Inside Job

Inside Job

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Inside Job S01E03 1080p WEB H264-CAKES
Inside Job S01E03 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Inside Job S01E03 WEBRip x264-ION10
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
Published on: 2021-10-30
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫خب، این سری آخر وسایل بابا بود.

‫باعث خوشحالی نمی‌شن برای ‫همینم دارم از شرشون خلاص می‌شم.

‫برای همینم از شر پدرت خلاص شدم.

‫خدایا مامان... خشن بود.

‫داری راجع به من صحبت می‌کنی؟

‫قرار نیست با این سر و کله بزنم!

‫من پر از عشق و نورم!

‫عشق و نور، عوضی!

‫اوه جون عمت!

‫باشه، یه جورایی می‌فهمم.

‫خوشبختانه، امسال طلاق گرفتن ‫از پدرت بهم وقت اینو داده که

‫دردم رو تبدیل به هنر کنم.

‫"شوالیه‌ی هوس" ‫یک ماجراجویی جنسی از تامیکو ریدلی.

‫"سفر شهوت انگیز یک زن

‫با طلاق گرفتن از همسر خودشیفته،

‫و سر و کله زدن با دختر آسپرگر خود."

‫صبر کن، چه غلطا؟ فکر می‌کنی من آسپرگر دارم؟

‫-نه. ‫-اوه، باشه.

‫دیدی؟ نفهمیدی دارم دروغ می‌گم.

‫باید راجع بهش تحقیق کنی... ‫چون در طول زمان بدتر میشه.

‫بای، عزیزم!

‫چطور بود؟ به نظر ناراحت میومد؟

‫چه قدر سر حال به نظر میومد، از نظر جسمی؟

‫هنوزم مامانه...

‫اعتماد به نفسم رو به روش‌هایی ‫که انتظارشون رو ندارم نابود می‌کنه.

‫مرد، اینا دیگه چیه؟

‫اختراعات قدیمیم

‫اون خرس رباتی که برات اختراع کردم یادته؟

‫و اینم همون سرپوشیه که ‫برای واکی تاکیت درست کردم

‫عکس کلاس سومت رو یادته؟

‫بابا! من نمی‌تونم حساب هر اختراعت ‫که به روح و روانم آسیب زده رو داشته باشم!

‫این چیه؟

‫احتمالا در باز کن گاراژ...

‫سه، دو، یک...

‫شرمنده دیر کردم. قبلا ‫با بن‌بست‌های هسته‌ای

‫سر و کله زدم و اون ‫استرسش کمتر از طلاق پدر و مادرمه.

‫اوه دختر گودی چشمات خیلی زیاده!

‫قیافت شبیه بچه‌ی استیو بوشمیه ‫اگر با خودش بچه‌دار می‌شد!

‫بچه‌ها، واقعا حالم خوبه.

‫اخیرا استرسم رو به یه کیسه‌ی جیغ و

‫و آخرین اختراعم منتقل می‌کنم.

‫بنگرید، به دستگاه بهره‌وری!

‫-اوه خدا، دستای رباتی! ‫-خدای من...

‫هنوز دارم نقص‌های کوچیکش رو برطرف می‌کنم

‫یه مجموعه از بازو‌های رباتیه که ‫بهره‌وری من رو تا 600% افزایش میده!

‫حالا می‌تونم همزمان کاغذ بازیام رو ‫تموم کنم، پیامای پدرم رو نادیده بگیرم،

‫و می‌دونین، هرکسی که دورم ‫می‌زنه رو خفه کنم فکر کنم...

‫هر روز بیشتر تبدیل میشی به یه آدم شرور.

‫اوه خدایا، اون چیه؟

‫فاجعه‌ی هسته‌ایه؟

‫نه، بدتره! فاجعه‌ی روابط عمومیه!

‫نمی‌خوام براتون کوچیکش کنم، ‫این آژیر گندکاری شماره 13ه.

‫من در حالی که داشتم به یه ایمیل مربوط به کمپانی پاسخ ‫می‌دادم و یه شوخی از نظر سیاسی نادرست راجع به رپتوید‌ها کردم

‫تصادفا دستم خورد و گزینه‌ی "پاسخ به همه" رو زدم.

‫سوال دارم، رپیتویدها چین؟

‫اوه همون مردم سوسماری تغیر شکل دهنده خودمون

‫که بصورت مخفیانه بین آدما زندگی می‌کنن.

‫داریم راجع به سیاست‌مدارها، ‫سلبریتی‌ها صحبت می‌کنیم...

‫مدونا یه ایگوآناست؟

‫رپتویدها بخشی بزرگی از ‫بودجه‌ی کمپانی ما رو فراهم می‌کنن

‫و در ازاش ما کاری نمی‌کنیم تا ‫جلوی گرمایش جهانی رو بگیریم

‫تا اونا دمای مناسبی که ‫ترجیح می‌دن رو داشته باشن.

‫این نظام جواب میده!

‫اگر بخوایم منبع مالی امسال رو داشته باشیم

‫باید تو جشن سالانه‌ی رپتویدها ‫حسابی چاپلوسیشون رو کنیم

‫تا کاری کنیم که قرارداد رو امضا کنن.

‫قراره تو پناهگاهشون در ییل برگزار بشه.

‫روزایی که تو ییل داشتم رو به خاطر دارم...

‫من محبوب‌ترین فرد تو انجمن برادریم بودم

‫هرسال سر به سرم می‌ذاشتن!

‫به نظر میاد ازت متنفر بودن؟

‫چه باحال سر به سرم گذاشتی ‫آندره، حتما خیلی ازم خوشت میاد!

‫باید بیام؟

‫و سوال بعدی، باید پیراهن بپوشم؟

‫سوال بعدی سوال بعدی، ‫پیراهنش حتما باید بدون لک باشه؟

‫نه، نمی‌تونی دوباره لباس ‫مراسم رقص دبیرستانت

‫با تم "فضایی" رو بازیافت کنی و بپوشی، ریگن!

‫قضیه جدیه!

‫چی؟ اون لباس عالیه!

‫و اگر موافق نیستی، تو یه هیو...

‫هیولا، آره آره!

‫لباس عادی بپوش!

‫و محض رضای خدا، موهات رو شونه کن!

‫نشانه‌ی احترامه!

‫چرا باید به اون دیوونه‌های رپتوید احترام بذاریم؟

‫نصفشون آدمه، نصفشون حیوون... حال به هم زنن!

‫سخت نگیر گنده‌بک! بیا ‫یه ماهی خال خالی بخور!

‫گلن، این دقیقا همون حرفای ممنوعه‌ایه ‫که می‌تونه حمایت مالی‌شون رو قطع کنه

‫که برای همینم اسم همه‌تون رو برای ‫کلاس آموزش رفتار باملاحظه با رپتوید نوشتم.

‫آموزش؟ آخ جون!

‫کی برای یه دور رپ آماده‌ست؟ ‫(رپ: مجموعه تمرینای تکراری ورزشی)

‫اوه نه،

‫کلمه‌ی "رپ" توهین آمیزه؟

‫سلام به همگی، به منابع ‫غیر انسانی خوش اومدین.

‫من آقای ماث‌من هستم... ‫(moth: بید)

‫و یک مرد بیدی هستم.

‫بیاین راجع به رپتویدها صحبت کنیم.

‫حواستون باشه که از این بایدها و نبایدها پیروی ‫کنین تا جلوی وقوع یه حادثه‌ی دیپلماتیک رو بگیرین.

‫از توی جیبتون یه جیرجیرک، موش یا موش ‫صحرایی در بیارین و بهشون تعارف کنین.

‫یک حقیقت جالب راجع به موش‌های صحرایی،

‫یه موش صحرایی پدرم رو خورد.

‫از اصطلاحاتی مثل "مانند مار خزیدن"

‫یا "بعدا می‌بینمت تمساح" خودداری کنین.

‫فهمیدم، احترام بذاریم. حالا کی راجع ‫به روابط چند نفره صحبت می‌کنیم؟

‫-بوو! ‫-اوه بیخیال!

‫چیه؟ همه می‌دونن رپتویدا چند نفره رابطه دارن!

‫اسم منو بنویس! من ‫عاشق سکسم و توش خوبم!

‫اشکالی نداره اینو اینجا بگم، درسته؟

‫این جلسه‌ی منابع انسانیه!

‫آندره، مایک خفه شین ‫و گرنه عقیمتون می‌کنم.

‫ها! موفق باشی تو کشف اینکه ‫کدوم یکی از بازوهام شومبولمه!

‫سوال انحرافی بود، همشون هستن.

‫به عنوان آخرین بخش آموزش

‫قراره سلام و احوال پرسی ‫سنتی رپتویدها رو تمرین کنیم

‫یک بغل کردن محکم و غیر ‫جنسی برای منتقل کردن گرما!

‫بغل! این بخش مورد علاقه‌ی منه!

‫بغل؟ یعنی... با بدن‌هامون... ‫بدن‌ آدمای دیگه رو لمس کنیم...؟

‫اوه چه خوبه...

‫برگشتی دوباره انجامش بدیم؟

‫-خوبی ریگن؟ ‫-آره من فقط... خوبم.

‫فقط دارم یه بغلی رو تمرین ‫می‌کنم که... یه آدم عادی انجام میده.

‫این دیگه چی بود؟

‫نمی‌... نمی‌دونم.

‫الیوت ماثمن، تو باید هرچه زودتر مدرک ارشدت رو بگیری

‫و گورت رو از این اداره گم کنی!

‫برت، تبریک می‌گم!

‫به عنوان تنها آدمی که تو اون جلسه

‫چه جسمی و چه جنسی به کس دیگه‌ای حمله نکرد،

‫می‌خوام سخنرانی قبل از ‫نوشیدن امشب رو تو انجام بدی!

‫عالیه!

‫و ریگن، هر مشکلی که داری، حلش کن!

‫نمی‌تونیم خطر همچین حمله‌ی ‫عصبی‌ای رو جلوی رپتویدها قبول کنیم...

‫خیلی متاسفم! نمی‌دونم چم شد یهو!

‫بدنم به صورت اتومات بهت مشت ‫زد وقتی حس کردم قراره بغلم کنن.

‫-دیگه گوش نمیدم. ‫-چه مرگم شده؟

‫آره، دروغ نباشه حتی برای تو ‫هم اون حرکت زیادی ریگناتور بود.

‫شاید باید به جی‌آر بگی ‫که به مراسم نمیای.

‫برت، من قراره به این مهمونی کوفتی ‫بیام. قراره این مشکل رو حل کنم و ثابت کنم

‫که من اون آدم عجیب غریب جامعه ‫ستیزی نیستم که همه فکر می‌کنن!

‫انکار بدون شک! عاشقشم!

‫چرت و پرت! دروغ! تهمت!

‫این رمان کلش یه مشت ‫انتقادات جنسی غیر مستقیم

‫از زندگی ماست.

‫اوه کتاب مامان رو پیدا کردی.

‫اینو گوش کن،

‫"لرد رندرو یک همسر افتضاح ‫و یک پدر افتضاح‌تر بود."

‫من؟ یه پدر بد؟

‫یه پدر بد برای دختر کوچولوش ‫همچین چیزی درست می‌کنه؟

‫چرا اون موجود وحشتناکو ‫داری دوباره سر هم می‌کنی؟

‫تا حقیقت رو نشون بدم. من به ‫تک تک نیازهات رسیدگی کردم

‫و یه جعبه پر از اختراعات مختلف دارم که ثابتش کنم.

‫اینو ببین! اسپری فرمون دفع کننده‌ی پسر!

‫ دیگه کی به قرص پیشگیری نیاز داره؟

‫اون عطر بریتنی اسپیرزی که ‫بهم دادی واقعا دفع کننده‌ی پسر بود؟

‫آره. دیدی؟ هر بار که مشکلی داشتی، ‫من یه چیزی اختراع کردم تا حلش کنم.

‫"چیزی اختراع کردی تا حلش کنی..."

‫اینجا بوی تسلا و زنا میاد.

‫اوه پسر!

‫این قارچ برای خوش ‫گذرونی حاضره بچه‌ها!

‫این چی بود؟

‫هیچی. کی حاضره خوش بگذرونه؟

‫حالا یادتون باشه همگی، ما به اون ‫قرارداد نیاز داریم، پس گندکاری نکنین!

‫با دست کسی رو نشون ندین و زل ‫نزنین، به کیسه‌های گلوشون دست نزنین

‫و اگر یه سوسمار ازتون پرسید خونه‌ی ‫هاگوارتز مورد علاقتون چیه شما چی می‌گین؟

‫-اسلیترین! ‫-هافل پاف! نه یعنی... اسلیترین.

‫اوه عزیزم تو هیچکس رو گول نزدی...

‫رمز عبور؟

‫اوه لعنت، یه چیزی به لاتینه فکر کنم...

‫آه... دراکونیوس پلوربیس... نمی‌دونم!

‫ببین، من اینقدر تو حساب بانکیم پول دارم.

‫خوش آمدید.

‫به طرف دیگر خوش اومدین.

‫می‌خوای راجع به ارتباط و نفوذ صحبت کنی؟ این ‫خزنده‌ها به معنای واقعی کلمه خون آبی دارن!

‫این محشره...

‫باورم نمیشه چه کساییه بصورت مخفیانه رپتوید هستن!

‫آندرسون کوپر؟ تیلور سوئیفت؟

‫پس آهنگ "تکونش بده بره" در واقع راجع به ‫این بود که چطور هر هزار سال پوست می‌ندازم

‫و آهنگ "خون بد" راجع به این بود که

‫چطور با جوایز گرمیم خون می‌نوشم.

‫یه نوشیدنی به سلامتی خون!

‫کمی خون هم برای پاول راد بذارین!

‫پس برای همینه که پاول راد اصلا پیر نمیشه!

‫اوه ببینین! ماسک سکسی! داره اتفاق میوفته!

‫ریگن، به مشکل بغل کردنت رسیدگی کردی؟

‫بیا فقط بگیم همه‌ش توی کیفمه... (تحت کنترله(

‫پس باید 30 سال مشاوره‌‌ی روانشناس ‫اون تو داشته باشی وگرنه بعید می‌دونم.

‫من میرم دیپلمات‌ها رو پیدا کنم. ‫برت، سخنرانیت رو تمرین کن.

‫گلن، حرف نژادپرستانه نزن!

‫جیجی، مطمئن شو گلن حرف نژادپرستانه‌ای نزنه!

‫درست مثل برنامه‌ی ویژه‌ی هانوکای مل گیبسون.

‫فهمیدم.

‫و ریگن...

‫ریگن؟

‫آماده باش تا اجتماعی برخورد کنی...

‫روشن کردن هولوگرام واکنشی.

‫من دارم بصورت مناسبی به حرفی که الان زدی

‫واکنش نشون میدم. ‫مکالمه‌ی کوتاه تشخیص داده شد.

‫یکم زیادیه، ولی اینا جواب میدن.

‫الان دیگه کی یه عجیب غریب جامعه‌ستیزه؟

More Farsi Persian subtitles for Inside Job

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left