The first 200 lines.
راوی: قبلاً در "دیدهبان سوم"
میتونم با خیال راحت برم، چون میدونم مواظب خودت هستی
دارو بخور... هر وقت دلم خواست
چی؟ آبنباتفروش: بفرمایید.
پوله.
الان نشمارش که دلم نشکنه.
این باجه؟ بفرمایید. شوخی میکنی، مگه نه؟
نه.
باید یه تغییراتی ایجاد بشه. من نمیتونم با یه آدم مست زندگی کنم.
کندی، پایین بمون!
راوی: امشب در "دیدهبان سوم"
مثل اینکه پدرت داره سکته قلبی میکنه.
درد قفسه سینه داری؟ وقت رفتن منه.
نه، نیست. باشه؟
چارلی. بعد از کار بیا. با هم گپ میزنیم.
انقدر مدت طولانیه که ازدواج کردی،
که حتی نمیفهمی یکی داره بهت نخ میده.
خبر رسیده که میخوای با IAB از اون پاانداز حمایت کنی.
پول رو گرفتی؟ اگه بگم نه، باورم نمیکنی.
چارلی، چرخیدن روی تخت حالتو بد میکنه.
حالم خوب نیست. میدونم که نیستی.
بگیرش.
آخ. یالا. بیا تمیزت کنیم.
فرد؟
باید چارلی رو حموم کنم و برای کار دوش بگیرم.
فرد: باشه، باشه.
یوگی خیلی کثیفه. باشه. اونم حمومش میکنیم.
غرق میشه!
میدونی چیه؟ چطوره یوگی رو توی سینک حموم کنیم؟
این چطوره؟ باشه.
باشه. و بیا ببریمت توی وان.
یالا، فرد. من باید برم دستشویی.
من بودم چند دقیقه صبر میکردم.
حداقل میتونستی یه پنجره رو باز کنی.
مگه قرار نبود برای راکتبال محافظ چشم بزنی؟
آره. ولی چون دختر بود نزدی؟
اون پنج روز در هفته بازی میکنه.
انقدر بده؟ فقط چسب زخم رو بذار.
باشه. مراقب باش.
بازم میخوای بسکتبال بازی کنی؟
این جلوی منو نمیگیره که پلیسها رو لت و پار کنم.
تروا رو هم به عنوان یار کمکی بیار. مرکز پیام: آدام-۵۵۳، اعزام بشید.
کارگر داخل ماشین در دورست، خیابان ۱۴۴ و کینگ گیر افتاده.
بوی-۵۵۳، در حال اعزام. شرط میبندم شوت پرشی عالی داره.
وای خدای من. تو چقدر خل و چلی!
اون پلیسا امشب جام کملات رو برمیگردونن.
زیادی مغرور نباش. اونا پارسال ما رو ۶۰-۴۵ بردن.
ولی اون بدون سلاح سری ما بود، تایرون دیویسِ ۶ فوت و ۴ اینچی!
من انقدر خوب نیستم.
وقتی من و دیویس بازی کنیم، آرنجها پرواز میکنن.
حالشون رو میگیریم. ببین کی اینجاست!
کندیمنه!
کندیمن: چطوری؟ کندیمن اومده. آقای شیرینیها.
حالت چطوره؟
پا تقریباً مثل روز اول شده. خیلی بده که نتونستم از کارافتادگی کامل بگیرم.
جام کملات امشبه. آماده بازی هستی؟
باسکو، اسمیتی رو گذاشته جای تو. چی داری میگی!
اگه آماده باشی مال توئه. کاملاً درسته.
چیزی رو که تو سرعت برای ضدحمله از دست دادم، تو هیکل برای پیک به دست آوردم!
Bucket Boys ها بیان جلو! آروم باشید. وقت آمارگیریه.
خوشحالم که حالت خوبه. بهتر از خوب، جوجه.
من پین تیتانیومی و پیوند سیلاستیک دارم. من بایونیکم، عزیزم.
ابزارها رو آوردن.
اون داخل میکسر داشت تیغهها رو تمیز میکرد که دستگاه روشن شد.
فهمیدم، رئیس. برو.
چی داریم؟ یه مرد تو یه ماشین گیر کرده.
از این طرف! زخمی شدی؟
نه، این خون دنیه.
تایمر اتوماتیک خراب شد. وقتی اون داخل بود، روشن شد.
الان دستگاه خاموشه؟ آره.
باید برق همه دستگاهها قطع بشه.
اسمش دنی روخوئه. چیز سمیای هست که نگرانش باشیم؟
نه.
پاهام!
جیمی، اینا رو بذار.
بابی: کاف فشار خون. میتونید بیرونش بکشید؟
باید کیسههای هوا رو زیر این تیغهها بذاریم.
پاهاشو محکم کنید. میتونیم چرخدندهها رو باز کنیم؟
نه. ثابتن. جیمی: یه چکش بده.
بابی: فشار ۹۰ روی ۶۰. نبض تا ۱۲۱ پایین اومده.
باید خونریزی رو متوقف کنیم. درد میکنه. یه چیزی به من بده.
نمیتونیم. فشار خون خیلی پایینه. منو بکشید بیرون!
رئیس: چقدر طول میکشه تا بازش کنید؟ تاحالا این کارو نکردم. ساعتها.
انقدر وقت داریم؟ نه.
خونریزی بند نمیاد. جیمی: گیر کرده.
داره از خونریزی میمیره.
رئیس، به جراح اورژانس زنگ بزن. ممکنه مجبور بشیم پاهاشو قطع کنیم.
نه! خوبم.
به من گوش کن. این اتفاق نمیافته.
یکی کیسههای هوا رو بیاره!
وای، اینا عالین!
من فقط به یکیشون نگاه میکنم، پنج پوند چاق میشم. چیه، کرم نواری داری؟
فقط متابولیسم بالایی دارم. نیکول سیستم ایمنی بدنم رو فعال کرده.
سیستم ایمنی بدنت؟ جام کملات داره برمیگرده خونه!
فقط یه جام قدیمی و قُرو شدهست.
یه چیزی تو موهاته.
اوه، لعنتی. لعنت بهش! استفراغه!
چارلی امروز صبح بالا آورد. من تمیزش کردم.
فرد هیچ کمکی نکرد. من دوش میگیرم و شروع میکنم به رفتن...
غافلگیری! وزوویوس دوباره فوران میکنه.
اه. نمیتونم صبر کنم بچه دار شم.
کارم به اینجا کشیده!
میتونم راه برم و کسی متوجه بالاآوردگی تو موهام نشه!
خب، شل شد. بزن بریم بلندش کنیم.
بیا این چرخدندهها رو محکم کنیم.
سعی میکنم چرخدندهها رو از هم باز کنم، تا اهرم بیشتری بگیرم.
نذارید پاهامو ببرن. درت میارم بیرون.
دو تا پسر دارم، یه زن. باید کار کنم، توروخدا.
نمیذاریم این اتفاق بیفته.
رئیس: حالش چطوره؟ فشارش با سرم بهتره.
رگهاش داره منقبض میشه. فشار خونش پایدار نمیمونه.
یالا!
تکون نمیخوره.
باید از هم ببُریمش. جراح داره میاد.
ما میخوایم سالماً بیاد بیرون. آتشنشانی مسئول بیرون آوردنشه.
وقتی درش آوردیم، مال شماست. اون پاشو میخواد!
معلومه که میخواد. انتخاب خودشه.
میمیره! شاید هم ترجیح بده.
وقتی جراح اومد، میبینیم. هنوز نرسیده. برید سر کارتون.
برید اون کاترها و جک هیدرولیک رو بیارید.
اینجا به پایههای نگهدارنده بیشتری نیاز داریم.
کجا میریم؟ نیکول برام لباس کنار گذاشته.
چی، الان اون داره بهت لباس میپوشونه؟ هی! مفتخوری!
بهتره حواست باشه. بعدی کلاس آداب معاشرته.
اوه!
اون اینجا کار میکنه؟ خودش صاحاب اینجاست.
بعد از شما. ممنون.
من بیرون منتظر میمونم. چی؟
من بیرون منتظر میمونم. نه، نمیمونی.
به من اعتماد کن. یه نگاه بنداز.
اینجایی که.
مم.
اوه، زرهتو پوشیدی. ممهوم.
فیث، درسته؟ درسته.
این پلیس منه. زن ۱: سلام.
زن ۲: حالت چطوره؟ باسکو: سلام.
کاپوچینو میخواید؟ کاپوچینو عالی میشه.
میتونیم چند تا کاپوچینو داشته باشیم؟ ممنون.
اینا لباسای نمایش ترانک شوه. هرچی دوست داری بردار.
آره؟ آره.
فیث، تو هم چرا چیزی انتخاب نمیکنی؟
اوه، نه. ممنون. یه کمی زندگی کن!
من خوب زندگی میکنم، باس.
تو سایز ۶ هستی؟ من سایز ۸ هستم.
منم همینطور. یوکاس: اِم.
من نیازی به لباس کوکتل ندارم. ولی از فکرت ممنونم.
از نظر لباس مشکلی ندارم.
خب، پس این چطوره؟
این خوبه.
کارلوس: داشتم پرتابای سه امتیازیمو تمرین میکردم. میتونیم از یه امتیازگیر از خط سه امتیازی استفاده کنیم.
نمیتونم صبر کنم تا باسکوْرلی رو از پا دربیارم.
روی راجرز مال ماست؟ احتمالاً. شما ما رو صدا کردید؟
بله قربان. کارلوس: مشکل چیه، رفیق؟
دیشب حسابی مست کردم. الان یه سردرد دارم که از شرش خلاص نمیشم.
یه پیچگوشتی تو سرته. بله قربان، متوجه شدم.
کی اتفاق افتاد؟ نمیدونم. وقتی بیدار شدم دیدم هست.
سرتو تکون نده. میتونم بچرخونمش و هیچ اتفاقی نیفته.
هر دو: نه، نه! میبینی؟
فقط فکر کردم بهتره به شما پسرا زنگ بزنم.
با بازی تو، ما میبریم. آتشنشانی سه ساله که پشت سر هم برده.
من اونقدرها هم خوب نیستم. من بازی تو رو دیدم.
کِی؟ وقتی بابات مربی بود.
۱۲ سالم بود. استعداد ذاتی از بین نمیره.
اینجاست. فکر کردم رد توی زندانه. خبر بده.
دیویس: گوشه جنوبی آدام و ۱۲۹.
وایسا! کارم باهات تموم نشده!
یوکاس: از ۱۲۹ دور میزنم! سالی: بگیرش، باس!
۵۵-دیوید در تعقیب پیاده. به سمت جنوب در آدام، ۱۲۹، ۱۳۰.
۵۵-چارلی. به یه آمبولانس در آرتور، از ۱۲۹ تا ۱۳۰ نیاز داریم.
آخ، لعنتی!
دیدی کجا رفت؟ کندیمن: کیه؟
رد، داره دخترشو کتک میزنه. تو از اونور برو، من از راست میرم.
باشه. برگرد ته کوچه.
باشه.
کندیمن: ۵۵، کد ۳.
مظنون رو توی حیاط، در ۱۲۹ و هیل، گرفتم.
هی، وایسا!
باسکو: دستاشو بیار پایین.
رد: رفیق، داری دستمو میشکنی.
آخ!
باسکو: حالت خوبه، یوکاس؟ آره، عالی. کندی؟
حرومزاده زد تو دماغم.
لعنتی! وای! اولین روز برگشت.
پولامو برداشت. خفه شو!
دو تا ۱۰۰ دلاری تو جیبم بود که برداشت. کندیمن: کِی، ها؟
وقتی روی زمین غلت میخوردی یا وقتی دماغم رو خونی کردی؟
کی میبرش؟ کندیمن: من میبرمش.
ماشین پلیس ما بیرونه. باشه.
جیباشو بگرد. پولامو برداشت، رفیق.
پول چی؟ کدوم پول؟
ما فقط... دیویس، کدوم پول؟
سالی.
دیویس، بریم.
وای.
تنها شکایتش یه سردرده. علائم حیاتیش پایداره.
معاینه عصبیش کاملاً طبیعیه. اسمش چته.
اون پیچگوشتی چقدر اونجاست؟ نمیتونم بگم. میتونم بچرخونمش.
همه: نه، نه، نه!
ببرینش بخش تروما.
یه کاندیدای جایزه داروینه. چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.