The first 200 lines.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
امم..
فقط 4 بازی با اختلاف 500 دارن
امشب بهترین بازیکن رو دارن و برنده میشن
اون رکورد 5-2 داره
که بهترین میانگین امتیازات لیگ رو داره
اولین پرتاب ساعت 7:05 در مرکز زمین
و این به نظر خوش بینانه است...
صبح بخیر چیزی برای گرو گذاشتن داری؟
میخواستم ببینم میشه یه نگاهی به اینا بندازی؟
- اینارومیگم - هوم، باشه
جای درستی اومدی
- میشه؟ - اوهوم
به نظر میرسه شما اصل دوبلون طلای اسپانیایی دارید
این سپر اینجا می بینید؟
اوهوم
این هربار تضمینش میکنه
دوبلون اسپانیایی، پس اونها کمیابن؟
اوه دوبلون ها خیلی وقته پیش ساخته شدن
بعضی هاشون واقعا خیلی کمیابن
اینها،فکر کنم
...برای 1700 ولی
ولی چی ؟
معمولا می تونم بگم کجا ساخته شدن
ولی اینها رو نه
فکر میکنی دزدی هستن؟
چرا؟
فکر میکنی دزدی ان؟
یادته تو گذشته چطوری آشنا شدیم تونی؟
اینقدری بودی
شایدم نه
مدت زمان زیادی گذشته
ولی حالا نگاهش کن
وقت پردیسکو ات هم نزدیکه
پردیسکو ؟ اون چیه؟
برو به مارمِلاد غذا بده
باید با مهمونمون صحبت کنم
...ولی
میخوام با مهمونمون خصوصی صحبت کنم
به نظر میرسه زیاد با دخترت چیزی در میون نمیذاری
الان فرق میکنه اون میخواد دوست داشته باشه
اینترنت، آزادی
دلیل بیشتر برای اینکه پردیسکو رو انجام بدی
که ذهنیتش رو عوض خواهد کرد
که ببینه از کجا اومده
چرا اینجایی؟
برای دیدن لاما؟
من نمی تونم انتخاب اولت باشم
چرا انقدر فروتنی؟
تو تجربه داری
این یه ماموریت ویژه است
تازه باید مفتخر هم باشی
پسرشه
پیداش کن
اون بهت اعتماد داره که به این قضیه رسیدگی کنی...
تونی با خودت ببر اون آماده است
وقتش رسیده - این تصمیم منه که باید بگیرم -
واقعا؟
تو همسن اون بودی وقتی اپی به اولین سفرت ببردت
داری میگی اشتباه کرد؟
اون مثل من نیست
آره شاید
ولی اون فقط دخترت نیست
اون نفر بعدیه
نمی تونی تردید کنی این خیلی مهمه
فداکاری که میکنی قدرانی میشه
توسط همه ی ما
نمیخوام با خودم ببرمش - نه؟ -
...خب اگه تو با خودت نبریش
خب شاید من با خودم ببرمش
هی
لباس هایی که میخواستی رو گرفتم
مرسی عزیزم
اینها از مارشال نیستن
مشکل مغازه تریف چیه؟
بیا از لباس های مایکل بهش بدیم
مطمئنم اندازه اش میشن - آیرین بهت گفتم نمیخوام اینکار کنم -
اون می تونه چیزی که خریدم رو بپوشه
باشه
ولی این رفتار که مثل زندانی ها که باهاش داری رو تموم کن ، باشه؟
میبینم بالاخره بیدار شدی - صبح بخیر -
حالت چطوره؟
بهترم
خب خوشحالم می بینم سرپایی
ام راستی یه چیزی
...ام
من خیلی گشنمه
پنکیک سیب زمینی
- و سوسیس - اممم
اشنایتزل چیه؟
یه جور کتلت، گوشت کوبیده و سرخ شده با نون آبگوشتی ، خیلی خوشمزه است
خیلی خب، یکی از اینا لطفا
- ممنونم - اشتهای سالمی داره
بعدی کیه؟
من دو تا تخم و سوسیس بوقلمون
و آب پرتغال
میشه برامون یه بشقاب از ایپرکات کلاچیس بیاری؟
تو الان چند ماهه صبحونه نخوردی
امروز اشتها داشتم
فقط قهوه نمیخوام ورشکسته بشم
خب
هیچ خاطره ای به یاد نیاوردی؟
یادت نمیاد
چرا تو ایلینوی هستی
یا قبلا چیکار می کردی؟
فکر کردی کی میخوای بری؟
چیه؟
اوه، به ذهن منم رسید
که اصلا نگفت زنگ بزنیم پلیس
یا دکتر و هیچی
موندم چرا
بفرمایید
اوه، مرسی مگدا، به نظر خوشمزه میاد
جلنیک همیشه خدا اینجا بوده
یادمه یه بار داشت بسته میشد
اوه اونجا استخره
دوست فرانکلین رندی صاحبشه
هی شاید یه وقتی ببردت
ولی مواظب باش استخرش یه ذره خطرناکه
نذار تو قمار شکستت بده
آره، شرم آور میشه
که سکه های طلات رو از دست بدی
اون پشت حالت خوبه؟
اوه محض رضای پیت
فکر کنم زیادی خورده
60دلارم پول صبحانه رو داده بودم
همش بخاطر اینکه جس ریپلی برای همه رو زده
هی دنیس
میخوایم برای ناهار بریم پایین
- با ما میایی؟ - اوه، نه مچکرم
باید اینهارو برای گروه مارک تموم کنم
تا ساعت 1:00 باید به دستش برسونم
واقعا بی نظیره
- کارت خوب بود - ممنونم
اونها از طرح بازسازی برای بدهی ها خوششون اومد؟
آره همه دوست داشتن
یه سری ایده جدید به چشمم خورد
فکر کنم ایده های خودت بودن؟
آره ولی هیچ کدوم خلاقانه نیست
از اینجا خوشت میاد دنیس؟
البته خوشم میاد
ما در حال توسعه یه گروه داخلی تحقیقاتی جدید هستیم
و فکر میکنم می تونند از کسی
مثل شما با انگیزه و با استعداد استفاده کنند
نظرت چیه؟
مارک من هنوز یکسال دیگه از MBA ام مونده
من نمید...
با برنامه ریزی می تونیم کار کنیم
این یه تعهد جدی زمانیه
ولی فکر میکنم تو آماده این چالش هستی
و حقوقش خیلی بهتر از
حقوق کارآموزیه
- بهش فکر کن - باشه
تا آخر هفته خبر بده
- باشه - می خواهیم زودتر گروه راه بندازیم
مرسی
جود؟
عجله نکن
محض احتیاط اگه از لباسهای جدیدت خوشت نیومد
لباس قدیمیهات شستم
ممنونم
بابت شستن لباس هام ممنونم
ولی فکر کنم لباس جدیدها رو ترجیح میدم
آره، میبینم
بیا بشین
یه ذره نوشابه زنجبیلی بخور
بیا
استراحت کن و هرچیزی میخوای تماشا کن
به جز برنامههای ساختگی دادگاه
از اونها متنفرم
اوه، اشکالی نداره، من...
موقع بزرگ شدن اهل تلویزیون نگاه کردن نبودم
واقعا.. واقعا سخت بود
به گمونم خاطرات دارن برمیگردن
خیلی خوبه
به خودت فشار نیار
یادت میاد
من همیشه اینو به شاگردام پیشنهاد می کردم
مطمئن بودم خوششون میاد
همه چیز داره
فرار، انتقام
فریبکاری
ماشین تمیز شد
و ببین توی گاراژ چی پیدا کردم؟
فکر کردم حالا که ورزش میکنی
شاید به درد بخوره
وقتی داری تلویزیون می بینی می تونی ازش استفاده کنی
خیلی عالیه عزیزم، مرسی
شما دو تا چیکار می کنید؟
اوه
آیرین یه دقیقه می تونی باهام تا آشپزخونه بیایی؟
میخوام یه چیزی نشونت بدم
داستان می خونی؟ نوشابه زنجبیلی؟ چه خبره اینجا؟
اون یه مرد بالغه
فرانکلین تو موافقت کردی اون می تونه اینجا بمونه
آره ولی به این معنی نیست بشینه و هیچ کاری نکنه
تو که مادرش نیستی
و لطفا بهم بگو که این قضیه فراموشی اش باور نکردی
اون ترسیده
No comments yet. Be the first to leave one.