونی ببینیش,اینطور فکر می کنی؟

!خیلی درخواست زیادیه

در هر صورت چرا انقدر سخت تلاش می کنی؟

این شغل تو نیست,هست؟- خب,من همچین آدمی هستم-

اون کجا می تونه باشه؟

همیشه دیر می کنه؟- نه-

ولی پسر عموش براش از موراویا یکم گیلاس آورده

.و از اونموقع دیر می کنه- متوجهم-

.پس دلیلش اسهاله

...و بین همه ی روز ها امروز,وقتی که- سلام-

اینجا منتظرم بودی؟ اتفاقی افتاده؟

من شنیدم تو تو دردسری- دردسر؟-

کی این روزا تو دردسر نیست واقعا؟- خب,خیلی خب-

هر وقت اوکی بودی با اون پرونده بیا پیش من

ولی عجله کن- باشه-

اون چی می خواست؟- پرونده ی مراکش رو می خواد-

...خدای من .من هنوز پیداش نکردم

چی بهش گفتی؟- .که تو دستشویی بودی-

اوه خدایا

من تو دستشویی چی کار می کردم؟- ...اسهال-

خدایا,اینا دیگه چجور آدمایی هستن؟ باید با چی زندگی کنم؟

من چی کار باید می کردم؟- ...تو اونقدری بزرگ نشدی که بتونی-

یه چیز درست حسابی از خودت دربیاری؟

شغل دشواری نیست؟

داشت زنگ می زد؟کی؟ .قرار بود امروز بعد از ظهر باشه

.همون موقعی که تو نبودی

لعنتی,لعنتی حتما برنامه ش تغییر کرده.

.من واقعا امروز دوست ندارم تنها باشم

خدای من,و حالا هم پرونده ی مراکش

دیوونه م می کنه

بله,بفرمایید؟

بله ...شما اینجایی یا

دوباره تو؟- ...سلام,-

وندولکا صحبت می کنه؟

.غیر ممکنه

تو واقعا شماره ی منو یادته؟

متاسفانه,اخیرا خیلی شلوغ بود

امروز چی؟

!عالیه,فوق العاده ست

...بهترین بعد از ظهر

این اواخر می شه,مگه نه؟

پس موافقم

خب,من خیلی خوشحالم که باهات صحبت کردم

.امیدوارم حوصله ت رو سر نبرده باشم

تو؟,خسته ش کنی؟

.اونم یه شومنی مثل تو

من همه کار رو خودم انجام می دم .دیگه حالم ازش بهم می خوره

!لعنتی

!این دیگه چیه

ماری؟

نه,نقره ای نیست

.باید زدنا باشه

.لعنتی,لامپ

.نباید بذاری دوباره بیفته

نه,مجله نه .خوندنش قرن ها طول می کشه

.درست مثل آخرین بار

: ...اون همونیه که هست

لعنتی.اگر اون شراب سفید بخواد چی؟

.خیلی بد می شه

.بعد از اون همه کیک دیگه زیاد میلی ندارم

به جهنم,این چیه؟

.چیزی نیپست که انتظارش رو داشتم

هی,تو اینجایی؟ .هیچ جا نتونستم پیدات کنم

کت قشنگیه.این چیه؟

خب,من فقط تو تخت تو رو می شناسم مگه نه؟

!وندولکا,بیا

منظورت تخت بیمارستانه,درسته؟

.تو خیلی مریض بودی

وندولکا,ملکه ها باید سر وقت باشن

.خیلی مسئله ی مهمی نیست

من ملکه می شم,خواهی دید

همه باید مراقب دهنشون باشن.مخصوصا تو

...خب- ما قراره همینجوری اینجا وایسیم؟-

یا چی؟

تو چی ترجیح می دی؟

پله های لدبور رو

...یا پله های یه قصر قدیمی

کی به پله اهمیت می ده؟ .مسئله ی اصلی بستنیه

اونجا بستنی هست؟

...صبر کن,چرا انقدر

سریع می ری,وندولکا؟

آروم تر برو

پله ها ایده ی تو بودن .و حالا خودت خسته شدی

بیا,برای سلامتیت خوبه- !صبر کن-

.یه نگاهی به اطراف بنداز

.چه جای زیباییه

زیبا نیست,وندولکا؟

.قبلا دیدمش

.خسته کننده ست

.باروک اصیل چک- کجا؟-

. سبک گوتیک کشور چک,همش کار دسته- می دونم-

.توسط استادان واقعی اهل چک ساخته شده- .تو خیلی تحصیل کرده ای-

!اوه!نگاه کن

: می دونم

...این ها مکان های قدیمی

.پراگ هستن

اینجا چی کار می کنی؟

انقدر زود کار می کنی؟ و بدون قهوه؟

چه وضعیت بهم ریخته ای- اون چیه رو سرت؟-

مو- .ولی فرق کرده-

الان اذیتم نکن .من دنبال پرونده ی مراکش می گردم

کدوم گوری می تونه باشه؟ اینجا نیست

اینجا هم نیست لعنتی,کجاست؟

مکزیک

موناکو...کجا می تونه باشه؟

وقتی نمی تونم چیزی رو پیدا کنم

خیلی بسادگی دست از دنبالش گشتن می کشم .چون وقت هدر دادنه

همه چی رو اینجا مرتب نگه دار . و بعد بدون اینکه زمانی ببره می تونی همه چیز رو پیدا کنی

اون پرونده زرده کجاست؟- اون اونجاست-

اون یکی.اونی که همیشه اینجا افتاده بود

فکر می کنی من دزدم؟ من فقط قرض می گیرم.بیا اینجاست

.اینجا مثل جهنم به هم ریخته ست

مراکش لعنتی کجاست؟

.من باید با برنامه ریزی دنبالش بگردم

The Very Late Afternoon of a Faun (Faunovo velmi pozdní odpoledne) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left