The first 200 lines.
من میترسم , تقریبا دارم میمیرم شاهزاده جونگ جو , فوریه 1775
لازم نیست که شاهزاده جونگ جو درباره دسته نورون یا کشور چیزی بدونه دسته ی نورون , نوامبر 1775
دسته نورون : دسته ی سیاسی حاکم در آن زمان
اونا پدر جونگ جو را زمانی که از طرف مخالف حمایت کرد
اعدام کردند
از حرف های وزیران متزلزل نشو
فقط از حرفای من پیروی کن . این وظیفه ی فرزندیِ تو نسبت به منه
شاه یونگ جو , نوامبر 1775
= 28.07.1777 - اولین سال از دوره ی جونگ جو = -
شب ساعت 11:15
من پسر شاهزاده سادو هستم
= برخوردِ کُشنده =-
= 20ساعت و 15دقیقه قبل = -
= جون هیونگاک , ساعت 3 سپیده دم = -
من سانگ چک هستم
!بیا داخل
چی شده؟
حتی در ارتش هم , سخته که این بارُ در طی یک نیمروز هم تحمل کرد
اما اعلیحضرت اینُ تا پایان روز میپوشن
من نمیتونم آشکارا تمرین کنم
چیکار میتونم بکنم؟
چرا دنبال یه خدمتکار زن نمیگردید تا به شما خدمت کنه؟
اعلیحضرت , الان وقت پیدا کردن یک دختر نیست که کنارتون باشه؟
هنوز ما در زمان عزاداری هستیم
اینقدر آزارت میده؟
خیر , اعلیحضرت
اعلیحضرت , ژنرال هونگ گوک یونگ تقاضای ملاقات داره
زمانش داره فرا میرسه
فهمیدم . منتظر فرمان باش
چه کتابیه؟
من ندیدمش قربان
چیزی که آسمان اعطا میکنه اسمش طبیعت هست
همراهی با این طبیعت راه و روش گفته میشه
ترویج کردن این راه میشه تحصیل کردن
این چه کتابیه؟
آموزه ی مقدس جونگ یونگ
در فصل 23 چی نوشته شده؟
اعلیحضرت , الان وقتشه که شما برید به هونجون
"اگه چیزی هست که میخوایش" تمام تلاشت رو بکن
در اینصورت , اون درک خواهد شد
= ساعت 4 سپیده دم = -
شما باید از این فرصت برای خلاص شدن از دست ژنرال گو سون بوک استفاده کنید
شورش داره توسط قدرتِ ملکه دواگِر رهبری میشه
گو سون بوک یک هسته ی قدرت ارتش نورون هست
!ای عوضیا
همتون نامنظم هستید ! چرا باید آموزش داده بشه؟
همراه با هم انجامش بدید
تمرین از صبح تا شب ادامه پیدا میکنه
اون کسیه که پشت ماجرای مرگ پدرتون بوده
اون حتی از وزیرانی که شما دستور مرگشونُ دادید هم بدتره
ژنرال گوم وی
بله , اعلیحضرت
اگر ما به گو سون بوک حمله کنیم ارتش دست به کار میشه
عمل براساس زور فقط به خودمون برمیگرده
اعلیحضرت ما باید اول جلوی دشمنُ بگیریم
شاه سابق در سالن یادبود منتظر منه
میتونی منُ رها کنی تا برم؟
= امشب اُستادت رو بکش = -
(هالما ماما ( لقب مادربزرگ امپراتور خوب خوابیدید؟
چطور خوب خوابیدم؟
سلامتتون تحت تاثیر قرار گرفته؟
اخیرا در نیمه شب در جون هیونگاک فانوس روشن میشه
اگه خیلی فشار آورده بشه , میتونه آسیب برسونه
اگه جوسانگ صدمه ببینه , من آروم نمیشم
من خیلی خوب اینُ به خاطر میسپارم
هونگ گوک یونگ سون میخواد گو سون بوک رو بکشه. باید چیکار کرد؟
در این جوانی به قدرت رسیده , همه میگن که اون تشنه خونریزیه
اون روح یک قاتل غمگین رو داره
نه تنها هونگ لین هان رو کشت , بلکه گیوم هو جون هم رو کشته
حتی برادرم رو هم به تبعید فرستاده
اون ادعا میکنه که دسته نورون پدرت رو کشته
شنیدم که میخواد همه ی گناهکارا رو بکشه
و حالا به عنوان فرمانده محافظا
بهش اجازه داده شده که شمشیر به درون قصر بیاره
منم میترسم که با اون شخص ملاقات کنم
جوسانگ , تو نوه ی مورد علاقه ی منی . برای همینه که اینا رو گفتم جوسانگ : نامی که امپراتور توسط مادربزرگ) (پدربزرگ, پدر و مادر با آن خوانده میشود
حمله کردن به گو سون بوک , فقط قیام ارتش رو به دنبال نداره
اگر یکی رو بشناسی و یکی دیگه رو نه , خیلی سخت میشه که بتونی از پس سیاست بربیای
من اینُ خیلی خوب به خاطر میسپارم
!بیا نزدیکتر
اگر ... منظورم اینه که اگر
اتفاقی برای جوسانگ بیفته
من ناراحت میشم
برای انتخاب یه شاهِ جدید و اینجور کارا
وزیران همشون از من دستور میگیرن
...تو خوابگاهت شبا بیدار میمونی و مطالعه میکنی؟
انسان شبها باید بخوابه
من اینُ خیلی خوب درک میکنم , هالما ماما
بشورشون لطفا
بله بانو گوم بانگ
پدر من امشب نگهبان دروازه هست . امروز همون روزه
امشب قیام میشه
اگر من دستور سرنگونی رو بدم , فکر میکنید میتونه انجام بگیره؟
البته
بوک بینگ , میخوای تو تصمیم بگیری؟
میبینیم ...یک روز تابستانی
طولانیه , مگه نه؟
!بیشتر بریز
!گرمه ! در بیار
!الان بهتر شد منم گرما رو احساس میکنم
تو لباساتُ بپوش فعلا
...باشه . آیگو
تو کی هستی؟
اعلیحضرت , طبق سُنَت بحث های ادبی
توسط وزیران انجام میشه تا به مطالعات شاه کمک کنه
اما از وقتی که اعلیحضرت به تخت نشستن
شما یک کتابخانه سلطنتی ساختید
و فقط با مدرسان جوان وقت گذروندید
این خدمتکار نگرانه که سُنَت پایمال بشه
یک شاه فقط یک حکم کننده نیست
بلکه ممکنه یک مدرس علمی هم باشه
شخصی که اینُ در کودکی بهم آموزش داده رئیس بخش نورون مونگ کیمجونگسو هست
کجای این ممکنه به مشکل بخوره؟
اگه فقط با خدمتکاران سطح پایین سر و کار داشته باشید
...و فقط به تحسین ها گوش بدید
این روش یک امپراتور نیست
وقتی که اطلاعات تبدیل به بینش میشه
و بینش ها وقتی تمرین بشن اونوقت یادگیری کامل میشه
با وجود اینکه من یک احمق بدون فضیلت هستم
و هنوز نباید درباره فراگرفتن حرف بزنم
اما بحث های ادبی
نباید بر طبق یادگیری منجر به تمرین باشه؟
در اینمورد , اعلیحضرت باید اول یاد بگیرن
البته , باید یاد گرفت
اما , اگر مدرسان برای آموزش دادن خیلی تنبلی میکنن
این مشکلی نخواهد داشت؟
چرا اعلیحضرت میگن که ما تنبلیم؟
شما فقط روی مرور چیزای باستانی اصرار دارید
فقط میتونید طوطی مُرده و اسونگ و اوگیونگ رو به خاطر بیارید
رابطه ی بین تئوری و انجام تمرین اصلا در نظر گرفته نمیشه
این لازمه که ابتدا اصول به صورت کامل مطالعه شده باشن
اینکه فقط به آموزه های باستانی گوش بدیم و اونا رو مرور کنیم کافی هست
شما چقدر درباره چیزای باستانی مثل این میدونید؟
کسایی که اینجا فصل 23 از جونگ یونگ رو میفهمن دستشونُ بالا ببرن
اگه فقط یه نفر بین شما وجود داشته باشه که بتونه کتابُ از حفظ بخونه
از فردا من شروع میکنم به گوش دادن سخنرانی شما
چون شما خیلی از آموزه های باستانی حمایت میکنید
شما خودتون اونا رو چند بار خوندید و مرور کردید؟
کسایی که کامل حفظش کردن دستتونُ بالا ببرید
هیچکس؟
سانگ چِک؟ شاید سانگ چِک بتونه؟
تمام تلاشت رو بکن حتی در جزئی ترین چیزها
از اینکار میتونی صداقت رو بدست بیاری
صداقت آشکار میشه
از آشکار بودن , بروز پیدا میکنه
از بارز شدن به باهوشی میرسه
باهوش بودن روی دیگران تاثیر میگذاره
تاثیر برای تغییر دادن دیگران
بعد از تغیر یافتن اونا متحول میشن
فقط کسانی که صداقت کامل دارن میتونن همه چیزُ عوض کنن
این پیام فصل 23 ی کتاب جونگ یونگ هست
ما باید مسائل واقعی رو مورد بحث قرار بدیم
به این میگن بحث و یادگیری صحیح
اعلیحضرت قصد دارن درباره کدوم مشکلات واقعی بحث کنن؟
از الان , بحث ها برای سه روز لغو میشه
تمام کسایی که اینجا حاضرن , بدون استثنا, به مدت سه روز
باید یک بحث با موضوع کمک کردن به فرزندان خدمتکاران و صیغه ها ارائه کنن
اعلیحضرت , چطور میشه در محضر امپراتور در بحث از برده های پست صحبت کرد؟
لطفا دوباره بیاندیشید
بازبینی کنید بازبینی کنید
پاسخ تو هنوز هم بیشتر از کافی هست
.:.: (Koreaboy) ترجمه و زیرنویس : علی ::.:.
اومدید؟
چطوره؟ میخواید یک لحظه بشینید؟
چرا باید فرار کنه؟
اون ترسید و سعی کرد فرار کنه
هی , هی ! تو ... یه نگاه بنداز
...تو چطور تونستی
...ارباب , ارباب
تو چطوری بهش درس میدی؟
پولتُ بهت برمیگردونم
گدای ناشی ! مشکل سرِ پول نیست , حرومزاده
ارباب, ارباب , یکم صبور باشید
گوانگ جو ماک , تو میدونی , درسته؟ اون کسیه که با گوانگ جو ماک بود
...لعنت ! ببین مثل روباه میمونه ! صبر ... صبر
هی , چوی سه بوک
بله؟
سلام نمیکنی؟
حالتون خوبه , ماکجونیم؟
به نظر میرسه تو هر روز داری خوب غذا میخوری
صورتت سفید شده
اون همون گوانگ بک ماکجو هست که خدمتکار"آن" گفته بود
ما قبلا همُ دیدم
اگه تو اونی هستی که خدمتکار "آن" گفته , ممکنه ما همدیگرو دیده باشیم . درسته؟
بهش یکم فضا بده
هی , هی , هی.... تو انقدر زدیش که فلج بشه؟
امروز روز قیام نیست؟
چون من دیگه پول دادم و شما هم گرفتید
من این ماموریت رو کامل شده فرض میکنم
اینطور نیست؟
خب که چی؟
مردی که یک بار در رفته , عمرا بتونه دوباره انجامش بده
من چی گفتم؟ از همون اولش بهت گفتم باید یه قاتل بگیری
کشتن یک مرد مثل کشتن سگ نیست که
15نیانگ چه فایده ای داره؟ 15نیانگ
برای همچین سری؟
این , این , این .... اینطوری تو در زندگی فلج خواهی بود
هی , هی , هی ... چرا شمشیر تیز نشده؟
باید جوری باشه که ضربه بتونه کاملا پاره کنه
اُه خب؟ این روش تو نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.