Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Third Watch - 2x08 - Know Thyself DVDRip SAiNTS
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 8 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Published on: 2025-11-21
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

گوینده: قبلاً در نگهبان سوم...

روابط خوب بر پایه اعتماد و ایمان بنا شدن.

مشروب خوردی؟ یه کم.

فیت: نمی‌دونم این بچه رو می‌خوام یا نه.

فرد چی می‌گه؟ این تصمیم فرد نیست.

فیت: مورالس گفت به خاطر کتک‌کاری، باید تخمک رو از جا درآورده باشه.

متاسفم. بچه‌م سقط شد.

چی؟ دکتر می‌گه که بعضی وقتا...

از شدت ضربه، می‌دونی، این اتفاق می‌افته.

مسابقه می‌دی؟

فقط با خودم.

آژیر رو روشن کنم؟ نه.

فیت: لعنتی. می‌خوام از آژیر استفاده کنم.

نه. لعنتی، باسکو، زود باش.

زن: خب، حرکات ژیمناستیک دانش‌آموزان ابتدایی سنت‌جان تموم شد.

یه رول جلو دیگه داریم.

پشتک قشنگی بود. بله.

خیلی خوبه. خب. حالا می‌خوایم چرخ و فلک بزنیم.

دختراى روزولت، اون طرف.

مری الن اوکانل، سینتیا کوپر و روکسی مارکت.

بفرمایید، کنار دیوار صف بکشید.

و از ابتدایی سنت‌جان...

جیل اشمات، لوسی گوتیرز، امیلی یوکاس رو می‌بینیم.

امیلی یوکاس نفر اوله. زن: و پائولا شفرد.

آره.

زن: خب، دخترا، شروع کنید.

یواش‌تر.

نمی‌دونم چرا بهش می‌گی می‌تونیم برسیم.

وقتی می‌دونی ما که سر کاریم.

باسکو: تموم شد.

دیر رسیدیم؟

لعنتی، فرد.

چی؟ مرکز اجتماع بود.

بازی خارج از خانه بود؟

فرد: تو عالی بودی، عزیزم.

هی، سلام.

سلام. خیلی متاسفم. من رفتم مدرسه‌تون. نگفتی اینجا برگزار میشه.

چطور بود؟ یه جایزه برد.

یه جایزه برد؟ تو بردی؟ کجاست؟ اینه؟ بذار ببینم.

به همه یکی دادن.

ام، واقعاً متاسفم، باشه؟ واقعاً برام سخته وقتی سر کارم اینجا باشم.

مهم نیست. اون عالی بود.

چطور یادت رفت بهم بگی؟ بهت گفتم.

گوش نمی‌کردی. زن: ۱۰-۵۳ گزارش شد.

با جراحات در منطقه ۵۵. یک-یک-پنج-دو-سه.

پنج-پنج دیوید. یک-یک-پنج بین دو و سه. کار ماست.

باید برم.

بهت گفتم کجا بود. نه، نگفتی.

ام، خیلی بهت افتخار می‌کنم، باشه؟ عالی بودی، ام.

مطمئنم که از تلاشت برای رسیدن به اونجا قدردانی کرد.

صورتشو دیدی؟ ازم متنفره. تو کار می‌کنی. اون می‌فهمه.

یازده سالشه. اگه الان نفهمه، بعداً می‌فهمه.

وقتی خودش یه مادر شاغل بشه.

فکر افسرده‌کننده‌ایه. امیلی داره جون می‌کنه.

تا شوهرش و چند تا بچه رو تامین کنه.

تو یه مادربزرگی.

این دیگه چه کوفتیه؟

باسکو: وای.

داک: هی، باسکو. کمکمون کن. اینجا بهت نیاز داریم.

داک، این دیگه چه کوفتیه؟

داک: ERG رو چک کردیم. فقط صابون مایعه.

لعنتی، صابون رفت تو چشمام. داک: بیا اینجا، بیا.

تیم HAZMAT داره میاد.

باسکو: صابون مایعه. بابی: داک!

بلند کنید، بلند کنید، بلند کنید. چه بلایی سرش اومده؟

داک: آره، یه کامیون چراغ قرمز رو رد کرده، زده به یه اتوبوس.

فیت: اون تنها قربانیه؟ داک: مطمئن نیستم.

بابی: می‌رم یه نگاهی بندازم.

داک: بابی، تو و کیم چرا اتوبوس رو چک نمی‌کنید؟

هی، نمی‌تونی اونجا وایسی.

هی!

زود باش. می‌گم از اونجا گورتو گم کن.

آخ! لعنتی.

خنده‌دار نیست. لعنتی.

فیت: آخ شدی؟ باسکو: ازم دور شو.

اردک پلاستیکیتو می‌خوای؟

ژاکتم پاره شد، لعنتی. خراب شد. باس؟

باسکو. لعنتی.

باس. چی؟

اون یونیفرم رایکرز نیست؟

هی، فیت، بهتره بیای اینجا!

یوکاس! باسکو! فیت!

بابی: همین الان پلیس!

۱۰-۱۳. تصادف بین ۱۱۵ بین خیابان دوم و سوم.

اتوبوس زندانی‌ها واژگون شده. زندانی‌ها دارن فرار می‌کنن.

زندانی‌ها دارن فرار می‌کنن. بابی: اتوبوس زندانی‌هاست!

فیت: اتوبوس زندانی‌ها در تقاطع دوم و سوم واژگون شده.

زندانی‌ها دارن فرار می‌کنن. تکرار می‌کنم، زندانی‌ها دارن فرار می‌کنن.

اورن. اورن لمبرت، از دویدن وایسا!

کمک، یه زندانی اسلحه‌م رو گرفته.

باسکو، پشت اتوبوس بهت نیاز دارم.

مرد: پام گیر کرده. نمی‌تونم تکون بخورم. فکر می‌کنی اگه می‌تونستم، هنوز اینجا بودم؟

لعنتی. برو اون بالا. انجامش بده.

نگهبان: باشه. همه آروم باشید.

چتونه؟ انجامش بده. هر دوتاتونو می‌زنم.

بدو. چتونه؟ برید.

برو پایین.

خوبی؟ نگهبان: آره.

فیت: متاسفم که زودتر بهت خبر ندادم.

سالی: بیرون کلی اتفاق افتاده بود.

تای: به نظرت چقدر طول می‌کشه این کف‌ها رو جمع کنن؟

باسکو: باید ساکنین رو

از اون ساختمونای دولتی می‌کشیدیم بیرون و حسابی می‌شستیمشون.

اوه، سلام. این دیگه چیه؟

مطمئنی برای من نیست؟

من خودم کلی طرفدار دارم، دیویس. تو دنبال مال خودت می‌دوی، ولی مال من دنبال منن.

"موریس

این رو به نشونه علاقه من قبول کن."

امضا نداره.

به نظرت از طرف کیه؟

باسکو: هوم. نل؟

شاید نلی باشه. جانیس؟

شاید جانیس باشه.

الکسیس.

سالی، یه بو کن؟

ها؟ دیویس؟ نه، ممنون، مرد.

من از قبل می‌دونم دوست‌دخترات چه بویی میدن.

به نیروی اضافه نیاز داریم. هرکی شیفت اضافه می‌خواد، بیاد پیش من.

آره، اضافه کار لازم دارم. دلم می‌خواد یه بار دیگه لامبرت رو گیر بندازم.

اون کدومه؟ اون بی‌ناموسی که گرفتیمش.

تو یه زمین بازی پر از بچه‌های کلاس سوم.

پایه‌ای، سال؟ سالی: نه، خودت تنهایی برو.

به فرد زنگ می‌زنم.

مرد: همه واحدها مراقب هفت زندانی فراری باشید.

شماره یک، جری "کرکر" راکول. مرد، سفیدپوست، ۳۲ ساله.

قد ۶ فوت، سر تراشیده، ۲۱۰ پوند.

چند بار دیگه باید به همین توضیحات گوش بدیم؟

تو باید رانندگی کنی. این‌جوری اگه یکیشون رو دیدیم، من می‌تونم بپرم بیرون و دنبالش بدوم.

منم مثل تو سریع‌ام. ها!

تو کلاس پنجم، من از هر پسر دیگه تو کلاسم سریع‌تر بودم.

معلمم گفت حتماً کرنومتر مشکل داشته.

پس دوباره دویدم.

خب چی؟ خیلی شاکی شدم.

بار دوم سریع‌تر دویدم.

تو منطقه ۵۵، ده سی. پنج-پنج-هفت-پنج یورک.

در خیابون ۱۱۰، واحد به محل بره. پنج-پنج دیوید در راهه.

اون پسره مغازه اشتباهی رو انتخاب کرده. بهت قول میدم.

اونو من می‌برم، آقای بودرو. با دستبند به سمت رودخونه فرار کرد.

کدوم یکی از اینا اونه؟ اون احمقه.

سروان: ترنر. چیزی که من می‌خوام بدونم اینه که

کی گند زد و گذاشت فرار کنن؟ نمی‌دونم بهتون واسه چی حقوق میدیم.

شما که اونقدر هم حقوق نمیدی.

واسه این کار مجوز داری؟ داری اذیتم می‌کنی الان.

این یعنی نه.

هشت واحد کنار رودخونه داریم. شما دو نفر برگردید به گشت‌زنی به سمت غرب.

می‌خوام که... بریم سمت اکسکالیبر.

لامبرت اونجایی نیست که گرفتیمش.

آره، معلومه که هست. اون مرد یه جورایی وسواس داره.

باسکو: ما قراره کل شب همینجا بشینیم؟

فیت: چی، جای بهتری داری بری؟

خورشید دیگه داره درمیاد.

واقعاً غمناکه، نه؟ یه نفر ساعت ۵ صبح از یه نمایش خصوصی بیرون میاد.

صورتت مشکلی داره؟ چی؟

چون هی داری می‌خارونیش. می‌خاره.

لامبرت خیلی وقته که رفته.

زمان تو چقدر بود؟

کلاس پنجم؟ اصلاً یادم نیست.

من همیشه سریع بودم. خوش به حالت.

خیلی سریع. عالیه.

باورم نمی‌کنی؟ مطمئنم مثل یه غزال بودی.

باهات مسابقه میدم.

همین الان؟ از چی می‌ترسی؟

از تو که مطمئناً نمی‌ترسم.

بیا بریم. باسکو، ما همین الان ۱۶ ساعت کار کردیم مثلاً.

اوهوم.

بیا بریم، بروس جنر. بیا بریم.

من بردم. چی شد؟ عضله‌ت گرفت؟

لهت کردم.

فکر کنم. کی برد؟ تو بردی.

همین رو حدس می‌زدم. تو بردی.

سلام.

سلام، مامان.

مرد: کجا میری؟ لاین-او به خواب نیاز داره.

زن: تو این سفر کلی فرصت برای خوابیدن داره.

فعلاً، مهم اینه که به جاگا تو عرشه پرواز ملحق بشیم.

مرد: هیچی مهم‌تر از استراحت یه پسر بچه نیست.

فیت: سلام.

چی، امروز سر کار میری؟ هر سومین شنبه.

پس فکر کنم من دیگه خواب ندارم؟

دیروز بهت گفتم. درست مثل مسابقه امیلی.

من تا ساعت ۴ سر کارم. بچه‌ها رو ببر خونه هالی.

من از اونجا میارمشون. کلیدای منو دیدی؟

این روزا جلسات ترک اعتیادت کجاست؟ اونجا، مرکز کاردینال اسپلمن.

اونجا که همه تخته‌کوب شده.

من مشروب نمی‌خورم، فیت.

پس نرفتی؟ میشه بعداً راجع به این حرف بزنیم؟ دیرم شده.

کی دیگه نرفتی؟ بعداً، باشه؟

پس دیگه درباره چی دروغ میگی؟ امشب که اومدی خونه حرف می‌زنیم.

اون کجاست؟ کی؟

دوستت جانی واکر. هیچ بطری‌ای اینجا نیست.

فرد، کجاست؟ پیداش می‌کنم. هیچ بطری‌ای نیست، فیت.

مرد ۱: حتماً، جاگا. قسم می‌خورم. یعنی...

برید تو اتاق‌هاتون. چرا؟

فقط برید تو اتاق‌هاتون.

مرد ۲: می‌بینم که اسمی از اسنارف پیر نیومد.

چی گم کردی؟ کمکت می‌کنم پیدا کنی.

مگه بهتون نگفتم برید اتاقتون؟

امیلی: بیا دیگه، چارلی. بیا بریم اتاقمون.

زن: پنج تا فراری هنوز تو شهرن. حواستون حسابی جمع باشه.

هر چی بیشتر بگذره، احتمال اینکه پیداش کنیم کمتر میشه. هی یوکاس. اینا رو پخش کن.

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left