The first 200 lines.
خب جوآن، بو بهم گفته .رفته بودی دیدن دخترت در آریزونا
،یا اسمی که بو روش گذاشته
.یه نیو مکزیکوی به درد نخورتر
.آره، حالش خیلی خوبه
.یه دوست پسر داره به نام تراویس
،روی دماغ، ابروهاش .و لبش حلقه انداخته
.صورتش مثل زیلز کوفتی شده
ولی... پسره واقعاً با نوهام .جور شده
...تراویس، جیسون و چد
سه تا اسم که میگن، "من ".یه عنترم
خب تو خیلی از دیترویت دور شدی. لابد .زندگی توی یه مزرعه خیلی ساخته
.نه، زیاد فرق نداره
.بوی یکسانی دارن .کلی ساختمون سوخته
.همه اسلحه دارن
.بودن لوک خوب بوده
برخلاف کولت، وقتی ازش میخوام ،کمکم کنه روی وانت کار کنم
.نمیخواد با بغل بهش پول بدم
،گرچه اگه همچین انتخابی هست .یکی میخوام
.نیست
خب، وانت چه مشکلی داشت؟ چون یه فورده؟
میدونید، میگن توی یه شب آروم
.میشه صدای زنگ زدن یه فورد رو شنید
.بهش گفتم یه داج بخره
داج برای چی؟ آتیش درست کنه؟
.درسته
.سلام، بو - .سلام، لیزا -
.جوآن - .سلام، لیزا -
لوک، ایشون ،لیزا نیومن هستن
مدیر بزرگترین کسب و کار گاو .در ایالت
.این برادرزادمه، لوک
.داج میرونه
.و داج حتی توی ناسکار نیست
اژدهاها هم همینطور ولی هنوز میخوام .سوار یکیشون بشم
،شرمنده اینقدر دیروقت مزاحم شدم
ولی بانکم میخواد این قراردادها رو امضا کنی
.قبل از اینکه بتونم گلهات رو بخرم
.بانکدارهای کوفتی
دلم برای اون روزهایی که فقط ،دست دادن کافی بود تنگ شده
و میتونستی به هر کسی که وارد ،ملکت میشد شلیک کنی
.بدون پرسیدن سؤالی
یه بطری 12 سالهی پاپی ون وینکل کمکت میکنه؟
چطور اینقدر صبر میکنن؟
یعنی، اگه من ساخته بودمش، میشد .پاپی ون وینکل 30 ثانیهای
.داری کار درستی میکنی
.آره، میدونم
خوب میشه یکم استراحت کنیم تا وقتی .فصل جفتگیری بعدی شروع بشه
به جای وسواس پیدا کردن سر هر جزئیات ریزی
.یکم با خانوادهام وقت بگذرونم
با این جوهر آبی کوفتی .این قراردادها رو امضا نمیکنم
.بگیر
.یه خودکار مشکی
یا قرمزش رو میخوای؟
میدونم رنگ توضیحاتت رو .قرمز ترجیح میدی
.بفرمایید
...خب، بو
:خیلی وقته منتظر بودم اینو بگم
اینها دیگه گاوهای من هستن، پس .نزدیکشون نیا
.به سلامتی کار کردن باهات
.صبرکنید ...من
.نمیدونستم باید صبر کنیم
.سلامتی بو بنت
!هی
این بیرون چه خبره؟
!وسط شبه
.ساعت هشته
آره. خب، وقتی آفتاب غروب میکنه .رادیو هم دیگه برنامهای نداره
لعنتی، اون پاپی ون وینکلـه؟
باید بذاریم بخوابه وگرنه اَبی .دیوونه میشه
illusion امیرعلی
.باشه، یکی برات دارم
.از کمر به پایین، مثل جان هولمز هستی
.از گوش به بالا، شبیه تلی ساوالاس هستی .بدون مو
همون چیزی که برای پنجتای قبلی گفتم رو ".بهت میگم، "به خاطر مو
.همیشه به خاطر موهامه
سلام، عزیزم. کجا بودی؟ - .سلام -
فقط رفان خوار و بار فروشی و تو راه خونه .پلیس جلوم رو گرفت
چی؟ - حتی نشد از حقهی خط شکاف سینههام -
.استفاده کنم چون پلیسه دختر بود
خط شکاف سینههات رو به پلیسها نشون میدی؟
نه فقط پلیسها. توی استارباکس .قهوهام رو پُر میکنن
.توی رستوران چیلیز بهم پیش غذای رایگان میدن
.حتی به پرواز هواپیما هم ارتقا پیدا کردم
!صبر کن ببینم، گذاشتی من تو بخش عادی بمونم
بهم گفتی تو مجوزهای .سوار هواپیما شدن اشتباهی شده
یه بار با یه پلیس زن سعی کردم .با لاس زدن نذارم برام جریمه بنویسه
...به خاطر رانندگی در مستی، و گفتم
من تو مال تو فوت میکنم .اگه تو تو مال من فوت کنی
واسه چی جلوی تو رو گرفتن؟
پیتون رو گذاشته بودم جلو چون .پیکاپم صندلی عقب نداره
.واقعاً یه ماشین ایمن خانوادگی نیاز داریم
.لوک از ماشینها سر در میاره
باید بگیم یه صندلی .عقب وانت پیکاپت درست کنه
،میدونید، قبلاً انجامش دادم .و توصیهاش نمیکنم
.آره، حالا هرچی
.خب، اون دیوانه است
فکر میکردیم تراکتور با صندلی خیلی راحت .ایدهی بدیه تا وقتی امتحانش کردیم
بابات کجاست؟
.با جوآن رفته تمرین تیراندازی
ظاهراً، برای شهروندان سالخورده .یه برنامهی ویژهی سر صبحی دارن
میخواست اول برسه اونجا تا .جای پارک معلولین رو بگیره
پیر، کور و کر، چیزی برای ...از دست دادن نداره، دستش سلاح باشه
چه مشکلی میتونه پیش بیاد؟ - درسته؟ -
براش خوشحالم. حداقل داره .از وقت استراحتش استفاده میکنه
خیلی بد شد لیزا پیشنهاد نکرد .گلهی ما رو به بازار ببره
.پیشنهاد کرد
چی؟ کِی؟
.همون زمانی که به بابام پیشنهاد کرد
،چرا اون قیافهای رو به خودت گرفتی انگار تازه بدون تو
تمام فصل چیزهای عجیب رو دیدم؟
نه، کولت، قیافهی "چرا تازه دارم
از این قضیه با خبر میشم؟" رو .به خودم گرفم
.باید تا الان میفهمیدم
تصمیم خیلی بزرگی رو گرفتی .بدون اینکه قبش با من مشورت کنی
.چی... خب... من کل روز کار میکنم
میخوای چیکار کنم؟ بیام خونه و
کاملاً شرح بدم چه اتفاقاتی افتاده؟
دیروز اومدی خونه و 45 دقیقه از این حرف زدی
که کدوم گاوها با هم قرار میذارن، و .کدوم یکیها تنهان
چیه؟
.اذیتمون نکن - چیه؟ -
!خوشت اومده بود
داشتی از عروسی گاوها، پردهها، لباسها .و اینجور مزخرفات حرف میزدی
فقط دوست دارم توی چیزهایی که .روی خانوادهمون تأثیر داره شریک باشم
.باشه. متأسفم
.امروز صبح با یه خریدار ملاقات میکنم
فرانک استیونز، دوست قدیمی بابام
که قبلاً باهاش کار کرده، ببینیم .میتونیم معاملهای بکنیم یا نه
.باشه .ممنون که بهم میگی
شاید امشب بتونیم فصل جدید .چیزهای عجیب رو نگاه کنیم
...بله
یه چیز دیگه هست .که باید دربارهاش صحبت کنیم
کاش میذاشتی تمام اینکارها رو .برات انجام بدم، بو
حالا باید به خودت سخت نگیری و .و استراحت کنی
.دارم تیر حصار عقب یه وانت بار میزنم
.مثل دیزنیلند من میمونه
خب، میدونم قراره یکم وقت خالی داشته باشی
و گفتم شاید بتونی یکم بیشتر .دربارهی مزرعهداری بهم آموزش بدی
صدات رو شنیدم که گفتی .فصل جفتگیری برای گاوهاست
.دوست دارم دربارهاش بدونم
.یعنی، نمیخوام نگاشون کنم
.مگه اینکه بخشی ازش باشه
.هر چی میخوای بدونی بهت یاد میدم
!سلام، بو
.سلام، دیل
.این برادرزادم، لوکـه .لوک، دیل دامپزشکمونه
.همینطور رو اعصابترین دوستمه
،همینطور تنها دوستشم
که همچنین باعث میشه دوستی باشم .که از همه کمتر رو اعصابشه
.من بردم، مادر به خطا
.از ملاقات باهات خوشحالم، دیل
شده به ضبط پادکست باهمدیگه فکر کنید؟ .چون من حاضرم بهش گوش بدم
خب، البته که پرسیدم. ازش خواستم ،توی پادکستم باشه
.دیل رو دارید
ناهار آماده است! ساندویچهای .پنیر گریل شده
،خب، عجب اتفاقی .درست موقع ناهار اومدم
چقدر احتمال داره تصادفی باشه؟
.صد در صد
.بریم
.هی، دیل، شارلین تماس گرفت
.گفت یه رژیم صریح داری .نباید بهت غذا بدم
و همچنین تمام اون شکلات کرهایهای .کشوی جورابهات رو هم پیدا کرده
،بیخیال با همچین زنی
چرا بخوام عمرم رو بیشتر کنم؟
...لوک
چطوره که تا حالا از تو نشنیده بودم؟
.خب، یه جورایی داستان جالبی داره
،بابای من برادر بو بوده
ولی اون در ویتنام مرد .قبل از به دنیا اومدنم
حتی از این سمت خانوادهام باخبر نبودم
تا وقتی مامانم موقع مرگش بهم گفت .دو هفتهی پیش
.شاید نباید با جملهی "داستان جالبیه" شروع میکردم
.خب، دین کوک که نیستی
یعنی چی؟ - .اجاق رو روشن گذاشتم -
!یا مسیح مقدس
!هی، هی، هی
لوک حالش خوبه؟
.هشدار آتیشسوزی کوفتی
.ذهن پسره آشوبه
.مشکلاتی که از عراق به خونه آورده
کمکی بهش میرسه؟
تلاش کرده، ولی طبق حرف بو، بیمارستان .کهنه سربازها ظرفیتش تکمیله
،من یه دوستی به نام جک دارم
.برای امور کهنه سربازهای گرند جانکشن کار میکنه
شاید بتونه یکم از .مشکلاتش رو حل کنه
.خب، ممنون، دیل .یکی مدیونتم
دولت بودجه نداره که از سربازهامون ،حمایت کنه
ولی میتونن هزینه ساخت .مهر یاد بود استار ترک رو پرداخت کنن
.آره، باعث تأسفه
،ولی این رو میگم
کارتهای تبریک کریسمستون میتونن .یه علامت کلینگان اون گوشه داشته باشن
!کولت
.سلام، آقای استیونز حالتون چطوره؟
.خوبم - .باشه -
.پهن... پهن گاو
.آره، میدونم، مال توئه
اگه مزرعه دار نبودم خیلی عجیبتر میشد، ها؟
،میدونی، آخرین باری که دیدمت
.همهاش 16 سال بیشتر نداشتی
و داشتی به یه پیرمرد دیوانه و مست پول میدادی
که برات از یکی از اَپلبیهامون .عرق و کوکا بخره
No comments yet. Be the first to leave one.