Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 11

Release info

Frasier S11E12 Frasier Lite 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 11 قسمت 12 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

خب، موری، اگه تو داری به زنت خیانت نمی‌کنی

و اون هنوز بهت شک داره، پس واضحاً با یه مشکل بی‌اعتمادی طرفیم.

موری: بیشتر شبیه یه مشکل روانیه.

می‌دونم از کجا گرفته. از مادرش.

که اتفاقاً برای روز شکرگزاری اومد و هنوز نرفته!

سال نو مبارک!

باید دونه دونه حلشون کنیم.

موری: توی حمامم سلسته! یه کم حریم خصوصی لطفاً؟

می‌بینی چه رفتاری داره؟ - شاید چیزی که اینجا لازمه...

سلسته: فکر کردی نمی‌دونم با کی حرف می‌زنی؟

اون هرزه کوچولوتونه، مگه نه؟

سلام، هرزه!

سلسته، اگه اجازه بدید فقط یه لحظه حرفتون رو قطع کنم...

سلسته: یه مرد؟ بدتر از اونیه که فکر می‌کردم!

مادر: سلسته؟ سلسته: تلفنو قطع کن، مامان!

مادر: همه‌تون تو رادیو هستید. من دارم پایین تو آشپزخونه گوش می‌دم.

موری: حالا که اونجایی، دو تا ظرفم نمی‌شوری؟

بریتنی: نمی‌تونم این داد و بیداد رو تحمل کنم. دارم از خونه فرار می‌کنم!

موری: اوه، تلفنو قطع کن بریتنی. هیچ‌جا نمی‌ری.

و این مکالمه هم همین‌طور.

خب، این برنامه امروز ما بود، با یه یادداشت کوتاه برنامه‌ای.

من و همکارام در KACL داریم با یه تیم رقابت می‌کنیم

از KPXY تا ببینیم کی می‌تونه بیشترین وزن رو برای امور خیریه کم کنه.

الان داریم می‌ریم برای اولین وزن‌کشی.

می‌تونید پیشرفتمون رو از طریق برنامه «قهوه با کلی» کانال ۶ دنبال کنید.

برامون آرزوی موفقیت کنید. خب، همگی.

بیاید این کوفتیا رو بخوریم. چی؟ چرا؟

کنی: هرچی بیشتر قبل مسابقه بخوری

وزن اولیه بیشتری ثبت می‌کنی.

آره، چیزبرگر، دونات، سیب‌زمینی سرخ‌کرده و تاکو داریم.

و یه اردک کُنفی که به اندازه دونالد ترامپ چرب و چیلیه

و دو برابر چرب‌تره.

خب، این که اصلاً با روح رقابت جور درنمیاد.

هدف اصلی اینجا اینه که آگاهی‌رسانی کنیم

در مورد اپیدمی چاقی در این...

بی‌خیال، فریژر. تیم برنده یه سفر رایگان به وگاس می‌بره!

بولداگ: هورا! راز: وو!

چهار روز باشکوه تو شهر گناه، با تمام زرق و برق خیره‌کننده‌ش.

اون تاج‌های پردار، اون جوراب‌شلواری‌های توری...

من که فقط یه پیراهن آلوها پوشیدم.

یالا، شمپسکی، تندتر برو!

من یه اختلال گوارشی دارم که اگه زیاد یا کم غذا بخورم،

دچار دل‌پیچه‌های ناتوان‌کننده می‌شم.

اشکالی نداره، نوئل. هرچی که برات خوبه همون کارو بکن.

اما یه سفر به وگاس واقعاً باحال نمی‌شه؟

و یادت باشه، هرچی تو وگاس اتفاق بیفته...

تو وگاس می‌مونه.

خب. بخور، دکتر.

من هرگز چنین کاری نمی‌کنم. این منصفانه نیست و روحیه ورزشی نداره.

آخ، به کی قراره آسیب بزنه؟

بی‌خیال، بابا. هیچ‌کس از نق‌نقو خوشش نمیاد.

مارتین: هی، نایلز، داف. اوه، وقت حرف زدن نیست.

خانم باردار داره رد می‌شه!

مچت چی شده؟ اوه، اِم...

تو خواب غلت زد و دوباره منو گیر انداخت.

این دفعه حتی می‌دونستم قراره اتفاق بیفته.

مثل اون سنگ گنده تو فیلم ایندیانا جونز.

اون می‌دونه این کارو کرده؟ نایلز: نه، نه، نه.

نمی‌خواستم ناراحتش کنم، واسه همین فقط... فقط، اِم...

یه بهونه آوردم.

ادی داره چیکار می‌کنه؟

اوه، منتظر دوست کبوترشه.

اسمشو گذاشتیم بارنی.

هر روز میاد تو بالکن و این دو تا به هم خیره می‌شن. ها ها.

بله، حیوانات عجیب و غریبی هستن.

دیروز سه ساعت این کارو کردن. آخ.

نه، دروغ نمی‌گم. تمام مدت نگاهشون کردم.

اوه، مچت هنوز اذیتت می‌کنه، عزیزم؟

اوه، فقط یه کم درد گرفته. اوه، طفلکی بد روش خوابیده.

بیدار شد و مثل خرگوش در حال مرگ جیغ می‌کشید!

هی، فریژ، وزن‌کشی چطور بود؟ خب، وحشتناک بود، ممنون.

هم‌تیمی‌هام مسخره‌ام کردن چون از قبل مثل خوک پرخوری نکرده بودم.

می‌دونی، چی باعث می‌شه که تیم‌ها و مسابقات...

بدترین جنبه آدما رو نشون بدن؟

دوباره شروع شد. چی؟

خب، فریژر و ورزش‌های تیمی اصلاً ترکیب خوبی نیستن.

سال اول دانشکده، برای اینکه پدر رو خوشحال کنه...

نیازی نیست اون داستان رو تعریف کنی.

فریژر سهواً عضو تیم هاکی روی چمن دختران شد.

فرم ثبت‌نام نوشته بود "اف. هاکی."

منم فکر کردم منظورش هاکی تازه‌کارهاست.

اون دامن چهارخونه کوچولو بهت سرنخ نداد؟

فکر کردم کیلت (دامن اسکاتلندی) بود.

خب، من دارم از گرسنگی می‌میرم. برای شام کجا بریم؟

چی بود؟ آخ! بارنی!

اوه، اِم، داف، می‌شه ادی رو ببری تو اتاقم؟

نمی‌خوام اینو ببینه. دافنه: یالا، پسر.

مارتین: اوه، این چطور اتفاق افتاد؟

نایلز: ببین بابا، پرنده‌ها خب به پنجره می‌خورن دیگه.

می‌دونم. واسه همینه که من یه لکه محافظتی درست اونجا نگه می‌دارم.

کجا رفت؟

نایلز!

من... من متاسفم. یه رفلکس بود.

حتی نمی‌دونم دارم انجامش می‌دم.

خوشحالی؟

دوست کوچیک ادی رو کشتی. طفلکی کوچولو.

خب، چی کار کنیم؟ پرت کنیم اونور لبه؟

بابا، صبر کن، هنوز نفس می‌کشه. اوه، خب، بلندش کن.

پرنده‌ها به شدت ناقل بیماری هستن.

اوه، بیا، از دستمال من استفاده کن.

من شانسمو امتحان می‌کنم.

حالا ناامید نشی بارنی. خوبِ خوب می‌شی، عین روز اول.

دیدی؟ برای همینه که به یه ناحیه‌ی امن نیاز داریم.

به زودی برمی‌گردیم تا ببینیم تیم‌هامون چطور پیش رفتن.

در هفته‌ی اول چالش کاهش وزن "از چاقی تا سلامتی".

پس همین‌جا بمونین. (مکث)

هی، نگاه کن، اونان.

راز: اوه، اون رداها رو.

انگار تو یه جور فرقه هستن.

مثل کاهن‌های اعظمِ "آسمودئوس ویرانگر".

آسمودئوس. اهریمن شهوت، بلعنده‌ی دنیاها.

یعنی هیچ‌کی ایمیل‌های منو نمی‌خونه؟

کِلی: خوش برگشتین.

خب، ببینیم تیم‌هامون این هفته چطور نتیجه گرفتن.

بیاین تو، بچه‌ها.

بیاین تو. خب، همونطور که می‌دونین... فریژر: کِنی.

اون نفر آخریه تو تیمشون کیه؟

کِنی: اوه، امم، وِین شافتر. مدیر کل جدیده.

پس بازم همدیگه رو ملاقات کردیم.

وِین شافتر.

می‌شناسیش؟ ما با هم دبیرستان می‌رفتیم.

کاپیتان تیم فوتبال بود، آقای محبوب.

و رقیب من برای جلب محبت دانش‌آموز بورسیه‌ی سوئدی‌مون.

ژیزل یوهان‌سون-جنسن.

آره؟ خب، امم، نتیجه‌ش چی شد؟

عالی.

ازدواج کردیم و شش تا بچه داشتیم. تو چی فکر می‌کنی؟

کِلی: خیلی خب.

وِین شافتر؟ آره.

فریژر کرین. هی، "اف هاکی".

این مدت چه کارا می‌کردی؟ اوه، می‌دونی، کار خاصی نه.

هاروارد، آکسفورد، دکترای پزشکی، دکترای تخصصی، و بعدش همین تازگیا... من...

هی، یادته اون دفعه که من صفحه‌ی شطرنجتو برداشتم و به گریه انداختمت؟

تو منو به گریه ننداختی.

من خودم انتخاب کردم گریه کنم تا حس ترحم تو رو برانگیزم.

و از این طریق صفحه‌ی شطرنجمو پس بگیرم.

ها ها. انداختمش تو سطل زباله‌ی پشت کافه تریا، مگه نه؟

نمی‌دونم. هیچ‌وقت پیدا نشد. نه، من انداختم.

و آخرین نفر برای KACL...

دوست قدیمی من، دکتر فریژر کرین. سلام، کِلی. ها ها ها.

هی، فِرَز، خوشحالم می‌بینمت. برو بالا. فریژر: آخ.

اوه. آخ.

یک پوند سنگین‌تر شدی، فِرَز.

خب، این که نمیشه. من که به هر وعده غذاییم یه سالاد اضافه کردم.

خب، در پایان هفته‌ی اول...

KPXY هفده پوند کم کرده، KACL نه پوند.

این تمام وقتی بود که داشتیم.

فردا هم به من ملحق بشین، وقتی مهمان من...

گروه کر زنگوله‌ی دستی سالمندان خواهد بود.

روز خوبی داشته باشین.

ببین، عضله از چربی سنگین‌تره، می‌دونی که.

و با این همه ورزشی که من کردم... آره آره، بسه دیگه، کپل.

وِین: هی، می‌دونی، کرین...

وقتی می‌گن "به خاطر تیم از خودت مایه بذار"، منظورشون یه دونات دیگه نیست.

اوه، خفه شو شافتر. خودت یه دوناتی.

اوه، بی‌خیال. از وگاس برات یه کارت پستال می‌ندازم.

بهت بگم چی. ما این رقابت رو می‌بریم.

و وقتی بردیم، تو اون صفحه‌ی شطرنج رو جایگزین می‌کنی.

باشه، قبوله. اما اگه ما بردیم، تو تو ایستگاه ما حاضر می‌شی...

با اون یونیفرم هاکی روی چمنت.

قبوله، رذل چاق. خیلی خب. دست بده.

سرکار گذاشتمت!

اوه، ببخشید، ببخشید. کار جالبی نبود. بفرمایید.

سرکار گذاشتمت! ها ها ها.

هی، هی، یه لحظه. این معامله قبول نیست مگه اینکه دست بدیم.

بیا دیگه. بیا دیگه.

من برای بار سوم این کارو نمی‌کنم.

خیلی خب. سرکار گذاشتمت!

خدایا، دلم برات تنگ شده بود.

سلام، مارتین. هی، بابا.

بارنی چطوره؟ امروز خیلی بهتره.

اوه، عالیه. براش یه خوراکی آوردم. ارزن و مغز آفتابگردون.

با کلسیم اضافی برای قوی شدن منقارش.

مارتین: هوم.

گردنت چی شده؟ اوه، از تخت افتادم پایین.

تازگیا خیلی بدشانس شده. هر روز یه چیز دیگه‌س.

باز شامو از مخزن پرید بیرون؟

خوشبختانه دقیقاً قبل از خواب مرطوب‌کننده زده بودم.

برای همین عین دونه‌ی هندونه سر خوردم بیرون.

خوبی، پسر؟

از پله‌ها اومدم بالا. چرا از پله‌ها اومدی بالا؟

ها؟ کالری می‌سوزونم.

اوه، آره، تو رو تو تلویزیون دیدم.

می‌دونی کِلی کِرکلند چه بازیگر خوبیه.

یه بار تو اجرای "نامه‌های عاشقانه" دیدمش.

با بیل نای، مرد علم.

اشک.

تصمیم گرفتم خودم رو دوباره وقف این رژیم کنم.

تیم حریف، کاپیتانش...

رقیب قدیمی دبیرستان من، وِین شافتره.

کدوم یکی بود؟ اون گردن کلفته، با چشمای بی‌روح؟

همونی که چتر PBS‌تو شکست؟

برای دو هفته‌ی آینده من یه ماشینِ تندراهی...

کالری‌سوز و پوندانداز خواهم بود.

دَفنی، تو یه چیزی نگرفته بودی؟

یه جور دستگاه سفت‌کننده‌ی شکم برای بابا؟

"اب بلستر" یا "فلَب باستر"؟

آها. هر دوتاشونو برام بیار.

سرهمشون می‌کنم، ببینم می‌تونم یه تمرین حسابی راه بندازم یا نه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left