The first 200 lines.
بِن، اون خیلی سنگینه ولش کن برا بابات
خیلی خب، فقط بذارش کنار میز
میخوام ببینمش
یا میتونی پرتش کنی همین وسط !اشلی
اشکال نداره عزیزدلم فقط باید بذاریم سرجاشون
چون اگه بابانوئل پاش بره روی یکی از اینا، ممکنه
اشتباهی کادوهاتون رو بندازه خونۀ همسایه
شوخی میکنم
شوخی کردم میخوای بچرخی؟ آره؟
!بابا
این فساد و تباهی از ترس، نفرت و مرگ تغذیه میکنه
مرگ همه جا هست
هیچکس ازش مصون نیست
درد و رنجی که به من دادی رو به عنوان هدیه تلقی میکنم
...وقتی که تسلیمش شی
همه چی آسون تر میشه
اون دیگه بهت چی گفته؟
منو نگاه کن، جیکوب
دیگه بهت چی گفته؟
خدا بهت رحم کنه دکتر
دیشب "دِ رِیک" اسم تو رو آورد
د ریک چیه، جیکوب؟
توصیف و توضیحش خیلی سخته دکتر
موجودی که مورفی توصیف میکنه الهام گرفته شده از
وندیگوِ سرخپوستها و اِرِک سلتیکِ باستان ـه
این مرض خودش رو به میزبان هایی که مایل اند میچسبونه یا حتی اونایی که تمایلی ندارند
و به شدت در درونشون رشد میکنه و از زندگی اون مرد یا زن، تغذیه میکنه
جیکوب معتقده که باید به وسیلۀ آسیب زدن به خودش یا آلوده کردن اطرافیانش
اون موجود رو آروم کنه
بنی، اینجا چکار میکنی؟
اوه، سلام بابا مامان کارت داره
از کی اینجایی و گوش میکنی؟
...من
ببین، رفیق نیازی نیست تو اینجور چیزا رو بشنوی
مسائل آدم بزرگاست، خب؟
خیلی خب، بابا البته مشکلی نیست
من دیگه از هیولاها نمیترسم
اوه، حواسم نبود که دیگه ده سالت شده نبایدم بترسی
بله خیلی خب، برو به مامانت بگو زود میام پایین
خب؟ باشه، بابا
خیلی خب
مرگ همه جا هست هیچ کس در امان نیست
همه مون بهش آلوده و دچار میشیم
!اوه، آفرین
خیلی خب، بنی، پسر نوبت توئه، آماده؟
اوه، کارم خیلی سخته خب، باشه
میدونی، من کمکت میکنم تا حسابی تمرکز کنی
اوه، اینجوریاست؟ کمک میکنی؟ اوهوم
!وای
خیلی خب، بچه ها بازی دیگه تمومه میدونید که معنیش چیه، مگه نه؟
وقت خواب ـه
!ولی من اصلا خوابم نمیاد
شب به خیر
شب به خیر، رفیق شب به خیر
حالت خوبه پسرم؟ آره
...چیزایی که اون موقع دیدی
فراموششون کن، خب؟
بخشی از شغل من کمک به آدماییه که داستانای من درآوردی میسازن
متوجه ای چی میگم؟ میفهمم، بابا
مثل کتاب مصورای خودته
همه اش ساختگی ـه
فهمیدم
دوستت دارم رفیق منم دوستت دارم
اجازه دادی بیاد توی اتاق کارت؟
نه، فقط چند ثانیه یواشکی از لای در نگاه کرد، همین
همین چند ثانیه بسه، دیوید
حق با توئه، معذرت میخوام
اشکال نداره ولی در رو از این به بعد قفل کن، خب؟
...میکنم
فقط این یه مورد خیلی درگیرم کرده و تموم توانم رو روش گذاشتم
اوه، عزیزدلم ...میدونم
مشخصه
حلش میکنیم
همیشه همه چیزو حل میکنیم ...و به خاطر همین من عاشقتم
دکتر وارن
باید برم جمع و جور کنم
خیلی خب
خیلی منو منتظر نذار باشه
داری چکار میکنی؟
صداهای ترسناکی تو اتاقم شنیدم
اون چیه داری نگاه میکنی؟ هیچی
تو نباید اینو ببینی بیخیال، میخوام ببینم
هیچ کس نمیدونه از کجا میاد ...ولی همیشه هست
وقتی خوابی تو رو زیرنظر داره
منتظر میمونه تا چشماتو برای آخرین بار باز کنی
زیرنظر میگیره، شکار میکنه
بدون این که بفهمی مخفی میشه و نگات میکنه
منتظر بهترین موقعیتی میمونه که تو اصلا انتظارشو نداشته باشی
یکی از پنجه هاش قلاب ـه
و اون یکی دستش ناخن های خیلی بلند و بزرگی داره
!شبیه چاقوی قصابها بس کن
خیلی ترسویی میخوای تمومش کنم؟
داری منو میترسونی از این داستان خوشم نمیاد
باشه خب تمومش میکنم
گفتم که زیادی بچه ای واسه اینجور چیزا
اوه، بن؟
حتما شوخیت گرفته
این چه وضعشه؟
!دیوید
دیوید
اینجاست همیشه اینجاست
!دیوید صدای چی بود؟
!برید عقب
برید تو اتاقتون
دِ ریک، مرضی ـه که انگیزه و محرک خاصی نمیخواد
...وقتی تسلیمش بشی
چه خبر شده؟
گوش کنید ببینید چی میگم، گوش کنید مامانی
باید همینجا بمونید، خب؟ صداتون درنیاد
من میرم کمک بیارم مامانی
فقط ساکت باشید، خب؟ خب؟ خب؟
باشه هیچ صدایی درنیارید، باشه؟
دوستتون دارم مامان؟
!دیوید، دیوید
دیوید
...آسیب روحی میزنه ولی...
...نتیجه ای که درمورد اون به دست اومد...
درنتیجه، حساسیت جیکوب نسبت به د ریک به صورت
یک توهم ماوراءالطبیعی نمایان میشه
!کَسی
...خارج از مقایسه
منو به درماندگی و ناامیدی کشوند
درد و رنجی که به من دادی رو به عنوان هدیه تلقی میکنم ...وقتی که تسلیمش شی
...مرگ، تولد دوباره
دادن و گرفتن
همه مون بهش آلوده و دچار میشیم
این زخم ها پیمانی هستن
برای تغییر و دگرگونی من
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
عزیزم چیه؟
همه چی روبه راهه؟ آره، خوبه
فصل جدید زندگیمون، نه؟ درسته
آماده؟ اوهوم
نه، صبر کن
بیا به روش درست انجامش بدیم
سنت ها رو که الکی نذاشتن
به نظر میاد که اینجا همه چی فراهم ـه
از کجا میخوای شروع کنی؟ نمیدونم، تو بگو
تو از کجا میخوای شروع کنی؟ اوه، که اینطور، ببخشیدا
اون چیزایی که درمورد سنت ها گفتی چی شد؟
خیلی عن و گوه توی اون انبار هست
گوه به معنای واقعی کلمه؟
آره، خودِ خود گوه بیا اینجا ببینم
خب، نظرت چیه؟
قطعاً اینجا از اون خونه هاییه که نیاز به تعمیر داره
ولی اشکال نداره
عادت کردم اوه
اینجوریاست؟ اوهوم
یعنی من اینقدر بد بودم؟
نه، وگرنه بهت بله نمیگفتم
منطقی بود
خوشحالم که بله رو گفتی منم همینطور
اینقدر حواسم رو پرت نکن کلی کار داریم
فردا مهمون داریم باشه، باشه رئیس
فردا ساعت چند میان؟
بن و میشل گفتن شیش میان ...اشلی هم که
چه میدونم
نگران نباش، همه چی خوب پیش میره خیلی خب
خانمم که اینجاست چطوری؟
خوب خوب؟
خوبِ خوب
قسم میخورم، مگه فقط خود خدا باشه وگرنه حسابشو میرسم
سلام سلام، انتظار نداشتیم اینقدر زود بیای
دوستی کسی رسوندتت اینجا؟
نه، با تاکسی اومدم چه عالی، بیا تو
ببخشید که همه جا به هم ریخته ست
تا فردا وقتی که مهمونا میرسن همه چی رو ردیف میکنیم
!خیلی خوشحالم که میبینمت
بفرما
مرسی خیلی به فکر بودی ها
این چی هست؟ گل عنکبوتی (برگ گندمی) ـه
بومی ـه، نه؟
چه میدونم
فقط میدونم که کشتن و ازبین بردنش غیرممکنه
نگهداریش آسونه بیا تو بابا، خونه رو نشونت بدم
اینم بذاریم یه جایی
زودباش
امروز به 14 تا راضی شدم، فکر کنم
نصفشون واسه اضطرابم اند یه مقدارم ترکیبی با ضدافسردگی
بقیه شون هم آرامبخش هایی که راستشو بخواید اسبو هم آروم میکنه
ولی هنوز دردی از من دوا نکردن
با وجود اون همه آت و آشغالی که تو بیمارستان به خوردم دادن
خب، به هرحال پیشرفت کردی، مگه نه؟
آره، دیگه صدایی نمیشنوم
خب، این خیلی خوبه ...آره
فکر کنم
یه جورایی دارم اوضاع گندمو روبه راه میکنم
دوباره واسه مدرسه ثبت نام کردم خب، البته به صورت غیرحضوری و آنلاین
و به صورت پاره وقت به عنوان گلفروش کار میکنم
گلفروش؟ واقعا؟
همیشه فکر میکردم از باغبونی و گل و گیاه متنفری
بودم، هنوزم هستم اصلا راستشو بخوای من ورژن انسانی اون سمی ام که علفهای هرز رو ازبین میبره
احتمالاً بهتر بود قبلش
با خانم متخصص که اینجان مشورت میکردم
البته زیاد حق انتخابی هم نداشتم یه جورایی شغل گیر آوردن
بدون سابقۀ کاری درست و حسابی خیلی سخته
چرا اون وقت؟
خب، بعد از بستری شدنم و درمان هام یه جورایی طبیعت گرد شده بودم
راستش، نمیتونستم مردم رو تحمل کنم
اونام نمیتونستن منو تحمل کنن حتی گیاه ها
No comments yet. Be the first to leave one.