The first 200 lines.
آنچه در « لیست پرواز » گذشت
چرا سانوی اون روز توی حوزه بود؟
بهت میگم چرا
اونجا بود چون اون و ونس
توی قتل مامان سارا دخیل بودن، مگهنه؟
نمیدونم چهطوری برات جبران کنم - حقیقت چهطوره؟ -
فکر کردی من احمقم؟
با این تحقیق های جانبی کوچولوت
فقط به قیمت کار خودت تموم نمیشن
کار من هم هست
همچین اتفاقی نمیفته، دیاز
نمیخوام بیشتر از تو
توی باتلاق فرو برم، میفهمی؟
آره
چهجوری میخوای ازم میخوای
از زندان بیارمت بیرون، ایگن؟
تو باهوشی
یه راهی پیدا میکنی، وگرنه من
میمیرم و جای ایدن هم با خودم به گور میبرم
من و تو جوری به هم متصلیم
که بقیه مسافر ها نیستن
و فکر کنم ایدن بخشی از این اتصال باشه
چرا باهام نمیای مصر؟
کاش میتونستم
فقط بیخیالم نشو
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
بدنش سوخته، کاپیتان
ولی فکر کنم مردنش یه ربطی
به اون پنج تا گلوله
توی سینهش داره
سریع کالبدشکافی رو پیگیری کنید
و بفرستید به پرتابهشناسی
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
یه گزارش ناشناس از یه زندانی رسید
گفتش که جای ایدن رو میدونه
و یه آدرس بهمون داد
اون آدرس ما رو برد به یه کارخونه
من و برادرم شروع کردیم به گشتن
و اون موقع بود
که صدای یه بچه رو شنیدیم
و تا یه گوشه دنبالش گردیم
ایدن اونجا بود
دو سال بود که گم شدهبود
یهکم تغییر کردهبود
ولی هنوز دختر من بود
پیداش کردیم
اصلا نمیدونست کجاست
شوکه شدهبود، هنوز هم هست
آنجلینا مایر چی؟
نمیدونیم آنجلینا کجاست، زندهست یا مرده
تمرکزمون هم روی اون نیست
تمرکز ما روی ایدنه
چهقدر اتفاقی
برادرزادهتون همون شبی پیدا شد
که یه محوطه ۸۲۸ رفت روی هوا
ما اون سر شهر بودیم
داشتیم ایدن رو پیدا میکردیم
تموم شد؟
پس از همهتون درخواست دارم
خونواده من سختی زیادی کشیده
...دختر کوچیک من
دختر کوچیک من سختی زیادی کشیده
پس لطفا به حریم خصوصیش احترام بذارید
آنجلینا مایر چی؟
مامانی
تو زندهای؟
خدای من، کمک
بیا تو، بدو
اون چهطوره؟
بالاخره خوابید
از کی تاحالا تو لباس میشوری؟
دارم اتاق رو تمیز میکنم
تا ایدن احساس نکنه جاش تنگه
بهنظر خسته میای
چهـت شده؟
موقع انفجار
یه ندا داشتم
کافی نیست - یعنی چی؟ -
قایق نجات داره غرق میشه
و ما کاری ازمون برنمیاد
نه، اینطور نیست
کاری از دستت برمیاد
برای اینکه قایقنجات رو نجات بدی
باید ندا رو دنبال کنی
فقط باید یادت بمونه - من ندا رو دنبال میکنم -
و این دفعه معلوم شد
خاطرات و ندا هامون
برای اتفاقات گوهی که میفته، کافی نیستن
برای نجات قایقنجات کافی نیستن
خب سعی خودت رو بکن
تسلیم نشو
هرگز
"گفتی "گوه
به بابا نگو
مامانی؟
چیزی نیست، باباییه
عیب نداره، فقط باید
به اطرافش عادت کنه
همهچی براش جدیده،به زمان نیاز داره
ببینم میتونم
چند تا از اسباببازی های قدیمیش رو پیدا کنم
یه چیزی که براش آشنا باشه
چهطوره یه بار هم که شده
جواب کمک واحد ثبت رو ندیم؟
چی شده دیاز؟
از بیرون شهر میترسی؟
گفتم بعدا بریم عتیقه بخریم
وقتی از برانکس میام بیرون
حال خوشی ندارم
اینجا چه غلطی میکنید؟
شما از واحد ثبت نیستید
برید سر گشتتون
این یارو رو میشناسی؟
متاسفانه
ممنون که کمک کردید، بچهها
بیشتر پلیس های گشت
تا این حد بیرون شهر نمیان
از صبح تا شب جریمه نوشتن
برای ۱۲۹ بهتر بود، کاپیتان
خوشحال شدم کمک کردم - ممنون -
میتونید یه لطفی بهم بکنید؟
باید این ها رو فوری برسونم شهر
نمیتونم کسی از واحد خودم رو بفرستم
میتونید این رو به پرتابهشناسی برسونید؟
حتما
ممنون، کالبدشکافی طول میکشه
امیدوارم بتونیم تحقیق
با پوکه ها رو شروع کنیم
ببینیم میتونید با یه تفنگ تطبیقشون بدیم
مشکلی نیست، بریم
راستش، اگه بتونی بمونی خوب میشه
کمک میخوایم
تجهیزات باغداری یگر؟
اینکه امروز رفتیم عتیقه بخریم
اتفاقی نبوده پس
چی رو ازم پنهون میکنی وسکز؟
چی شده؟
باید برم، داداش
زیک
هی، رفیق
حالت خوبه؟
آره دیشب خیلی دود اینجا بود
خوب بهنظر نمیای - خوبم -
نه، جدی
میدونی که میتونی به من بگی
تو هم میدونی که میتونی به من بگی
دیروز بد قاطی کردهبودی
آٰره، راست میگی، کردهبودم
هیچوقت فکر نمیکردم
مسئول گرفتن یه جون باشم
...بعد از کلویی فکر کردم
هی، کلویی تقصیر تو نبود
ولی این یکی که بیبرو و برگرد، بود
باید برگردم سرکار
مطمئنی ایده خوبیه؟
آره خوبم، باید برم تا از قطارم جا نموندم
تلفنت رو پس گرفتم
واحد ثبت چهقدر میدونه؟
هنوز خیلی نمیدونه
همه کمکی های ادرین چسبیدن به یه داستان
تحت کنترله
بهتره دنیا فکر کنه
کار اکسر ها بوده، نه یه مسافر
خودت که دیدی
صحنه وحشتناکی بود
خیلی شاهد اونجا بود این وضعیت درستشدنی نیست
حتی برای شما
مخصوصا با اینها
پوکه های گلوله، آفرین
دارم این ها رو میبرم پرتابهشناسی
اگه تفنگت آزمایش شدهباشه
سیستم تطبیقش میده
نشده
احتمال زیاد چیزی نمیشه
نمیشه که با احتمالات بری جلو
کار درست رو بکن
اینقدر خرابکاری درست کردید
که دیگه نمیونید کار درست چی هست
قطبنمای اخلاقیتون خراب شده
این رو خوب اومدی
قطبنمای من مستقیم شمال رو نشون میده
...شاید با هم موافقت - دیگه حرفی ندارم -
وسکز
اگه جای تو بودم، اون پوکه ها رو گم نمیکردم
جای من نیستی
هی - هی -
زیک رو ندیدی؟ - رفت سرکار -
فکر کردم یه استراحتی بکنه
نگرانشم، دیروز خیلی سخت بود
آره
ایدن چهطوره؟
گیج، ناراحت. دارم دنبال یه راهی میگردم
دلش رو بهدست بیارم
اون جاییه که بهش تعلق داره
...تو هیچوقت ناامید نشدی، من متاسفم
نه، هی
دختر کوچولم برگشته خونه
خب؟ فقط همین مهمه
اگه برم ثبت، حرفم رو باور میکنـن؟
No comments yet. Be the first to leave one.