The first 159 lines.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه ا
ترجمه از
ترجمه از پ
ترجمه از پو
ترجمه از پور
ترجمه از پوري
ترجمه از پوريا
ترجمه از پوريا ا
ترجمه از پوريا اح
ترجمه از پوريا احم
ترجمه از پوريا احمد
ترجمه از پوريا احمدي
معلم ما جذامي نيست
: اين قسمت اولين کلمه ي ليسا
.... مگي ، بگو بابا
. . . .بگو مامان - . . . بگو خم شو-
! بارت- آقاي راجرز هميشه اينو ميگه-
نميگه- Daddy (مگي ، بگو (بابا-
عروسک .... عروسک-
گِردش کن.....گِردش کن-
شنيدين . . . گفت عرق
فکر نکنم
اوه مگي ، آخه کي مي خواي حرف بزني !؟
مجبورش نکنين ..... يادتون باشه
اگه ساکت باشي و احمق جلوه کني
بهتر از اينه که دهنت رو باز کني و شک و شبهه اي باقي نذاري
اين که گفت يعني چي !؟
بهتره يه چيزي بپَروني وگرنه ميگن پَرتي
!! به يکي بگو که ندونه ايول به خودم
.... " بر اساس مجله ي " مادران بيچاره
.... اگه مگي تا يک سالگي حرف نزنه
بايد به فکر يه تسريع دهنده اصلاحي باشيم
هي ، اولين حرف من کي بود؟- . . . آه ، خوب-
!!! اووه ، اينجارو
فکر نکنم چيزي يادم باشه
ولي داستان اولين کلمه (بعد از تولد) ليسا خيلي جالبه
زود باش بگو ، مامان- آره تعريف کن ، مامان-
داستان از بهار فراموش نشدني سال 1983 شروع شد
اون سال " دوشيزه پکمن " اولين زنگ رو براي احقاق حقوق زنان به صدا در آورد
و " جو پيسکوپو " ي جوان يادمون داد چطور بخنديم
قبل از تولد ليسا ، ما توي آپارتمان کوچيکي زندگي ميکرديم
قسمت شرقي پايين شهر اسپرينگفيلد
لبو داغه لبووو
لاش اَن دماغه لبووو
بدو . . . بدو
بچه ها بريم قارچ خور بازي کنيم ؟- آره ، بزن بريم-
دخترا ، شما هم قسمت آخر سريال "لاس زن" رو ديدين؟
مايک فرل " واقعآ حس لاو بهم داد "
دلم واسه " کلينگر " تنگ شده
!! هومر
آدم بزرگا منو هومر صدا ميزنن
صدا کن(Daddy) منو بابا
هومر- Daddy-
هومر- Daddy-
Da-- Da-- Da--
آها- Domer-
. . . . بچه ي
خودش خسته ميشه مياد تو
و روز بعد شاهزاده و دختر شاه با هم ازدواج کردن
و به خوبي و خوشي با هم زندگي کردن
بعدش چي شد ؟- . . . آاه-
و 30 پسر و 30 دختر بدنيا آوردن
اسماشون چي بود ؟
Dennis, Brianna...
Mavis, Brad--
.اين حقيقت داره .... گارد ساحلي جورج بوش پسر رو دستگير کرده
بخاطر کندن پارکت هاي قايق تفريحي
دماغت مال من
کيف پولت مال من
!!! نه
.بارت ، ديگه هيچوقت اينکار رو تکرار نکن فهميدي ؟
حدس بزن چي شده ، هومي ؟
قراره دو برابر الان ، کانون خونواده مون گرم بشه
مي خوايم از اون کارا صبحا هم انجام بديم ؟- !! نه-
اِاِاِاِ- يه بچه ديگه توراهه-
. . . مارج ، اين خيلي
با کليدات خداحافظي کن
بارت ، شنيدي ؟ حالا ديگه يه خواهر يا برادر کوچيک داري که باهاش بازي کني
کي اينکارو کرده؟- بچه-
!!! اي بچه بد
اوه اوه
فکر کنم که به يه جاي بزرگتر احتياج داريم
نه نداريم . . . فکر همه جاشو کردم
بچه توي تخت خواب بارت مي خوابه
بارت هم ميتونه تا سن بيست و يک سالگي پيش ما بخوابه
تو روحيه اش اثر منفي نميذاره ؟- پسر عمو فرانک اين کار رو کرد-
تو پسر عمويي به اسم فرانک نداشتي !؟
سال 76 اسمش رو به "فرانسين" (اسم دخترونه) تغيير داد
بعدش به اون دينه روي آورد و فکر کنم الان اسمش " مادر شبوبو " باشه
اون روز ، بارت رو گذاشتيم پيش خواهرام و رفتيم دنبال خريد خونه
هي بارت ، يه دلاري مي خواي ؟
مي دوني که چي مي خوام بشنوم ؟
اوه ، عاليه- از آهنگت خوشم اومد-
. . . آقا و خانم سيمپسون
. . . تنها خونه هايي که توي رنج قيمت شما دارم
در همسايگي محله ايه که به لونه موش معروفه
اين کِيس اکازيون اکازيونه
!!! واي خداي من
کفي تمام پارکت هست . . . لوستر هاي سقفي
اين بوي چيه !؟
وقتي که بوي روغن خوک به مشامتون بخوره
تعجب مي کني که چرا تا حالا ازش استفاده نکردي
مممم.....چربي خوک- بيا بازم بگرديم-
بوي چيزي احساس نمي کني !؟
. . . چرا خونه بخري وقتي مي توني
يه قايق تفريحي داشته باشي
منو مي بخشيد
يادتون نره آشپز خونه شم يه نيگا بندازين
کف پوشش شگ خالصه
وقتي گربه هارو ببريم بيرون مناسب ميشه
براساس وصيت نامه گربه ها صاحب اصلي خونه ان و شما مستأجرشون
هميشه مي خواستم توي خونه پر از گربه زندگي کنم
اونوقت مي تونستم يه ارتش بي رحم ازشون بسازم
بريد خوشگلاي من بکشيد . . . . بکشيد
کم کم داشتيم نا اميد مي شديم تا اينکه خونه ي مناسبمون رو پيدا کرديم
!! فکرشو بکن چه کارها که نميشه توش کرد
واي . . . چنده ؟ چنده ؟
اين قيمتيه که اونها گذاشتن
نه ، پولم نميرسه
بابا ، من يه مشکل دارم- براي چي اومدي پيش من ؟-
من چيزي نميدونم يه زمان بهترين فِيس رو داشتم
حالا همشو از دست دادم مثه يه ميوه ي گنديده
کارت تمومه !؟- نه هنوز-
من خوش قيافه ترين پسر آلباني نيويورک بودم
من نصيحت لازم ندارم 15.000دلار مي خوام واسه خريد خونه
تمام داراييم همين خونمه
که با دست هاي خود ساختمش
!! تو اين خونه رو نساختي توي مسابقه "شصت ساله ها" بردي
به همه کلک زدم و بارمو بستم
خيلي خوب پسرم
من اين زباله دوني رو مي فروشم و برات يه چک مي نويسم
. . . پدر ، اول به من زندگي بخشيدي
حالا هم يه خونه براي خونواده م
باعث افتخار منه که شما با ما زندگي کنيد
خيلي ممنون
چقدر طول کشيد تا بابابزرگ رو سوتش کنيد خانه سالمندان ؟
تقريبآ سه هفته
مگي ، اگه حرف بزني اين شيريني رو بهت ميدم
چيه ؟ چيه ؟
باشه راند هفتم ام تو بردي
پس کي ميرسيم به موقعي که من به حرف افتادم ؟
به چي افتادي؟- . . . به حرف-
فکر نکنم بخواي بدوني ..... آها وايستا
بذار برات از زمان گير کردنم توي صندوق امانات بانک بگم
يکي ديگه از دست گلهاي جوونيم بود- باباااا-
خوب کجا بوديم ؟
مامان حامله بود و بابا هم تازه پولامونو حروم کرده بود
آها ، اون روزي که نقل مکان کرديم يادمه
!!! .... هي هومر ، اين خونه ريده
بارت بهت گفته بودم منو اونجوري صدا نزن Daddy بهم بگو
هومر
خوش آمديد همسايه ها
اسمم فلندرزه ولي بچه ها "ند" صدام ميکنن
سلام فلندرز- تو ديگه کدوم خري هستي ؟-
No comments yet. Be the first to leave one.