The first 200 lines.
اي استري، فردا بيا
اي استري، فردا بيا
...پراکاش
...پراکاش
...پراکاش
استري
اي استري، فردا بيا
دروازه دل کاملا بازه" "بدون وصله و دکمهاي
"بدون هيچ دکمهاي"
"روياها دو برابر زندگي هستن"
"و ذهني که به هيچکس اهميت نميده"
"به هيچکس"
روياهاي من خيلي بزرگ هستن" "که بخوان تو اين شهر جا بشن
"بزرگتر از اين شهر هستن"
"ميتونم دردهات رو با يه لبخند خوب کنم"
"من خياط قلبت هستم"
"مثل پرندهاي که بر آسمان پرواز ميکنه"
"من خياط قلبت هستم"
"مثل پرندهاي که بر آسمان پرواز ميکنه"
"من خياط قلبت هستم"
"انگار که از تو جادويي هست"
"برام يه لباس زيبا بدوز، محبوب"
"لباسي که دلربام کنه"
"من خياط قلبت هستم"
"مثل پرندهاي که بر آسمان پرواز ميکنه"
"من خياط قلبت هستم"
عمو، اين داستان رو تو هر فستيوال شروع ميکني، مگه نه؟
ويکي، هنوزم وقت هست
اما اين جوهر عادي نيست
ترکيبي از ادرار کلاغ و استخون خفاشه
اينطوري ساخته شده
عمو اين داستانها رو به کساني بفروش که عاشق تخيل هستن
ما نسل مدرن هستيم
!کُل شهر به اين خرافه اعتقاد دارن
ويکي، هر خونهاي که اين جوهر ..بيرونش هست
.از شر "استري" در امان خواهد بود
صحيح
شنيدي که دختر آمباني تسخير شده باشه؟
يا تاتا و بيرلا تسخير شده باشن؟
مطمئنم که مياد
سر کيسه رو شُل کن و بذار برات بنويسم
عمو يادت نره که رو ديوار ما هم بنويسي
و راستي.. تميز و پررنگ بنويس
وگرنه بدون اين که بخونش مستقيم مياد داخل
بله حتما
دهنت اينطوري ميمونه، خاله
در رو ببند آقا
وگرنه گاو سرش رو ميندازه پايين و مياد داخل
من هم نگهبان هستم
پس بالاخره وقت کردي بياي خونه
موضوع چيه؟
بايد از فردا با من بياي نيازي نيست -
چرخ خياطي بهم تجربه کافي رو داده
و به اين هم نيازي نيست
وگرنه به زودي از چوب لباسي آويخته ميشي
شوخي بود؟
ميخواي اداي باهوشها رو دربياري؟
ميخوام 4روز آينده رو روزه بگيرم
!و تو داري انرژي من رو هدر ميدي
بازم روزه؟ سرت تو کارت باشه -
به زودي دخترها به صف ميشن
قبلا هم بهت گفتم اينقدر تو کارت به اين شاخه و اون شاخه نپر
زيرپوش رو گشاد کني " "پيراهن رو تنگ کني
ما فقط دوخت لباس رو قبول ميکنيم
فقط لباسهاي نو
فقط؟
و باقي سال چيکار ميکني، پسرم؟
زنگ ميزنيم
بابا، توضيح دادن بهت غيرممکنه
گوش کن
..گوش کن
بايد يکم هم وقت بذاري و چرخوندن مغازه !رو ياد بگيري
وگرنه، اگر روزي بابات بميره
!نميتوني به تنهايي مغازه رو بچرخوني
حتي اگر مرگ هم بياد روحت رو بگيره !تو عمرا بميري
حتي اگر انگشتات بيجون بشه بازم لباس زنونه ميدوزي
پسرم، به زودي پا در راه من ميذاري
بابا، من براي اندازه گرفتن از دخترا به دنيا نيومدم
پس سرنوشتت چي بوده، پسرم؟
هنوز نميدونم بابا ولي به زودي ميفهمم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: سميرا و بينگسا
بياين داخل
چطوري داداش ويکي؟
يه لباس براي من بدوز
اندازه زن داداش رو بنويس
يکم وايسين عقب
اندازه: 48، سرشونه: 14.5
شال رو در بيار زن داداش چشم -
بازو 16، مُچ 7 سينه 38، کمر 42
بچرخ زن داداش
گردن 10
گشاد يا عادي؟
نه، شل نباشه
عادي باشه
آره بهتره زن داداش، مد روزه
بهتون مياد
دارم ميگم پسرم اين تجسم الهيه
ميخواي تنگتر بشه؟
..شونهها رو اين
اما اين احمق به استعدادش احترام نميذاره
اين پسر چيه جناب خان؟ اين چيه؟
من هزاران لباس دوختم
اما جوري که انگشتان اين پسر رو چرخ ميره
انگار خدا داره ميدوزه
جوري که اين دستهي قيچي رو ميگيره
و بصداش در مياره انگار خداوند ساراواستي براي ويرا ساز ميزنه
وقتي نخ رو تو سوزن ميکنه ميتونم بازتاب صداي صدف رو بشنوم
مطمئنم يه ارتباطي به زندگي قبليش داره
"من خياط قلبت هستم"
"عين پرندهاي که توي آسمون پرواز ميکنه"
"من خياط قلبت هستم"
من ده دقيقه ديگه برميگردم، بابا
وقت استراحته
"من خياط قلبت هستم"
سلام
..سلام
اسمتون ويکيه؟ بله -
پارسال تو فستيوال ديدمتون
صحيح
در موردتون خيلي شنيدم
من اينجا زندگي نميکنم ولي هرسال براي فستيوال ميام
صحيح
ميشه براي من لباس بدوزين؟ بله-
چقدر طول ميکشه؟ دو هفته -
نميشه زودتر انجام بدين؟
ده روز چطوره؟
براي روز آخر فستيوال ميخوامش
که موقع مراسم فرخنده بپوشمش
ويکي، خواهش ميکنم
زودتر بده
مشکلي نيست
ميدم يکي ديگه بدوزه
مرسي
!دو روز.. دو
دو روز خيلي ممنون -
اندازهام؟
کُتت رو در بکش
بچرخ
بچرخ
دوباره
تمومه
..اوه
ممنون
عصر ميرم معبد
خوبه
براي دعاي عصر
خيلي خوبه
..ميره معبد
بسيارخب
يک
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ديدي؟
اون حتي بهت نگاه هم نکرد و صداي زنگوله ازدواجش تو گوشت پيچيد
و تو استادي، همه چيز رو ميدوني نه؟
هر بار که از کوچهشون رد ميشم همش نگاهم ميکنه
نه، اينطور نيست !اون بهت خيره ميشه
خوبي؟
چيزي نميگي؟ چي شده؟
عشق در نگاه اول نگاه اول -
عشق در نگاه اول
با هم ميرفتيم کلاس زبان
نميخواد شکسپير بازي در بياري
دختره کي هست؟
اوني که سال پيش اومد فستيوال
چشماش قهوهايه
موهاش بلنده بله -
همون که از پارسال تو کف اوني؟
کف نبود
عين يه نسيم خنک از ناکجاآباد اومد
..دستم رو گرفت و گفت
"ويکي، خواهش ميکنم"
!دستت رو گرفته بود
چرنده
و گفت لطفا؟ بله -
داره دروغ ميگه اونوقت تو باور ميکني؟
به چرخ خياطي قسم
:دستت رو گرفت و گفت "ويکي، خواهش ميکنم"
"ويکي، خواهش ميکنم"
"ويکي، خواهش ميکنم"
"ويکي، خواهش ميکنم"
همين رو ميگم ديگه "ويکي، خواهش ميکنم"
تو اصلا احساسات سرت نميشه
دستت رو بده من
"ويکي، خواهش ميکنم"
!حالا احساسي شد
اما چرا تو پيش تو اومد؟
ميخواست براش لباس بدوزم
!لباس
تمام لباساي من خفنه
کي اين روزا ميده خياط براشون لباس بدوزه؟
احمق، لباسي که خودت ميدي ميدوزن يه جلوهي ديگهاي داره
و عشق هم کار آماده نيست
هميشه ساخته ميشه
درسته
"ويکي، خواهش ميکنم"
داداش، بزن به حسابم
!حسوديش شد
اين دستم رو نگه داشته بود
بوش کن
!گل افتاب گردان
No comments yet. Be the first to leave one.