The first 200 lines.
.خودشه
« تِل آويو » « پنج سال پيش »
اينا چيه؟
يه سري چيز ميزه که براي ،روز مبادا گذاشتمشون اينجا
.که اگه نتونستم برگردم خونه استفاده کنم
.هيچ کس حتي نميدونه وجود داره يا نه
.پس هفته ي بعد توي "جاکارتا" ييم
.آره
ولي بايد مطمئن بشي .که کسي تعقيبت نميکنه
...اين آدما تا دستشون به اين نرسه
.متوقف نميشن
ميخوايد من کاري بکنم؟
.نه
.ترتيب همه چي داده شده
.بيا بريم
نميخوايد بهم بگيد
،توي اون پرونده چي بود پرفسور "شيلينگ"؟
.سم"، توي جاکارتا ميبينمت"
برام مهم نيست که .اجازه نامه ي کي رو ميخوايد
.يه کاري کن بشه - .واي، واي، واي -
...با مشتريا سخت نگير .بايد باهاشون کار کنيم
...اين دفعه سر چي بود مرغ، گوشت؟
.گوجه فرنگي - ...گوجه فـ -
،من سه تا جعبه ميخوام
و همچين رفتار ميکنه انگار .که اصلاً گوجه فرنگي پرورش نميدن
،خيلي خب، اينو اشتباه برداشت نکني
ولي تو يه ذره ،امروز بيشتر استرس داري
و فقط داريم درباره ي گوجه فرنگي حرف ميزنيم ديگه، درسته؟
حالا که "ليزي" رفته چطوري ميخوايم اينجا رو بچرخونيم؟
ميخوايم کيو رئيس کنيم؟
،خيلي خب عزيزم ميدونم اين آسون نيست، خيلي خب؟
.ميدونم دلت براش تنگ شده - .موضوع اين نيست -
اين مهمه که براي کارمون .اون چقدر مهم بود
،خب براي اين کار چرا شروع نميکنيم
با چندتا مدير آشپزخونه مصاحبه انجام بديم؟
.بذار اينطوري ادامه ش نديم
ليزي" وقتي برگرده" .هنوز به کارش نياز داره
اگه برنگرده چي؟
،"استيون" تا حالا اسم اون گروه به گوشِت خوره؟
.اون برميگرده
،اين شغل رو به کسي نميديم .ديگه بحث رو ادامه نميديم
،ميدونم وقتي ميگي "بسه ديگه بحث رو ادامه نميديم"
،يعني اينکه ديگه نبايد حرف بزنيم ...ولي اين
...خيلي خب، پس، باشه .بحث رو تموم ميکنيم
اينا چيَن؟
نشونِ لاي کتاب؟
.اينا بليط هواپيما براي "آتن" هستن
به اين معني نيست که .نميشه براي نشونه لاي کتاب مناسب نباشن
،"خيلي خب، "سامانتا بلوم
اين ديوونه بازي چيه داري در مياري؟
.عذر ميخوام
.حق با تو بود
شايد از وقتي "ليزي" رفته يه مقدار .به خودم سخت گرفتم
،و شايد داره زيادي بهم استرس وارد ميکنه
...بنابراين فکر کردم
.يه تعطيلاتي بريم
.و "شاو" هم موافقت کرد پولش رو بده
داري باهام شوخي ميکني؟ ما، توي "آتن"؟
اونم با پول "سي.آي.اي"؟
.عذرخواهيت قبول شد
« تِل آويو »
!تکون بخوريد - !تکون بخوريد، تکون بخوريد، تکون بخوريد -
!بريد، بريد، بريد، بريد - !تکون بخوريد -
!هي - !واو، واو -
!بريد بيرون !تکون بخوريد
!بريد بيرون - !بريد، بريد -
!بريد بيرون
،بيا امروز تو تخت بمونيم
...سرويس اتاق مياد
.کلوچه که روش توت فرنگي باشه مياره
.خيلي دوست دارم
پس من امروز رئيسم
بعد از اينکه ديروز رفتي .اين بازار دست دوم فروشا خريد
.واي
.من که مشکلي ندارم
...چهار روز ديگه بدون مشغله ي فکريِ رستوران
!عاليه - ..."بدون مأموريت "سي.آي.اي -
.نه - ..."بدون "شاو -
.منظورم اون کسيه که نبايد اسمش رو برد
.چيزي نيست عزيزم
،من که خيلي آرومم .حتي اسمش هم منو اذيت نميکنه
تلفن توئه يا مال منه؟
.مال جفتمونه
الو؟ - الو؟ -
،شما دو تا هنوز توي آتن هستين .مطمئنم
آره، چرا؟
.خوبه، نزديکين
نزديک به چي؟ - ."تل آويو" -
زنگ زدي بهمون درس جغرافي بدي؟
.ما سريعاً به شما تو اسرائيل نياز داريم
تروريست ها يه هتل توي .تل آويو" رو محاصره کردن"
هنوز نميدونيم اونا کي هستن ،يا چي ميخوان
،ولي مهموناي زيادي تو اون هتل هستن
.که شامل آمريکايي هام ميشه
.يه هواپيما منتظرتونه
.وقتي فرود اومدين اطلاعات بيشتري بهتون ميرسه
.اميدوارم تعطيلاتتون خوش گذشته باشه
...آم
.گزارشا ميگن که 5 تا گروگان گير اون تو هستن
...اونا سريعاً تمام سيستم هاي ارتباطي رو بستن
،تلفن هاي هتل ،تلفن مهمونا رو
.دوربين هاي امنيتي
،حالا، بطور کلي 50 تا گروگان هستن
،که 14 تاشون از شهرونداي آمريکايي هستن
و فکر ميکنيم که اونا رو توي
.سالن رقص طبقه اول نگه داشتن
ببينم دقيقاً "شاو" اشاره نکرد که چرا دارن "سي.آي.اي" رو ميفرستن؟
.بيخيال، خودتون ميدوني واسه چي
،اگه هر کسي بتونه اين ولوشو رو تموم کنه ،اون "استيون بلوم" ـه
."با يه کمک کوچولو از طرف خانم مأمور "بلوم
واقعاً انتظار داري اينو باور کنيم؟
.آره .حقيقت همينه
اينم درسته که شماها تو نزدي .اينجا، تو "آتن" بودين
ميتونم بهتون يادآوري کنم زمان اين يکي داره تموم ميشه؟
کدوم يکي؟ - ..."شين بت" -
.نيروي قانونيِ محلي
،اگه "شين بت" پاش باز بشه .عمراً کوتاه نميان
.آره، واقعاً عمراً کوتاه بيان
،حتي اگه بتونيم عمليات رو هماهنگ کنيم
.شين بت" از ما دستور نميگيره"
...که بخاطر همين ،و مطمئنم از اين خوشتون مياد
...چونکه بهترين بخش مأموريته
،يه برنامه نوشتم به سيستمشون نفوذ کنه
،اطلاعات رو هماهنگ کنه .که شما ها هم بتونيد بريد تو هتل
واقعاً قکر ميکني ميتوني از نيروي پليس اسرائيل بگذري؟
.آره، آره. آره
.مثل بقيه مأمورها منم پايگاه رفتم
،و اگه اين کافي نيست ،آکادمي هم رفتم
.تونستم تمام اطلاعات رو پيدا کنم
واقعاً؟ - .آره، واقعاً. ببينم من...نه -
.نتونستم .حتي نزديکش هم نتونستم بشم
ولي با کمترين مقدار لازم براي
،سازگاري برنامه ها رو پيدا کردم .که خودش خيلي کار بزرگيه
،خيلي خب چطوري ميخوايم بريم تو؟
،يکي از ماها از در جلويي ميره تو
.سر يکي تروريست ها رو مستقيماً گرم ميکنه
اون يکي هم ميره سراغ اسلحه ها
که بتونيم يه عمل گاز انبري و .سريع رو پيش ببريم
.همه آروم باشيد
تا موقعي که زوج "بلوم" از تعطيلاتشون .برگردن من اينجا رئيسم
.لازم نيست بترسيد .داريد خيلي خوب کار ميکنيد
.خودت باعث ميشي بيشتر آدم بترسه
آنا"، بنظر ميرسه با اين" .تصميمي که گرفتن مشکلي داري
.آروم باش، لاغر مردني
.اوه، نه
.همتون بايد بريد، همين الان
.نميتوني همينطوري بيايي تو و همه رو اخراج کني
ميتوني؟
از اونجايي که ميتونم يه هفته همتون رو
،با يه بسته ي الحاقي بفرستم خونه
راستش رو بخوايد با
...يه هفته تعطيلات ميفرستمتون خونه
.اين دستورا از طرف زوج "بلوم" بودن
.صبر کن، ثبر کن چي شده؟
.يه مأمور بهداشت قراره بياد اينجا رو بازديد کنه
و اگه ببينه که همينطوري داري عين بارون ،تو خوراکِ خرچنگ عرق ميزي
.فکر نميکنم حتي به درجه "الف" هم فکر بکنه
...پس بريد
...همتون
!همين الان
.انجام شد
.من متنظر تماس هاي بعدي ميمونم
.هنوز خبري نيست
.تمام خط ها رو باز بذار
چيکار داري ميکني؟
.چيزي نيست. من پليسم
.توي هتل تير اندازي شده
.با اورژانس تماس بگير
..."سلام، نيروي امداديِ "ام.دي.اي
...بله .يه دکتر ميفرستم به محل
.سريع ميرسه اونجا
...ميخوام يه منطقه اندازه ي 2 تا خيابون رو گسترش بدين
.از همه سمت هتل... .ميخوام تيم خبري هم آماده باشه گزارش بده
.هيچ کس بدون اينکه به من خبر بدين نه بيرون ميره نه ميره داخل
!بشينيد
بايد ياد بگيري چطوري .گروگان ها رو به حرکت بندازي
کسِ ديگه اي ميخواد قهرمان بازي دربياره؟
تو حالت خوبه؟
.آره، من خوبم
،عزيزم، ببين .بيا اينجا
.تو توي سيستم خدمات پزشکي دوره ديدي ميتوني اين کار رو بکني، باشه؟
.هر روزي که بخواي زندگيم رو ميذارم تو دستات
.اون تو ميبينمت
شما کي هستين؟
.دکتر - .خوبه -
تعداد نامعلومي از تيراندازي به گروگان ها داريم
...تو طبقه اول .وضعيتشون معلوم نيست
از افراد ما يا اونا؟
.بذاريد حدس بزنم...نامعلومه
.بايد بگم هيچگونه ديدي نداريم
فقط ميدونيم گروگان گيرها ،چي بهمون ميگن
،و الان هم خيلي چيز زيادي بهمون نميگن
.غير از اينکه به يه دکتر نياز دارن
تقاضايي کردن؟
سياستشون واست مهمه؟
.ببخشيد .عادت هاي قديمي
من دوره ي دکتريم رو .توي نيروي ويژه گذروندم
آه، خوبه، چونکه به اون .تمرينات که انجام دادي نياز داري
،به محض اينکه از اون خط بگذري .خودتي و خودت
!بذاريد رد بشه
No comments yet. Be the first to leave one.