The first 177 lines.
يه اسلحه بزرگ دستمه ، از اربابم گرفتمش
ديوونه ي عدالتم ، فقط مي خوام حست کنم
من فرشته ي توئم ، باهات فاصله اي ندارم
هر کي که باشي ، داري مجبورم مي کني باهات خشن باشم
همه چيز به خودت بستگي داره ، هيچ کس تا ابد زنده نمي مونه
من که توي جهنم به دنيا اومدم ، با اينهمه خوکي که اون بيرون هستن
از وقتي به دنيا اومدم هميشه اوضاع همينجوري بوده
هر کي که باشن ، دارن مجبورم مي کنن باهاشون خشن باشم
زانو بزن ، کاري کن آدم ارزشمندي باشي
اگه بخاطر رفقاته ، تا آخر دنيا برو
کاري که فک مي کني درسته انجام بده ، همه تلاشت رو براش بکن
من همه ي بدبختي هات رو از بين مي برم
تو واقعا که بدجوري گند زدي ، اين دنياي کثيف
چه شانسي ، با نگاه من برو جلو
آتيشو روشن کن ، قدرت يعني همين
اسلحه ... همش دستمه
اسلحه ... همش دستمه
Ghoghnuse مترجم
Sabzchidori & Sfmking ویرایش و تنظیم
قسمت 1 : مرداب سیاه
پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه دولتي ، هر جور شده
راه خودم رو به شهر بازرگانان باز کردم
بالادستيا ، باهام بدرفتاري مي کردن
. اما براي اينکه بتونم عقلمو حفظ کنم ، بايد اينجوري مي موندم
و اينه شهر زمستاني ... که من درش زندگي مي کردم
هرچند ، همه اينها ديگه خيلي دور بنظر مي رسه
و حالا تنها چيزي که جلومه سواحلِ درياي ... شرقي چين ، برخورداي مکرر باد و
باشه آقاي جاپوني ... يبار ديگه ازت سوال مي کنم
اون بسته اي که از شعبه مرکزي صنايع آساشيِ توکيو گرفتي
هموني که تا زمان رسوندنش به رييس شعبه " برونئي " مسئولش هستي
همينه ، مگه نه ؟
... ولي چيزي که من مي خوام بپرسم اينه که
تمومش کن ... تمام چيزيايي که مي خواستيم بدونيمو فهميديم
داچ ، داره ميره رو مخم
يه تير بزن تو زانوش تا مثل بلبل برات چهچه بزنه
نيازي نيست ... اون ديسک براي جبرانش زيادي هم هست
گفتي جبران ؟
داچ ، آهاي داچ ، تو هنوز اونجايي ؟
يکي داره مستقيم از بندر " سوپيک " بطرفمون مياد
احتمالا بايد
يک ناوچه گشتي از نيروي دريايي فيليپين باشه
بني جان نگران نباش ، همه چيز تحت کنترله ... موتورو روشن کن
خب ، آقايون
ما مي خوايم بريم و بعدش شما ديگه آزادين
ولي اگه کسي بخواد بياد دنبالمون ، کلاهمون ميره تو هم
اوني که مي بينيد ، يه اژدر افکنه
اگر نمي خواين منفجر بشين و برين زير آب
براي نيم ساعت آينده ، آروم سر جاتون بمويد
بعدش هم ديگه آزادين که هر کاري خواستين بکنين
نجات پيدا کرديم
تو واسه چي اينقدر خوشحال شدي ؟
تو با ما مياي نفله
شوخي مي کني ؟ آره ؟ داري شوخي مي کني ؟
! خفه خون بگير و را برو
شوخي مي کني ؟ مگه نه ؟
و ژاپن ، دور و دورتر مي شد
مرداب سياه به بالالايکا
خوبه داچ ... هدف چي شد ؟
معلومه که دست منه
من عاشق کاراي سريع و کاملم
مبادله طبق قرار انجام ميشه
آره ... همونطوري که قولش رو دادم
منو وصل کن به توکيو
رييس بخش تحقيق ، توضيحتون چيه ؟
در مورد موضوعي که به اطلاعتون رسوندم
اجازه بدين من وضعيت رو براتون بيشتر توضيح بدم
امروز ساعت چهار ، شرکت بازرگاني " بوگنويليا " با ما درباره
مذاکره بر سر ديسک دزديده شده در جزيره مرامارسيا تماس گرفت
اونا ديگه کين ؟
مافياي روسي
يه پوشش براي گروهي که هدفشون بدست آوردن
جايگاه مافياي چين بعنوان قدرتمند ترين گروه آسياي جنوب شرقيه
اونها دقيقا دنبال چي هستن ؟ پول ؟
. احتمالا راهِ آسياي جنوب شرقي ، جايي که قراره معامله انجام بشه
اونها اميدوارن که بتونن در برخي تجارتهاي غيرقانوني ما شريک بشن
باج گيري
داشتن چيزايي که بشه بخاطرشون باج گيري کرد ، شرم آوره
ولي بنظر نمياد که اونا بدونن واقعا چي تو اون ديسکه
فهميدن اونها ممکنه منجر به بزرگترين
افتضاح در تاريخ تاسيس شرکت آساشي بشه
شکي درش نيست
همين حالا گزارشي از جاکارتا بدستمون رسيد
بر طبق گفته يکي از تاجران چيني
اون ديسک هنوز بدست مافياي روسيه نرسيده
و اون ديسک هنوزم در دست دزداي درياييه که به کشتي در جزاير مرامارسيا حمله کردند
شانس بهمون رو کرده ! ما نمي تونيم به قولي که مافيا داده اعتماد کنيم
ما بايد قبل از رسيدن ديسک بدست اونها ، بگيريمش
قبل از اينکه بدستشون برسه بگيريم ؟ چطوري ؟
فهميدم ... هيات مديره حل اين مشکلو بدست شما مي سپره ... کاگه ياما
و اينکه چه عملي بايد صورت بگيره ، وظيفه شماست
لووي ، واسه چي اين گروگانو گرفتي ؟ هان ؟
تو مثل اينکه دوزاريت کجه ... نمي گيري داچ
مختو به کار بنداز ... ما از اين کار فقط بيست هزار دلار گيرمون مياد ... فقط بيست هزار تا
چي ميشه واسه خونبهاي اينهم ، يک چيز اضافي گيرمون بياد ؟
تو خيلي ساده لوحي
بني ، مثل اينکه هوس مردن بسرت زده ؟
نه جون خودم
خب کي قراره باهاشون وارد مذاکره بشه ؟ تو ؟
شماره تلفني ، چيزي ازشون داري ؟
يک شماره حسابي داري که پول خونبها رو بريزند اون تو ؟
پس حالا که اينجوري شد
ترتيبشو ميديم و مي اندازيمش تو دريا
بس کن
احمق جون ، ريدي به کشتي
خفه خون بگير
داچ ، باشه بابا ، فهميدم
چيو فهميدي ؟
منظورتو فهميدم ... ولم کن برم
باشه لوي ، خونسرديتو فقط حفظ کن
زنده موندم ... نمي دونم چجوري ... ولي هنوز زندم
خوبه ... خوبه ... بهتره بريم بالا يک سيگاري بکشيم
چي بسر من مياد ؟
ما هر جوري شده با شرکتت تماس مي گيريم و قرار يک مبادله رو مي گذاريم
خونبها ؟ آره ؟ براي هميشه ميره تو پروندم
ولي ما اولويتهاي خودمونو داريم اول بايد ديسک رو برسونيم به مشتريمون
پس پاي يک مشتري وسطه
ما فقط مسئول تحويليم
. هر چند وقت يه بار با ياو دوباره همدست مي شيم تا پول غذامون رو در بياريم
ولي تجارته ديگه
حدس مي زنم اين همون چيزيه که بهش ميگن سندروم استکهلم
مترجم : سندروم استکهلم ، بروز حالت عاطفي بين گروگان و گروگانگير است
در اون لحظه ، حسي رو داشتم که اين مردي که کنارم نشسته
تنها فردي روي زمينه که مي تونم بهش اعتماد کنم
اسمت چيه ؟
اوکاجيما .... روکورو ، اوکاجيما
کارمنده اسمش چيه ؟
اوکاجيما جناب مدير ... اوکاجيما روکورو
همه اش به خاطر سوء مديريت منه
چرا زودتر بهم خبر ندادي ؟
منم تازه باخبر شدم ، جناب
... و بخاطر اينکه هيچ متقاضيِ ديگه اي نبود
... که بتونيم اطلاعاتِ مهم رو بهش بسپاريم ...
. توي تاييد کردنِ منابعمون ، وقت ارزشمندي رو از دست داديم
کافيه ديگه ... کاگه ياما ، تو چي فکر مي کني ؟
شرکت ما دچار بحران شده
و ما نمي تونيم بيش از اين تاخيري رو بپذيريم
شرکت " اي او " که ما باهاشون قرارداد محرمانه اي بسته بوديم
قبلا سربازهاي حرفه ايش رو فرستاده
خوبه ... اين مسئوليت به عهده شما بوده
واسه اين کارمنده متاسفم ... گفتي اسمش چيه ؟
اوکاجيما جناب مدير ... اوکاجيما روکورو
بيا بريم راک
راک ؟
فکر کنم با تو بود
پس بهتره بياي بريم
بريم کجا ؟
يک جايي که بتونيم لبي تر کنيم ... نمي خواي بياي ؟
ولي فکر مي کردم من يک گروگانم
ما رفتيم
وايسا ... منم ميام
ولي اينجا ديگه کجاست ؟
منکه نمي فهمم
چرا ميزي نيست که روش هفت تير نباشه ؟
:نکنه اين همون چيزيه که تو فيلمهاي وسترين بهش ميگن رستوراني در آخرين نقطه دنيا
تشبيه خوبي بود
اينجا رو سربازهاي جنگ ويتنام که
جون سالم بدر برده بودند ، باز کردن
اونها شروع کردن به جمع کردن سرباهاي فراري و
قبل از اينکه بفهميم چي شده ، جهنمي شد واسه خودش
... دزدها ، مواد فروشها ، سربازهاي مزدور ، آدمکش ها
... و جنايتکارهاي که به اخر خط رسيده بودن ناراحتت که نمي کنه ؟
مشروب خوري هاي ژاپني
... من عاشق اون خنده هاي بي خيالم
... يه جاهايي مثل اينجا
خفه ميشي يا پرتت کنم تو ساحل ؟ عوضي
من براي مبارزه کردن ساخته نشدم
از قيافتم معلومه بني ، من ميرم يک تماس بگيرم
باشه
آدم عجيب غريبيه
بعد از دو سال که کنارش بودم تنها چيزايي که دربارش مي دونم
اينه که خشن ، باهوش و مرموزه
حتي سعي هم نکن که سر از کارش دربياري
ممنونم . اينجور که معلومه ، تو با اونها فرق داري کجا بودي قبلا ؟
دانشگاهاي تو فلوريدا
واسه خودم ول مي گشتم و " اف بي آي " و مافيا رو مي ذاشتم سر کار
من قبل از اينکه تيکه تيکه اش کنن و بکننش تو گوني ، نجاتش دادم
گفتن اين داستانهاي بي اهميتو تمومش کن
No comments yet. Be the first to leave one.